يكشنبه، ۲۰ آذر ۱۳۸۴

tehran.jpg

چند روزيه كه رنگ‌ها در پس ذراتِ گرد و غبار و دوده و سولفات‌ و نيترات‌ها گم شده‌اند. شهر بی‌رنگ و بی‌حس و بی‌بو، عينهو قبرستون شده. انگاری كه روی سر و كله همه خاك مُرده ريخته‌اند. همه چيز خاكستری، كدر، تيره و تار شده. جماعت خسته، بی‌حس و حال، بی‌رمق، عصبی و هر كدوم عينهو بشكه باروت منتظر يه جرقه‌اند تا بپرند و خرخره‌ات رو بجويند. مرگ مثل بختك افتاده روی تهرون و به همه در و ديوارش دوده و غم و غصه ماسيده. انگاری اين خفه‌گان پايانی نداره. رفتن تا ميدون انقلاب و بهارستان، مرد ميخواد و دل شير. البته تردد اين روزها توی شهر خيلی هم به مردی و مردونگی و دل و جرأت ارتباطی نداره بلكه بايد يا خيلی يابو باشی كه معنی اين نمودار و ستونهای آلاينده‌ رو كه هر روز داره مثل معامله عربها دراز و درازتر ميشه رو نفهمی يا بايد اينقدر كارت واجب باشه كه قيد سلامتیت رو بزنی و بزنی به دل شهری كثيف، سياه، دود گرفته كه هر لحظه امكان سكته قلبی و مغزی وجود داره.

از اونجايی كه ما ايرانيها بايد همه چيزمون برخلاف آدميزاد باشه وقتی مدارس رو تعطيل می‌كنند، بچه‌ها صبح خوشحال و شنگول بعد از خوردن صبحونه دست در دست مامانا‌شون ميرن وسط شهر تا خريد كنند. كم نبودند خانواده‌هايی كه اين چند روز از تعطيلی ادارات و بخصوص مدارس سوء‌استفاده كرده و انگاری همگی دسته جمعی رفتند سيزده‌بدر. چهارشنبه خريت كه نه چون بهرحال لازم بود كه ماشين رو ببرم تعميرگاه، رفتن تا سر خيابون مجيديه همانا و از چهارشنبه تا حالا عطسه و سرفه و آبريزش از دماغ و دهن و يكی دو جای ديگه همانا. منهم كه ماشالله قوی و رويين‌تن، به چس بندم و به گوز پيوند. خلاصه كه هوای اين روزهای تهرون عجيب گرفته و سياه و نكبت‌ شده. پنداری ننگ و نكبت و بدبختی نه فقط از شهرمون كه اينبار از سر و كله همه‌مون داره ميباره. دو قطره بارون و يه نسيم زپرتی شده آرزو توی اين روزهای سخت خفقان‌آور.

۱۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

خجالت نکشیا!!! کامنتمو چرا پاک کردی؟
******************************************************************
K1: خيلی ببخشيد، شما كجا كامنت گذاشتين كه من پاك كردم؟! مطمئن هستید اشتباه نمی‌كنيد؟!

Marjaneh

آي گفتي ...دلم واسه اكسيژن تنگ شده ...

عرض کرده بودم عوض تشکرته که اومدم دیدم کامنتمو خوردیش! بعد چون کامنتم سیاسی بود گفتم شاید نخواستی باعث تشویش اذهان عمومی بشه! می فهمی که؟

یکی میگفت انقدر هوا آلوده شده که نگو! بعد من یادم افتاد چرا بعضیا پرایدو با پیکان اشتباه میگیرن تفلکا

اين دنيامون شده كارآموزي واسه اون طرف كه چون قدر نعمت ندونستيم، حتماَ جامون تو جهنم و وسط يه عالمه دود و ماره!!!

آره خیلی وحشتناکه. من که با اولین تاکسی سوار می شم و میام خونه .

نفسم گرفت از اين شهر...
از دانشكده فني دانشگاه ما كه به منظره شهر نگاه كني يه قبرستون ميبيني كه زير دود و كثافت داره دفن ميشه.
خوبه حالا ما اون بالا از اين قضايا در امانيم ولي رفيقاي من كه سمت فاطمي هستن دوتاشون تنگي نفس گرفتن و رفتن زير اكسيژن...
خدايا رحم كن...

تيرگي كه سهله، ديگه كم كم اصلاَ چيزي ديده نمي شه!!... مردم هم كه ماشاا... آخر فهم! انقدر رعايت مي كنن كه آدم شرمنده مي شه!

هوا بس ناجوانمردانه سربي است

باد و باران از ما دریغ داشتند تا به سیاهی خود پی بریم ورنه او قادر است بر طوفان.

چی بگم والله که کاری متاسفانه از دست ما بر نمياد. راستی اين سايت و اطلاعاتش قابل اطمينانه؟ از بس اينا دروغ می گند آدم باورش نمی شه. به هر حال که به نظر من آلودگی هوا از اين آمارشون هم شديد تره.

نمي دونم تا كي مي شه نصف و نيمه زندگي كرد. اگه هوا هم وضعش بهتر نشه چي؟

محل كار من كه درست وسط همين دودو كثافته..... خدا به دادمون برسه...

تازه پيدات كردم.

خوب بدبختی همینه دیگه
اگر مردم به مسائل ایمنی نگاه جدی تری بکنند اوضاع بهتر میشه...
حالا هم که از اخبار ایرانی شنیدیم که شماره های خودروها را به زوج و فرد تفکیک کردند تا تعداد ماشین کمتری وارد شهر بشند!!!
خلاصه اگر باید بری بیرون با ماسک ایمنی برو تا در خطر نباشی عزیزم.

تهران هم شده عين زندگي ما ؛ خاکستري ، دود گرفته و غبارآلود ، نه حوصله اي ، نه دلخوشي ، نه آفتابي و نه حتي يه آسمون آبي ...

بهت لينک دادم چون با نوشته هات حال کردم ، تو هم بيا سر بزن ، بخون و اگه پسنديدي لينک بده

mina

كيوان يه چيزي تو اين سه چهار تا پست قبليت ديدم كه قبلا كمتر بود همش شكايت و شكوه و ناله! مي دونم اين روزا همه چي خيلي خفن شده و هيچ كس رندگي نميكنه ولي اين جوري فقگ خودت ازرده تري...

سياوش

ايول بابا بچه محليم كه
منم تو همين خراب شده هستم
16 متري دوم شمالي

ارسال نظر