در رابطه با مطلب " بكارت " بواسطه اينكه خيلی از دوستان بهش لينك داده بودند و خودش هم فینفسه از اون چيزهايی كه آدم مورمورش ميشه و دوست داره در رابطهاش صحبت كنه چون هم خير دنيا و هم آخرت توش نهفته است! باز هم كامنت مياد و دوستان نظراتشون رو مینويسند ولی خب ديگه نميشد بيشتر از اين صبر كرد و معطل موند چونكه ظاهراً خيلیها منتظر اعلام نتايجاند تا تكليف خودشون رو با اين معضل روشن كنند! من 420 كامنت اول رو مبنای محاسبه قرار دادم كه از اين بين خيلیها چند بار نظر داده بودند و جالب بود يه سری آدم زرنگ اومده بودند و اون وسط يه سوال هم طرح كرده بودند و از بقيه خواسته بودند به سوال اونها هم جواب بدند و هر چند وقت يكبار هم سری به كامنتها ميزدند و به جماعت جواب هم ميدادند! تو رو خدا تعارف نكنيد اگه میخواهيد قفل و كليد وبلاگ رو هم بدم خدمتتون؟! بنابراين بدون در نظر گرفتن نظر اونايی كه چند بار در اين مورد نوشتند از بين 420 كامنت اوليه موجود، آمار استخراج شده زير مربوط به 325 نفر هستش. بنابراين:
:: تعداد ( مجموع ) نظردهندهگان، 325 نفر

:: تعداد نظردهندهگان خانم، 147 نفر
خانمهايی كه به بكارت اعتقاد دارند، 31 نفر ( 21% خانمها )
خانمهايی كه به بكارت معتقد نيستند، 95 نفر ( 65% خانمها )

:: تعداد نظردهندهگان آقا، 178 نفر
آقايونی كه به بكارت اعتقاد دارند، 59 نفر ( 33% آقايون )
آقايونی كه به بكارت معتقد نيستند،72 نفر ( 41% آقايون )
21 نفر از خانمها و 47 نفر از آقايون هم نظرات دو پهلو دادند و يا نظراتشون به شكلی بود كه من متوجه نشدم نظر نهايیشون چيه.

آناليز و تجزيه تحليل اين موضوع رو بعهده خودتون ميذارم ولی من فكر میكنم اين آمار نشون دهنده نظرات كل جامعه ايرانی نيست و نميشه اين رو در سطح كل تعميم داد ولی خب شايد نمونه و يك نمای كلی از ديد و نگرش جوونهايی امروزی به اين موضوع باشه. و اما چيزی كه بنظرم خيلی مهم بوده اينكه خيلی از كسانيكه نظرشون رو نوشتند، چه دختر و چه پسر ايدهآل و اون چيزی رو كه دوست دارند باشه رو نوشتند نه اونی كه واقعيت امروز جامعه ماست. بهرحال ما داريم توی اين فضا زندگی میكنيم و با توجه به محيط و پيرامون و طرز تفكر جامعه، اساس زندگیمون رو پايهريزی میكنيم. وقتی مطلب مربوط به بكارت رو نوشتم خودم بعنوان اولين نفر نظرم رو هم نوشتم ولی به پيشنهاد يكی دو تا از دوستان كه همون موقع داشتيم آنلاين با هم صحبت میكرديم، بعد از چند دقيقه نظرم رو پاك كردم چون احتمال میدادم همه بيان و بخواهن سر نظری كه من نوشتم جروبحث كنند و اين شايد ما رو از اون مسير اصلی خارج میكرد. بنابراين اون چند نفری كه توی كامنتها نوشتند ميدونند نظر من چيه جزء اولين نفراتی بودند كه اون مطلب رو خونده بودند وگرنه خدای ناكرده فكرهای بد نكنيد متأسفانه من هنوز هيچ كدوم از اين خوانندهها رو زيارت نكردم!
و اما ... خدایا به اميد تو! به بكارت و باكره بودن معتقدم. اينقدی فهم و شعور دارم كه بدونم يه سری خانمها بنا به هزارويك دليل طبيعی ممكنه از همون بدو تولد باكره نباشند و يا بواسطه ورزش و فعاليتهای بدنی بكارتشون از بين بره و يا بعداً بخواهن اون رو ترميم كنند بنابراين صحبت از اين موارد نيست. يقين دارم سنت و آيين و فرهنگ اين مرز و بوم روی ديد و نگرش من اثر داشته و اين طرز تفكر متأثر از ديدگاه آباء و اجدادی من بوده ولی مهمتر از همه اينها اينكه من خودم بواسطه دوران خوش جوونی و نداشتن محدوديتهای جسمی و آزاديهای فردی و شخصی و جنسیتی و فيزيولوژی هر كاری رو تجربه نكردم. هميشه سعیيم اين بوده كه توی همه مراحل زندگيم خط قرمز داشته باشم. وجود خط قرمز به معنی داشتن يا نداشتن س.ك.س نيست بلكه يه چيز تعريف شده واسه شخص خودمه كه با توجه به پارامترها و اعتقادات و باورهای زندگيم حد و حدودش رو مشخص كردم. بنابراين ضمن احترام به عقيده همه دوستان خانم و آقا، همونجور كه گفتم نسبت به بكارت اعتقاد داشته و اعتقاد دارم و ... حالا اينی كه بعدها هم بخواهم بهش معتقد باشم رو نميدونم چون شايد گذشت زمان و تجربههای پس از این، ديد و نگرشم رو تغيير بده.
يك نكته و ختم كلام! اينی كه 65% خانمها به بكارت اعتقادی ندارند برام يه موضوع حل شده است و اتفاقاً با توجه به شرايط فعلی به همهشون 100% حق ميدم. حتی فكر میكردم درصدش بيشتر از اين هم باشه ولی اينی كه 41% آقايون ايرانی هم به بكارت اعتقادی ندارند از اون حرفهاست ديگه... مرد ايرانی ( درست يا غلط ) به بكارت اعتقاد اساسی داره. به نظرم درصد آقايون ايرانی كه اين مسئله براشون مهم نيست، بسيار بسيار كمتر از اين 41%. خيلیها حرفش رو ميزنند ولی من خودم هنوز توی دوست و رفقهام كه اتفاقاً خيلیهاشون هم آدمحسابی و بهروز هستند هنوز كسی رو نديدم كه با دختری غير باكره ازدواج كرده باشه. اينی كه خانمها هزارويك راه واسه ترميم و اينجور حرفها دارند يك بحث ديگه است ولی اون چيزی كه تيپيك بصورت باور و اعتقاد توی وجود يك مرد ايرانی وجود داره اينه كه به بكارت اعتقاد دارد هر چند خودش قبل از ازدواج از ديوار هر خونه خشتی و گلی بالا رفته باشه و هر تن و بدنی رو زيارت كرده باشه. ممنون از حوصله و وقتی كه گذاشتيد.
Comments (59)
تکبیر!!! کیوان الهی شکر که ختم به خیر شد! من داشتم نگران میشدم که یه کم دیگه معطلش کنی اینجا تبدیل به دادگاه خانواده بشه
Posted by گربه چکمه پوش | October 11, 2005 09:45 PM
Posted on October 11, 2005 21:45
خيلي خوشحالم كه هم فكريم ، تقريبا خيلي همفكريم! اما همون طور كه گفتم كاش توي كامنت دوني مي نوشتي، اين طور باز بحث ها راه مي افته بين بلاگر ها و شب باز بايد خواب بكارت ببينيم!!!!!!!
Posted by milad | October 11, 2005 10:02 PM
Posted on October 11, 2005 22:02
khob digeh ba in jema'ate weblogy ke ,ma ta hala shenakhtim fateheye shoma khundast .khoda biamorzadet
Posted by meli | October 11, 2005 10:17 PM
Posted on October 11, 2005 22:17
:) این نتایج مشابه نتایج نظرسنجی های زمان انتخابات یک بار دیگه این تئوری رو تقویت میکنه که هنوز جامعه ایرونی نظر واقعیشو در نظرسنجی ها نمیگه.
Posted by Just An Input | October 11, 2005 10:39 PM
Posted on October 11, 2005 22:39
ميدونستم چي ميگي.
ميگن مرد و قولش.دوست دارم ببينم اون آقايون و خانوماي كه با بكارت مخالف هستن آيا جرات دارن حرفشون رو تو روي خانوادشون بزنند؟يا موقع عمل كه ميشه حرف از احترام به بزرگتر ها رو پيش ميكشند.
Posted by baharak | October 11, 2005 10:53 PM
Posted on October 11, 2005 22:53
آفرين.خيلي خوبه كه نتايج رو با نمودار نشون دادي.البته همونطور كه گفتي در اين مورد مشت نمونه خروار نيست.چون جامعه وبلاگ نويس و وبلاگ خوان ما كلي با جامعه اصلي مون تفاوت داره.
Posted by solmaz | October 11, 2005 11:09 PM
Posted on October 11, 2005 23:09
اگه كسي بخواد تو اين مملكت يك مقداري راحت زندگي كنه بايد واقع بين باشه.دقيقا همين طور كه گفتي واقعيت جامعه ما شايد خيلي دور از افكار و ايده آلهاي ما باشه بنابراين مي طلبه كه عاقل باشيم و آينده نگر.آروم آروم حركت كنيم و به زمان اجازه بديم تو حل اينجور مسايل به ما كمك كنه.در ضمن خانم بهارك اينجا هر كسي نظر خودش و گفت همين! بهتر نيست بجاي اثبات يا رد حرفها به نظرات همديگه احترام بذاريم؟!
Posted by mahboubeh | October 12, 2005 12:23 AM
Posted on October 12, 2005 00:23
:)))))))))
اي بي وفا
Posted by سرزمین رویایی | October 12, 2005 12:28 AM
Posted on October 12, 2005 00:28
خوب اينهم يك واقعيت تلخ
Posted by BaHaar | October 12, 2005 01:04 AM
Posted on October 12, 2005 01:04
چه جالب حيف كه من دير با اينجا آشنا شدم
Posted by فری ناز | October 12, 2005 01:25 AM
Posted on October 12, 2005 01:25
زاستي بهارك جان من در جواب شما عرض كنم كه بنده كاملا با بكارت مخالفم. خانواده كه هيچ تمام دوستان آشنايان و خوانندگان متنها و شعر ها و غيره و ذالك هم اين رو ميدونن. و من تنها نيستم.
من نميدونم احترام به بزرگترها چه ربطي به اين موضوع داره.
Posted by فری ناز | October 12, 2005 01:28 AM
Posted on October 12, 2005 01:28
کف کردم!:))
Posted by سینا | October 12, 2005 01:28 AM
Posted on October 12, 2005 01:28
ساده اي هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا !
آخه رفيقت هر چقد هم با شما صميمي باشه مياد بهت بگه كه زن غير ويرجين گرفته , نه خدائيش؟!
بعدم جواب اوني كه ميگه جلو خانواده هم ميگيد بايد بگم كه:
من الآن 23 ساله هستم . وقتي 18 19 سالم بوده اين حرف رو زدم و هنوزم سر حرفم هستم اينو همه ميدونن هزار بارم تو وبلاگم گفتم !
Posted by yalda | October 12, 2005 02:16 AM
Posted on October 12, 2005 02:16
بعدم من نمیدونم به شما گفتن که احترام به بزرگتر یعنی اینکه خفه خون بگیرید و اگه عقیده ای دارین هیچی نگید؟!...اصلا این حرف شما خیلی بی ربط بود ببخشیدا!
مگه اینجوریه که یکی که یه اعتقادی داره مثلا تو وبلاگش داره تو اینترنت هم داره .تو خونه نداره .تو دانشگاه داره بعد تو مهمونی نداره تو خیابون داره و و و ...........
Posted by yalda | October 12, 2005 02:19 AM
Posted on October 12, 2005 02:19
برو بابا تو هم با اين وبلاگت دوكون باز كردي واسه خودت
Posted by farhad | October 12, 2005 04:10 AM
Posted on October 12, 2005 04:10
دوست عزيز چون تعداد جامعه آماري شما بالاي 25 نفره پس ميشه نظرات را به كل جامعه تعميم داد
Posted by rad | October 12, 2005 07:39 AM
Posted on October 12, 2005 07:39
به نظر من تا وقتي دختر هاي ما هم گرفتار نوع ديگري از تعصبات در مورد پسرها هستند و نگاه خودشون به مسائل نگاه سنتي هست نمي تونن انتظار داشته باشند پسرها خيلي شيك فكر كنند.همونطور كه يكبار ديگه هم گفتم نميشه هر موقع نفع ما ايجاب كرد مدرن باشيم و در صورتي كه سنتي بودن به دردمون خورد سنتي باشيم.بعد هم اول بايد مسايل كوچيكتر رو حل كرد بعدا رفت سراغ اين مساله به قول كيوان دنيا و آخرتي!!
راستي كيوان خان باز هم ازت مي خوام بيا يه همچين بحثي رو در مورد مهريه و اينكه چه تعداد با هاش موافقند يا نيستند. اينجا مطرح كن.
Posted by amir | October 12, 2005 07:40 AM
Posted on October 12, 2005 07:40
با توجه به اينكه آمار گيري تموم شده من نظري در مرد اعتقاد خودم نميدم...فقط يه نكته اي در مورد اين 72% آقايوني كه باعث تعجب شما شدند به ذهنم رسيد. هرگز زرنگي و دغلي يه مرد ايراني رو دسته كم نگيريد...شك نكنيد كه اگر يه پسر ايراني احساس كنه با اينجور نظر خواهي ها 1% هم كه شده احتمال اينكه دختري نظرش تغيير كنه و روي خوش نشونش بده بالا ميره برخلاف اعتقاد قلبي هم كه شده ميگه بله بله موافقم. خانمهاي عزيز هر كاري دلتون مي خواد بكنين فقط حواستون باشه كه هيچ مردي به جاي دلتون براتون تصميم نگيره حالا اين تصميم هرچي كه باشه.
Posted by گمشده | October 12, 2005 08:01 AM
Posted on October 12, 2005 08:01
خب خيلي جالب بود و تشكر از اين وقتي كه گذاشتي . و خيلي ممنون كه واقعا نظر خودت رو گفتي و مثل خيلي از آقايون بخاطر اينكه به املي و ... محكوم نشن ، اداي روشنفكرهاي امروزي رو در مي يارن ، شما رك و صريح نظر خودتون رو گفتيد.
Posted by نازنين | October 12, 2005 08:08 AM
Posted on October 12, 2005 08:08
اين اخلاقت كه اصلاً تظاهر نميكني، كاملاً خوبه و بيشتر خوشم اومد از نحوه بيانت
Posted by رضا | October 12, 2005 08:25 AM
Posted on October 12, 2005 08:25
عالي بود... اينكه صادقانه نظرتونو گفتيد
Posted by fateme | October 12, 2005 09:07 AM
Posted on October 12, 2005 09:07
مي خواستم در مورد اون جامعه آماري كه rad گفته و درستي يا نادرستي نظرش يه توضيحي بدم ولي خوب صاحبخونه تو اولين پاراگرافش گفته كه اجازه نداريم.
Posted by solmaz | October 12, 2005 09:19 AM
Posted on October 12, 2005 09:19
آقا كيوان سلام،
از صراحت گفتارتون خيلي خوشم اومد، واقعا چند درصد از اين آقايوني كه معتقد به بكارت نيستند وقتي پاش برسه باز به حرفشون پايبندند؟ چرا ما ايراني جماعت از ترس اينكه انگ امل بودن رو بهمون نزنند و مبادا بهمون بگن طرف روشنفكر نيست انقدر بر خلاف ميل قلبيمون صحبت ميكنيم؟
Posted by yalda | October 12, 2005 09:46 AM
Posted on October 12, 2005 09:46
كمتر ديدم كسي اينقدر پخته و در عين حال شخصي همچين موضع گيري داشته باشه، گرچه با نظر من فرق مي كنه ولي كلا اين روش موضع گيري قابل احترامه.
Posted by k1-35 | October 12, 2005 10:06 AM
Posted on October 12, 2005 10:06
من هم با كيوان 35 درجه هم عقيده هستم. گرچه نظر شما برخلاف نظر منه ولي برخلاف اونچه كه گفتي اتفاقاً مسايل را بخوبي تجزيه و تحليل كردي و اينقدر هم محترمانه نوشتي كه فكر نكنم باعث ناراحتي كسي بشه. در ابتدا فكر ميكردم كه شما هم به بكارت اعتقادي نداري ولي مثل اينكه اشتباه كردم. بهرحال ايكاش همه ياد ميگرفتن به ايده و عقيده هم احترام بذارند و در آخر ممنون از شما بابت نوشتههاي بسيار خوب و هوشمندان تون.
Posted by شيرين | October 12, 2005 10:23 AM
Posted on October 12, 2005 10:23
من هم فكر ميكنم بيشتر آقايون ايراني حتي اگه دلشون هم بخواد و سعی هم بکنند روشنفکر بازی در بیارند ولی ته دلشون به بکارت اعتقاد دارند.چرا راه دور بریم من هم که زن هستم ته دلم خوشحالترم اگه شوهر باکره داشته باشم.حالا اگه عرف هم این حق رو بهم بده که بیشتر خوشم میاد .اما وقتی عدالت بین زن و مرد برقرار نباشه و آقایون هر کار دلشون میخواد بکنند باید این حق رو هم به خانومها بدیم که شاید دلشون بخواد از جوونیشون لذت ببرند . تو لذت بردن از نعمتها هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست.برای من باکره بودن یا نبودن خانوم یا آقا قبل از ازدواج عبور از خط قرمز هام نیست
Posted by بي تا | October 12, 2005 10:29 AM
Posted on October 12, 2005 10:29
سلام . اولا"بابا بيتا خانوم حالا شما كوتاه بيا نذار معامله بهم بخوره .دوما"چيكار به نظر آقايون داريد كه حالا گير داديد به اونها نظر خودتون چيه. سوما"هر چي كيوان مينويسه سريع كلي موافق پيدا مكنه . چهارما"لطفا" جو گير نشيد . پنجما" كيوان درست شو خوبيت نداره
Posted by مهرداد | October 12, 2005 11:52 AM
Posted on October 12, 2005 11:52
عزیزم این به همون خاطره که می گی. من نمی نمی کنم نه چون نمی تونم چون «نمی خوام». برو خالی برای ما نبند، «خط قرمز» و این حرف ها کشکن! هنوز آدما و اخلاقیات رو نشناختی؟
Posted by آرش | October 12, 2005 11:55 AM
Posted on October 12, 2005 11:55
---هر مردي كه بگه به بكارت اعتقادي نداره فقط افه ي روشن فكري اومده وگرنه از اين خبرا نيست---
Posted by sayeh | October 12, 2005 04:53 PM
Posted on October 12, 2005 16:53
کیوان گرامی همین طور است باکره بودن با داشتن پرده بکارت دختران کاملا متفاوت است ولی بعضی هنوز متوجه این موضوع نیستند و آمار جناب عالی در همین جامعه آماری کوچک نکند آنان را به اشتباه بیندازد.ملاک داشتن یا نداشتن پرده بکارت معیار درستی برای ارزیابی روابط جنسی قبل از ازدواج نیست.طلب پرده بکارت از دختران یک ارزشیابی کاملا اشتباه و ظالمانه است.از این جهت میگویم ظالمانه که وقتی چنین قسمتی در بدن و فیزیک مردان وجود ندارد تا ثابت کند مرد باکره است و تنها اعتماد دختر به گفته پسر است که تعیین کننده است.چرا آقایان انتظار بیشتری دارند؟ دختر میگوید شما هم اعتماد کنید.دوم اینکه اگر شما دوست عزیز معتقد به امساک جنسی هستید خیلی ممنون خواهم شد اگر در مورد بازتابهای روحی و روانی جلوگیری یا عدم جلوگیری از روابط جنسی و همچنین در مورد تفاوت سنی بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی و ... بنویسید چون با پیش آمدن بحث فوق بدون پرداختن به این موارد بحث را نیمه کاره رها کردن است.
Posted by یونس | October 12, 2005 04:54 PM
Posted on October 12, 2005 16:54
اسرار عزل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
با تشکر از نظر واقع بینانه شما، در حال حاظر جوانان غرب هم از بی بند و باری پرهیز میکنند ومن که در آلمان هستم، میبینم که بخاطر شناخت وانتخاب صحیح ،افراد فرد مورد قبول خودشان را پیدا میکنند و برای شناخت بیشتر با هم مدتی زندگی، واگر نیاز باشد،ازدواج میکنند. افرادی که روابط جنسی زیاد داشته اند مقبول نیستند،حتی در گردهمائی امسال جوانان با حضور پاپ در کلن آلمان، داشتن بکارت مورد طرفداری زیاد جوانان قرار گرفث.بخاطرتجربه وجود افراد بدون پدر و مشکلات خانوادگی بوجود آمده...الان در ایران طبق معمول عقب ماندگی 50 ساله، بی بندوباری افزایش وافرادی نداشتن بکارت را روشنفکری عنوان میکنند!که جای تاسف دارد.باور کنید وجود بکارت برای هر پسری مهم است وموثر در تشکیل و دوام زندگی مشترک. بنظر من کنترل دقیق آن قبل از ازدواج ضروریست وبه دختر خانمها نباید بر خورنده باشد،چون آنرا که حساب پاک است...واین کنترل را بصورت فرهنگ تبدیل کنیم. روشنفکری در این امر، حذف بدعتهای نادرست در شناختن و انتخاب فرد، از جمله بدعت "مهریه" است، که زن را کالای قابل خریدوفروش عنوان میکند و در هیچ جای دنیای متمدن این خرافه وجود ندارد مگردرخانه های فساد. بدعت "مهریه" باعث میشود که آقایان را از ازدواج دور و به روابط ناسالم ودروغ پردازی در روابط و لطمه روحی و جسمی به خود و خانمها سوق دهد، لطفن بدعت "مهریه "را با توجه به جنس،سن و وضعیت تاهل مورد نظر سنجی قرار دهید.متشکرم .رضا،26 ومجرد.
Posted by رضا | October 12, 2005 05:45 PM
Posted on October 12, 2005 17:45
من از كيوان عذر ميخوام..اونهايي كه به حرف من ايراد ميگيرين..خودتون رو متهم نبينيد..هستن كساني كه وقتي پاي عمل ميرسه حتي جرات عنوان كردن كوچكترين خواستشون رو ندارن...چه برسه به اينكه نظر خودشون رو در اين مورد خاص بگن.
كسي رو ميشناختم كه از دختري خواستگاري كرده بود و مادر و خواهرش ميدونستن ولي جرات اين رو كه به پدرش بگه ميخواد ازدواج كنه رو نداشت.چه برسه به اينكه بگه انتخابش رو هم كرده.ضمناًكم سن هم نبود .
Posted by baharak | October 12, 2005 10:41 PM
Posted on October 12, 2005 22:41
بسم الله الرحمن الرحيم
براستی که «مسلمان» هستید جناب کیوان خان. ان شا الله در بهشت الله هم به حوریان و دختران باکره و غلمانهای نوجوان از هر سو که میلتان باشد داخل میشوید مانند حضرت محمدبن عبدالله(ص).
Posted by هومن | October 13, 2005 12:07 AM
Posted on October 13, 2005 00:07
دوست عزيز، با اين مساله موافق نيستم که در بين مردان ايرانی ، کسی پيدا نميشه که نه فقط با حرف بلکه عملا هم بکارت براش مهم نباشه (برای ازدواج) ، من در بين آشناهای خودم خيلی ميشناسم کسانی که می دونستن با دختری غير باکره ازدواج ميکنن، در ضمن ، عکس اين گفتار هم صادقه، يعنی خيلی از آقايوني که با حرارت ميگن به بکارت عقيده دارن، خيلی وقتها به خاطر اينه که در برابر دوستان خود به اصطلاح "کم نيارن"! ولی عملا جور ديگه ای رفتار ميکنن، چنين کسانی رو هم واقعا از نزديک ميشناسم. ..نظر خودم رو هم باز اعلام ميکنم که از چنگ نره ؛))) : به بکارت برای هيچ جنسی عقيده ندارم، و البته خودم هم مرد باکره رو به غير باکره ترجيح نميدم، يعنی اصلا ملاک انتخاب من چنينچيزی نيست، ولی کلا فکر ميکنم که تهربه قبل از ازدواج برای هر دو طرف فايده های زيادی داره.
Posted by شبنم | October 13, 2005 12:50 AM
Posted on October 13, 2005 00:50
سلام كيوان..من به خاطر كامنتي كه تو نظر پست اعتقاد به بكارت گذاشتم..نزديك بود كه شهيد شم!!!!:))) نگاه كن:
من به دلايل كاملا شخصي به بكارت اعتقاد دارم دلايل شخصی يعنی عملاْ دليلی که نميتونم برای جمع مطرح کنم. يعنی يه چيزی تو اين مايه ها که دليل قانع کننده ای ندارم ولی همينطوری به اين مساله اعتقاد دارم. غير از اينه؟
به هر حال تجزيه تحليلي كه كردي خيلي جالب بود....
Posted by هاله بالا افتادن | October 13, 2005 02:04 AM
Posted on October 13, 2005 02:04
ببينم سوال اين بود که به «بکارت خانم ها» اعتقاد دارين يا به بکارت؟ يعنی چی رفقای مرد من با دخترای غيرباکره ازدواج نکردن؟ خودشون چی، باکره بودن؟ اگه نبودن که این دورویی و استاندارد دوگانه ست. معمولا آدم حسابی و دورویی در یک بسته بندی نمیان. چرا نظر خودت هم روی خانم ها انگشت گذاشته؟ بعد هم اعتقاد داری يعنی چی اصلا؟ تو که ديگه خرت از پل رد شده. يعنی مثلا طلاق گرفتی بعد دختر باکره می خوای؟
Posted by Shadi | October 13, 2005 03:03 AM
Posted on October 13, 2005 03:03
دمت گرم كيوان... شك داشتم جرات كني نظرت رو بگي... كاش بقيه هم نظر واقعي شون رو مي گفتن...
Posted by هانيه | October 13, 2005 05:50 AM
Posted on October 13, 2005 05:50
من قلط کردم اینجا کامنت گذاشتم.....متاسفم که اینو میگم ولی امیدوارم هرگز با این جماعت روبرو نشم...بخصوص جناب رضا خان فرنگ رفته...شادی خانم شما هم خودت رو خسته نکن بحث خیلی از مرحله پرته و متاسفانه فكرها بسته تر از اونه كه با بحث باز شه...براي هومن خان هم آرزو ميكنم هرچه زودتر به حوريان باكره شون برسن...
Posted by گمشده | October 13, 2005 09:40 AM
Posted on October 13, 2005 09:40
همونطور كه قبلا هم گفتم پرده بكارت ملاك روابط جنسي قبل از ازدواج نيست فقط راهيه كه بعضي ها رو مجبور مي كنه به خودشون آسيب بزنند/اگه كسي روابط جنسي رو نخواد خب پرده بكارت هم سرجاش مي مونه ولي اگه بخواد چي؟ حق اين دسته رو كي تضمين مي كنه؟ همونطور كه بقول شما اگه روابط پيش از ازدواج رو نخواي خب انجام نمي دي و اگه كسي بخواد انجام مي ده مساله به همين سادگيه/در مورد اون دوستمون هم كه گفته در آلمان عده زيادي معتقد پرده بكارت هستند بايد بگم يك ضرب المثل هست كه مي گه طرف هم خدا رو مي خواد و هم خرما رو و نمي شه هميشه آماده گرفتن موقعيتهاي خوب يك مساله بود./موفق باشيد
Posted by لاله | October 13, 2005 10:51 AM
Posted on October 13, 2005 10:51
ممنون از نظرتون
Posted by yasi | October 13, 2005 11:33 AM
Posted on October 13, 2005 11:33
این جمله ی آخرت که گفتی بعدها رو نمی دونی از همه ش بهتر بود. برای صداقتت احترام قائلم. اما یه چیزی: بهتر نیست ملاک رو وفاداری قرار بدیم و از خیر گذشته بگذریم؟ مرسی از آماده کردن نمودار
Posted by ولنتاین | October 13, 2005 12:05 PM
Posted on October 13, 2005 12:05
ايني كه (يه سری آدم زرنگ اومده بودند و اون وسط يه سوال هم طرح كرده بودند و از بقيه خواسته بودند به سوال اونها هم جواب بدند و هر چند وقت يكبار هم سری به كامنتها ميزدند و به جماعت جواب هم ميدادند!) چه اشكالي داره مگه؟؟
Posted by پتك | October 13, 2005 01:40 PM
Posted on October 13, 2005 13:40
من نميدونم اين مطلب چه ربطي به بكارت داره اما برام جالب بود:
"همه تون مداح های قديم رو يادتونه؟ همه شون يه دفتر نوحه داشتند که برخلاف دفترهای معمولی خودمون که افقی باز ميشن، اون ها عمودی باز ميشدند. معمولا اين دفترها دارای جلد چرمی قرمز رنگ (جيگری) و يک نخ سبز رنگ که صفحات را از هم جدا ميکرد بودند.
البته بقال ها و عطارهای قديمی هم از اين دفترها داشتند که توی اونها اسامی مشتری هاشون رو که نسيه برده بودند مينوشتند. خيلی از مداح های قديمی عطار بودند يا مشاغلی مشابه آن (برخلاف امروزه که مداح ها يا عضو سابق وزارت اطلاعاتند يا بيت رهبری)
بهرحال، يک روز يکی از همون بقالهای مداح پيشه دفتر نوحه اش رو برميداره ميره يه مجلس نوحه بخونه. وقتی پشت بلندگو قرار ميگيره اولش مقداری از حفظ ميخونه و وقتی مجلس باصطلاح گرم شد ، دفترش رو باز ميکنه که نوحه رو از روی دفتر بخونه ولی از بخت بد متوجه ميشه دفتر دکان بقالی رو بجای دفتر نوحه برداشته! . حالا مردم هم لخت شده و دم گرفته اند تا سينه بزنند. نوحه خون ميبينه هيچ چاره ای نيست جز اينکه همون نوشته های دفتر نسيه رو به صورت نوحه برای مردم بخونه تا اونها سينه بزنند. چون ميدونست مردم اصولا توجهی به معانی نميکنند و فقط ظواهر را ميخواهند. لذا دفترش رو باز کرد و خوند:
(شما هم با لحن نوحه خونها بخوانيد)
مَش حسين يه مَن نخود، دو من عدس برده است
مردم:حسين جان - حسين جان
کَلتقیِ کيسه کش، يه سطل ماست رو برده است
مردم:تقی جان - تقی جان
پسر عمه فاطی، سی تومن داده است
مردم: فاطی جان فاطی جان
......
و مردم حسابی سينه زدند و آخرش هم به هم قبول باشد گفتند"
Posted by حسام | October 13, 2005 02:58 PM
Posted on October 13, 2005 14:58
بابا تو هم عجب گيري دادي ها ول كن تو را..
برو به فكر آب باش كه خربزه نان
به ما يه سر بزن
ولي خودمانيم تو هم با اين پست چقدر واست نظر دادند ملت هم كه عاشقه اين جور پستان منظروم مطلب فكراي بد نكنيد
خواب يه بار گفته بودم بازم ميگم بايد داشته باشه وگرنه ...اه بسته بابا
Posted by farshad | October 13, 2005 06:11 PM
Posted on October 13, 2005 18:11
در مورد بكارت اقايون چطور؟اماري هست؟...
Posted by ahoo | October 13, 2005 08:10 PM
Posted on October 13, 2005 20:10
كيوان عزيز بابت راه انداختن اين پست پر از سر و صدا و آمار گيري و چشم بابا قوري شدنا ممنون خسته نباشي :) ولي يه چيزي اونم اين كه درسته لازم نبود تو هم مثه اكثريت باشه نظرت (اكثريت البته در اينجا) ولي به نظر من اصلن دليلات پخته نبود خيلي پر تعصب بود من خيلي بيشتر از اين توقع داشتم ...اصلن به دل من يكي ننشست
Posted by Marjaneh | October 13, 2005 09:35 PM
Posted on October 13, 2005 21:35
انتظار داشتم حدا اقل جواب خودت به هر دو جنس برابر بپردازد. اگر تويي كه پرسش رو مطرح ميكني هم بخواهي بكارت رو هم معني پرده بكارت خانومها بدوني پس ديگه تكليف بقيه چيه؟ ذهنا هنوز خطاي آماري داري. اما از صداقتت ممنونم.
Posted by pantea | October 13, 2005 11:10 PM
Posted on October 13, 2005 23:10
از نظر رضا از آلمان لذت بردم. نظر كيوان را هم پسنديدم.
Posted by Saeed | October 14, 2005 02:49 AM
Posted on October 14, 2005 02:49
واقعا خوشم اومد.مردم رو خوب انداختی به جون هم.مطلب قبلی رو جوری نوشتی تا مردم بیان وژست اپن مایند بودن بگیرند و هی از مظرات بکارت بگن.ودر این مطلب پایه های فکریشونو فرو ریختی و ضایشون کردی.
Posted by پ-پ | October 14, 2005 07:20 AM
Posted on October 14, 2005 07:20
سلام - اجازه هست من به وبلاگ شما لينك بدم ؟
Posted by مریم | October 14, 2005 12:12 PM
Posted on October 14, 2005 12:12
نمي شه كلاَ اين بحث رو ببندي و بري سر نوشته هاي هميشگي خودت؟!
Posted by هانيه | October 14, 2005 12:40 PM
Posted on October 14, 2005 12:40
سلام :) منم راستش معمولا َ اجازه نميگيرم براي لينك دادن! ولي خوب از اونجايي كه دوستان اجازه ميگيرند و خوب من اينجا تازه واردم گفتم اجازه بگيرم - مرسي
Posted by مریم | October 14, 2005 11:58 PM
Posted on October 14, 2005 23:58
سلام. با توجه به اينكه خودتونم مي دونيد كه جامعه آماري شما حتي در خود نت هم فو ق العاده ناقصه و حتي نشون دهنده نظرات جامعه استفاده كنندگاه ار نت نيست چه برسه به جامعه واقعي خارج از نت. تعجب ميكنم چرا گراف دادين. شما نهايتا مي تونيد با استفاده از اين نظر سنجي صاحبان وبلاگ هاي نظر دهنده رو از نظرات همديگه آگاه كنيد. در ضمن از ذكاوتتون هم در خصوص زمان بستن پرونده اين نظر سنجي خوشم اومد.
Posted by rahmani | October 15, 2005 11:36 AM
Posted on October 15, 2005 11:36
كيوان عزيز و دوستان محترم يكي از دوستان وبلاگ نويس اخيرا دچار مشكلات زيادي شده و در حال حاضر هم عشق زندگيش رو در تصادف از دست داده . ما كاري از دستمون برنمي ياد براش انجام بديم ولي حداقل به وبلاگش سري بزنيدو باهاش همدردي كنيد ، بهش اميد بديد .
Posted by نازنين | October 15, 2005 02:44 PM
Posted on October 15, 2005 14:44
http://samanblog.persianblog.com اينم آدرس وبلاگ اين دوست عزيز .
Posted by نازنين | October 15, 2005 02:44 PM
Posted on October 15, 2005 14:44
پسر خوب یه کم بیشتر فکر کن
تو که خوب میدونی بکارت ممکن در اثر فعالیتهای دیگه ای غیر از رابطه سکس از بین بره چرا فکر میکنی مهمه
به نظر شما اونایی که دچار این مشکل شدن باید چی کار کنن
چرا باید اقایون قبل و بعد از ازدواج سکسهای متعددی داشته باشن
اما وقتی صحبت از خانمها میشه اقایون بهشون بر میخوره تازه جوابای انچنانی میدن
قتل میکنن وتا دلت بخواد ازار و اذیتای دیگه به وجود میارن
نمیدونم چطور به خودتون اجازه میدین در مورد خانما اینطوری فکر کنین
به نوعی شما مردا که این طرز فکرتون دیکتاتورید
و تفکرات شما ریشه تو مذهب داره
شما از خودتون هیچی ندارین حتی قدرت تفکر و تصمیم گیری
اونی رو که از بچگی هی تو گوشت فرو کردن پذیرفتید ومثل یک چوب خشک غیر قابل انعطافید وبا کوچکترین کاتفاقی که بر خلف میلتون باشه خرد میشید
ولی نظر سنجی جالبی بود شاید فکر میکنی منم نتونستم به نظر شما احترام بگذارم ولی یه اصلی میگه برای پیشرفت باید انتقاد پذیر بود
Posted by اریا | October 20, 2005 01:31 AM
Posted on October 20, 2005 01:31
1) خيلى هم ممنون بابت حركتى كه شروع كردى.
2) حتماَ در نظرخواهى هاى آينده، به جز جنسيت، عوامل ديگرى نظير: سن، تحصيلات، وضعيت تاهل و... چنين چيزهاى مرتبطى هم پرسيده شود و افرادى كه نظر مى دهند اينها را هم بگويند.
شاد زى
Posted by Mr. X | November 5, 2005 06:30 AM
Posted on November 05, 2005 06:30
در مورد نظر شادي بايد بگم اصولا در اين جامعه وقتي صحبت از انسانها مي شه منظور جامعه مردانه...چه جوري انتظار داشته باشيم وقتي در مورد بكارت حرف زده ميشه مساوات رعايت بشه...
بكارت در اين جامعه اينقدر تبديل به تابو شده كه خيلي ها وقتي اونو از دست ميدن ديگه ارزش هاي ديگشونم بي خيال ميشن چون فكر ميكنن بايد در مورد انسانيتشون تجديد نظر كنن...به هر حال چيزيه كه در ناخودآگاه همه ما هست....
Posted by نسیم | December 25, 2005 02:23 PM
Posted on December 25, 2005 14:23
salm
Posted by kami | January 12, 2008 11:25 PM
Posted on January 12, 2008 23:25