خب جا داره كه همين جا از همهتون تشكر كنم بخاطر حضور حماسی و پرشورتون و شركت در فراخوان مربوط به قضيه بغرنج بكارت! بنظرم كامنتهای زيادی ( بنوعی در وبلاگستان بیسابقه بود اين همه استقبال ) كه دوستان لطف كردند و گذاشتند و نظراتی رو كه با نهايت احترام گفتن و شنيدند نشون داد كه اطلاعات و تبادل افكار در رابطه به يه سری مسايل كه بصورت " تابو " در فرهنگ و سنت ما دراومده، بسيار كم بوده و جا داره اشخاصی كه در اين زمينه متخصص و متبحر هستند مثل پزشكان و جامعهشناسان، بيشتر در رابطه با اين موارد بگويند و بنويسند كه جامعه كنونی چنين چيزهايی رو میطلبه.
بهرحال برخورد با چنين مسايلی كه خواسته و ناخواسته ريشهايی به عمق و درازای سنت و فرهنگ چند هزار ساله ما داره به همين راحتی مقدور و ممكن نيست. دنيای پرشتاب غرب چيزی رو ميگه كه دقيقاً 180 درجه با مرام و مسلك ما شرقيان تفاوت داره. خيلی مواقع ما درست ميگيم. خيلی مواقع اونها درست ميگن و خيلی وقتها هم، هر دو فرهنگ درست ميگن، اونوقت ما این وسط گـُه گيجه میگيريم که باید چیکار کنیم! ما اينور اتاق هنوز گير اينيم كه بواسطه احترام به بزرگتر، بايد چهارچنگولی بشينيم و پامون رو دراز نكنيم، اونوقت همون موقع ماهواريی كه جلومون روشنه داره دانشآموزان غربی رو نشون ميده كه توی مدارسشون دارند طريقه صحيح ارتباط جنسی و روشهای پيشگيری از بارداری و جلوگيری از ايدز رو ياد ميگيرند. بنابراين بايد قبول كنيم كه هم در ديدگاه و نگرش و هم در عمل و رفتار دچار تضاد و تناقص خواهيم شد.
ولی خب بواسطه وجود تمام تكنولوژیهای داشته و نداشته غرب، اينترنت و ماهواره و موبايل و ماشين و برج و شاتل و كاباره و كازينو و ... نه قراره چشم بسته بپريم تو آغوش غرب و صبح تا شب فرنچ كيس رد و بدل كنيم و نه قراره پا بذاريم روی تموم داشته و نداشتههای غنی شرق و گذشته و آباء و اجداد خودمون رو به فراموشی بسپاريم. بايد قبول كنيم كه امروز ما توی مرحله " گذر " قرار داريم و قطعاً بواسطه اين حركت و گذر، بعضی از هنجارها به ناهنجاری و همچنين برعكس تبديل خواهد شد. توی اين فرايند خيلی از سنتها چه خوب و چه بدش شكسته خواهد شد. يه سری حريم و حُرمتها از بين خواهد رفت و ... بهرحال لازمه هر حركت و تغييری، شكست و فراز و نشيبه. از اينش نبايد بترسيم اما خب به چه قيمت و به چه منظور؟! بايد بدونيم كه دنبال چی هستيم و هدفمون از اينهمه شكستن و خراب كردن چیه؟! اينی كه چون تو مرحله گذر هستيم بنابراين باید سنتشكنی كنيم و پشتپا بزنيم به همه داشته و نداشتههامون و چشم بسته و كون برهنه بپريم توی رودخونه تا ببينيم آب ما رو به كجا ميبره مطمئن باشيم ما رو از همين موقعيت فعلیمون هم فرسنگها فرسنگ دورتر خواهد كرد!
و اما باز هم ممنون از همه دوستانی كه لطف كردند و نظراتشون رو نوشتند! از اونجايی كه شايد در رابطه با چنين موضوعاتی كمتر كار تحقيقاتی انجام شده ظاهراً اين نوشتهها و كامنتها به درد يه سری از دوستان ديگه خورده و تونستند از اين نظرات توی پروژههای تحقيقاتی و پاياننامههاشون استفاده كنند. منهم تمام نظرات رو به تفكيك زن و مرد دستهبندی كرده و بصورت 2-3 تا نموداری كه در يك نما بشه وضعيت و عقيده نظر دهندهگان رو متوجه شد درآوردم كه توی پست بعدی ميذارمشون اينجا! ( نترسید و دنبال جایی نگردید، منظورم اينه كه نمودارها رو توی وبلاگم قرار ميدم ) خداوکیلی این چند روزه دیگه چشمام باباقوری گرفت از بس زل زدم به مانیتور و هی نظرات رو خوندم و هی اونها رو تیک زدم و اما ... احتمالاً يه سری از دوستان از نوشتههای قبلی و يا شايد شناخت نصفه نيمهايی كه از من پیدا کردند در رابطه با اینکه " آیا من به بکارت اعتقاد دارم یا نه " خودشون به يه جمعبندی رسيدهاند که خب ممکنه درست و یا غلط باشه. رد پای بعضی از اين نظرات و قضاوتهايی که در رابطه با من کردن توی کامنتها هست. اونايی هم که يه کمی شاششون تند و عقيدهشون خیلی غليظ بود و ظاهراً بدنبال يافتن خواهر مادرشون به اينجا رسيده بودن رو هم مجبور شدم پاک کنم ولی نظر شخص خود من در رابطه با این موضوع اينه كه ... ولش كن اگه اجازه بدين و موافق باشين من نظرم رو نگم؟! توی این همه نظر ارائه داده شده فکر نکنم نظر من خيلی هم مهم باشه شايد اينجوری کمتر انگ و تهمت به پيشونیمون بخوره!
Comments (40)
بايد سياستمدار بشي. سه پاراگراف حرف زدي و هيچي هم نگفتي!
Posted by pantea | October 9, 2005 11:46 PM
Posted on October 09, 2005 23:46
تقريبا يقين داشتم كه آخرش نظرتو نمي گي.بهت گفته بودم.يادته؟به هر حال من كه نظر تو مي دونم.
Posted by solmaz | October 9, 2005 11:48 PM
Posted on October 09, 2005 23:48
بچه قرتی بیا نظرت و بگو!! ادا اطفارت چیه دیگه!!
Posted by مانا | October 9, 2005 11:50 PM
Posted on October 09, 2005 23:50
تجربه نشون داده كه اصولا نظر سنجي در ايران جواب نميده! :)
Posted by sofeia | October 9, 2005 11:55 PM
Posted on October 09, 2005 23:55
سلام
مرسی که این بحث جالب و ضروری رو آغاز کردی من هم به نوبه خودم سعی کردم کمکی کنم ... نمیدونم تا چه اندازه موفق بودم... ولی امیدوارم این مساله برای من که نه اما برای فرزندانمان حل شود.
Posted by Diviner | October 9, 2005 11:58 PM
Posted on October 09, 2005 23:58
البته با اين نظريات ضدو نقيض شايد منم جاي تو بودم همين كارو مي كردم....ولي من اون شب زود رسيدم نظرتو خوندم!!چيزي كه مي دونم تو جامعه فعلي ما فاصله حرف تا عمل يا حتي اعتقاد قلبي زياده.پس بهتره زياد تند نريم.
Posted by mahboubeh | October 10, 2005 12:00 AM
Posted on October 10, 2005 00:00
چه خوب بود مادرتان هم در اين نظرسنجي شركت كرده بود.
Posted by rafigh | October 10, 2005 12:18 AM
Posted on October 10, 2005 00:18
نه اينکه بخئام بزنم تو ذوقتا.....اما اين نظر ینجی از پشت مانيتور بدرد نميخوره. راست ميگی وسط ميدون آزادی بپرس! بعد ببين چی ميشه!
Posted by مهناز | October 10, 2005 12:47 AM
Posted on October 10, 2005 00:47
سلام. خیلی بحث خوب و لازم و مفیدیه. منم سعی میکنم هرمطلبی دیدم تو این وبلاگ جمع کنم. هرکی دیگه هم بخواد میتونه توش بیاد و مطلب بنویسه. یه ایمیل بدید من یه شناسه براش درس میکنم مطلبش رو بنویسه. هر میلی هم میخواین بفرستین مشکلی نداره. چه ناشناس چه به اسم یا هرچی. بلاخره کمک کنید اینجا بدرد مشکلات جنسی ایرونی ها بخوره.
نظر خودمم اینه که هیچ مشکلی نداره. تا وقتی مرد میتونه با زن رابطه داشته باشه زنم مجازه داشته باشه. بکارت هم بیخیالیه. یعنی وقتی مال مردی از شلوارش خارج شد بکارتش پاره شده.
حسام.
Posted by ایران جنسی | October 10, 2005 01:36 AM
Posted on October 10, 2005 01:36
کيوان اينا رو بی خيال. جواب اين سوال من رو بده که اهميتش تو مايه های اهميت سوال توست! آيا نهنگ ها بايد باکره باشن موقع ازدواج؟! برای تحقيقم احتياج دارم! ;)
Posted by خورشيد خانوم | October 10, 2005 03:11 AM
Posted on October 10, 2005 03:11
كيوان بلا گرفته ميبينم كه ملت رو سركار گذاشتي و نظرت رو نگفتي!! بابا تو ديگه كي هستي!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ :دى
Posted by مهتاب | October 10, 2005 08:28 AM
Posted on October 10, 2005 08:28
بابا این که خیلی تابلو بود! قشنگ بنویس من خودم هنگام ازدواج باکره بودم و طبعا این مدلیش رو بیشتر دوست دارم. «سنت ها و به چه قیمت و پشت پا» کلیویی چند؟
Posted by | October 10, 2005 08:31 AM
Posted on October 10, 2005 08:31
جالبه. نمودار هم داره. عزيز من اصل كارت حرف نداره كه اين تابو رو باز ميكني اما به اين فكر كردي كه چند نفر واقعيت درونيشان را برايت گفته اند. ما انسان ها قدرت هاي عجيبي داريم . مثلا مي توانيم يك عمر خودمان را هم فريب بدهيم بي انكه بدانيم...
بهر حال باز هم خوب است همين شروع ها.
Posted by غریبه | October 10, 2005 08:50 AM
Posted on October 10, 2005 08:50
معلوووووووووم بود نظرت رو نمي گي . كيوان جان شما اطلاع داريد دوره هاي تجارت و بازاريابي و اين حرفها كجا برگزار مي شه در تهران ؟؟؟؟ به هرجا زنگ مي زنم دوره ايي ندارن .. مي خواستم بدونم شما مي تونيد كمكي به من كنيد و اگه جايي رو مي دونيد معرفي كنيد ؟؟؟؟
Posted by نازنين | October 10, 2005 08:55 AM
Posted on October 10, 2005 08:55
چه لوس ! پانته آ راست می گه باید سیاستمدار بشی ...البته منم حدس می زدم نظرتو نگی ...
Posted by Marjaneh | October 10, 2005 10:02 AM
Posted on October 10, 2005 10:02
كيوان جان
من فكر ميكنم كه براي اولين بار هست كه مردم اين همه كشته مرده دونستن نظر تو هستن.
Posted by رضا | October 10, 2005 10:17 AM
Posted on October 10, 2005 10:17
دوست عزیز خیلی ممنون که به این بحث دامن زدی. در مورد پرده بکارت باید در جامعه ای مثل ایران تا آنجا که میشود صحبت کرد. یادم میآید حتی در سالهای آخر دهه هشتاد برای اینکه این تابو شکسته شود. زنهای پیشرو ترکیه در روزنامه ها بیانیه ای را به چاپ رساندن با عنوان "ما باکره نیستیم" و زیر آن چهره های معروف از نویسنده، خواننده، شاعر، روزنامه نگار و .....امضاء کرده بودند. این خودش بحثی را در جامعه دامن زد که به شکستن این تابو در جامعه ترکیه خیلی مؤثر بود. شاید باید در ایران هم روزی این کار را هم انجام داد.
Posted by موناهیتا | October 10, 2005 11:10 AM
Posted on October 10, 2005 11:10
واقعا هم كه " و اما ... " .
Posted by احسان | October 10, 2005 01:34 PM
Posted on October 10, 2005 13:34
من فکر می کنم تو پست قبلیت غیر مستقیم نظرتو گفتی و تابلو بود که بعد از اینکه ملت خودشونو کشتن دیگه چیزی بهش اضافه نمی کنی! بهر حال دستت درد نکنه. نمودارو میگم.
Posted by ولنتاین | October 10, 2005 02:00 PM
Posted on October 10, 2005 14:00
در باب نظر جنابعالي بايد بگم كه ...ضرب المثل هاي زيادي در اين زمينه هست مثلا مرگ خوبه ولي واسه همسايه و يا اينكه اگر با من نبودش هيچ ميلي سبوي من چرا بشكست ليلي؟ يه چيزي تو همين مايه ها
Posted by لاله | October 10, 2005 02:18 PM
Posted on October 10, 2005 14:18
خوبه برای نشون دادن عقیده دوستان درباره بکارت اما یادمون باشه عقیده دوستای ÷شت مانیتور نشین خرده روشنفکر
Posted by روزبه | October 10, 2005 02:54 PM
Posted on October 10, 2005 14:54
الان نوبتی هم باشه باید یک نظری به مسایل آقایون بندازی.مثلا بنویسی که آیا با سنت مهریه موافق هستی یا نه؟و آیا فمینسیت ها با این سنت موافقند یا نه؟آیا هر جا قانون و سنت به نفع ما بود باید سکوت کنیم و فقط اگر به ضرر ما بود اعتراض کنیم؟بالاخره مدرن باشیم یا سنتی؟نظر خواهی هم بکنید.
جهت یادآوری عرض کنم سنت مهریه مربوط به زمانی بوده که زن جزئی از اموال مرد بوده و بالاتر از اون در خاستگاه اسلام عربها دخترانشون رو زنده به گور می کردند.ارائه این قانون در آن زمان ترمزی بود برای زیاده خواهی مردان.
اما آیا الان اوضاع مثل گذشته است؟آیا الان هم بیشتر خانمها برای بیرون رفتن از خونه باید از شوهرشون اجازه بگیرند؟برای تحصیل؟برای رای دادن؟برای رای گرفتن؟برای مسافرت؟
آیا الان فقط مردها معتاد می شن یا دنبال زن دیگه ای می رن؟
کم می شناسی دختر هایی که در روز های اول مهریه شون رو اجرا گذاشتند و تقاضای طلاق کردند؟
Posted by amir | October 10, 2005 10:15 PM
Posted on October 10, 2005 22:15
پس یعنی 3 روزه شنگول تشریف داریم منتظر نظر خودت هستیم نه؟؟
Posted by گربه چکمه پوش | October 10, 2005 10:45 PM
Posted on October 10, 2005 22:45
بد جنس........اتفاقا اصلا نظرت برام مهم نيست!
Posted by Asiyeh | October 11, 2005 02:24 AM
Posted on October 11, 2005 02:24
من خيلي منتظر نمودارم!
درضمن كامنت هاي پست قبلي رو كه ميخوندم , پسرا كه هيچي , به هر كدوم از اين دخترا كه ميرسيدم كه جوابش مثبت بود , فشارخونم ميرفت بالا ,كارم به قرص كشيد!
Posted by yalda | October 11, 2005 03:52 AM
Posted on October 11, 2005 03:52
ترسو
Posted by MELI | October 11, 2005 03:52 AM
Posted on October 11, 2005 03:52
ولي خدائيش بيا و مردي كن و برعكس اين قضيه رو هم مطرح كن!
هموني كه تو كامنت مطلب قبلي نوشتم !
اگه پسرا هم پرده بكارت داشتن , كدومشون الآن - توي هر سني كه هستن و ميان اينجا گنده گوزي ميكنن - باكره بود؟!
Posted by yalda | October 11, 2005 03:53 AM
Posted on October 11, 2005 03:53
بعدم اينكه واقعا خسته نباشيد و دستتون درد نكنه.
بايد توي اين وبلاگستان يه لقبي براي اين همه باحالي به شما بدن!
Posted by yalda | October 11, 2005 03:55 AM
Posted on October 11, 2005 03:55
راه انداختن اين بحث فقط كار خودت بود ...
دوستان هم كه همه علاقه مند ... زودجوگير شدن و كار داشت به فلسفه سكس ميرسيد ...
جالب ميشه كه جمع بنديت رو زودتر بگي
Posted by کرم دندون | October 11, 2005 09:36 AM
Posted on October 11, 2005 09:36
فكر كنم دور از انصاف باشه كه شما نظرتون رو ندين. اين چند روزه همه وبلاگستان متاثر از مطلب قبلي شما بوده حالا اگه شما نظرتون رو نگيد فكر كنم درست نباشه. بهرحال خود دانيد ولي دوست داريم بدونيم نظر خودت چيه و چي فكر ميكني.
Posted by سهيلا | October 11, 2005 11:11 AM
Posted on October 11, 2005 11:11
راست گفتن ما ایرانی هاآزادی میخواییم ولی نیم دونیم که چی میخواییم بگیم این همه رفراندوم گذاشتی اونوقت خودت جر بزشو نداری نظرتو بگی !! بیچاره اون422 نفر
Posted by maryam | October 11, 2005 03:25 PM
Posted on October 11, 2005 15:25
كيوان جان كار خوبي مي كني نظر نمي دي، اين طوري بيشتر تاكيد كردي كه با بقيه فرقي نداري، من تعجب مي كنم مگه كيوان كيه كه همه مي خوان نظرش رو بدونن. من به بكارت اعتقاد دارم و نظرم رو هم گفتم . باكره هم هستم. توي وبلاگ سرزمين رويايي يا ايزد بانو هم تا حدودي دلايلم رو گفتم. حالا چه موافق باشي چه مخالف باشي فرقي برام نمي كنه. چون اگر موافق باشي خب يكي مثل بقيه كه مخالف من بودن. اگر هم موافق من باشي كه خب باز هم خوشبختم اما به نظرم چيز زيادي عوض نخواهد شد. من مي گم يا نظر نده يا اگر نظر ميدي توي همون كامنت دوني بنويس.
Posted by milad | October 11, 2005 04:32 PM
Posted on October 11, 2005 16:32
سلام ...كامنتهاي پست قبلي رو تا جايي كه در توانم بود خوندم ..ماشاالله به اين همه نظر .در كل هم كامنتها به دو دسته تقسيم شدند كه يك سري از دوستان باكره نبودن دختر و يا پسر هنگام ازدواج براشون مهم نبود كه اميدوارم فقط در حد شعار نباشه و يك سري هم معتقد بودند داشتن بكارت حين ازدواج ضروريه .نظر اين دوستان كاملا متينه و اين حق رو هم دارند كه موقع ازدواج بخوان با خانمي باكره ازدواج كنند من فقط يه سوال از اين دوستان دارم كه اگر اين دوستان عزيز شب ازدواج متوجه بشن كه خانمشون به هزار و يك دليل ممكن باكره نيست (منظورم دقيقا اينه كه اين افراد هيچ اطلاعي ندارند و شب زفاف متوجه ميشن) اونوقت عكس العمل اونها چه خواهد بود ؟ در اين حالت آيا به تمام اون عشق و علاقه و مهري كه باعث وجود اين پيوند شده پشت پا ميزنند و با ازدواج به صورت يك معامله برخورد مي كنند كه چون در اين معامله مغبون شدند پس حق فسخ اون رو دارند يعني همه اون علاقه پيش از ازدواح كه منجر به ازدواج شده باد هوا ميشه ؟ يا آيا مثلا از خودگذشتگي به خرج ميدن و ازدواج به قوت خودش باقي ميمونه اما تا آخر عمر زن از اين قضيه دستاويزي مييسازند براي تحقير و آزار دائمي زن ؟يا اينكه ترجيح ميدن سر اين خانم به اصطلاح خطاكار رو گوش تا گوش ببرند و بذارن روي سينه اش تا تنبيه مناسبي باشه براش؟ ممكنه يكي از آقايوني كه به داشتن بكارت معتقده بگه كه اگر با چنين چيزي به ناگهان روبرو بشه عكس العملش چه خواهد بود ؟ و ديگه اينكه اگر چنين مجازاتهايي براي اين زن در نظر ميگيرن آيا اين دوستان در اين صورت به مجازاتهايي مثل سنگسار و يا شلاق كه كاملا ضد انساني هستند و براي زنان خطا كار در نظر گرفته شده هم معتقدند؟ و آيا اعتقاد به سنگسار براي اونها نشانه برتري مرد بر زن نيست؟ چون در مواردي در قانون وقتي جرم زن و مرد برابره مجازات يكسان نيست و گاهي زن كه سنگسار ميشه براي مرد شايد فقط شلاق در نظر گرفته بشه
Posted by mina | October 11, 2005 05:42 PM
Posted on October 11, 2005 17:42
آقاي كيوان عزيز با نظر شما هم كاملا موافقم كه ما نبايد كاملا مطيع و كوركورانه همه فرهنگ غرب رو بپذيريم و روي سنتهاي خودمون پا بگذاريم ...اين مساله ميتونه كاملا شخصي باشه عده اي معتقد و عده اي هم نه ...اما مجازاتهايي كه براي زنان ما در نظر گرفته ميشه ...براي زناني كه هنگام ازدواج باكره نيستند و الته اين مجازاتها هم عمدتا توسط خود خانواده ها صورت ميگيره مصداق بارزي از خشونته ...يكي هم بعضي از دوستان گفتند اونور آب (ممالك غربي) اهميت بكارت داره براي مردم رنگ ميگيره و مردم دارن معتقد به باكرگي پيش از ازدواج ميشن .اين برام خيلي عجيب بود تا اونجايي كه بنده شاهد بودم در مدرسه هاي كانادا حداقل استان انتاريو كه من در اون زندگي ميكنم شاهد بودم كه در دبيرستانها به دانش آموزان نجوه صحيح و بهداشتي ارتباط جنسي آموزش داده ميشه و اين يكي از مفاد درسي هست درست مثل رياضي و ساينس و مابقي مفاد .
Posted by mina | October 11, 2005 05:51 PM
Posted on October 11, 2005 17:51
بنال ديگه ببينيم چي شد
Posted by psk | October 11, 2005 06:51 PM
Posted on October 11, 2005 18:51
مينا خانوم اصلا بحث شلاق و سنگسار و اين هاست شما هم! بله، اگر يك نفر تمام اون مدت رو دروغ بگه، البته كه عشق ها رنگ مي بازه. اگر شما رو توي ازدواج فريب بدن، عكس العمل شما چه خواهد بود؟
Posted by milad | October 11, 2005 08:11 PM
Posted on October 11, 2005 20:11
بحث اون ها البته نيست ، ن و ي تايپ نشده بود!
Posted by milad | October 11, 2005 08:12 PM
Posted on October 11, 2005 20:12
ميلاد عزيز من كي گفتم بحث ايناست من فقط گفتم شما به مجازات همسر غيرباكره معتقديد؟ به تبع قائل شدن مجازات براي همسر غيرباكره حب قبول مجازات هاي ديگه هم پيش مياد ...اينقد فكر كردن نداشت ...كيوان عزيز ممنون قفل و كليد باشه دست خودتون. بكش بكش نداره اوني كه معتقده به لزومشه با باكره وصلت كنه و اوني كه نيست و براش هرقي نمي كنه هم كه فبها .و اگر من رو توي ازدواج فريب بدن مثل گروه اول كه خودم گفتم بله در اون صورت عشق براي من هم رنگ ميبازه اما به مجازات براي اين هم عمل عقيده اي ندارم
Posted by mina | October 11, 2005 10:09 PM
Posted on October 11, 2005 22:09
تا به چي بگيم فريب!
Posted by mina | October 13, 2005 05:38 AM
Posted on October 13, 2005 05:38
من به بكارت اعتقاد دارم چون براي ما يك سنت است و ما نميتوانيم به خاطر اينكه غربي ها به ان اعتقاد ندارند ان را زير پا بگذاريم ان مردهايي هم كه به بكارت اعتقادي ندارند قول ميدهم مطمعنا حاظر نخواهند بود با يك دختر نا باكره ازدواج كنند
Posted by Majid | September 29, 2007 11:17 AM
Posted on September 29, 2007 11:17