« بابا، 6630! | Main | مـن و ابراهيم تاتليس! »

تسليت

اين روزها حميدرضا، رفيق عزيز و دوست‌داشتنی‌مون، در غم از دست دادن برادرش كه متأسفانه در يك سانحه رانندگی فوت كرده، به سوگ نشسته و عزاداره. لمس و درك داغ عزيز بسيار بسيار سخته. تجربه‌ايی اليم و دردناك كه تمام هست و نيست آدمی رو به يكباره به تاراج می‌بره و ... ولی چه كنيم كه گريزی نيست از اين مهلكه و آشفته بازار كه عين واقعيته و حقيقت محض.

حميد جان، شايد تنها كسانی حال و روز كنونی تو رو درك می‌کنند كه مرگ عزيزی رو تجربه كرده‌اند. تصور نبود برادر و نديدن دوباره‌اش، سخت و باورش ناممكنه. حميد جان روزهای سختی در پيش رو داری، پس قوی باش و متكی به همآنی كه بدان معتقدی، در این صورت مطمئن باش كه تنها نخواهی ماند. رفیق، مرا نیز در غم خود شریک بدان.

Comments (5)

حميد عزيز
تسليت ميگم و براي تو آرزوي صبر دارم.

if you should die before me, ask! if you could bring a friend

همیشه فکر می کنم چقدر خوب بود اگه آدما همه با هم تو یک روز از دنیا می رفتن. اونوقت دیگه کسی تنها نمی موند. حمید جان متاسفم.

baharak:

خيلي متاسف شدم.تسليت و هم دردي من رو بپذير و من رو تو غم خودت شريك بدون.

Asiyeh:

خيلي متاسفم....واقعا سخته تحمل كردن چنين دردي ...

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2