دوشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۴

نمیدونم آه و نفرین کدوم بنده خدايی بود که عینهو تیری از غیب اومده و خورد به مودم ما و زرتش رو غم‌سور کرد. حالا شانسی که آوردم به مودم خورد وگرنه ... دیروز همون موقع که آسمون یه رعد و برق خیلی وحشتناک زد مودم دستگاه هم مرخص شد. نمی‌دونم بخاطر رعد و برقِ بود يا قضا و بلا که بهرحال باعث شد امروز صبح 20 هزار تومن خرج رو دست من بذاره. گفتم تا کيس و پاور و مادربرد نسوخته اينجا اعلام کنم هر کسی که طلبی داره و فکر میکنه من ناراحتش کردم بگه که یه جوری از دلش دربیارم یا از هر جای دیگه‌اش که فکر میکنه چيزی توش گیر کرده!

آقا جون حالا من يه غلطی کردم و گفتم تنهایی رو دوست دارم نه دیگه اینجوری که همه‌تون ول کنيد و بريد؟! از اونجایی که پنداری خداوندگار منو خیلی دوست داره، رفتن عیال بنده دقیقاً همزمان شد با تعطیلات تابستونی شرکت. تا شنبه هفته بعد تعطیلم و فعلاً ( به اين فعلاً توجه خاصی کنيد ) تک و تنها، 24 ساعته خونه هستم. ببینی چی بشه که آقا‌دایی رو تکون بدم و از خونه بزنم بیرون. شدم عینهو نلسون ماندلا، فقط امکانات این زندان یه کمی بیشتر از زندان‌های آفریقای جنوبی و هم سلولی هم ندارم. حداکثر مسافتی که این چند روزه طی کردم از پشت کامپیوتر تا توالت بوده که یه وقتهایی هم که حال نداشتم توالتم هم نرفتم و هی بخودم پیچ و تاب دادم و اینور اونور شدم و هی سرش رو فشار دادم تا یه کم دیگه جمع شه و همه رو یکباره ببرم تحويل بدم! البته کمافی السابق موقع شام و این روزها هم که تعطیلم و خونه هستم دقیقاً سر اذان ظهر، منزل مادر گرامی هستم و پس از صرف غذا و خوردن چايی و خوندن روزنامه مجدداً بخونه برمیگردم. فکر کنم در و همسایه گـُه گیجه گرفتن، نه به اونکه سال به سال آقای مهندس که من باشم رو نمیدیدن، نه به اینکه الان روزی 15 بار من رو تک و تنها، حیرون و سرگردون تو پارکینگ و راه‌پله‌ها می‌بینند. فکر کنم امروز فرداست که جلوم رو بگیرند و بگن، مهندس حیف خانمت به اون خوبی نبود که طلاقش دادی؟! همسایه هستند دیگه، تخم سگ‌ها بلد نیستند که فکرهای خوب کنند. همین که ببینید دو روز آدم تنهاست فکر می‌کنند متارکه کردیم.

شکر خدا عیال گرامی هم خوبه و به همه سلام میرسونه. هر شب با هم کلی صحبت می‌کنیم فکر کنم الان دیگه من میتونم جای اون آقا ریشو عینکی‌يه که توی دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی مستقر در لندن هست، اخبار و رویدادهای انگلیس و بریتانیای کبیر رو پوشش بدم. این چند وقته بواسطه بمب‌گذاریها، لندن خیلی خلوت شده و نسبت به سالهای پیش خیلی کمتر توریست رفته. خیلی از مغازه‌ها هم اجناس‌شون رو حراج کردند. دیشب عیال گرامی می‌گفت یه کفش کلارک واسه من دیده که تو حراجی 85 پوند قیمتش. می‌خواست ببینه چه رنگیش رو دوست دارم تا برام بخره؟! من هم همونجور که داشتم تلفنی باهاش صحبت میکردم با انگشت دست و پا و شصت و نشونه و سبابه 85 رو ضربدر 1590 کردم و دیدم تقریباً میشه 135000 تومن. بهش گفتم اگه دوست داری زندگی‌مون تداوم داشته باشه اون کفش رو نخر! چونکه یه مجلس ختم بریم و کفش رو ورش دارن ببرند اونوقت من بايد مادام‌العمر سیاه‌پوش باشم. بعدش هم پای من نسبت به اجناس خارجي و مارک‌دار حساسيت داره و اگه بپوشم زگيل درميارم. حيف اين هم کفش‌های شيک و شکيل ملی و بلا و وين نيست که آدم اونها رو نپوشه و بره کلارک بپوشه؟!

دیشب عروسی یکی از فامیل بود. از این عروسی‌های تخمی که تو تالار برگزار میشه و زنها جدا و مردها جدان و باید از ساعت 4 بری تا یه صندلی خالی واسه خودت پیدا کنی. چون خونوادگی دعوت کرده بودند بخاطر مامانم بد بود اگه نمی‌رفتیم. بهمین خاطر گفتم گور پدر 3-4 ساعت وقت و زمانی که ارزش طلا رو داره. اینبار بخاطر فامیل و قوم و خویش می‌رينيم توی این شمش‌های طلا! البته همچین بد هم نشد، دیدیم ماشالله چه خبره؟! فک و فامیل چه ازدیاد کمی و کیفی و طولی و عرضی کرده‌اند. ماشاءالله دخترها چه خوشگل و بزرگ شدند؟! بچه‌های کوچیک، بزرگ و یه سری معلوم‌الحال هم اون وسط وَنگ وَنگ می‌کردند که معلوم شد توی این مدت، زنهای فامیل همه‌شون یه دور، زایمان کردند و من خبر نداشتم. همه‌شون عینهو مسابقه دوی امدادی یه دور چرخیده و کنتور رو صفر کرده بودند و الان دوباره اونها که قديمی‌تر و سر صف بودند حامله هستند. پنداری این خاندان پر از شور و احساس از روشهای جلوگیری و ازدیاد جمعیت چیزی به گوش‌شون نخورده و هيچ کاری برای پُر کردن اوقات فراغت خودشون ندارند الا ... اگه یه موقع خدای نکرده بین بچه‌ها بیشتر از ده ماه فاصله بیفته فکر میکنند يکی‌شون یه مشکلی داره. اصلا انگاری یه جورايی کسر شانه که يه مدت خانم سبک و بدون بار باشه!

یه ذره که به روشون خندیدم دوباره پررو شدند و گیر دادند به بچه‌دار شدن من. اینقدر گفتند گفتند که کم مونده بود همون وسط عروسی برم رو سن و میکروفن رو از اون مرتیکه الدنگ که انگاری تخمهاش رو داشتند می‌کشيدن و بسان دیو داشت تنوره می‌کشید بگیرم و ضمن سلام و خیرمقدم به تمامی مهمون‌های عزيز، تنبونم رو بکشم پایین و آلات و ادوات جنگی رو همچین تمام قد و در جهات مختلف و سه بعدی نشون‌شون بدم تا خيال‌شون راحت شه و بفمهند اگه معیار مردی يه همچين تشکيلاتيه که من باید الان کدخدای این جماعت باشم! عوضی‌ها اصلاً حرف حالیشون نیست عینهو گاو می‌مونند. میگم ما برنامه نداریم واسه بچه‌دار شدن‌مون. مثل بز منو نگاه می‌کنند و میگن مگه بچه‌دار شدن برنامه میخواد؟! گفتم والله اگه من می‌خواستم بدون برنامه کاری کنم که الان بچه‌هام ديگه موقع گرفتن ديپلم‌شون بود! ميگن هــان يعنی چی؟! گفتم هيچی بابا یه چند تا دونه موز بخوريد که شب رفتين خونه قوت داشته باشين اوقات فراغت‌تون رو به نحو احسن پر کنید. سیب هم بخورید که حداقل بچه‌هاتون یه کمی خوشگل بشن!

وقتی عروسی تموم شد دم در سالن تازه مکافات عظما شروع شد. مجبور شدم با ۱۰۰۰ نفر از خانم‌های فامیل رو که ندیده بودم سلام علیک کرده و داستان زندگیم و اینکه چرا زنم عروسی نیومده و الان کجاست و چرا من نرفتم و چه جوری ویزا گرفت و چقدر دلم واسش تنگ شده و پس چرا بچه‌دار نمی‌شیم و چرا خونه‌شون نمیرم و ... توضیح بدم. تا میومدم واسه این یکی بگم چی به چیه اون یکی میومد و سلام سلام و دوباره، پس کیوان خانمت کو؟ چرا تنهایی؟ تو چرا نرفتی؟ بابا چرا خونه ما نمیاید؟ و من باز باید قضیه رو می‌گفتم. تازه می‌رسیدم دم در سفارت و اينکه چه جوری ویزا دادن که یهویی یکی دیگه از فامیل که نتونسته بود جلوی احساستش رو بگیره میومد جلو و چلپ و چلوپ، ماچ و روبوسی و توضیح دوباره اینکه پس خانمت کو؟ کی رفته؟ تو چرا نرفتی؟ و .... جالب اینکه همه‌شون همه این سوالهای رو تو مجلس از مامانم هم پرسیده بودند. خلاصه اگه میدونستم مثل شب اول قبر، اینقدر انکر و منکر هست و بايد اين همه سین جین شم همون اول مجلس میرفتم رو سن و پشت میکروفن هم شرح تمام وقایع این چند سال گذشته رو میدادم و هم در ادامه ژانگولر بازی اون مرتيکه نره‌خر یه چیزهایی نشون‌ جماعت میدادم که هم سرگرم باشند و هم به مردونگی من شک نکنند، جوری که جلوی فامیل عروس همه ماهيت و هستی من رو ببرند زير سوال. ولی خب جداً این فامیل، آدمهای خیلی مهربون و دوست داشتنی هستند فقط اونهايی که يه کمی دورترند و جزء فاميل درجه سه و چهار به حساب ميان باید به دخترهاشون هم یاد بدند که وقتی بزرگتر شدن و آدم رو پس از مدتها می‌بینند بیان جلو و با آدم روبوسی کنند وگرنه من که زن دارم اینها رو بخاطر خودشون میگم!

۲۶ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
sahar

جدآ مقاومت کردن در مقابل حرفاي فاميل و تحمل کردن کنجکاوی هاشون، اونم در مورد يک مسئله كاملا خصوصي مثل بچه دار شدن خيلي سخت و اعصاب خورد کنه .فاميل درجه يک رو کار ندارم آما اونايي که دورترن، نميفهمم چه نفعي از بچه دار شدن آدم ميبرن که هي سئوال ميکنن: خبري نيست ؟؟از من ميشنوي تا 4 ،5 سال ديگه کاملآ بي خيالش شو
**********************************************************
k1: فکر نمیکنید اینهم خودش باز یه جور فضولیه؟! البته ببخشیدهاااااا

و در احکام لينک آمده است چنان که بر نا محرم لينک داده ايد احتياط واجب آن است که لينک را باطل کرده و پس از جاري ساختن صيغه محرميت نسبت به آن اقدام کنيد
*********************************************************
k1: شما اگه دوست دارید و به ولاگ من لینک دادید ممنون و متشکر ولی فکر نمیکنم من هم مجبور باشم به شما لینک بدم؟ شما تازه رسیدین با خلق و خوی من زیاد وارد نیستید. ولی در رابطه با اون قضیه محرم و صیغه اینجور چیزها پا هستم!

کفش کلارک تو پاساژ ونک صد هزار تومنه
***********************************************************
k1 خودم جاش رو بلدم پولش رو ندارم بخرم!

asiyeh

واي........منم چند بار ميخواستو ازت راجع به بچه و اين چيزا سوال كنم......الان متوجه شدم شانس آوردم كه تا حالا سوال نكردم:و از بروز فاجعه جلوگيري كردم!!!!!!
راستي تو واقعا براي انجام هر كاري برنامه داري.؟
تعطيلات خوش بگذره
آسيه
*************************************************************
k1: آره دیگه اگه نداشتم که الان بچه ام داشت دیپلم میگرفت!

در تعطيلات موبايل خود را جايي بگذاريد كه در دسترس باشد تا بتوان شما را دعوت كرد به جمعي دوستانه!
***********************************************************
k1: پرستو جان مطمئن باش جای موبایل خوب جاییه ... حالا این هفته دعوتیم یا جشن تولد هفته پیش بود؟!

نرگس

اينايي كه از انگليس ميان خودشونو تو هفت سوراخ قايم ميكنن كه سوغاتي ندن خوب واقعن هم گرونه.شانس ما هم فاميلامون چند تاشون اونجان!!حالا جدي كيوان چرا بچه دار نميشين!!!بد نيستا!!!
*************************************************************
k1: این آقا رضا اخلاق من رو میشناسه به جوابی که بهت داده توجه کن. یه سری چیزها رو سعی کن صرفاً بواسطه حرف طرف مقابل قبول کنی وگرنه کار خودت سخت میشه ... از من گفتن بود!!!

مي گم مثيكه اين نرگس خانم هنوز كمي شبهه داره!
************************************************************
k1: ای ناقلا یادت تو هم روزهای اول چقدر شک و شبهه داشتی؟ هی میگفتم داش رضا همین جوری حرف منو قبول کن ولی اینقدر سرتق بازی درآوردی تا من هم اون کاری که نمی خواستم انجام دادم و .... الان که دیگه شک نداری؟ داری؟!

....

وجودش لازمه ولي كافي نيست , بايد كارايي هم داشته باشه !!.
**********************************************************
1: تو اگه میخواهی بدونی کارایی داره جرات میکردی و مشخصات خودت رو مینوشتی بزدل!

Marjaneh

:))
**************************************************************
k1: :((

Misagh

عزیز حالا واقعا برنامه ات برای بچه دار شدن چیه ؟! !!این همه دوستان گفتن دیگه "زشته" اگه بی برنامه باشی!...خدا مرگم بده آدم چی بگه آخه.
*********************************************************
k1: استغفرالله ... پنداری شماها یه جایتون میخاره هااااا

تخمي حرف بديه، بفرماييد بيضه اي :)))
*********************************************************
k1: توضیح اینکه این آقا کیوان من نیستم بلکه کیوان 35 درجه هست!

نرگس

وقتی جلوی جمله ای علامت تعجب گذاشته میشه یعنی که میتونه معنی طنز بده.من 6تا گذاشتم که متوجه بشی مثلا منم دارم مثل بقیه تو کارت فضولی میکنم.این یعنی یه تیکه است در دنباله مطلبت.يعني چيزيكه رو اعصابت راه رفته رو منم دوباره تاكيد كردم.
امیدوارم آقا رضا هم منظورمو متوجه شده باشن!
************************************************************
k1: هـــــو رضا گوش کن ببین خانم چی میگن!

baharak

من يكي خوب ميفهمم فضولي يعني چي...همه از كوچيك تا بزرگ...صغير و كبير..فاميل و دوست و همكار تو كار آدم فضولي ميكنن.اقا به شما چه مربوطه.!!تازه اگر همون سوال رو از خودشون بپرسي ناراحت ميشن.
*************************************************************
k1: کار داریم تا کار باید ببینی بیشتر تو چه کارهایی دخالت میکنند؟!

mahyar

اقا من كه با خوندن اين متن زيباي شما و فارغ از هر گونه تجزيه و تحليل و نقد و بررسي (!) ،‌ فقط يه دل سير خنديدم ‌!
************************************************************
k1: خوشحالم که یه دل سیر خندید اینجا اگه بیاید یه موقع ها هم باید گریه کنید هااااا

مردم از خنده اون بچه رو هم بي خيال شي ها من هنوز زن نگرفته از فكر اينكه يه گوشكوب تو بغلم زر زر كنه ديوونه مي شم و اينكه خواب عاشقانه در خلوتگاه معشوق رو يه عنتري بياد به گع بكشه ديوونه مي شم

در ضمن بنده همين جا در جواب معانداني كه آلت اين جوان را فاقد كاراريي مي دانند به سه زبان شهادتين مي دهم بر ايتقامت و كارايي اين عضو شريف در جوان منظور و برائت مي جويم از ياوه جويان و آنان را تنزير مي دهم از خشم اين مقراض الشيطان :))
***********************************************************
k1: روزبه جان کاشکی اینجوری نمیگفتی که جماعت زیاد هم نترسند! بذار هر کی شک داره خودش بیاد امتحان کنه!

من تازه با اقساط يه رايانه خريدم و داشتم
سرج مى كردم كه اتفاقى از دغدغههاى شما سر در اوردم و روز شنبه به خواستكارى يك بنده خدايى رفتم و هنوز جواب نداده اند منتظر تلفن انها بودم كه امشب زنك نزدند به شما با درك بالايتان تبريك مى كويم موفق باشيد رضا شمس الدينى دبير رياضى -كرمان
**********************************************************
k1: آقا رضا دمت گرم که خداوکیلی نیومده فهمیدی درک من بالاست. بعضی ها چند ساله اینجا رو میخونند ولی امان از ..... آقا اگه عروسی جور شد انشالله خوشبخت شین.

فاطمه

بالاخره من بعد يه قرن تصميم گرفتم بكامنتم اينجا:دييييي ميگم چيزه... دوره اخر زمون شده مادر چشمها رفته كف سر...
حا لا من يه مشكلي دارم نفهميدم دعوا سر مرديه اقا كيوان يا بچه؟
راستي كيوان جان يه وقت تو معذوريت اخلاقي قرار نگيري مادر من فحش خورم ملس هر چه مي خواهد دل تنگت بگو!
*********************************************************
k1:ظاهراً جماعت دنبال یکی میگردن که ما مردیمون رو روش آزمایش کنیم. هر چی که خودم میگم اینها قبول ندارند خلاصه الان دربه در دنبال یه جان بر کف هستیم

از دست شما!!مُردم از خنده...از شما چه پنهون ما که فرسنگها از این فک و فامیل فضول دوریم اما بازم از دست فضولی هاشون در امان نیستیم!!..یه ترفندی ما داریم.هر وقت ازمون می پرسن میگیم بچه می خوایم چیکار ما خودمون هنوز دهنمون بو شیر میده!!و از این حرفها!خدائی خوب جواب هم میده و دیگه کسی جرات نداره بپرسه!!

Nasim

akhe jalebish ineke fayde ham nadare!! be mahze hozoore avalin goosh koob alame dovomi ro ham alam mikonan!!! "yeki gonah dare !tanhast! barnamatoon bara shomare 2 chiye?!!" va in dastan hamchenan edame darad!!

سلام...
حالا جدي جدي ميتونستي بري جلوي اون همه آدم و مردونگيت رو تمام قد و سه بعدي به منصه’ ظهور برسوني؟
:)

من گوش كردم ولي شوخي يا جدي هنوزم فكر مي كنم نرگس خانوم شبه داره و برطرف نشده!!!

Marjaneh

واقعا اینجا بعضی مواقع کامنتاش از مطالبش با حالتره
راستی چرا اونی که هر بار میومد میگفت من یه چیزی بگم نیومده ؟جاش خالیه :)

baharak

ظاهرا همه کمبود میلاد و اون یه چیزی که هنوز نگفته رو حس میکنن...
در مورد اینکه فضولهادر چه موردی فضولی میکنن خدمتتون بگم آقا کیوان که از اول جریان شروع میشه...از ازدواج..بعد بچه اول ...بعد دومی...و حتی به قدیمیاش میگن چرا سومی رو نمییاری...منم که اول راهم به اولیش گیر میدن.

خوشبحال خانومتون

بيتا(رهگذر)

اووووه، حالا اين بنده خداها يه كلمه پرسيدن چرا بچه دار نميشين، ديگه اين همه طول و تفسير و اناتومي نداشت كه!!!جوابش 1 كلمه است: فعلا قصد نداريم!

ارسال نظر