گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
روز زن، روز مرد، روز کارگر، روز کارمند، روز پرستار، روز معلم، روز پست، روز معدن، روز سواد آموزی، روز ارتش، روز ... خیلی وقته که با اینهمه اسمگذاریهای ساختگی و تصنعی خودمون و همه اونهایی رو که براشون یه روزی رو تو تقویم مشخص کردیم مسخره کردیم. اینقدر واسه این و اون اسم گذاشتیم که دیگه روز، واسه اسمگذاری کم آوردیم. همیشه همین بوده ایرانی و افراط و تفریطش گند همه چیز رو در آورده. هیچ وقتی بلد نبودیم وسط یه پشت بوم مثل بچه آدم درست حسابی راه بریم. یا از اینور پشت بوم آویزون بودیم یا اونورش داشتیم دست و پا میزدیم.
روز زن مبارک! خیلی مسخره است. به این روزها و این گل و گلدونها و ماچ و بوسهها و تبریک و تعریفهای معلق تو هوا هیچ اعتقادی ندارم. به این چیزهای ساختگی و اسمها و یادبودها و حکمها و پلاکاردها و برنامههایی که کمکم داره بوی نا میگیره هیچ علاقهای ندارم. همه این روزها و همه این اسمها کشکه. بنظرم اگه قرار باشه روزی تو سال ثبت بشه یه روزه و اونهم روز مادر نه اینکه اینجا که میرسیم دوباره خودمون برداريم و زنونه و مردونهاش کنیم و با سیمهای خاردار همه رو از هم جدا کنیم. نه نیازی به پاسداشت و بزرگداشت زن هست و نه نیازی به یادآوری مرد و جايگاه پدر. اگه قراره فقط یه روزی تو تقویم مشخص بشه اون روزی نیست جز روز مادر. جایگاه و ارزش و مقام مادر در حد و حدودی هست که تنها روز اسمگذاری شده تو تقویم باشه. روز مادر نه روز زن!
تاریخ این سرزمین به اندازه تموم قدمت و استواری و صلابتش در حق زنان و زنانگیشان، جرم و جنایت کرده. سالهاست زن ایرانی کنج خلوت پستوها به فراموشی سپرده شده. قرن چهاردهم هجری و سال 1384 شمسی و آغاز هزاره سوم هیچ کدوم نتونسته غبار و پرده از رخ زنان این مرز و بوم برداره. ما مردان همراه با تموم سنتها و باورهای غلط، همگام با تموم عقدههای داشته و نداشته کودکی و جوونی و خردی و پيری، خواسته و ناخواسته زن رو جنس دوم که نه، اصلاً وجود و حضورش رو ندیده و لمس نکرده و به هیچ جایمون حساب نکردیم. گذشت زمان و عبور از بربریت و برهنگی هیچ چیزی رو عوض نکرد. من مهندسی که در قرن بيست و يکم بدنیال یافتن حیات و اثراتی از وجود آب در کره مریخ هستم هنوز هم مثل مش باقر، کدخدای صد سال پیش یکی از دهات علی آباد کتول، وقتی اسم زن بگوشم میخوره، فقط بیاد برانگیختگی حسی و جنسی و جسمی و فروپاشی پرچمهای برافراشته وجودی خودم هستم! حتی در امر برافراشتگی و فرو افتادگی پرچمها و برقراری جریانات احساسی و غلیانهای آنچنانی، باز هم نه زن برامون مهم بود و نه نیازها و احساسات و عواطفش. در اينجا هم مردونه فکر کردیم و مردونه عمل کردیم. چونکه سالهاست به غلط ياد گرفتيم قسمتی از مردی و مردونگی ما بر پشت لبمون سبز و سهم بیشترش هم توی تنبونمون داره جنب مبخوره پس نشونه مردی رو در پَت و پهنی سیبیل و قد و بالای آلت قتاله دیدیم و میبینیم و خواهیم دید و کلید حلش رو هم در دستان زن جماعت یافتیم. آهــــان همین اينجاست که زن عزیز میشه. لذیذ میشه. حضور و وجودش لازم و واجب موکد میشه. ولی باز هم نه همه ماهیت و هستیش. تفکر و اندیشهاش، تعلق و و تمایلاتش، ذهن و روح و روانش پیشکش خودش، تن و بدن و قد و بالاش مال ما.
وقتی وجود و حضورش حاشیهایی و نبودش در جمع و اجتماع اصل و اساس زندگی شد، وقتی جایگاهاش در خونه و اجتماع محدود، عقلش ناقص، سهمش نصفه، شهادتش غیر قابل قبول، فکر و اندیشهاش دگم و متحجر، همه داشته و نداشتهاش محدود به دو سه قسمت برجسته و فرورفتهاش شد، وقتی نجابت و حجب و حیاءش آمیخته با بوی قرمهسبزی و پیاز داغ شد، وقتی بواسطه قدمزدنی تموم روح و روان و تن و بدنش تحت حرفهای نیشدار و دستهای هرزه و نامحرم من و توی بی سر و پا، آلوده و لجنمال شد، وقتی با پـُز جهانی شدن و W.T.O و گفتگوی تمدنها وارد عرصه جهانی شدیم و اونوقت تو کوچه پس کوچههای شهرمون، دختر و زن و بیوه و پیرزن و چادری و مانتویی و بچهدار و شوهردار و متعلقه و پردهدار و بیپرده هیچ فرقی واسمون نکرد. همه رو با یه چشم ديديم و همه رو با یه چوب رونديم پس دیگه چه زنی؟ چه مبارکیه؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟
هنوز هم در هزاره سوم و رسیدن به سال 1400 و فتح قلههای بلند و رفیع افتخارات آنچنانی و اينچنانی، آویختن طلای المپیادهای علمی بر سر و سینه، استخراج نفت و گاز از عسلویه و پارس جنوبی و چاههای نوروز و امروز و دیروز، خودکفایی گندم و جو و یونجه و ارزن و هر آنچه به درد دام و طيور و گاو و گوسفند میخوره، حضور در جام جهانی 2006 آلمان، افزایش بـُرد موشک شهاب 3 و افزایش پروتئین در امگای 3، زن ایرانی بواسطه دید و نگرش سنتی و عقبمونده ما جماعت مردها که ادعایمان تمامی پيکر الاغ بیچاره رو به یکباره پاره میکنه، هنوز در پیچ و تاب همون کوچههای خشتی و گلی سالهای عصر قدیم باقی مونده. بواسطه دید و نگرش سنتی من و تویی که از پدر و اجداد و نیاکانمون به ارث بردیم، زن کلفت و کنیز خونه است، پس باید دستهاش پینه ببنده و پاهاش ترک بخورده. صحبت از زن ایرانیه، زنی ایرانی به وسعت تموم ایران از بندرعباس و روستاهای میناب گرفته تا سرخس و تربتجام و دهلران و دشت مغان. زن ايرانی نه فقط همين چهار تا دختر خوشگل و لوندیند که تو تجريش و ونک و چهارباغ و احمد آباد و کیش و متل قو میبينيم که هرچند خود اينها هم بدبختتر از هر کسی هستند چونکه تموم آمال و آرزوهاشون، میلیمتری و سانتیمتری شده. بدون اینکه نقش و ماهیت و جایگاه و اصل و اساس وجودی خودشون رو درک کنند تموم زندگیشون محدود شده به یه جعبه آرایش و یه میز توالت و تموم دغدغههاشون این شده که دو سانت روسریشون بياد پايين و سه سانت شلوارشون بره بالا. بهرحال از اونها نمیشه ایراد گرفت. علت العلل این بدبختی اینه که تفکر احمقانه و سنتی مرد جماعت که زن رو فقط مادر بچهها و بغل پرکن شبهای سرد زمستونی خودش میدونه، زن ایرانی رو به اینجایی رسوند که داریم میبینیم.
و اما مطئن باشيم هنوز هم در همین تهران بزرگ، نه یکی، نه دو تا، نه اُمی و نه بیسواد بلکه هزاران و صدها هزار آقایون مدرن و شیک و دانشگاه رفته و ماکسیما سواری هستند که اگر در خونهشون چوبی بود و اگر نبود تکنولوژی افاف و درب بازکنهای تصويری این توقع رو داشتند که وقتی کلون مردونه در بصدا درمیاد خانم خونه، انگشتش رو تا ته حلق در گلوی خودش بکنه و اونوقت بگه " کیه " تا يه موقع نامحرم صدای عیال و مادر بچهها رو نشنوه که اونوقت ... بگذریم! حالا که همه فقط به يه اسم و به يه روز و یه شاخه گل راضي شدن ما چرا باسن خودمون رو جر بديم؟! روز زن مبارک!
من به هیچ عنوان با حرف بانوی بالای سرم موافق نیستم. ممکنه برای یکبار هم که شده به اصل مطلب بچسبید و فراموش کنید کی، کجا، چه وقت در دمای اتاق و فشار جو چطوری مقام زن رو پاس داشت ؟! چه فرقی میکنه عرب یا غیر عرب، حالا یکبار هم که حرف حساب اومدن بزنن شما زدین تو سرشون ؟! مگه کلیه اختراعات و اکتشافات و نوآوریها و نواندیشی ها ملت باید از گور ایران دود کنن که بشه "در فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ما" آدم حسابشون کرد ؟ (به شوخی عرض شد) دِ همین کارا رو میکنید که عربها قاط میزنن فدات شم!
يادشون داديم كه با يه چيز كوچيك دهنمونو واسه يه مدت طولاني ببندن. روز زن روز گارگر و هرچي فقط واسه اينه كه بعدا بگن ما بي تفاوت نبوديم
روز زن از اين نوعشم اوج حقارت زناست زنيكه با يه من آرايش واسه اون يكي پشت چشم نازك ميكنه و ميگه شوهرت واست چي خرييييييييييد
مرصي
چه بسيار آقايون روشنفكر(به اصطلاح البته) ديدم كه در عمل روي هر چي عصر حجري بود سفيد كردن!!!اگه بگم 90% آقايون اين مملكت مثل هم هستن دروغ نگفتم...منتها يه عده ادا در ميارن...يا قشنگ صحبت مي كنن اما در عمل !!!!فاجعه...حتي تو قشر تحصيل كرده
درود
منم موافقم كه بعضي از اسم گزاري بيمعني هستش وقتي تفكر و عملي پشتش نباشه اما يك فايده كوچك داره اونم اينه كه بعضي چيزها در مرور زمان ميان اقشار فرودست جامعه (البته از نظر فرهنگي) رسوب ميكنه.يك تذكر كوچك اونم اينهكه يكي از دوستان گفتن كه در فرهنگي كه دختر رو جزو بچه حساب نميكنن! ميخواستم بگم سوتفاهم شده ، در زبان دري قديمي كه ريشه در زبان پارتي داره بچه از واژه بچك مياد و به معاني پسر هستش . شما اگر از تاجيك ها يا افغانهاي تاجيكي سوال كنيد چند فرزند داريد مثلا ميگن دو بچه و دو دختر يعني دو پسر ودو دختر دارم و اين به معاني فرق قايل شدن يا حقوق كمتر دختران نيست و فقط به معني هستش كه اونا به لهجه و گويش هزار سال پيش بيشتر وفادار بودن.
خوش باشيد.
باید منتظر پست روز مردت هم بود البته
خيلي قشنگ و پر محتوا بود. ديد قشنگي نسبت به نسئله زنان داريد. موفق باشيد.
پستت رو اتفاقی دیدم.خوشحالم که دیدم:).موفق باشی
با اجازه آقا كيوان....
اين مطلبي كه من در مورد عربها نوشتم باعث سوئ تفاهم شده.وقتي من ميگم دختر رو جز بچه ها نميشمرن يعني وقتي ميگن چند تا بچه داري ميگه مثلا 3 تا بعد كه صحبت بشه معلوم ميشه مثلا 5 تا بچه داره ولي 2 تاش دختره و اونها شمرده نشدن.اگر شما اين رو از يه عرب بپرسي ميخنده و تاييد ميكنه.و اصلا هم عارش نميداد.
اين با اونكه آقاي 8 پا فرمودن فرق داره .
ضمنا مرسي اگر كسي ميخواد فداي خاونمها بشه.ما كه بدمون نمياد.
سلام حرفات زيباست و درست ولي چه مي شود كرد؟
سلام
با عرض معذرت از آقا کیوان
عزیز من به نظر من لازم نبود این قدر دور بردارید و زمین و زمان را به هم بدوزید.زنها مهمند و روزشون مبارک و اگه اونها قدر خودشون رو بدونند(من که ندیدم چنین زنی رو)
کاش که خودتون تو عمل از به اینها اعتقاد داشته باشید. برخلاف خیلی وقتا که نوشته هاتون لبخند به لب میاره، اینبار فقط بغض بود و بغض...
زنت رفته شير شدي....
جلو زنتم از اين حرفا جرعت داري بزني؟؟؟
حقايق غير قابل انكاري را نوشته بودي متاسفانه هنوز هم زن در جامعه ما حاشيه زندگي است نه متن آن !!!
آي گفتي.........
بازم از اون نوشته هاي ايول دار !! هنوزم تو همين جماعت آقايون روشنفكر كلي پيدا مي شن كسايي كه از خداشونه زن رو فقط تو آشپزخونه ببينن و همه شخصيت اجتماعي شون رو خورد كنن ... پيدا مي شن كسايي كه هنوزم فكر مي كنن زن يه موجود اضافه ست كه هميشه دومين حق با اونه!!!
اینکه از یک آقای محترم آدم این حرفها رو بشنوه باعث خوشحالی است. اما مشکل اینه که اکثریت اقایان روشنفکر و خوش صحبت هم حاضر نیستند از امتیازات تاریخی خودشون دست بکشند. دلم می خواد بدونم اون اقایونی که دوست دختر هم دارند، واسه روز زن چی دارن به همسرشون بگن!
مرسي! اما واقعا اقایونی که دوست دختر هم دارند، واسه روز زن چی دارن به همسرشون بگن!
روز زني كه از طرف اعراب به ارث رسيده.از طرف كساني كه موقع شمارش بچه هاشون دختر رو جز بچه نيارن.نميشمرن.دختر براشون هنوز قابل شمارش نيست.اونوقت ما دارين سنگ اونها رو به سينه ميزنيم.با كلي فرهنگ و تمدن چند هزار ساله كه براي زن و موقعيتش حق و حقوق قائل بودن