واکنشهای عجیب غريب حامد بهداد در نشست مطبوعاتی
نمايش «سگ سكوت» با بازی پانتهآ بهرام، باران كوثری، حامد بهداد و ...از 15 تيرماه در تماشاخانه ايرانشهر روی به صحنه میرود.
نمونهای از يك آدم دزد، پُر رو، متقلب، شياد، با اعتماد به نفس
كليه حقوق طراحي شده اين تمپليت در پيش طراح (علي عباديان) محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن پيگرد قانوني دارد ... بابا روتُ برم، سنگ پا
درگذشت مایکل جکسون از نگاه کاریکاتوریستهای خارجی
توی اين هاگير و واگير اين بنده خدا چرا مُرد؟!
نوشته پدرام در رابطه با پس فرستادن كافه پيانو
نویسندهی کتابخانهام را که میتوانم انتخاب کنم! نمیتوانم؟
لينك از گوگل ريدر و ليلا
لينك از گوگل ريدر
... فكر میكنم نبايد مثل دايیجان ناپلئون باشم، يعنی به فتوحات گذشته نبايد دل بست و بايد به آينده نظر داشت. اگر عزيز آتيه را میبيند و عاشقش میشود، دو مرتبه دارد عاشقش میشود نه اينكه چون عاشقش بوده پس حالا هم بايد عاشقش باشد.
ماهیها عاشق میشوند، يه فيلم ساده و روون و بیغل و غشِ كه آدم ميتونه از همون اولِ فيلم تكليف خودش رو با داستان و هنرپيشهها و دوروبریهاش روشن كنه. از اون فيلمهای نه چندان عميق و تأثيرگذار ولی ساده و دلنشين و راحتالحلقوم. آخر فيلم هنرپيشهها مثل خيلی از فيلمهای معناگرا و غيرمعناگر در يك عمليات محيرالعقول توی مه و دود و غبارها گم نميشن تا تو هاج و واج با دهن نيمهباز و چشمهای گرد شده بگی خب آخرش كه چی؟! پردههای سينما بسته شن و تو هنوز باور نكنی فيلم تموم شده و هيچی ازش دستگيرت نشده و وقتی ميايی بيرون ببينی عين هزار نفری كه توی سينما بودند هيچ كسی چيزی حاليش نشده و حالا هر كدومشون يه برداشت طبيعی يا ماوراءيی و متافيزيكی دارند. توی اين فيلم يكی دو نفری عاشق هم ميشن و بعدش داستان هول همين محور میچرخه. اتفاقاً از همين عشقهای خاكی و زمينی هم هست كه سالهاست نفیيش کردن و اتفاقاً همهمون هم درگيرش بوديم و لمسش كرديم. عزيز ( رضا كيانيان ) سالها قبل توی دوران جوونی عاشق آتيه ( رويا نونهالی ) ميشه. شرايط طوری رقم ميخوره كه اينها سالها از هم دور ميشن. آتيه ازدواج میكنه ولی يه مدت بعد همسرش تو دريا غرق ميشه. حالا آتيه يه دختر بزرگ ( گلشيفته فراهانی ) داره كه اونهم قراره با يه پسری كه گوشه زندان افتاده ازدواج كنه. آتيه با دخترش و دو تا خانم ديگه يه رستوران رو اداره میكنند كه اين ساختمون مال عزيزه. حالا پس از مدتها عزيز دوباره برگشته به اون شهر ساحلی و داره از دور اين زندگی رو تماشا میكنه و مزمزه میكنه تموم اون روزها و عشقهای جوونی رو. ماهیها ... يه فيلم پر از رنگ و تصاوير خوشگل و خوشمزه است. توی اين فيلم، بندرانزلی خيلی قشنگتر از شرايط عادی و واقعيش نشون داده شده و هنرپيشهها هم بدون اينكه اصلاً متوجه شی بدون لهجه گيلكی صحبت میكنند و فكر میكنم اين گويشِ بدون لهجه واسه بيننده خيلی هم دلنشين باشه.
... عزيز از بيرون وارد زندگیای میشود كه بدون او در آرامش ادامه داشت. خيلی خودخواهانه است اگر بخواهد اين زندگی را بهم بريزد مثلاً به اندازه آزاد كردن آن پسر پول دارد و خيلی راحت میتواند پيشنهاد ازدواج به آتيه بدهد و اين حرفها ولی حق اينكار را ندارد. تنها راهحل اين است كه گوشهای را انتخاب كند و در حاشيه اين زندگی، آرام آرام بفهمد كه آيا جايی برای او وجود دارد يا خير؟
بازی و شخصيت رضا كيانيان هميشه برام قابل احترام بوده. حس میكنم يه آدمیه كه بيشتر از بقيه میفهمه و بدون دودوتا چهار تا سرش تو حساب كتابه! توی فيلم ماهیها عاشق میشوند، بازی چندان برتر و فوقالعادهايی انجام نداده بلكه اينبار هم خودش بوده. يه بازی راحت و دلچسب بدون حاشيه و اينكه بخواد آدم رو دق بده. يه قسمتی از شماره تیر ماه مجله فيلم در رابطه با نقد و بررسی ماهیها عاشق میشوند هست. كيانيان هم توی اين شماره يه مصاحبه در رابطه با نقشش تو فيلم داشته. خيلی حرفها زده يه كمی از زندگی خصوصیش كه توی ويژهنامه عيد و بهاريه هم به اون اشاره كرده بود، از دوران دانشجويی و عشقهای اون موقعش گفته كه جالبه ولی اين دو قسمت از مصاحبهاش رو كه بالا نوشتم بنظرم خيلی قشنگ و دلنشين بود. يه جورايی انگار از يه جنس ديگه است. بخاطر همينه كه ميگم حس میكنم اين آدم بيشتر از بقيه میفهمه و سرش تو حساب و كتابه.
اگر عزيز آتيه را میبيند و عاشقش میشود، دو مرتبه دارد عاشقش میشود... و تنها راهحل اين است كه گوشهای را انتخاب كند و در حاشيه اين زندگی، آرام آرام بفهمد كه آيا جايی برای او وجود دارد يا خير؟
من هم فيلم رو در جشنواره ديدم. با اون مكث هاي طولاني كه فرصت فكر كردن ميداد.
فيلم خوبي بود و لي يه خورده زيادي ايداليستي بود، مثلاً يه رستوران تو يه شهرستان كوچيك كه فقط خانمها ميگردوننش و هيچ مزاحمتي هم براشون فراهم نميشه!
باهات كاملا موافقم. خيلي لذت بردم.
کاملا درسته خیلی فیلم آرامش بخشیه..یعنی وقتی می بینیش احساس خوبی بهت دست میده و بنظر من بازی مائده طهماسبی و مریم سعادت عالیه..
فقط من فیلم رو تو جشنواره دیدم سر ظهر و اومدم بیرون داشتم میمردم از گشنگی ...غذاهاش وسوسه کننده ان واقعا
شنيدم خيلي فيلم قشنگيه ... ميگن اصلا هم براي شيكموها خوب نيست...
خيلي جالبه که بيشتر غذاهاي توي فيلم دستپخت خود کارگردانه ! آشپز فوق العاده ماهريه
آقا من فيلم ميخوام.من نديده دهنم آب افتاد بابا ....اينقدر فيلم و غذاهاشو به رخ ما نكشين...
نميدوني چقدر دلم ميخواد اين فيلمو ببينم...
من یه چیزی بگم ؟؟؟
آره :)
من كه نديدم فيلمش رو..اين اواخر هر چي فيلم ديدم يكي افتضاح تر از اون يكي بود...واقعا سينماي ايران گند زده !!!
اين اولين بار بود اومدم اينجا اما مطمئنم بازم ميام
سلام - نقد جالبي بود - فيلم آخر تهمينه ميلاني رو دوست دارم ببينم اگر فرصت پيش بياد - موفق باشي
يلدا
سلام خوبي آره همه آره
آره كوان جان باهات موافقم, بسيار فيلم ساده و خوشگليه فقط دوستان بهتره به اين نكته توجه كنند كه اگر خواستيد ببينيدش از قبل بدونين كه بعدش كدوم رستوران خواهيد رفت وگرنه حتماً زخم معده ميگيرين!!!