« تفکر در سفر! | Main | ماهی‌ها هم آره؟! »

لاگيدن از نور!

امروز ساعت 10 صبح به هواي خريدن روزنامه از تو ويلا زدم بيرون و الان هم از توي يه كافي‌نت از شهر مقدس " نور " در خدمت شما هستم. هوا نيمه‌گرم، رطوبت يه كمی‌ بالاست، سرعت اينترنت عاليه و هزينه‌اش هم ساعتي 600 تومنه. پشت اين 7-8 تا كامپيوتر دور و بر من هم هيچكسي نيست و فكر كنم كافي‌نت اين آقاهه كه يه كمي هم شبيه " بادي بيلدينگ " كارهاست در اولين روز هفته با قدوم مبارك من مزين شده.

پنج‌شنبه ساعت 11 رسيديم شمال و توي اين چند سال اخير فكر كنم براي اولين بار بود كه توي جاده توسط پليس وظيفه‌شناس جريمه نشدم! فكر مي‌كنم با توجه به يه خط در ميون بودن تعطيلات و همچنين برگزاري امتحان دانشگاه آزاد در اين هفته، جماعت علاقه چنداني واسه اومدن به شمال نداشتند. هوا اونقدرها هم كه فكر مي‌كرديم و معمولاً اين موقع سال بايد باشه، گرم و كلافه‌كننده نيست. جوريه كه اگه يه نَمه ابر شه قدم زدنهاي عصرگاهي كلي هم به آدم مي‌چسبه. اين چند روز تموم كسري‌هاي خوابم رو جبران كردم. زير باد كولر گازي، عينهو خرس قطبي خوابيدم. البته چند تا فيلم هم با خودم آوردم كه بعضي وقتها هم ميشينم و فيلم‌ها رو مي‌بينم. پنج‌شنبه روزنامه گيرم نيومد. منهم كه عَملي و مُعتاد روزنامه، اين دو سه روزه همش استخون درد داشتم! خلاصه امروز اومدم و با هزار و يك بدبختي روزنامه شرق پنج‌شنبه رو گير آوردم ولي مشكل اينه كه هنوز شرق امروز رو گير نياورمدم. اين پروسه روزنامه خريدن هم توي اين شهرهاي شمالي داستاني داره واسه خودش؟! ماشين هم يه جايي پارك كردم كه اگر الان برم و ببينم بار جرثقيل نكرده‌اند و نبردنش بايد شيريني بدم.

فردا خدا بخواد صبح زود به سمت تهران راه ميوفتم. اوضاع و احوال، اينجوري نشون ميده كه فردا جاده خيلي شلوغ نيست ولي حال و حوصله ترافيك احتمالي رو ندارم بخاطر همين يه جور ميام كه ديگه نهار تهران باشم..... اي دادِ بيداد! حالا كه من دارم ميرم دو تا ماه‌پري از در اومدن تو. اوه اوه چه نگاه خوشگلي هم به آدم مي‌كنند. از اون نگاه‌ها كه آدم يه جوريش ميشه... اي خاك عالم تو سر شما دوتا پري‌دريايي بومي كنند. من يكساعته اينجا نشستم معلومه شما كدوم قبرستوني بودين؟! ميمُردن زودتر ميومدين تا با هم بيشتر آشنا مي‌شديم؟!

Comments (15)

خوش بگذره !!

انشالله كه خانموت اين پستتو نخونه!!!

انشاالله بهتون خوش بگذره
رفيق اگه پايه لينك دادني خبرم كن

سلام مارو هم به اون حوري پري ها برسون
:)
خوش بگذره آقا كيوان...

بد نگذره يه وقتي! التماس دعا!!!

دکتر جان امروز شرق چاپ نشد

من نمي دونم خانوم تو چرا يه ذره سياست نداه! خوب تو داري مي ري بيرون اونم باهات بياد ديگه!!!

baharak:

سلام.پس ظاهرا آب نبردتت.هنوز سالمي.!!!راستي جاتون خالي ما هم رفتيم شمال.البته شمال خوزستان كلي هم تو آب يخ شنا و اب بازي كرديم.به قول شما كلي حوري و پري بوديم و البته با آقايون شاه پري.
خوش باشي.

مانا:

ایول بابا تو دیگه چه خوره ای هستی! از اونجا هم دست از سر این اینترنت بر نداشتی؟؟
راستی احیاناً کافی نت در حداکثر 50 متری ویلا واقع شده ان شاا... دیگه؟

راحله:

اینطور که معلومه خیلی خوش گذشته و آب و هوا از همه نظر خوب بوده..هم آب و هوای جوی هم آدمی و پری و این صحبتها... چشم شما روشن و اوقات به کام... اوضاع جسمیتو هم بعد از این پست بگو ...زنده موندی یا....؟

تنها نكته مثبتش، شلوغ نبودن شمال تو اين فصل بود كه به كلي روزنامه مي ارزه.

چرا اون یارو امر به معروف نهی از منکریه نیومده یه کم به راه راست هدایتت کنه؟!!!

ميشه جاي ريست و پست رو باهم عوض كني ... الان چندمين باره كامنت مي ذارم عوض پست ريست مي شه... همه كارات چپكيه بخدا

میلاد:

من یه چیزی بگم ؟؟؟

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2