پنجشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۴

خب ديگه اين روزها از تيم ملی و صعود به جام جهانی نوشتن، مستحب كه نه، واجب عينی‌يه و قطعاً هر كی در اين راه گام برنداره و قلم نزنه خائنی بيش نيست! ديشب تيم ملی در حضور آقای خاتمی و در يك بازی محتاط و نه چندان خوب و البته منطقی، تونست تيم بحرين رو شكست و اينبار بدون طی‌طريق و مسابقه با انواع و اقسام تيم‌های مختلف پنج قاره، مستقيم به جام جهانی صعود كنه. صعودی ساده و آسون در دوره‌ايی كه سهميه آسيا بيشتر از قبل هم شده. بنظر ميرسه بجز بحث تروريست‌ها و سلاح‌های اتمی و اورانيم غنی شده يكی از معدود مواردی كه ميتونه نام ايران رو تيتر اول روزنامه‌ها و خبرگزاريهای دنيا كنه همين ورزش و حضور تيم ملی فوتبال در جام‌جهانی كه از لحاظی حتی پراهميت‌تر از المپيك هم هست، می‌باشه. جايی كه بهرحال پرچم ايران ميتونه بلندتر و بالاتر از تمامی كشورها به اهتزاز دربياد. البته كم مونده بود بواسطه اشتباه ميرزاپور كه موفق شد ظرف نيم ثانيه قلب هفتاد ميليون ايرانی رو بندازه توی شورت‌شون، شكل و شمايل داستان عوض شه كه خوشبختانه گل‌محمدی با زيركی، تِرمال داش ابی رو رفع و رجوع كرد.

فكر كنم همه ما ايرانيها نه تنها دوست داشتيم تيم بحرين رو ببريم، بلكه از صميم قلب مايل بوديم اونها رو جِر و واجر و لَت و پاره‌شون كنيم و جنازه‌هاشون رو تحويل خونواده‌هاشون بديم! ظاهراً اين ارادت پاك و خالصانه ما نسبت به اعرابِ حاشيه خليج فارس، ريشه در رگ و خون و تاريخ و فرهنگ ما داره و اصلاً هم جداشدنی نيست. هرچند اگه پيشينيان يه كمی آق‌دايی رو هم می‌كشيدند و عُرضه بخرج ميدادند و فقط به شكم و زيرشكم‌شون فكر نمی‌كردند و خودشون رو نسبت به آينده مسئول و متعهد ميدونستند، ديگه لزومی نداشت با بحرين بازی كنيم چون الان ديگه اون يكی از استانهای جنوبی‌ كشورمون بود.

ديشب تموم ايران غرق در شادی و جشن و بزن و بكوب بود. شادی و پايكوبی كه صعود ايران به جام جهانی، تنها بهونه‌ايی بود كه ملت بريزن توی خيابون و يه جشن عمومی و ملی راه بندازند. بنظر من و اگه خيلی كلی بخواهم بگم بايد عرض كنم كه ديشب همه ماها دو چيز رو نشون داديم ( البته بعضی‌ها زرنگی كردند و توی اون تاريكی و هيری ويری يه چيز سومی هم نشون همديگه دادند ولی چون اين مسئله عموميت نداره در رابطه‌اش صحبت نمی‌كنيم! ) يكی اينكه همه ماهايی كه ديشب وسط خيابون داشتيم قِر ميداديم، يا اينكه انگاری عروسی بابامونه و هی پشت فرمون، بوق بوق می‌كرديم، فلاشر ميزديم، صدای ضبط رو زياد می‌كرديم، ويراژی می‌داديم و چند ساعتی كارهای ورای آنچه كه عرف جامعه است، انجام داديم اصلاً و ابداً نه خارجی بوديم، نه بيگانه بوديم، نه جاسوس بوديم، نه منافق بوديم، نه مجاهد بوديم، نه مبارزه بوديم، نه انگيزه سياسی داشتيم، نه از بيگانه خط و خطوط گرفتيم، نه چمدونی از دلار بهمون تحفه كرده بودند، نه قصد براندازی رژيم رو داشتيم و نه هدف‌مون اشاعه فساد و فحشاء بود و نه خيلی ديگه از انگهايی كه سالهاست خورده توی پيشونی‌مون و بهمون وصل و پينه شده، رو يدك می‌كشيديم. ديشب همه ماها بعنوان يك ايرانی و بدور از هرگونه حركت سياسی و برنامه‌ريزی شدۀ قبلی فقط و فقط بخاطر عِرق و تعصب به نام كشور و اون پرچم سه رنگ، به ابراز احساسات پرداختيم. درسته كه بخاطر گرفتن حق و حقوق قانونی و اجتماعی‌ بهمون گفتند شما شهروند درجه دو هستيد و اين گُه خوردنهای زيادی به شما نيومده. بخاطر چهار كلوم حرف حسابی خودمون و خانواده و تموم آباء و اجداد و نياكان‌مون كه سالهاست سينه قبرستون خوابيدند رو يه شبه كردند خائن و بيگانه. بخاطر يه ابراز عقيده و بيان حقيقت، مايی كه تا حالا يه مسافرت خارج از كشور نداشتيم شديم اجنبی و وطن‌فروش، همه اينها درست ولی عِرق و تعصب و دوست‌داشتن اين خاك و نام ريشه در ذات و خون آدم داره و اين يكی ديگه نياز به هيچ مجوز و اجازه‌ای نداره.

و اما بدور از طرفداری از رژيم و حكومت و پليس و نيروی انتظامی، ديشب خيلی از ماها نشون داديم حيف از يابويی كه بخواهن به بعضی‌ از ماها اطلاق كنند! البته شايد خيلی هم خودمون مقصر نباشيم چون تا حالا تجربه " شادی ملی و عمومی " رو نداشتيم. هر وقت كه در مراسم عمومی دور هم جمع شديم، يا مجبور بوديم با مشتهای گره كرده، مرگ و ننگ و فحش خواهر مادر به آمريكا و اسرائيل و هم‌پيمانان‌شون بديم و يا مراسم عزاداری و گريه و زاری بوده و مجبود بوديم بواسطه اينكه همرنگ جماعت شيم، الكی اوهو اوهويی كنيم و چشم‌ها‌مون رو ببنديم و شونه‌هامون رو به علامت اينكه داريم گريه می‌كنيم تكون تكونی بديم و بخاطر نشون دادن ارادت و خلوص‌نيتِ بيشتر همچين با كف دست بزنيم تو پيشونی‌مون و از خود بی‌خود شيم كه اگر خبر مرگ بابامون رو بهمون بدن اينگونه متشنج و منقلب نمی‌شيم. بهرحال ايرانِ و فرهنگ ايرانی جماعت در كنار تمام حُسن‌ها و ارزشها كم نداره از اين دغل‌بازيها و دورنگی‌ها و نقش بازی كردنها. ديشب خيلی‌ها با كنترل احساسات و درك موقعيت و بواسطه اينكه، حالا ديگه امشب كاری به كارمون ندارند و سرلوحه قراردادن اين ضرب‌المثل كه در ديزی بازه حياء گربه كجا رفته؟! هر كاری خواستند و تونستند رو انجام ندادند. زدند، رقصيدند، شادی كردند ولی در حد و حدودی كه شخصيت‌ خودشون و ديگران رو لجن‌مال نكنند و به مال و جون ديگری آسيبی وارد نكنند ولی بودند دوستانِ از خود بی‌خود شده‌ايی كه همچين ريدند به ماشين و در و پنجره و مال و اموال عمومی و خصوصی كه صد رحمت به قوم مغول و آتيلا و تيمور لنگ. احتمالاً بعضی‌هاشون رو هم شما ديديد. بدبخت هندونه‌فروشی كه تموم هندونه‌هاش بواسطه شادی خودخواهانه ما به يغما رفت و راننده پژو 206 كه بخاطر بدمستی ما شيشه‌ ماشينش شكست و .... بگذريم. حيفِ كه حلاوت و شيرينی چنين جشن‌هايی بخاطر حماقت و نفهمی بعضی از ماها ديگه تكرار نشه!

۲۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

آره... تبريك ميگم بهتون... به قول بر و بچ كشورمون سلام آلمان... من ميگم... 2006 تا سلام آلمان... 2006 تا تبريك ايراني... 2006 تا آلمان داريم مياييم... .

آره، برديم اما بعدش ريديم به همه‌چي ! چرا ؟ چون بلد نيستيم شادي كنيم، عقده‌اي هستيم ديگه !
از بس تو اين سالا تو سرمون زدن اينجوري منفجر ميشيم !

baharak

اولا تبريك جمعي.دوما":ايران سر همين حزب باد بودنش هست كه بعد از اين همه قرن هنوز ايرانه.اگر ميخواست مقاومت كنه مثل خيلي از كشورها كه اصالتشون رو از دست ميدادن و يا زبانشون رو ميشد.
به قول يه بزرگي ايران مثل علف تو باد خم شده تا بتونه هميشه باشه.
در مورده جشن عمومي هم خيلي خوبه ولي كاش مزاحم آرامش مردم نباشه.
خوش باشين

کیوان جون البته اینکه بحرین الان جزئی از خاک ایران نیست دلیل بر آق دایی هم نکشیدن نیست. بحرین رو دادیم به امارات و اون سه تا جزیره رو ازشون گرفتیم ولی انگلیسیا زود شلوغش کردن و بحرین رو مستقل کردن و این وسط سر اماراتیا موند بی کلاه! واسه همینه که حالا صبح تا شب به اون سه تا جزیره میگن "اشغال شده توسط ایران"....ولی خیلی از این برد حال کردم! دلمون تنگ شد رفیق. خوشحالم که خوب و خوش و سلامتی. امیر

آره والا بعضيا انقدر نفهم بازي درمي آرن كه آدم رو از هر چي شادي كردنه پشيمون مي كنن ... به نظرم براي اينكه كسي گير نده و همه راحت بتونن خوشحال باشن لازمه كه آدم يه كم شعور داشته باشه ... طرفاي ما كه خودت هم مي دوني همچين خمپاره مي زدن!!! كه همه شيشه هاي خونه داشت مي ريخت پايين!

عرض تبریک و ابراز حسادت به قر و فرهایی که شما دیشب دادین!!
سال دیگه اینور یعنی تو آلمان ما هم کمبود قرها رو جبران می کنیم!

به عمو بوش ميگم برامون يك كلاس تقويتي بزاره ..ولي عجله نكن اول بزار ......بشه بعد

سلام ...مثل اینکه این بازی سبب شد که وبلاگا از حال و هوای انتخابات بیان بیرون ...خسته شدیم از بس در باره انتخابات خوندیم وشنیدیم ...تبریک میگم ...مامان

آقا با تك تك جملات موافقم. تو قسمت آخر فقط ميخوام اينو اضافه كنم كه بالاخره تو هر ايل و طايفه اي همه كه باهوش و بافرهنگ نميشن. بالاخره يه عده جفتك و چارپا هم ميندازن. به احترام! اون يه عده ما بايد حواسمونو جمع كنيم و ماشين و نياريم وسط معركه. يا اينكه در مغازه رو دو ساعت به احترام بروبچ تيم ملي ببنديم و كركره رو بكشيم.
اينم از اونور قضيه.

این يک زن است

با همه این يابو گری ها كه گفتي اما پيروزيه دل چسبی بود. تبريک :)

و همگان در فاز جام جهاني

esm

در مورد نوشته ي قبلي ت.. من كه تو شيراز فقط تو دانشگاه مقنعه ميبينم - تو شهر حتا روسري هم ديگه داره برچيده ميشه.. مشهد بچه بودم رفتم اما شنيدم دو قسما داره - محله ي مذهبي و محله ي بدتر از شيراز !

من هم به نوبه خودم اين پيروزي رو تبريك مي گم!!
جدا از همه اين حرفها به اين شادي احتياج داشتيم.حالا تا يك هفته همه با هم مهربونن!

vahidjv

سلام
بالاخره مثل آدم رفتيم جام جهاني ديگه
خوش باشي
ياعلي

درود
ايندفعه بدور از دعاو التماس من بميرم تو بميري بازي پلي آف رفتيم جام جهاني درست مثل آدم حسابيها.
اما در مورد شلوغ كردن ها خدايش كي به ما درست شادي كردن رو ياد داده كه حالا تو اين وضعيت بدونيم چكار بايد كرد؟
خوش باشي

من هم تبريك

چرا ساز مخالف بزنم؟ مباركه!

بحرينيا رو ول كن، اين برانكو رو اگه مي دادن به من، دخل شو مي آوردم. روزي كه اون همه سوار بازي بوديم و مي تونستيم سه چهار تا به اين بحريني ها بزنيم، هرچي دفاع داشت ريخت تو زمين. من هم تبريك مي گم به شما.

هر چند منم اون وسطا بودم ولی وصفش از پشت یک سوم یه حال دیگه ای داشت!

مهرانا

كار كار اين شهرستانيهاي بي كلاسه !!

از آشنايي با تو بيشتر خوشحالم تا رفتن به جام جهاني . چون ايران الزاما بايد اين دوره ميرفت به جام ! ! و اگر هشت تا هم از بحرين ميخورد بازم ميرفت . كنكاش در اين مهم رو در مسائل ديپلماتيك ايران و اروپا به وضوح ميشه ديد . دقيقا مثل باخت برزيل مقابل فرانسه در جام 1998 كه برزيل بايد ميباخت . اصلا ولش .... درود بر تو

ارسال نظر