سه شنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۴

به نظرم نداشتن يك مديريت اصولی در امر ساخت و سازهای شهری و همچنين نداشتن يك شهردار كاربلد كه اصلاً نمی‌دونم شهردار مشهد كی هست و اسمش چيه، يكی از بزرگترين معضلات و مشكلات شهر مشهده. همه اون كنده‌كاريها و خرابی‌هايی كه دو سه سال پيش به هوای احداث مترو و يا پروژه بزرگتر كردن فضای دور حرم ايجاد شده كماكان بقوت خودش باقيه و با توجه به موقعيت شهر و اين همه زائر و مسافر و پولی كه وارد اين شهر ميشه نمی‌دونم كارها چرا اينقدر كُند پيش ميره. تو زمينه مشكلات ترافيكی كه كم‌كم مشهد هم داره مثل تهران اعصاب‌ خردكن ميشه. شايد يه سری طرحهای اجرا شده در شهرهای ديگه، مثل برداشتن چراغ قرمز و ايجاد دوربرگردون‌ها نمونه‌های خيلی خوبی واسه الگوبرداری باشه ولی معلوم نيست چرا وقتی يكی از ميليونها طرح اجرا شده توی اين مملكت، حالا شانسی شانسی موفقيت‌آميز دراومده چرا بقيه از اين مثال الگو برداری نمی‌كنند و اگر هم می‌كنند چرا اينقدر دير می‌كنند كه دچار مرور زمان ميشه و اصل و اصولش بيات ميشه؟!

فكر می‌كردم حداقل توی شهرستانها تنور انتخابات و تبليغات داغ باشه ولی تو مسير تهران – مشهد و شهرهای بين راه همه چيز مثل تهران سوت و كور بود. البته به جرأت ميشه گفت توی طرقبه اكثر مغازه‌ها از قاليباف حمايت كرده و انواع و اقسام عكسهاش رو با پُزهای مختلف به در و ديوار آويزون كردند. فكر كنم آمار آراء توی استان خراسان با فاصله زياد به نفع قاليباف باشه كه البته با توجه به خراسانی بودنش چيز عجيب و بديعی هم نيست.

اين مقعنه سر كردن دخترها توی شهرستان شده يه سوال اساسی و مهم واسه من. اينكه طرف ساعت يك نصفه شب با مقعنه اومده شانديز يا طرقبه، بخاطر اين بوده كه نمی‌تونه روسری سر كنه و محدوديت داره يا اينكه به خونواده‌اش گفته می‌خواهد اون موقع شب بره دانشگاه يا سر كار و يا تصورش اينه كه با مقعنه خيلی خوشگل‌ و تو دل‌بروتر ميشه؟!

والله بخدا به پير به پيغمبر، بواسطه اين چند روز تعطيلی همه جای مشهد بسته بود. خيلی جالبه كه كاسبها و حتی ظاهراً برخی از بانكها و اداره‌جات در مشهد از موقع اذان ظهر تا عصر می‌بندند و ميرن خونه نهار می‌خورند و يه چُرت هم می‌خوابند، عصر دوباره شال و كلاه می‌كنند و ميان مغازه‌هاشون رو باز می‌كنند. جوری كه تقريباً توی اين فاصله زمانی تقريباً اكثر مغازه‌ها بسته است و خريد كردن امری محال و ناممكنه. اين چند روز تعطيلی هم مزيد بر علت شد تا خيلی از مغازه‌ها كلاً بسته باشه و سوغاتی خريدن منهم موكول به سفر ديگه‌ای بشه و اين وسط تنها شرمساری و خجالتش بمونه واسه منی كه پيش خلق‌الله بد قول شدم. منهم كه سرم برم قولم نميره و توی اين زمينه‌ها آدم حســـــــــاس! خلاصه اين يكی دو روزه بدجوری دچار عذاب وجدان شدم.

و اما به اطلاع دوستانی كه نگرانی سلامتی آن نقطه‌ از بدنم كه در مطلب قبلی ذكر خيرش بود و اسمی از آن به نكويی برده شد، برسانم كه موضع ياد شده كماكان لَمس و بی‌حس و فاقد هرگونه تكون و حركتی است. بنا به توصيه دوستی حاذق و استاد و زبردست كه پنداری فوق‌تخصصش رو و البته بطور تجربی! در رابطه با بيماريهای نقاط بلاخيز و حادثه‌ساز و نواحی پيرامونی گرفته است، به فيزيوتراپی مراجعه و دكتر قول داده كه با چند جلسه فيزيوتراپی مشكل رو حل و محدوديت حركتی و حس‌های منهدم شده رو مجدداً احياء كنه. فقط اميدوارم مشكل با فيزيوتراپی حل و نياز به مراحل پيشرفته‌تر و استفاده از ابزار و ادوات و آلاتی چون سوند و سُرنگ و ويبره و اينجور تشكيلات نباشه كه بنده نه نيرو و توانش رو دارم و نه شرايط جسمی و سن و سال من ديگه اجازه اينجور كارهای بی‌ناموسی رو ميده!

۱۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

علي الحساب فعلا اول... تا برم مطلبت رو بخونم.

مانا

ام آخرش من نفهمیدم مشهد خوش گذشت یا نه!!

مهرانا

مقنعه سركردن دخترهاي شهرستاني !!!!!!!!

منم مشهد بودم اما 15 خرداد مغازه هاو بازار ها بازبود كه:)

اون موقعي كه تو خوابگاه دانشگاه بودم مجبور بوديم مقنعه سرمون كنيم اما نهايتا تا 9 شب حق بيرون موندن داشتيم نه 1 نصفه شب!!!
اما خوب اين تو همه شهرستانها تابو شده مثلا تو عيد تو يه كافي شاپ تو كرمان تولد بود و يه مشت دختر همه با مقنعه اومده بودن كافي شاپ!!!!

vahidjv

سلام مشهدي كيوان
حالا خوش گذشت يا نه.
البت فكر نكنم مشهد بد بگذره
شاد باشي
براي آن قسمت هم دعا مي كنيم كه به خير و خوشي حل بشه
ياعلي

با سلام و خير مقدم براي شما...
از خداوند تبارك و تعالي شفاي عاجل براي مناطق محترمه و جوارح منهدمه را خواستاريم... :)
ولي اين سيستم مقنعه همه جا همينجوريه...منم كه يزد بودم دخترا همينطور هميشه با مقنعه ديده ميشدند...
البته در مورد دخترهاي يزد بايد يه كم دقت ميكردي كه بتوني از لابلاي چادر و چاقچور و مقنعه و مانتو و از همه بد تر سيبيل هاي از بنا گوش در رفته و پر پشت و ابروهاي كموني كه تا بالاي پيشوني ادامه داشت قيافه رو تشخيص بدي... :)

parnian

والا ما كه بعد از ده سال همين عيد دوباره رفتيم مشهد خيلي تغييرات ديديم. هم معضل ترافيكش تا حدي حل شده بود هم شهر تميز تر و از اون حالت بسته اش بيرون اومده بود. حالا نمي دونم شايد به خاطر دير به دير رفتنم اينقدر تغيراتش به چشمم اومده.

مهرانا

اولا - اصولا كساني كه پايتخت زندگي ميكنن باقي افراد رو حتي اگه يك كيلومتر هم با پايتخت !! فاصله داشته باشه شهرستاني خطاب مي كنن و دليلي مي شه براشون كه بتونن صداشون رو صاف كنن و بگن اين شهرستانيها !!
دوما من خودم كه كارمند هستم و دانشجو هم هستم معمولا تا ساعت 9 شب بيرون از منزل هستم و سعي مي كنم اگه كاري داشته باشم ، خريدي ، يا اگه قراره دوستي رو ببينم ، برم واونكارها رو انجام بدم و بعد برم خونه ، نمي دونستم اگه يه تهروني منو در اين حال ببينه .. مي تونه بره واسه باقي همشهريهاش تعريف كنه و بگه اين شهرستانيها !!!

مهرانا

سوما خدارو صدهزار مرتبه كه تبريز پايتخت نيست وگرنه چه جوكهايي كه در مورد اين مسئله مهم و حياتي ( شهرستانيها )) گفته نمي شد .

مهرانا

چهارما - كاش يه غربال بزرگ مي دادن دستمون تا اين پايتخت نشينها رو الك كنيم واصل از غير اصل جدا كنيم ببينيم كدومشون ميخوان بگن اين شهرستانيها !!

ببخشيد اين از نگاه يك زائر بود يا يك بازرس يا توريست؟! ... به نظر من يكي از كارهايي كه دولت بايد خيلي بهش اهميت بده اينه كه فاصله بين تهران با شهراي ديگه رو كم كنه ... البته منظورم از لحاظ مسافت نيست ... به عبارت بهتر به شهراي ديگه هم مثل تهران اهميت داده بشه ... و اما راجع به مقنعه! اينكه تا ساعت 1 نصفه شب بيرون بودن خيلي عجيب و سوال برانگيزه و گرنه به طور كلي بعضيا مقنعه رو بيشتر دوست دارن يا حتي مقنعه سر كردن از روسري سر كردن راحت تره ... ولي ديگه نه تا 1 نصفه شب!!! مطمئنا محدوديت داشتن يا روسري نداشتن!!

انتخابات بعدی حتما کاندید شو. حیف که من هر چی انتخاباته تحریم کردم وگرنه به شما رای می دادم. هر چند این بی ناموسی ها به شما نیومده! )منظورم کاندید شدن بود(

baharak

سلام به همه.ميدونين دوستان لغت شهرستان نه به شهرهاي مثل مشهد بلكه حتي به تهران هم ميگن.اگر تو اخبار شنيده باشين ميگن تهران و شميرانات.جمع اين دو تا ميشه شهر تهران.ولي تهران به تنهائي شهرستانه.ولي غلط جا افتده.
يه بار با يكي همسفر شدم.دانشجويه اهواز و از تهران ميومد...ميگفت چقدر دختر ها اينجا شيك و قرطي (اميدوارم غلط ننوشته باشم)هستنند.گفتم خوب مثل تهران ميپوشن.ميگفت اخه اون تهرانه....
من نميدونم به كدوم ساز بچه هاي تهران بايد رقصيد...يه موقعي ما تهراني هارو قابل نميدونستيم.مداشون مال صد سال قبل بود.از وقتي ماهواره اومد اونها هما اومدن روي مد.تا قبلش ما از كانالاي عربي جديد ترين مد ها رو ميديديم.ولي حالا ماهواره اومده و همه يه جور شدن.
اگر آقايون و خانوماي محترم ساكن تهران...همشهريان محترم يه ذره جلو تر از بيني خود رو مشاهده فرمايند ميبينند كه در تهران هم تا آخر شب بعضي ها مقنعه كه سهله رو بند هم ميندازن.
خوش باشين

اون پیشنهاد نگهداری مارمولک واقعا جالب بود. می خوای یه مار پیتونی،کروکودیلی چیزی بیارم که روحم بیشتر تلطیف بشه؟ در ضمن ببخشید اون عضو مبارکتون بی حس شده و آسیب دیده چه ربطی به آپدیت نکردنتون داره؟

اسی

قالیباف نه فقط خراسانیه بلکه مال ناف ویلاشهر طرقبه س . بعدشم این وضع جنگ زده ی مشهد مال اینه که بخور بخور توش زیاده

اسی

بعدشم اینکه این شهرستانیا حتما اونجوری راحت بودن . ولی اون تهرانی ها همونجوری کلا ناراحت بودن .

مشكل اصلي شهر مشهد وجود جايي است كه به ان حرم مي گويند

من نمیدونم چرا بعضی از این طهرانی ها این قدر برای مردمان شهرهای دیگه چرت و پرت سر هم میکنند .مگه خودشون برای این مملکت چیکار کردند؟؟ایرانو به چی میشناسن تو دنیا؟؟؟به نفتش که متعلق به خطه جنوبه به تخت جمشیدش که مال کاکوهای شیرازه به میدون نقش جهانش که داداهای اصفهان ازش مراقبت میکنند به حرم امام رضاش که متعلق به مشهده وجنگل های سرسبز شمالش و.....پس شما طهرانی ها به چی مینازید؟؟؟
به قول شهریار رحمت الله علیه که شعری در مذمت طهرانی ها سروده:
به رشتی کله ماهی خور ...به طوسی(مشهدی)کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوان مردان اذربایجان را ترک خر گفتی
تو را اتش زدند و تو برا ن اتش زدی دامن
الا طهرانیان انصاف میکنی خر تویی یا من؟؟؟؟

ارسال نظر