يكشنبه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۴

تازه همین الان یعنی حدود ساعت 30/11 شبِ که رسیدم خونه. باسن مبارکم بواسطه 8-9 ساعت نشستن توی ماشین عینهو لواشک آلو شده. باسنه هم خواب رفته، هم مور مور میشه، هم درد میکنه و هم چندتا هم دیگه! از اون حالتهایی که نمیدونی بی‌صاحب چه مرگشه؟!

ای شرکت سایپا، خاک دو عالم بر اون فرق سرت با این طراحی صندلی‌هات. بجای اینکه صندلی جوری باشه که گودی کمر رو پُر کنه دقیقاً همون نقطه‌ای که کمر قوز و برآمدگی داره، از صندلی یه چیزی عینهو زگیل و تاول زده بیرون و دقیقاً میوفته روی همون برآمدگی کمر. انگاری که یکی میخواد خفتت رو از پشت، دو دستی بچسبه! فکر کنم همتون دیگه تجربه خفتگیری و همچنین مسافرت چند ساعته با پراید رو دارید و میدونید چی دارم میگم. بیشتر از دو سه ساعت که روی این صندلی‌های پراید میشینی، حس میکنی باسن مبارک، بواسطه بی‌حسی مزمن، اصلاً دیگه وجود خارجی نداره. نگران میشی و هی دنبالش میگردی و ... بگذریم. الان که خیلی خسته‌ام و هیچ رمقی واسه نوشتن ندارم. فقط بدونید صحیح و سالم رسیدم تهرون. انشالله سفرنامه بمونه واسه فردا شب.

۱۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

ئلمون اندازه ي يه دونه ارزن شده واسه ي مهندس خودمون... جيگرتو...

ئلمون=دلمون

residan be kheir...omidvaram hala in hame sakhtio tahamol kadi khosh gozahste bashe....

نرگس

سلام....خوش اومدی..ایشالا خوش گذشته باشه بهتون.از اول سفر نامه که رفتی سراغ باسن و این حرفها خدا بقیشو بخیر کنه!

خدا رو شکر! ما که به قول بابا خونه مونو نشسته بودیم. از بس کتاب خوندم و گوجه سبز خوردم و چرت زدم و رو به قبله شدم مردم!

Vahidjv

سلام كيوان خان
رسيدن به خير
آقا زيارت هم قبول(البت اگه كرده باشي)
اقا خوش گلدي
شاد باشي
ياعلي

baharak

به سلامتي
خوش باشي

yaloosh

رسيدن به خير ...

آقا رسيدن بخير و زيارت قبول ...

سلام.رسیدن به خیر.سوغاتی که یادتون نرفته (؛

baharak

ظاهرا" بد قول شدي.نه از جريان سر كارت كه رئيس ديدت گفتي و نه اين آخر شبي هنوز از مسافرتت تعريف كردي.
آقا ما چكار كنيم بد عادتمون كردي به نوشته هات
خوش باشي.

ارسال نظر