ميگن سری كه درد نميكنه آدم دستمال نمیبنده. در مملكت ما با ورود به دنيای سياست و سياسيون و رجال سياسی، بايد قيد خيلی چيزها رو بزنی چون يهويی سر و صدايی بپا ميشه و آش نخورده و دهن سوخته. يه چيزی رو پيرهن عثمون و اَلكی دستمالی رو عَلم میكنند و چنان میبندند به سرت و گره محكم و كوری هم بهش ميزنند كه ديگه با دندون هم نتونی بازش كنی و خَلاصی از اون حواله داده ميشه به قيامت و روز محشركبری. من هم چون كلاً نه آدم سياسی هستم، نه ديد سياسی دارم و نه از سياست و بوی قرمه سبزی خوشم مياد، هميشه يه جور راه ميرم كه مجبور نباشم دستمال سری رو يدك بكشم. خيلی مرد باشم و زرنگی كنم همون چيزهايی كه مادرزاد به تن و بدنم پيوند خورده رو حمل كنم شاهكار بزرگی انجام دادم!
اولاً خدمت دوستانی كه توی كامنتهای قبلی گله كرده بودند چرا من به اونا نگفته بودم چنين جلسهای هست عرض كنم كه دقيقاً متنی رو كه اول مطلب قبليم نوشته بودم، همونی ايميلی بود كه برای من فرستاده شده بود. فكر نمیكنم جايی از ايميل نوشته شده باشه كه من ميتونم همراه خودم دوست و رفيق و فَك و فاميلم رو هم به اين جلسه ببرم. عروسی كه نبوده خر تو خر باشه. احتمالاً اونها هم بررسی كرده و چهار تا آدم حسابی رو دعوت كرده بودند! در ثانی چند نفر از بلاگرها قبل از پنجشنبه اين دعوتنامه رو توی وبلاگهاشون نوشته بودند شما اگه خيلی مشتاق و علاقمند ديدار با معين بوديد با خوندن اون میتونستيد به اين مراسم تشريف ببريد. شما میخواستين معين رو ببينيد يا من رو؟!
و اما ... يك رأی حق مسلم و قانونی منه. در دادن و ندادنش مختارم كه البته اگه سخنان قبل و پيامدهای بعد از انتخابات، كسی رو كه رأی نداده، مرتد و منافق و عامل استكبار ندونه سعی میكنم با تفكر و تعقل از اين حقم استفاده كنم. نه زبون خيلی شيوا و رسايی دارم كه بتونم ماری رو از توی لونهاش دربيارم، نه روزنامهنگارم كه نوشتهام رو چندين هزار نفر بخونند و نه شخصيت كاريزمايی دارم كه بخواهم روی آدمها نفوذ داشته باشم و چند رأی بيشتر برای مشروعيت نظام يا به نفع كانديدای خاصی جمع كنم كه اگر قرار بود كلامم نفوذ داشته باشه و معجزه كنه قطعاً بعد از چند سال زندگی مشترك، همسر گرامی ديگه توی غذای من هويج و نخودفرنگی نمیريخت!
من احتمالاً رأی ميدم. چون تجربه نشون داده با ندادنش مشكلی حل نشده. حضور مردم در انتخابات دو دوره قبل رياست جمهوری و نمايندگان مجلس ششم نشون داد كه بودن و اظهار نظر، بهتر از خونه نشستن و تخمه خوردن و منتظر قضاء و قدر موندنه. به نظر من، گذشت زمان بخوبی نشون ميده كه خاتمی در دوره رياست جمهوريش چه خدماتی انجام داده البته انتقاد از خاتمی و كارهای انجام ندادهاش هم زياده ولی مجموعاً فكر میكنم كارهایی كه توی اين هشت سال انجام شد به مراتب بيشتر از اونهايی بود كه بنابه دلايلی انجام نشد و يا نمونهاش نمايندگان مجلس ششم، اونها اگر شقالقمری نكردند حداقل شر و آزاری هم نرسوندند. به نظر من در حال حاضر معقولترين گزينه در بين نامزدهای انتخاباتی، دكتر معين ِ كه البته خيلی اميدوارم يه جناح و حزبی توی اين روزهای باقيمونده يه مهره بهتر و پُردل و جرأتتری كه " شخصيت رياست جمهوری " رو داشته باشه، رو كنه ولی اگه قرار باشه بر اساس اصل " لنگه كفش در بيابون " رأی بديم قطعاً معين گزينه مناسبتر و معقولتريه.
و اما من معين رو از لحاظ شخصيت و تفكری در راستای خاتمی و البته چندين پله پايينتر از خاتمی ميدونم. به نظرم هر دوی اينان مردان فرهنگی هستند كه سخت، اخلاقگرا و مبادی آدابند. شايد يكی از بزرگترين ايرادها همين پایبندی بيش از حدِ معين و خاتمی به اصول اخلاقی باشه. چنين مردانی نمیتونند خيلی در سياستی كه نه پدری داره و نه در آغوش مادری بزرگ شده، موفق باشند. سياست، مردان جسور میخواد. كسانی كه قدرت اين رو داشته باشند برخلاف رودخونه شنا كنند. كسانيكه قدرت مانور و انعطافپذيری بالايی داشته باشند. با برخوردی كه با معين داشتم حس كردم ايشون رو ميشه براحتی و با طرح چند سئوال ساده به چالش كشوند. زود خوشحال و سريع برافروخته ميشه. چهره ساده و دوستداشتنی داره كه صداقت روستايیگونهاش حتی پس از رفت و آمدهاش به هيئت دولت و وزارت علوم هنوز هم بخوبی در چهرهاش هويداست كه خُب همه اينها نشان از انسانيت و شخصيت بالاش ميده ولی آيا همين صفات در امر مديريت و تصميمگيری و سرشاخ شدن با هزارويك توطئه شناخته و ناشناخته نميتونه بزرگترين نقطه ضعفش باشه. يعنی انتخاب كسيكه نقاط قوتش بمراتب از خاتمی كمتر و در بهترين حالت ممكن و با ارفاغ، همان نقاط منفی و ضربهپذير خاتمی رو داراست. شايد همين صداقت معين دوباره ما رو بعد از چهار سال باز برگردونه در همين نقطهايی كه الان درش قرار داريم. همين اخلاقگرا بودنش، همين صداقت و فرهنگی بودنش يه كمی تصميمگيری رو برام سخت كرده.
بهمين خاطر اميدوارم يه كس ديگهای غير معين نامزد بشه كه در عين داشتن شخصيت بالا، خيلی هم محدود به ادب و آداب و اخلاق و انضباط نباشه. نگاه و تفكر معين معلمگونه است و جامعه، مدرسه نيست كه با تشويق به نمره بهتر، صبح شنبه همه موهاشون رو با نمره 4 اصلاح كرده باشند و ناخنهاشون رو هم از ته گرفته باشند. صحبت از جامعهيه به بزرگی ايران و مديری به توانمندی اداره همه ايرانيان در اقصی نقاط دنياست.
Comments (15)
ميبينم كه جلسه تاثيرات زيادي روت گذاشته برادر من !!!!
Posted by haleh | May 8, 2005 12:24 AM
Posted on May 08, 2005 00:24
سلام
:)
من با راي دادن مخالف نيستم ولي...
سپاس ضيافت مرغكان ساده اي را...كه بر روي گور مردگان...دانه هاي نپاشيده ميجويند...و مي يابند...
همين.
Posted by mohammad reza | May 8, 2005 01:16 AM
Posted on May 08, 2005 01:16
بله واقعا مثل اينكه جلسه بد جوري تاثير داشته !
انسان محتول مي شه
Posted by سکوت مرگ | May 8, 2005 04:51 AM
Posted on May 08, 2005 04:51
سياست، يه آدمي ميخواد كه جُربزه كار كردن داشته باشه، ترس نداشته باشه و از همه مهمتر بتونه خوب صحبت كنه، و جيگر اينو داشته باشه كه در مواقع لزوم، يه برخورد حتي خشونت آميز داشته باشه، با اين تعاريف شما، آقاي معين احتمالاَ جايزه اخلاق رو برنده خواهد شد.
Posted by رضا | May 8, 2005 08:02 AM
Posted on May 08, 2005 08:02
درود
ظاهرا تاثيرات جلسه باعث شده اون قلمي كه بي پروا و جسورانه مينوشت كمي محتاط بشه و تو لفافه حرفش رو بزنه!!
خوش باشي.
Posted by هشت پا | May 8, 2005 08:05 AM
Posted on May 08, 2005 08:05
مي خواستم بگم من كاملا حدس زدم كه تو تو اون عكس ها كدوم هستي... همون اقاهه كه ريش سفيد داشت و يه آقاهه داشت زير گوشش يهه چيز مي گفت... درست حدس زدم نه؟
Posted by shirin | May 8, 2005 09:29 AM
Posted on May 08, 2005 09:29
بابا تو غذايي كه بهت دادن چي ريخته بودن عزيز من... با اين توصيفات معين به درد وزارت هم نميخوره كه من از اولم گفتم...به قول هشت پا عزيز خيلي محتاط شدي..
Posted by Vahidjv | May 8, 2005 09:50 AM
Posted on May 08, 2005 09:50
این حق هر کسیه که رای بده یا نده ولی نمی فهمم چطور می شه به نماینده دولتی رای داد که مردمی نیست؟! مگه این کاندیداها از کانال همین سیستم رد نشدن؟ مگه همین حکومت صلاحیت شون رو تایید نکرده؟! ...اعدام اعدامه چه با طناب دار، چه با اتاق گاز، چه با تیرباران، چه با آمپول هوا، چه با گیوتین. یکی شیک و پیک و تمیز و مدرنه مثل اتاق گاز یکی چندش آور و کثیف و هولناکه مثل گیوتین. یکی خاموشه یکی پر هیاهو.
Posted by گوشه | May 8, 2005 10:15 AM
Posted on May 08, 2005 10:15
اينايي كه تو گفتي كه همه ش نقطه ضعف بود خصوصا واسه رياست جمهوري ... الآن تو اين شرايط بحراني مملكت كه همه جهان چشم دوختن به انتخابات ما و نتيجه ش آدم ساده و بااخلاق ابدا به درد ما نمي خوره ... بايد كسي باشه كه زرنگ و كاردون باشه كه هم نترسه هم بدونه بايد چي كار كنه و چه سياستي رو پيش بگيره ... حتي اگه از چنين شخصي خوشمون هم نياد باز اون گزينه بهتريه ...
Posted by هانیه | May 8, 2005 11:44 AM
Posted on May 08, 2005 11:44
کی گفته ما شمارو میخواستیم ببینیم!!!تحویل بابا تحویل!!!
میگم شاید بهتر باشه اگه میخوای رای بدی بهمین مستقیمی دکتر معین باهاشون برخورد کنی.با یک جلسه مطمئنا نمیشه اون احاطه رو داشت .نظر خودتم 100% همینه.
Posted by نرگس | May 8, 2005 02:01 PM
Posted on May 08, 2005 14:01
سلام
خوشم میاد کسی که می نویسه مردانگی ات را هویدا کن حتی اگر قرار باشه جامعه اش مدرسه بشه ، می شه یه مدرسه پسرانه! انصافت را شکر پس تکلیف مدارس دخترانه و بازدید مقنعه های کیپ شده تا داخل گلو چی می شه؟؟؟
راستی ها چه روزهایی بود ... مثل اینکه فقط در از ته گرفتن ناخن ها اشتراک داشتیم.
بعد یک مورد جالب در مورد کیوان! می شناسیش؟؟؟ اصلاً اهل سیاست نیست فقط سیاست بازان می آیند در نوشته هایش قدم برمی دارند و می روند. ببین اگر از این کلاس هایی بی سیاستی جایی سراغ داری ما را بی خبر نگذار.(با سپاس)
راستی شیرین جان! فکر نمی کنی اون آقایی که پهلوی آقا ریش سفیده نشسته باشه؟؟؟چه ژستی گرفته برای عکس!
بعدش ... کیوان جان ارفاغ را با قاف بنویس وگرنه آقا معلم های مدرسه های دخترانه را دعوت می کنم هر کدام یک نمره از تو کم کنند.
باز این شیدا زد به خاکی! عزت زیاد
Posted by sheyda | May 8, 2005 04:33 PM
Posted on May 08, 2005 16:33
خودشه
Posted by shirin | May 8, 2005 04:41 PM
Posted on May 08, 2005 16:41
کیوان جان عذر می خوام تقصیر شیرینه دیگه چطور می شه یک نفر دونفر باشه ! باید تکلیف این موضوع همین جا روشن بشه . اگه اینطور باشه می شه اون کسی باشه که پشتش به ماست. عینک هم داره . شیرین فکر نمی کنی کیوان باید یک عینک ذره بینی داشته باشه؟؟؟
Posted by sheyda | May 8, 2005 04:55 PM
Posted on May 08, 2005 16:55
سلام.با تمام احترامی که برای عقیده و نظر شما قائلم،با تصمیم شما مخالفم!
البته قصدم این نیست خدایی ناکرده نظر خودم رو به شما تحمیل و یا شما رو از رای دادن،منصرف کنم!
فقط خواستم بگم به نظر من رای دادن،چه به معین،چه رفسنجانی و...مساویست با مشروعیت بخشیدن به رژیم جمهوریِ اسلامی!
Posted by نسرین | May 8, 2005 09:12 PM
Posted on May 08, 2005 21:12
در مورد دكتر معين حق باشماست به نظر من هم كسي بايد بشينه اون بالا كه قدرت داشته باشه نه يه معلم اخلاق.... نه يه آدمي كه صرفا مودبه و باسواد...
Posted by yaloosh | May 9, 2005 09:29 AM
Posted on May 09, 2005 09:29