پيرو نشست ماه گذشته گروهي از وبلاگنويسان با مسئولان ستاد انتخاباتي اصلاحطلبان پيشرو، يك جلسه مشورتي عمومي با حضور دكتر معين و تعدادي از مشاوران و همكاران ايشان، با هدف گفت و گوي مستقيم و دريافت نظرات بلاگ نويسان و فعالان فضاي مجازي تشكيل خواهد شد. از جنابعالي دعوت ميشود كه در اين نشست مشورتي و بحث و گفتگو در مورد انتخابات آزاد حضور به هم رسانيد.
زمان : پنج شنبه 15 ارديبهشت ساعت 16 تا 30/13
مكان: خيابان وليعصر، چهارراه پاركوي، مجموعه فرهنگي ورزشي وزارت كار
و این ایمیلی که دو سه روز پیش به دستم رسید، باعث شد ديروز پنجشنبه به جلسهای که از طرف ستاد انتخاباتی دکتر معین دعوت شده بودم، برم تا هم برای اولين بار دکتر رو از نزدیک ببینم و هم چند نفر از دوستان بلاگری رو که خیلی وقت بود ازشون خبر نداشتم. هر چند اين جلسه باعث و بانی خير شد و چند نفر ديگه به دوستان وبلاگباز و بلاگرم اضافه شد.
ساندویچ ژامبون اهدایی از طرف ستاد انتخاباتی در کنار دکتر، صرف و سپس گوش سپردیم به سخنان دکتر و بلاگرها. سخنانی که البته یه جورایی به گوشم آشنا بود و حتی حس میکردم چند سال قبل، اونها رو در یک فرم و قالب قشنگتری شنيده بودم. فقط شاید بعضی از واژهها عوض و جایگزین کلمات دیگهای شده بودند. فیلترینگ، پروکسی، اورکات، پرونده وبلاگ نویسان، بلاگرهای خارج از ایران و ... ولی خُب در یک کلام، دکتر معین رو انسان خوب و متشخصی دیدم ولی اینکه بتونه مدیر خوبی هم باشه و از پس يه کشور بربياد ... خیلی دوست دارم در رابطه با این جلسه و برداشت شخصی خودم از معین بنویسم ولی فکر نمیکنم این موقع شب ( ساعت 3:25 بامداد ) همچین زمان مناسبی برای آناليز شخصيتی یک کاندیدای ریاست جمهوری و نوشتن وبلاگ باشه! آدم اگه هفت نسل قبلش هم جغد بوده باشند و از نوادهگان خرس قطبی هم که باشه، دیگه حق داره اين موقع شب خوابش بگيره. بنابراین برای اینکه شما و اينجا بروز باشید، گفتم این چند خط رو بنویسم تا سر فرصت یه مطلب کامل در رابطه با برداشت خودم از دکتر معینی که یه جورایی دوست داشتنی بود و به دلم نشست، بنویسم.
اگه خوب دقت کنيد توی این عکسهایی هم که آرش از جلسه گرفته یه گوشه کناری میتونید من رو ببینید!
Comments (15)
آقا انگارشما هم مثل من بيداريد؟ رفتم عکسها را هم دیدم اما خودمونیم من از کجا بفهمم شما کدام یکی هستید وقتی نام کسی زیر عکسها ننوشته شده؟
Posted by بیلی و من | May 6, 2005 04:15 AM
Posted on May 06, 2005 04:15
سلام
خوب در اين كه دكتر معين خوبه يا به دل مي نشينه من هم با شما موافقم اما مدتيست كه معتقدم هر انسان خوبي سياستمدار خوبي نيست و از قضا متاسفانه معمولا كاملا هم برعكس است. مگر چند نفر ... مي شوند؟
اما دوست عزيز از كوچكترين رفتاري كه نشانه اي از بت شدن هرچند ناچيز معين داشته باشد مي ترسم. زماني سيدجواد طباطبايي را به خاطر شكستن "بت" سروش دوست داشتم... اما اشارات "بت"ي جديد آغز شد. مي دانيد از كجا؟ از عبارت "سيد جواد"! از كلام شما و ذكر عنوان صرف "دكتر" كمي نگران شدم.. هر چند چندان عاقلانه نيست! اما كمي حق بدهيد.
هرچند موضع من هنوز و مصرانه "تحريم" است اما شخصي را كه دوست دارم از بت شدنش مي ترسم. آقاي معين هرچه كه باشد صداقتي بسيار فراتر از بخشي از پشتيبانان مشاركتي خود دارد.
پيروز باشيد
Posted by سامان آزادي | May 6, 2005 04:16 AM
Posted on May 06, 2005 04:16
سلام كيوان خان
اسد خان راست مي گن
حتما توي اون عكس هستيد كه از كل سالن از بالا گرفت ؟
يه راهنمايي مي كرديد
Posted by سکوت مرگ | May 6, 2005 05:53 AM
Posted on May 06, 2005 05:53
خوب به بقیه هم خبر میدادید امکانش بود یا نه؟من اصلا این کاندیداها رو نمیشناسم .بیشتر بدم میاد تا شناختی داشته باشم.منتظر نوشته هاتیم.
Posted by نرگس | May 6, 2005 08:00 AM
Posted on May 06, 2005 08:00
خوب پس ما حسابي منتظر ادامه داستانيم! همونطور كه صادق بودن و به دل نشستن دليل سياستمدار خوبي بودن نيست برعكسش هم صدق مي كنه!
Posted by هانیه | May 6, 2005 10:48 AM
Posted on May 06, 2005 10:48
بد نبود يه خبري هم به من ميدادي !!! من مثله اينكه ديگه خيلي پرت شدم از داستان !!!! :(
Posted by falling up | May 6, 2005 01:23 PM
Posted on May 06, 2005 13:23
سلام.آقا چرا اینقدر خسیس هستی،خب چی میشد می گفتی کدوم یکی عکسِ شماست!
Posted by نسرین | May 6, 2005 06:11 PM
Posted on May 06, 2005 18:11
خیلی خوب میشد که از قبل خبرش را میدادی تا بقیه هم بتونن بیان. اما باز جای شکرش باقیست که اینبار خود دکتر هم بودند چون دفعه پیش خودشان نبودند.
Posted by صادق جم | May 6, 2005 06:38 PM
Posted on May 06, 2005 18:38
پس فعلا شب بخير......
Posted by yaloosh | May 6, 2005 07:43 PM
Posted on May 06, 2005 19:43
سلام، شما کدوم یکی بودین؟... کاش می دیدموتون،... راستی یه جاهایی که معین با سوالات بچه ها، ناچار به گفتن نظرش در موارد مشخص می شد، جاهایی بود که به نظرم جالب بود، مثلا نظرش در مورد مجازات اعدام،... ولی با حرفهای کلی اش، در مورد توسعه انسانی و ... چه کسی است که مخالف باشد؟... ولی آیا وقتی خاتمی با مزایای 20 میلیون رای، شوکه شدنِ حریف، شورِ مردم در دوم خرداد، پشتوانه فامیل بودن با خمینی و امام موسی صدر، پیشینه نسبتاً خوب، چهره خوب، سید بودن و روحانی بودن، .. نتوانست کاری کند، چه انتظاری از معین می توان داشت، وقتی که مطمئناً رای بسیار کمی در صندوق ها ریخته خواهد شد، شعارهایش تکراری هستند، و حتی عقب تر از حرفهای گنجی و عبدالله نوری، و .... ؟
Posted by محمد جواد طواف | May 6, 2005 10:12 PM
Posted on May 06, 2005 22:12
آقا شما همونی نیستی که کنار پرستو نشستی؟
Posted by مانا | May 7, 2005 01:39 AM
Posted on May 07, 2005 01:39
يه نگاه به متن ايميل بندازيد لطفاً.... آها، درست متوجه شديد. ايشون دعوت شده بودن، پارتي راه ننداخته بود كه دوست و رفيقاشو با خودش ببره. درضمن كسي كه كانديدا ميشه، خوبه كه حداقل با سر وضع مرتب تو اجتماع ظاهر بشه، ولي آقاي دكتر معين گويا خيلي سرشون شلوغه كه فرصت نداره لباساشو عوض كنه و بده خشكشويي.
Posted by رضا | May 7, 2005 09:17 AM
Posted on May 07, 2005 09:17
همه جای دنیا اول عموم مردم خود حکومت و نوعش رو می پذیرن بعد به نماینده هاش رای می دن. اینجا اکثرا با اصل موضوع مشکل دارن ولی دنبال این هستن که بین نماینده های همین حکومت اصلح ترین رو برای رای دادن پیدا کنن. جل الخالق!
Posted by گوشه | May 7, 2005 02:36 PM
Posted on May 07, 2005 14:36
همه جای دنیا اول عموم مردم خود حکومت و نوعش رو می پذیرن بعد به نماینده هاش رای می دن. اینجا اکثرا با اصل موضوع مشکل دارن ولی دنبال این هستن که بین نماینده های همین حکومت اصلح ترین رو برای رای دادن پیدا کنن. جل الخالق!
Posted by گوشه | May 7, 2005 02:37 PM
Posted on May 07, 2005 14:37
آقا يه ساندويچ، اونهم ژامبون ارزششو داشت؟!؟
راستي اون آقاي مو فرفري ضبط به دست، شما بوديد ديگه!؟!؟ :d
Posted by محمد | May 7, 2005 04:50 PM
Posted on May 07, 2005 16:50