گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
چند وقتی هست كه آی دی ياهو مسنجرم رو گذاشتم زير لينك دوستان. بعضیها متوجه شدند و بعضیها هم هنوز نديدنش. بابا جون چرا خِنگ بازی درمياريد اوناهاش، اون پايين صفحه. هر چند بعضی از دوستانِ بلاگر، اينكارها رو خيلی نمیپسندند و گذاشتن آیدی مسنجر رو دقيقاً مثل انداختن لاستيكِ مارشال دورسفيد زير پيكان مدل 48، كاملاً آقا جوادی و بیكلاسی ميدونند ولی چون وبلاگ رو وسيلهای برای ابراز بيان و انتقال اطلاعات ميدونم بنابراين فكر میكنم وبلاگ بايد يك جريان آزاد دو طرفه باشه و امكان اين فراهم شه كه خواننده هم بتونه نظراتش رو راحت و بدون خون و خونريزی بيان كنه و در صورت نياز بيشتر، با صاحبخونه ارتباط و صد البته از نوع مشروعش برقرار كنه! اين چهره مات و مُشجر و نصفهنيمهايی كه ماها از خودمون در وبلاگهامون نشون ميديم عمدتاً باعث كنجكاوی خوانندهها ميشه. بعضی از اونا كه همين جوری مادرزاد فضول و كنجكاوند و دوست دارند توی هر سوراخی يه چيزی بكنند وقتی هم يه مدتی نوشتههای يه وبلاگ رو میخونند قطعاً حس كنجكاویشون اينقدر تحريك و اَنگولك ميشه كه ديگه آروم و قرار ندارند. دقيقاً انگاری كَك افتاده توی تنبونشون كه البته من فكر میكنم اين يك امر كاملاً طبيعی باشه و اون همانا ارضاء حس كنجكاویشونه نه جای ديگهشون! بهرحال اونها فكر میكنند حالا مايی كه اين مطالب رو مینويسيم چه گـُ...ی هستيم و دوست دارند چهره ما رو يه كمی بيشتر از اون حدی كه نمايونه ببينيد و بدونند آيا كسی كه اين حرفها رو ميزنه واقعاً بهش اعتقاد و ايمان داره يا فقط واسه دلخوشی و اينكه به دهن خواننده شيرين بياد، گفته و نوشته؟!
من خودم هم مثل خيلی از شماها يه مدتی از اون كَكهای گُنده افتاده بود توی تنبونم و خيلی دوست داشتم چند نفر از بلاگرهايی كه نوشتههاشون رو میخونم رو از نزديك ببينم. وقتی وبلاگ خيلی از دوستانی كه خُب اون موقع هنوز باهاشون رفيق نشده بودم، رو میخوندم يه شخصيت خيالی ازشون توی ذهنم ساخته بودم ولی وقتی پينكفلويدش، خورشيد خانم، زن نوشت، غلاف تمام فلزی، احسان و يه تعداد ديگهای رو ديدم، متوجه شدم اونها، همه چيزشون عاديه و هيچ خبری از شاخ و دُم و چيزهای ماوراءيی توی وجودشون نيست! اونها هم دقيقاً مثل من بودند با اين تفاوت كه بلد بودند نظراتشون رو بيان كنند.
بهرحال از موقعی كه آیدی رو توی وبلاگم قرار دادم تونستم با خيلی از خوانندهها آشنا بشم و با هاشون صحبت كنم. خوانندههايی كه قطعاً خيلی بيشتر از من میفهمند و نگاه خيلی عميقی نسبت به مسايل پيرامونیشون دارند. حالا اگه بيشتر و عميقتر از من هم به مسايل نگاه نكنند، حداقلش اينه كه از زاويه ديگهای كه من نمیتونم توی اون موقعيت قرار بگيرم، دارند به مسئله و مشكلِ عنوان شده نگاه میكنند و كنار هم گذاشتن اين نگرشها ميتونه يه ديد كامل و 360 درجه به آدم بده. صحبتهای رد و بدل شده بين ما عمدتاً در رابطه با مطالب نوشته شده در وبلاگِ. مطالبی هم كه در رابطه با بحثهای زن و مرد و جنسيتی هستش معمولاً يه كمی حساسيتزا هست و سخن در اين راستا بيشتر و داغتره كه خب بعضی مواقع با يه كمی توضيح، موارد گنگ و نامفهوم خيلی راحت حل ميشه. گاهی هم در رابطه با مسايل شخصی و اينكه اصلاً من كی هستم، چی هستم، چی میخورم، كجا میخوابم، چی میپوشم و يه سری از همين مسايلی كه به " چی " های مختلف مربوط ميشه كه خب حالا گفتن همه اون چيزهايی هم كه رد و بدل ميشه زياد خوبيت نداره. بهرحال بلاگر، امين و رازداره مردمه و دلش گنجينه اسراره كه اگه قرار باشه ... اصلاً بگذريم!
شايد پارسال همين موقع خيلی از ماها اصلاً نمیدونستيم وبلاگ چيه و وقتی اسمش رو میشنيديم اون رو هم يه چيزی تو مايههای HIV مثبت و از مظاهر جرم و فساد ميدونستيم. ديد خيلیها اينجوری بود ( كماينكه هنوز هم هست ) وبلاگ يعنی چهار تا بچه قِرتی، مُزلَف و مرفه كه از سر بيكاری وقتی از چت كردن خسته ميشن ورميدارند از دوست دخترهای پَتياره و روابط ث.ك.ثیشون مینويسند. بهرحال با گذشت يكی دو سال و روند بسيار سريع تكنولوژی، ديد و نگرش عموم و عمدتاً تصميمگيرندهها ( حالا شايد هم فقط در ظاهر باشه ) خيلی بهتر از قبل شد. طوريكه ديگه خيلی از سبزیفروشان هم وب سايت دارند و نامزد رياست جمهوری هم پيدا نمیشه كه سايت نداشته باشه و ندونه وبلاگ چيه. امروز ديگه سخن گفتن در راستای IT و اينترنت، شده يكی از ابزارهای بزرگ تبليغاتی.
بهرحال منظورم از همه اين صحبتها اين بود، كاشكی دوستانی كه وبلاگ دارند اين امكان رو فراهم میكردند كه اونهايی كه مايل هستند بتونند باهاشون چت كنند و راحتتر ارتباط برقرار كنند. ميدونم مشكلات و معضلات اينكار هم زياده و وبلاگهايی كه خواننده زيادی دارند با مشكل روبرو ميشن ولی لابهلای اين حرفها و نظرات، يه نكاتی عنوان ميشه كه ارزش همه اين مسايل رو داره.
چه خوب! اجازه صادر شد!:دي
سلام.ایده ی خوبیه،به شرط اینکه با سوالهایی نظیر asl مواجه نشیم!!
بعضيا ميترسن اگه آيديشونو بزارن تو بلاگشون بهشون تجلوز ميشه (يا يه چيزي تو همين مايهها) !!! همين آيدي نذاشتنو درك نميتونم بكنم :( اما احتمالن نفهمي از خودمه !!
*********************************************************
k1: احتمالاً !
شماره تلفنت رو هم بذار ديگه. آره بابا. من بعضي وقتا دوست دارم با بعضي صاحاب بلاگ ها تلفني صحبت كنم.
*********************************************************
k1: اگه دختر بودی شاید شماره تلفن هم بهت میدادم!
کیوان عزیز کار خوبی میکنی .من بعضیا رو از همین چتهای کوتاهی که داشتم بیشتر از وبلاگشون شناختم مثلا طرف فیمینیست بوده بعد منیو که زن هستمو یه قرون هم تحویل نگرفته!!با نظر نسرین هم موافقم گاهی هم اینجوری میشه ولی در هر صورت من میپسندم چون ارتباط بهتر و حقیقیتری! برقرار میشه.ولی من یکی شاخ و دم زیاد دارم میدونی که!
*******************************************************
k1: من از کجا باید بدونم وسایل و آلات اضافی شما چی ها هستند؟!
حالا HIV مثبت بهتره يا وبلاگ يا نامزد رياست جمهوري؟ به نظرم كه همون آي دي مسنجر براي ارتباط از همه چي بهتره، البته از نوع مشروعش!
**************************************************************
k1: جواب تو یکی رو گذاشتم به وقتش بدم!
كيوان ديروز تمام نوشته هاي پسين و پيشين و خلاصه هرسوراخي كه نوشته بودي خوندم و حالا معتقدم كه خيلي بزرگ شدي خيلي پيشرفت كردي خيلي دست به قلمت خوب شده .
خوب منم تو شروع كارم هستم اميدوارم يه روزي برسه كه خودم از نوشته هام راضي بشم
در هر صورت منو خوندن نوشته هات خوشحال كرد . انشالله هر روز هم از هر نظر رو به پيشرفت و موفقيت باشي
**********************************************************
k1: معمولاً سوراخ می کنند نه اینکه سوراخ رو بنویسند! ممنون که یادآوری کردین بزرگ شدم.
كار خوبيه . اين جوري يك كمي دنياي مجازي رو به واقعي نزديكتر مي كني. منتها از اونجا كه جوشي هستي حواست باشه كه ممكنه اين وسط چار نفر هم ضد تو و افكارت باشن يا چار نفر هم فكر كنن كه زندگي خصوصيت رو هم مي تونن كامنت بدن اون وقت قاطي نكني بياي اينجا خواهر مادر همه رو يكي كني ها ...از من گفتن : دي
**********************************************************
k1: من کی به خواهر مادر مردم کار داشتم که این بار دومش باشه؟!
درود
بنظر من اين راهي نيست جز به ابتذال كشيدن موضوع! بلاگ جايي هست براي بيان ،اونچه قابل بيانه! نظر خواهي براي گرفتن نظر ديگران و ايميل براي نظرات و ارتباط جديتر ، اما چت كه بياد متاسفانه ختم ميشه به لوس بازي و ساير مسائل!!!لبته شايد من اشتباه ميكنم!
خوش باشيد.
********************************************************
k1: شاید هم شما خاطره بدی از چت داری؟!
آره منم گاهي حسابي كنجكاو ميشم....
***********************************************************
k1: جداً. مگه خانمها هم کنجکاو میشن؟!!!
:))))) من واقعا از اين روحيه تو خوشم مياد !!:)))))))
*************************************************************
k1: از کدومش؟!
بهبه
ايول كيوان
خوشمون اومد شديد
ميشه درباره ارتباط غير مشروع هم بگي؟؟؟
راستي اگه تو كانديد بشي من بهت راي ميدن..چون وبلاگت باحال تر از بقيه هست
منم در مورد بعضی وبلاگ نویسا از این تصورات عجیب و غریب دارم . اما خوب پدر صاحبان اورکات را بیامرزه که خیلیهاشون را دیدم و فهمیدم نه بابا اونا خیلی با ما فرق ندارن
سلام.. خوب وقتي ادعا مي کنيم وبلاگ يعني آزادي بيان.. بايد همه طوره پاي حرفمون باشيم..!همه چيز اين زندگي دردسر داره...!
*********************************************************
k1: والله من مثل شما بلد نیستم فلسفی صحبت کنم.
ايده جالبي ! هم دردسر و مزاحمت داره هم كلي آشنايي با كلي فكر و انديشه و آدم جديد و هم آدماي عزيزي كه كلي ارزشمندن !!! . . . شاد باشي
***********************************************************
k1: اینها رو که همه رو من خودم گفتم.
آره فكر بدي نيست :) ما همچنان اينجا رو مي خونيم
salam . bara avalin bar bood ke az in sait didan mikardam onam faghat be pishnehade baradaret . kheili bahal bood man ke shakhsan koli hal kardam . piroozo movafagh bashi . ya hagh
سلام عزيز .
قرار بود 1 خبري به من بدي؟ چي شد.
********************************************************
k1: پس شب بیا باغ، عزیز!
تازه چند وقتیه که میام اینجا سر می زنم. از نوع نگاه و سبک نوشتنت خوشم میاد. به نظرم گذاشتن ای دی هم فکر خوبیه برای شناختن آدما از یک جنبه دیگه و به نوعی مستقیمترو مملموستر! همینش خوبه دیگه، همیشه با ایده های جدید ...
فكر جالبيه.... به شرطي كه وقتش رو داشته باشين...
فكر جالبيه...به شرطي كه وقتش رو داشته باشين...
درود
اينكه من خاطره بدي از چت دارم يا نه يك موضوعه، اما منظورم اين بود بعضي وقتها بهتره حوزه روابط خصوصي و عمومي با هم يك فاصله معني دار داشته باشن. و آيا برات نوشتن خودت مهمه؟ يا نظرات ديگران؟
خوش باشي.
اون مشروعيتش منو كشته
:)