دوشنبه، ۲۹ فروردين ۱۳۸۴

قبلاً هم براتون گفته بودم كه حدود دو سالی هست درگير يه سری كلاسهای سرپرستی و مديريتی هستم كه از طرف محل كار برامون گذاشتند. فلسفه اين كلاسها اينه كه بروبچی كه همون اولش با امتحان و آزمون از بين بقيه همكاران انتخاب شدند و در اين كلاسها شركت می‌كنند همونايی باشند كه فردا ميخواهن رئيس و مدير اين شركت و كارخونه بشند. يعنی برای دادن پُست و سِمَت، الويت با كسانی باشه كه اين كلاسها رو گذروندند. هر چند تجربه نشون داده مسير پيشرفت و ترقی توی جوامع ايرانی، خيلی كوتاه‌ و ساده‌تر از اين حرفهاست و اصولاً اونايی كه يه كمی پُررو تشريف دارند و دستهاشون توپول‌تر و نرمتر و لطيف‌تره و يه مدتی توی پياز و آبليمو خوابوندنش و همچين تُرد و خوش‌طعم شده و می‌تونند همزمان تخم‌های چپ و راستِ بالا دستی‌ها‌شون رو بمالند، پلهای ترقی رو بدون حضور در كلاس و داشتن تخصص و مهارت خاصی، چهار تا يكی طی می‌كنند. فكر كنم كسی نباشه كه منكر اين قضيه باشه كه خيلی از روابط حاكم بر سيستم‌های اداری، يك محيطِ كاملاً بی‌حساب كتاب و بدون قانون و ضابطه ايجاد كرده كه تقطه پَرش و جَهش آدمها رو نه تنها بر اساس لياقت و شايستگی برقرار نموده بلكه رشد در اين سيستم‌های ديمی و حسن خِشتكی، متكی بر خايه‌مالی افراد بنا شده كه البته امروزه با اسم سرشار از پرستیژ " روابط عمومی قوی " ازش ياد ميشه. ولی خب لازم به تذكره كه دوره برگزار شده انصافاً كلاسهای خيلی خوبی بود كه سعی شده بود از بهترين اساتيد علم مديريت نيز در طول دوره استفاده بشه. واسه خود من كه خيلی مفيد بود و ديد و نگرشم رو به مدير و مديريت عوض كرد؟! حالا بگذريم كه همه ماها از مدير تصور يه آدم كت شلواری رو می‌كنيم كه تازه ساعت 10 صبح خرامان خرامان كيف سامسونتش رو گرفته دستش و بدون اينكه كارت بزنه با چهره اخمو و كاريزماتيك خودش وارد شركت ميشه.

خلاصه كه كلاسهای اين دوره هم تموم شد. فقط مونده درس Case study يا " مورد پژوهی ". اول قرار بود اين دو جلسه كلاس در يكی از شهرهای شمالی برگزار بشه تاهم فال باشه و هم تماشا ولی سر كلاسِ قبل از عيد، بچه‌ها همين جور تخمی تخمی پيشنهاد دادند بجای شمال، كلاس چند روزی در كيش برگزار بشه. البته همه مطمئن بوديم كه مسئولان آموزش بخاطر هزينه و مسايل مالی، 100% با كيش مخالفت می‌كنند ولی نمی‌دونم چی شد كه يهويی هفته بعدش اعلام كردند كلاس مورد پژوهی در اواخر فروردین در جزیره زیبای كيش برگزار خواهد شد. ما رو ميگی داشتيم شاخ درمياورديم. شركت ما و از اين دست و دل بازيها؟! همگی هـــــورايی كشيديم و كلاه‌مون رو به علامت احترام به مسولين از سر برداشتيم! البته اگه ميدونستيم مسئولين دلسوز و مهربون و محترم شركت با تشكيل كلاس در كيش موافقت می‌كنند حتماً پيشنهاد ميداديم كلاسها در دبی يا آنتاليا برگزار بشه چون فكر كنم اونجوری ديگه كلی Cace واسه Study پيدا می‌كرديم! البته من كه ديگه توی اين چند سال از بس رفتم كيش، قراره سازمان بنادر و كشتيرانی مناطق آزاد برام كارت بومی صادر كنه و افتخاری، سيتی‌زن كيش بشم.

خلاصه ما فردا (سه‌شنبه) عصر بسمت كيش پرواز و پنج‌شنبه شب هم برمی‌گرديم تهران. تعدادمون هم اينقدر هست كه اگه من و يكی دو تا از بچه‌ها بتونيم جيم بزنيم و بليط پنج‌شنبه رو كنسل و جمعه به تهران برگرديم كسی متوجه اين موضوع نشه. بهرحال مگه بخت چند بار در خونه آدم رو ميزنه كه آدم بتونه بدون حضور همسر گرامی به كيش سفر كنه و تموم عمر و وقتش رو توی پاساژهای پرديس و مرواريد و زيتون و هايپر فلان به خريد و باركشی و خرحمالی نگذرونه و یه کمی با خیال راحت چشم چرونی کنه؟! پس ای جزيره مرجانی كيش، ای خليج هميشگی فارس، آغوش بازكن كه جمعی از نخبه‌گان و نوابغ اين مرز و بوم دارند ميان به ديدنت. البته اگه بواسطه خطای انسانی خلبان، طعمه كوسه‌های خليج فارس نشيم. پس مرا از دعای خيرتان بی‌نصيب نكنيد تا انشالله مجدداً برسم خدمت‌تون.

۲۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

باز كن..باز كن....باز كن..( آغوش بابا !!! )

این همشهری نذاشت اول بشم:(..خوش بگذره مجردی:)

یه کلام بگو میخوام برم کـــــــــــــــــــــیش ! چرا اینقده قیرقمیش و قصه میبافی برادر من :))
چشم مادر زنت هم روشن ؛)

گمون نکنم مجردی بهتون خوش بگذره!اما خب جای ما اینورِ آبی ها رو خالی کنین..

2 سال پیش مهمان سازمان بودیم توی کیش هر هفته چهار شنبه پنج شنبه جمعه برای انجام پروژه می رفتم کیش به طوری که توی فرودگاه همه منو میشناختن! به ما که گرین کارت کیش ندادن ببینیم به تو میدن یا نه!

khosh begzare agha keyvan...az neveshtetaoon malome ke khili hamsar 2st hastida.....dafe baad age khstan bebaranetoon begid 3 4 ta ja vase hamrah ham nemishe bedan?!movafagh bashid va bye

انشالله تا باشه از اين كلاسا
مثل اينكه كلاس ها مختلط نيست وگرنه بيشتر خوش مي گذشت !

سلام خوش بگذره - برات آرزوي موفقيت ميكنم - زيادم اونجا شيطوني نكن - هميشه به سفر و عشق و حال ....

ببين اگه زن نميگرفتي واسه هميشه ميتونستي بري چشم چرونيها...اونم با خيال راحت. يه چيزي هست به نام حرمت. شنيدي تا حالا؟ آقاي محترم...لطفا حرمت نگه دار. اون خانوم شما گناه نكرده كه چشم و دل شما سير موني نداره آقاي تحصيلكرده...آقايي كه از نخبه گان و نوابغ اون مملكتي. خانوم شما تو خونه چشم به راه منتظر اومدن شما بشينه در حالي كه چشم شما در حال چريدن در باغ همسايه هستش؟ ميگم چطوره يكي هم بياد دور و ور خونه شما چشم چروني. آهان شما خيالتون راحته خانوم شما از اين كارها نميكنه...حرمت نگه ميداره...والا دير نيست شما هم جاي چند تا از اين كلاسهاي مديريت چند ساعتي هم به اين فكر كنيد كه مديريت نفس و چشم و دل خودتون ميتونه خيلي خوب باشه. آقاي نابغه...آقاي محترم....حرمت نگه دار. خريد دوست نداري جاي خودش ولي يه لحظه فكر كن كه زنت هم خيلي كارهايي رو كه دوست نداره به خاطر تو انجام ميده از جمله اينكه به انتظار بشينه تا شما از چراندن چشمهايتان به خونه برگردين. شما ممكنه طعمه كوسه هاي خليج فارس نشين ولي گاهي مرگ با عزت از زندگي بي حرمت بهتره. دعاي خير خواسته بودي...مال من كه حتما همراهت خواهد بود...مخصوصا اون موقعي كه داري با خيال راحت و دور از چشم خانومت ميچري...يعني چشم چروني ميكني. كيش خوش بگذره نابغه.
***********************************************************
k1: ممنون از اینکه وجدان من رو از خواب غفلت بیدار کردین! و مرسی که بهرحال برام دعا می کنید طعمه کوسه های خلیج فارس نشم. اینقدر نفرین و ناله کردین که اگه اونجا یه زن عریان و برهنه هم ببینم دیگه غلط بکنم نگاهش کنم! اصلاً من و چه به این حرفها؟! نخواستیم بابا توی این مسافرت چشم چرونی هم تعطیل.

به به آقا هميشه به خوشي ..اين دور از همسر شدن خيلي خوبه از خيلي نظرها

خوش بگذره ... البته با تعريفهايي كه كردي معلومه كه خوش مي گذره چشم خانمتان هم روشن !!

احتمالا براي مسولينتون كيش رفتن شما يه حسني داشته كه پيشنهادتون رو قبول كردن! من اگه جاي خانومت بودم و اين مطلب رو مي خوندم دعا مي كردم اون خلبانتون همچين خطاي قشنگي بكنه كه حالت جا بياد و حسابي خوش بگذره!!

khoshaaaaaaa be saadate shomaaa

بابا مدير آينده! بابا كيش برو!! بابا سيتي زن!!! اي بابااااااااااااااااااا خوش بگذره بي سر و همسر ؛)

Marjaneh

عجب كامنتي و عجب جوابي از خود پست با حال تر بود :)) خوش بگذره

سلام..عجب مديران خوبي تو اين مملكت پيدا مي شن..سفر خوش بگذره ..ولي بعيد ميدونم اگه بعد از سفر تمام هزينه هارو باهات تصفيه نكنن!!.. يا حق بر دود

ما كه دعا ميكنيم، تو هم در عوض سوغاتي بيار!

اگه کوسه ها بفمن که تو اون هواپیما آدم به این خوشمزگی هست حتما خودشون ترتیب سقوط رو می دن! ...خوش بگذره و ما رو از نعمت خوندن نوشته هاتون محروم نکنین.

سلام ..... دوست عزيز با تبادل لينك موافقي ؟

سلام کیوان جان
تبریکات صمیمانه من را پذیرا باشید. حالا که جمله کلیشه ای دهه 40 و 50 رقم خورد بهتر است ادامه یابد: اگر از احوالات بنده خواسته باشید ملالی نیست ...
راستی چرا بعضی ها فکر می کنند که خودشان اینطور فکر می کنند و بقیه آنطور؟
امیدوارم طعمه کوسه ها نشوید البته به یقین نخواهید شد چرا که از کلاس های مدیریت استفاده کرده اید و پای آبلیمو و پیاز و زعفران و بقیه چاشنی ها در میان نبوده است. پس نتیجه می گیریم شما خورده نخواهید شد، بازمی گردید و باز خواهید نوشت و به من خواهید گفت که چرا بعضی ها...؟؟؟؟؟؟؟
و اما...! این سفر شما آرزویی را بر دلم نهاد .کاش همسر من هم همراه شما بود بیچاره خسته شده از بس از من ترسیده و چشم چرونی نکرده و من از او خسته تر ! بابا این همه بقیه چشم چرونی کردند و ... و من مجبور شدم همسر عزیزم را تحمل کنم. راستی خانم ها موجودات نازنینی هستند تحمل می کنند و از اینکه در حسرت این مانده اند چند روزی را از شر همسرشان خلاصی یابند، چیزی بر زبان نمی آورند و وجود مهربانش را با آه درون تحمل می کنند.
باید خودم به فکر باشم. یک تور یک ماهه به یک جزیره دورافتاده برای اینکه از شر من در امان باشه. ببینید مهربانی تا به کجاست؟؟؟ با امید آن روز
در آخر از اینکه شیدا از قالب نوشتاری همیشگی خارج شد عذرخواهی می کنم. البته تقصیر من نیست. تقصیر زمانه است. یک کمی هم تقصیر شما.

امشب كه خبر ساها را شنيدم ..اولين كسي كه اومد تو ذهنم شما بوديد... بعد دوباره به اينجا سر زدم ديدم برگشتتون پنج شنبه است.

شما سالمي؟؟؟؟

سلام
جالبه که حس مشترکی با بهار داشتم پس تازه شما امروز بر می گردید. تازه شما که بچه نیستید. چه فکرهایی می کنم من؟؟؟ به سلامتی بازگردید. در انتظار کنار زدن پرده چشمانتان و خواندن آنچه شما نظاره می کنید هستم.
راستی خیلی بده که نمی شه به طور ناشناس برای شما چیزی نوشت. مدتها پیش به این موضوع فکر می کردم.
ولی حالا با یک راه حل برگشتم که بقیه نفهمند ولی خودم می دونم می فهمند.
بگذارید به حساب شیطنت های کودکی.
عجب کودکی. راستی بنویسید جزیره بدون دغدغه را با چه جیمی می نویسند؟؟؟؟ مثل جیم ... جیم جیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
در پناه حق سلامت بمانید

سفر بي خطر....يه جورايي خدا رو شكر خطر از بيخ گوشتون رد شد... خوش بگذره.....

سلام
امروز هواپيما كيش تو فرودگاه دچار نقص شده بوده و جرياناتشو حتما خودتون بعدا با نصر خاص خودتون مي نويسيد والا نگران شدم شما كه اونجا نبودين خدايي نكرده

سلام دوست خوبم . از آشنايي با ويلاگ قشنگت خوشحالم . نظرت راجع به تبادل لينك با وبلاگ من كه براي حمايت از بيماران تالاسمي فعاليت ميكنه چيه؟

bita

سالمي تو؟؟؟؟

bita

كيوان, با اين پستت... . اااااااااااااااااا

vioxx lawsuits - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/
vioxx attorneys - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-attorneys.jsp
vioxx law firms - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-law-firms.jsp
vioxx faq - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-faq.jsp
vioxx recall - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-recall.jsp
vioxx herat attack - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-heart-attack.jsp
vioxx stroke - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-stroke.jsp
vioxx death - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-death.jsp
vioxx lawyers - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-lawyers.jsp
arthritis drug lawyers- http://www.arthritisdruglawyers.com
arthritis drug attorneys - http://www.arthritisdruglawyers.com
vioxx - http://www.arthritisdruglawyers.com
celebrex - http://www.arthritisdruglawyers.com
bextra - http://www.arthritisdruglawyers.com

ارسال نظر