شنبه، ۲۷ فروردين ۱۳۸۴

با توجه به شرايط و مقتضيات زمان و توی هر عصر و دهه‌ای معمولاً يه سری آدمها به يه چيز خاصی، وابستگی شدیدی پيدا ميكنند. جوری كه ديگه وجود يا عد‌م‌وجود اون چيز خاص نقش مهمی در زندگی اون طيفِ علاقمند بازی ميكنه. دوران پدربزرگ و آباء و اجداد ما، به بركت نبود برق و بطبع راديو و تلويزيون، جماعت شبها حوصله‌شون سر ميرفت و در نتیجه مجبور بودند زودتر بخوابند. ظاهراً زنان و مردان اون دوران بدليل نداشتن امكانات رفاهی! علاقه خاصی به كرسی پيدا كرده بودند. بيكار كه بودند، تفريج و دلخوشی هم كه نداشتند، صبح هم كه نه قرار بود كارت بزنند و نه از اتوبان همت رد بشن، يه لقمه نون و پنيری هم توی سفره‌شون بود كه شكم‌شون گرسنه نمونه. بنابراين مجموع اين عوامل و همچنين علاقه و ارادت خاص‌شون به كرسی و لحاف ضخميش و همچنين خوردن گندم بوداده و شاهدونه و روغن حیوونی و كشمش و پسته باعث شد كه در حال حاضر همه ماها يه دوجين خاله و عمو و دايی و عمه داشته باشيم!

بعدها راديو و تلويزيون وارد خونه‌های مردم شد و خيلی‌ها علاقمند اين پديده شدند. زندگی صنعتی و شهرنشينی باعث شد كه خستگی‌ و اضطراب و استرس ِ‌ خلق‌الله هم بيشتر بشه. حالا ديگه جماعت هم تفريحی پيدا كرده بودند و هم ديگه اينقدر خسته بودند كه حال نداشتند چيزی رو بلند كنند! بنابراين علاقه به تلويزيون و برنامه‌هاش چنان رشدی كرد كه امكان داشت يارو زن و بچه‌اش رو فراموش كنه ولی ديدن سريال دايی جان ناپلئون رو محال بود كه فراموش كنه. اين دغدغه‌های زندگی شهری باعث شد كه الان همه‌مون شُکرخدا تعداد خواهر برادران‌مون به مراتب كمتر از تعداد عمه و خاله و دايی‌هامون باشه. زمونه گذشت و گذشت تا اينكه رسيد به ما و علايق ما هم كه يه سَره منتهی شده به ماهواره و اينترنت. از صدقه سری اين تكنولوژی، شرايطی مهيا شد كه دنيا به دهکده جهانی تبدیل بشه و فاصله امروز ما با یک دهه قبل به اندازه فاصله زمین با كهكشان راه شيری بشه. البته امروزه رشد تکنولوژی خیلی سریع و تاثیرگذاره و جهت علایق و وابستگی‌های جماعت هم روند مثبت و رو به جلویی پیدا کرده جوری که ظرف چهل پنجاه سال، از لحاف کرسی به اینترنت ارتقاء درجه دادیم ولی خُب چیزی که در حال حاضر نگران کننده است اينه که با این روند نزولی بچه‌دار شدن، پنداری عروس و دومادهای امروزی باید برن و از پرورشگاه بچه بیارند!

امروزه اينترنت و بخصوص وبلاگ از علايق خيلی از آدمهای دور و برمون شده. مَش‌حسن وقتی گاوش مُرد، اونهم دو روز بعد همراه گاوش مُرد. ما هم شايد اگه اينترنت رو ازمون بگيرند يه جورايی تِلنگِ‌مون دربره! بهرحال خواسته يا ناخواسته خيلی از اين وبلاگها و نوشته‌ها یه بخشی از زندگی ماها شده. و این حقیقت هم برای كسی كه می‌نويسه و هم برای خواننده‌هايی كه اين نوشته‌ها رو دوست دارند و هر روز قبل از اينكه دست و صورت‌شون رو بشورند ميان و وبلاگهای مورد علاقه‌شون رو می‌خونند وجود داره. چون حس میکنند این حرفها یه جورایی براشون آشناست. یه جورایی حرف خودشونه و میتوند با کسی که اینها رو گفته همذات پنداری داشته باشند.

خلاصه اين همه روده درازی كردم كه بگم "از پشت يك سوم" وارد سومين سال زندگيش شد. بهرحال این حقیقتیه که چه من وبلاگ داشتم و چه نداشتم اين دو سال هم بسان مابقی زندگیم ميگذشت ولی خب داشتن وبلاگ و نوشتن، این حُسن رو داشت که باعث شد با خيلی‌هاتون آشنا بشم. از خیلی‌هاتون چيزهایی ياد بگیرم. دامنه دوستیم وسیع‌تر بشه. آدمها رو بهتر بشناسم و از تجربیات‌تون استفاده کنم. بهرحال توی این مدت خیلی حرفها رو گفتم و نوشتم. خیلی چیزهایی رو که دوست داشتم براتون بگم و بنویسم رو بنا به هزارویک دلیل قورتشون دادم و ننوشتم. خیلی چیزها رو توی لفافه و به طنز و کنایه گفتم و خیلی‌ها هم اونارو خوندن و عینهو گاوی سری تکون دادند ولی اصلاً متوجه منظورم نشدند! خیلی وقتها ناراحت بودم و بدوبیراهی نثار جماعتی کردم. جدی شدم. شوخی کردم. خندیدیم. گریه کردم. ولی هر چی که بود، افتان و خیزان و دولان و راستان، چراغ اینجا رو روشن نگهداشتم!

مطمئن باشید حضور حماسی و همیشه در صحنه شما ملت غیور، عامل بسیارمهمی برای ادامه راهه و نقطه نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما انگیزه‌هام رو برای نوشتن بیشتر و بیشتر خواهد کرد وگرنه خیلی وقت پیش، کرکره رو کشیده بودم پایین و اینجا هم مثل خیلی از وبلاگها الان داشت خاک میخورد. بهرحال جا داره همین جا تشکری کنم از خودم که با همت و پشتکار تونستم آق‌دایی گَل و گُشادم رو هَم بکشم و "از پشت یک سوم" رو به نقطه کنونی برسونم. قطعاً اگه این همت و غيرت رو برای درس خوندن هم داشتم تا حالا دیپلمم رو گرفته بودم!

۴۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

اولن كه تولده بلاگت مبارك ، خيلي حال ميكنم با بلاگت... بعدش هم كه من موندم با اينكه اين همه سرگرمي (!) كه واسه مردم به‌وجود اومده اين همه بيكاري هست ، اگه اينا نبود فكر كنم ملت از گشنگي همديگه رو ميخوردن !

سومين سال اين شروع حماسي بر همگان مبارك!!از طرف بيقرارهاي كوچه:)

من هميشه به ده سال اينده و بيست سال اينده فكر مي كنم كه چقدر ما توي وبلاگهامون با هم دوستيم و با هم پير مي شيم و سر اخر هم حتما با هم مي ميريم دور از جون شما البته :) سومين سالش مبارك .

داشتم به حرف کيميا فکر مي‌کردم...بعد به خودم گفتم آيا وبلاگ رو هم مي‌شه به ارث گذاشت؟ اصلاً اينترنت بيست سال ديگه چه جوري خواهد بود؟ و ...
زنده باشيم آغاز سومين دهه‌ي "از پشت يک سوم" را هم تبريک بگوئيم. اگرچه اين تصور الان کمي دور از ذهن بنظر مي‌رسد اما خدا را چه ديدي! شايد به آنجا هم رسيديم!! :)

تولد 2 سالگي وبلاگت مبارك باشه عمو قصه گوي عزيزم.
وبلاگ مثل بچه آدم مي مونه. اميدوارم كه بچه ات به سي سالگي برسه و هميشه پابرجا بمونه.
خوشحالم كه دو ساله كه نوشته هاي زيبات را مي خونم و با خوندنشون كلي شارژ ميشم.

1001rozaneh

همیشه موفق باشی در دنیای مجازی با اسپکهای کوتاه بریده بلند از پشت یک سوم و غیره!:)

يادت رفت بگي مشت محكمي بر دهان ياوه گويان داخل و خارج!!!

تبريك آقا، تبريك

به به ان شا الله كه در سايه منويات خاص آقا امام زمان و مراحم خاصه مقام معظم رهبري اين طريق را تا فلاح كل جماعت مسلمين اد امه داده و تا 3000 سالگي اين بلاغ را قاطبه ملت هوشيار ايران ناظر باشند

واقعا مباركه. ما كه متاسفانه از همون اول در خدمت نبوديم اما حالا كه گيرت آورديم عمرا ول كنيم!

درود
از اینکه پابرجایی و سال دیگری را در انتظار خرسندم.
دیر آمدم
اما أشنای صفای حضورت شدم:
صمیمیت سر در خانه بود
پنج دری ها به روی مهر باز .
فواره کوچک حوض آبی طراوت می بخشید
شمعدانی های ایوان خانه دلاویز بود عطرشان زمانی که از دریچه چشمانت به رنگین کمانی خیره بودی که هر رنگش تو را وا می داشت دلت رنگی گیرد و قلمت، قلم احساست صفا یابد و باز و باز بگوید و بنویسد و شادی آفریند.
و همه شادیها از حضور تو بود و هست.
حضورت برقرار
شادیت بر دوام

به به، آقا تولد وبلاگت رو تبريك ميگم، باور كردنش خيلي سخته كه اين وبلاگ براي من باعث بوجود آمدن چه چيزهايي شد كه ديگه خودت بهتر از همه ميدوني. دو تا حليم سيد مهدي بابت كادوي وبلاگ، طلبت.

آقا ببوسش از طرف ما...آاااا قربونش ....نازي ...اما واقعا و جدي...من يكي معتاد به نوع نوشتن كيوانيت هستيم ....

خيلي خوبه كه مي نويسيد خيلي خوبه كه خيلي خوب مي نويسيد ...تولدش مبارك...

ان شاالله جشن 100 سالگي وبلاگت رو همينجا بهت تبريك بگم!!

درود
سومين سال وبلاگ نويسي رو بهتون تبريك ميگم.
شاد و پيروز باشي.

سلام،خیلی وقته نوشته هاتون رو می خونم(از اون موقع که تو بلاگ سکای می نوشتی)ولی خب این اولین باره کامنت میذارم.سه سالگیتون مبارک و امیدوارم که سی ساله بشین (:...من ترسم از اینه که برای بیست سی سال آینده همین خواهر و برادرها هم وجود نداشته باشن!ملت همه وبلاگ نویس شدن و دیگه وفتی برای بچه درست و بزرگ کردن ندارن!!!....
موفق باشید..یک بلاگر جدید!!

خوب خداروشكر كه حداقل تو اين مورد پشتكار داري... موفق باشي كيوان جان... غصه نخور ديپلمت رو هم مي گيري

مبارك :دي
اما خوب ديدي حالا خودت اعتراف كردي نظرات خيلي مهمن ;) ايشالله 120امين سالگيش :)

Marjaneh

مباركه :)

آقا مبارکا باشه ......... به پای هم پیرشید
ولی اگه وبلاگت بچه ات بود تو این دوسال عجب بچه تخصی شده بود .
شایدم یکجورایی ازون بیشتر دوست داریش این بحث و باز کردم که فامیلاتون یادشون بیاد بهت گیر بدن ............موضوعش كه يادته

ندا

سومين سال حضور سبز"از پشت يک سوم" را به وبلاگ خوانان اللخصوص بنیانگزار این پایگاه مردمی و فراگیر تبریک عرض می کنم. سالروزش گرامی و راهش پر رهرو باد! :)

bita

مبارك باشه.

سلام.تولدش مبارک ایشاله 100 ساله بشه

setare

اقا مباركه. به اميد حضور براي ده ها سال اينده

Samira

تولدش مبارك

ديپلم كه سهله

تولد وبلاگت مبارک. پاینده باشی

تقریبا همه نوشته های این صفحه رو خوندم. مجموعه ای بود از همه مزه ها ، تلخ و شیرین و ترش و شور! خوشحالم که سه ساله شدین. ولی این همه بلند پروازی خوب نیست اول به فکر گرفتن سیکل تون باشین بعد دیپلم!

خيلي نامردي كيوان. ديگه نميام نوشته هاتو بخونم .
اينهمه دعوتت كردم نامه دادم التماس كردم كه بابا يه سر به منم بزن . وبلاگ من همين بغله سرتو بياري از پنجره خونت بيرون مي بينيش. آخه اين راه و رسم دوستيه كه من هر روز دست و رو نشسته وبلاگ تو رو بخونم ولي تو حتي يه بار براي رضاي خدا هم كه شده طرف ما نياي , نمي دونم چرا ولي هنوز هم دوست دارم كه بازم دعوتت كنم به وبلاگم هرچند كه مي دونم نمي ياي
ولي فكر مي كنم اون روزي كه بياي و من تو نظراتم اسم تو رو ببينم خيلي خوشحال خواهم شد, به اميد اون روز

سلام ... اين روزا همه ش منتظر نشسته بودم ببينم كي تولد بلاگت رو اعلام مي كني كه بالاخره اعلام كردي! آقا خيلي مبارك ... ما كه خيلي عادت كرديم به بلاگت خيلي هم نوشته هاتو دوست داريم هيچ توقعي هم نداريم ... اميدوارم يه روز تولد 20 سالگي ت رو اعلام كني و باز من برات كامنت بذارم ... اون موقع تو احتمالا سه چهار تا بچه داري و پير هم شدي و ... ما هم! ... بازم مبارك

مممم....
ببين دست به قلمٍت خوبه ها ...
ولي آدم گاهي اوقات خوابش مي گيره
كمتر كشش بده از اين به بهد Ok

http://fire000.blogspot.com/

سلام ... وبلاگت واقعا زيباست . با تبادل لينک چطوری ؟!

سلام - تبريك ميگم بلاگ خوبي داره - هميشه پاينده باشين و سلامت و قلمت استوار - كلبه من تازه چراغش روشن شده سر بزنيد خوشحال ميشم - خوش باشي

دخترشيرازي

سومين سال حضورت مبارك من كه از خوندن وبلاگ شما خيلي لذت مي برم:)

ardalan

تولدت مبارک...
ايشالا ديپلم بگيري ...

hesam

تو تا اخر عمرت هميشه يك جور چرت و پرت مي گي

RD

تولدت مبارک...
ايشالا ديپلم بگيري ...

خيلي خوشحالم كردي پسر , اومدم ازت تشكري كنم

تولد وبلاگتون مبارک...ایشالا تولد 100 سالگیش...فکر میکنید تا 20 سال دیگه نوه و نتیجه های در مورد کارایی که ما امروز میکنیم چی فکر کنن؟به نظر من به این نتیجه میرسن که طفلی مامان بزرگها و بابا بزرگهاشون تو چه دوره ای بودن! فقط به ماهواره و اینترنت و کامپیوترو...دسترسی داشتن !مثل فکری که ما الان در مورد دوران زندگی مامان بزرگه ها و بابا بزرگهامون میکنیم!

مباركه:)
پس بايد بچه ات رو از شير بگيري:)

آره ؟ خوب مباركه ايشالله !!
ايشالله بتونم تولد 300 سالگي شو بهت تبريك بگم .. منم 31 تولدمه ! هيهيهي k2 يادت نره !

اوايل فقط بعضي نوشته هات رو دوست داشتم و بيشتر وقتا باهات مخالف بودم ولي بعد هم خودت و هم نوشته هات تغييراتي كردند كه حالا همه نوشته هات رو خيلي دوست دارم و بيشتر وقتا باهات موافقم ...

Viagra
Cialis
adipex
adipex
adipex
phentermine
vicodin
http://phentermine.rxonlinecenter.net/
http://vicodin.rxonlinecenter.net/
http://www.rxonlinecenter.net/tussionex.html
hydrocodone
hydrocodone
http://www.rxonlinecenter.net/viagra.html
http://www.rxonlinecenter.net/cialis.html
Tussionex
phentermine
http://adipex.rxonlinecenter.net/
http://hydrocodone.rxonlinecenter.net/
http://vicodin-hydrocodone.rxonlinecenter.net/

ارسال نظر