امروز بعد از بيست روز خوردن و خوابيدن، هَم كشيدن آقدايی گاونر میخواست و مردِكهن كه با توجه به سن و سالم بعيد ميدونم جزء دسته مردانكهن قرار گرفته باشم پس بايد اعتراف كنم خودِ من به شخصه مـــــــــــــــــــااااااااا! هميشه توی تعطيلات عيد عادت دارم تا دَمدَمای صبح عينهو جغدهای شاخدار بيدار بمونم طوريكه تقريباً توی اين ايام هر شب حدودای ساعت 4 صبح میخوابيدم و ساعت 11 بیدار میشدم. حالا تا موقعيكه اوضاع بخواد به شرايط عادی برگرده قطعاً چند روزی طول خواهد كشيد. ديشب كه يه كم زودتر خوابيدم انگاری اَنكر و مُنكر برای قبض روح، اومده بودند به بالينم. تا خود صبح جون كندم تا تونستم يكی دو ساعتی بخوابم. فكر كنم سيستم بدنم هم گُه گيجه گرفته از اينهمه نوسانات و ارتعاشات داخلی و خارجی!
توی این چند روز تعطیلی دلم لَك زده بود واسه ديدن و خوندن روزنامهها! امروز كه ديدم دوباره روزنامهها چاپ شده و چشمم به جمال پُرفروغ شــرق افتاد خيلی خوشحال شدم. به نظر من روز بدون روزنامه خيلی خستهكننده و كسالت باره. حالا درسته كه خيلی از مطالبشون هم چاخان پاخان و دری وريه ولی خب اين امر همه جای دنيا رايجه. بهرحال اين خوندن روزنامه هم مثل خوردن چايی و قهوه شده اعتيادی كه دست از سر من برنميداره. ملت اعتياد هم كه دارند يه اعتياد باكلاس و درست حسابیه. اعتياد به حشيشی، گراسی، ترياكی چه ميدونم شيشه و قرصی، اونوقت منِ بچه مثبت هم معتاد و عملی روزنامه هستم! ولی جداً فكر كنم اگه بدون در نظر گرفتن جريانات مجلس ششم و هفتم و بحث جناحهای سياسی و بدون تعصبات قومی قبيلهای كه هميشه عينهو پاپيون بيخ گردنمون گره خورده شده، به اين قضيه تعطيلات عيد نگاه كنيم و اينبار بدون اينكه حس كنيم كسی تيشه برداشته و داره ريشه سنتها و آداب و رسوم قديمیمون رو ميزنه، كلاه خودمون رو بخواهيم قاضی كنيم حتماً به اين نتيجه ميرسيم كه 15 روز تعطيلی تمامی امورات كشوری و لشگری و اقتصادی و تجاری و آموزشی توی اين عصر و زمونه كه وقت و زمان شده ارزش و اساس تصميمگيریهای مهم و حياتی، يه كمی بجای اينكه ريشه در حفظ سنت و آيين و عادات ما داشته باشه ريشه در تنبلی و فراخی باسن ما داره! اكثر ما ايرانيها با تاريخی به قدمت تمام كره زمين! و با تكيه بر اعتبار چندين هزار ساله، معمولاً انسانهای تنبل و تنپروری هستيم كه معمولاً هرجا قراره يه كمی به اندامهای تحتانیمون فشار بياد و بحث كار و تلاش به ميون مياد حاضريم از آرش و داريوش و كوروش و برديا و كمبوجيه هزينه كنيم و همه آباء و اجداد آريايی و ماد و آشور و قبايل ساكن در كنار بينالنهرين رو به رخ همگان بكشيم تا ذرهايی كار و كوشش نكنيم.
تا اونجايی كه من خوندم و ميدونم، نوروز و عيدديدنيهای خاص اين ايام حتی تا قبل از اسلام مربوط به همون 6-7 روز اول سال جدید ميشد و بحث سيزده بدر اصلاً فلسفه جدايی داشته و اينجوری نبوده كه همه جماعت سيزده روز كار و زندگیشون رو تعطيل كنند و بشينند دور هم، گُل بگند و گُل بشنوند و هی اينقدر تخمه و آجيل و ميوه بخورند كه عينهو عليرضا نيكبختواحدی مقابل تيم ملی ژاپن، 7-8 كيلو اضافه وزن پيدا كنند. ميدونم كه نظر من اصلاً مهم نيست ولی بهرحال فكر كنم با توجه به عوض شدن شكل و شمايل زندگی، بخاطر نوروز و مراسم خاص عید، يك هفته تعطيلی كفايت ميكنه. بنابراین كم شدن تعطيلات نوروز هيچ ارتباطی به از بين بردن سنتها و آيين ما نداره چونكه همه اونهايی كه چنين تفكری داشتهاند قطعاً به اين نتيجه رسيدهاند، چيزی كه ريشه در اعتقاد و مرام و مسلك قومی داشته باشه و همچنين پشتوانه تاريخی بدنبالش باشه محاله كه بشه از بين بردش. بنابراين اگه من يه روزی نماينده مجلس شدم و پيشنهاد كاهش تعطيلات نوروزی رو دادم جون مادرتون اَلم شَنگِه راه نندازید و های و هوی الكی نكنيد و بذاريد اين طرح اجرا بشه.
Comments (12)
مهم ترين مشكل....همانا فراخ شدن...باستن مبارك هست و ديگر هيچ!!!
Posted by سورئالیست | April 4, 2005 12:22 AM
Posted on April 04, 2005 00:22
سلام.
خداييش ميخواي نماينده بشي؟
:)
ولي با كم كردن تعطيلات عيد موافقم...
به جاش كريسمس رو چنر روز تعطيل كن :)
خوب ميشه هاا...خداييي...
Posted by محمدرضا | April 4, 2005 12:33 AM
Posted on April 04, 2005 00:33
آخ گفتی... الان که این سطور را مینگارم خوابم یه عالمه کار دارم اما چون خوابم میاد و حال ندارم و... نشستم و دزدکی وبلاگ میخونم
Posted by نیلوفرآبی | April 4, 2005 08:08 AM
Posted on April 04, 2005 08:08
منكه اصلا موافق نيستم....
Posted by yaloosh | April 4, 2005 10:00 AM
Posted on April 04, 2005 10:00
حالا تو نماينده مجلس شو. يك كاريش مي كنيم.
Posted by parnian | April 4, 2005 10:20 AM
Posted on April 04, 2005 10:20
به نظر من كل تعطيلات عيد رو حذف كنن و ساعت كاري از ساعت8 تا 10 بشه كه آدم به كاراش برسه و نيازي به تعطيلات طولاني نداشته باشه!
Posted by رضا | April 4, 2005 10:33 AM
Posted on April 04, 2005 10:33
با سلام
اولین باره که اینجا میام . یا بهتر بگم اولین باره که پیام میذارم. نثر بسیار زیبایی دارید.با تمام احساس مینویسید.
در مورد تعطیلات هم باید رجوع کنیم به کشورهایی مثه کره و ژاپن که تعطیلات رسمی اونا 2 روز بوده و در سال هم 15 روز بیشتر مرخصی ندارن.از طرفی برای ما ایرانی ها خیلی هم توفیر نمیکنه که سر کار حضور داشته باشیم یا نه...!!!
Posted by سیاوش بیدگانی | April 4, 2005 12:57 PM
Posted on April 04, 2005 12:57
ببين ميتوني اين چند روز تعطيلي رو هم از ما بگيري!! تازه كم هم آورديم! به خيلي از كارها نرسيديم!!
Posted by صادق | April 4, 2005 02:54 PM
Posted on April 04, 2005 14:54
حق با شماست تعطيلات سيزده روزه از ما بيچاره ها يه فرد بهم ريخته ساخته.من نميدونم چرا ما بايد هم اسلامي باشيم و هم ايراني و اينقدر مملكت وجودمان را دستخوش پستي بلندي هاي مضر به سلامت سازيم
Posted by rezvan | April 4, 2005 03:42 PM
Posted on April 04, 2005 15:42
قول نمي دم ! تعطيلات زياد باشه كه آدم بفهمه تعطيل بوده!
Posted by هانیه | April 5, 2005 12:25 AM
Posted on April 05, 2005 00:25
سلام..تو دهه شصت هم تلاش هايي براي كاهش تعطيلات شد..ولي خوب عملا هيچ كس سر كار و زندگيش نرفت و اگه بار ديگه هم چنين طرحي اجرا بشه خوده من حاضر نيستم سر كار برم...يا حق بر دود
Posted by DizzyRocker | April 5, 2005 02:37 PM
Posted on April 05, 2005 14:37
stretch marks
stretch marks cream
stretchmarks
Posted by stretch marks | October 12, 2005 10:16 PM
Posted on October 12, 2005 22:16