يكشنبه، ۷ فروردين ۱۳۸۴

وآه ‌وآه ‌وآه ‌وآه ‌وآه، شمال چه خبره؟! امسال گیلان و مازندران خیلی شلوغتر از سالهای قبل بود و قطعاً این شلوغی خاص ایام عید، هر سال بیشتر و بیشتر ميشه. این همه آدم و این همه ماشین یه جورایی اعصاب و روان همه رو داغون میکنه و آدم رو تا مرز خُل و چلی پیش میبره. ساعت 11 صبح برای خرید دوتا دونه نون لواش بیرون رفتن همانا و ساعت پنج عصر برگشتن همانا. همه اونجاهایی که یه کمی دهنه‌اش تنگتره، مثل پلها و ورودی شهرها، ترافیک سرسام‌آوری ایجاد میشه که صد رحمت به ترافیک عصرگاهی اتوبان همت. پنداری اين پديده تنگی هميشه باید باعث دردسر بشه! خیلی چیزها از وقتی یه کمی گشادتر شده متقابلاً مشکل خیلی‌ها هم حل شده. قطعاً این معضل ترافیکی هم از همون مدل پیروی میکنه. پس باید يه کمی همت کرد و یه هولی داد و ورودیها و دهنه‌ها رو يه کمی گشادتر کرد شايد افاقه کرد و فرجی شد!

توی این چند روز، يعنی دقیقاً از سه‌شنبه صبح که به سی‌کیلومتری آمل رسیدم دیگه رنگ و روی خورشيد خانم رو ندیدم و عینک آفتابی رو که کلی پولش رو داده بودم و تصميم بر اين بود که باهاش کلی چُس و پُز بدم و کون دوست و رفقها رو بسوزونم رو غلاف کردم تا همین امروز که دوباره برگشتم تهران. خلاصه اگه می‌خواهین به عین ببینید " کون آسمونِ پاره شده " چه شکلیه حتماً توی این چند روز سری به شمال بزنید. البته من همونجور که قبل از رفتنم هم گفتم از جلوی شومینه تکون نخوردم. چون بجز بارونی که ظاهراً قسم خورده بود لاینقطع بباره، هوا هم خیلی سرد و زمستونی بود. بهمین خاطر یه سیخ دومتری دستم بود و همش داشتم با هیزمها وَر میرفتم. آی که چی کیفی هم داره این صدای تَلَق‌تُلُوق و سوختن چوبها و اون رنگهای زرد و قرمز و نارنجی آتیش. خیلی رومنس و عاشقونه است.

امسال نقش و حضور نیروهای پلیس توی جاده خیلی زیاد و چشمگیره. البته درسته که موقع رفتن، پلیس وظیفه‌شناس، به حق، من رو جریمه کرد و اگه کسی بخواد کله‌شق بازی دربیاره و مثل قدیم یابووار رانندگی کنه، قطعاً تا برسه شمال اینقدری جریمه میشه که اگه هواپیما چارتر میکرد و با هواپیما میرفت به نفعش می‌بود ولی انصافاً که پلیس و راهنمایی و رانندگی امسال سنگ تموم گذاشتند و قدم به قدم توی جاده‌ها دیده میشن. برخورد افسری هم که برای من برگ جریمه نوشت خیلی محترمانه و آقا‌منشانه بود و خیلی خوشم اومد. از اینکه فردا هم باید برم بانک و 000/15 تومن به حساب‌شون بریزم اصلاً ناراحت نیستم. نوش جون‌شون. وقتی آدم نزديک پاسگاه پلیس و جلوی چشم 7-8-10 تا افسر قبض به دست و آماده به خدمت، اونجوری خط ممتد رو رد میشه و سبقت میگیره، خب حقش که جریمه هم بشه. من خودم از اون آدمهایی هستم که معتقدم باید جریمه‌های رانندگی خیلی بیشتر از اینی که هست، باشه تا امنیت آدمها و جاده‌ها برقرار بشه. خود من وقتی بابت دو تا سبقت خرکی 000/40 تومن جریمه بشم دیگه گُه بخورم سبقت سومی رو بگیرم. بهرحال فکر میکنم با توجه به تغییر و تحولی که اين چند سال اخير در سطح نیروی‌انتظامی انجام شده و نهايتاً تغییر روش و تغییر نگرش پلیس، کم‌کم داریم به جایی میرسیم که وقتی لباس پلیس رو می‌بینیم دیگه مثل 5-6 سال پیش رَم نمی‌کنیم و زير لب يه چيزهايی نميگيم! بلکه برعکس يه احساس امنیت و آرامشی هم میکنیم. ظاهراً تعداد حوادث رانندگی امسال خیلی کمتر از سالهای قبل بوده که بهرحال با توجه به افزايش گاو و گوسفندهايی که جديداً ماشين خريدند و راهی جاده‌ها شدند جای تامل و توجه داره.

و اما خدا پدر و مادر اون ژاپنی که زد علی‌دایی رو ناکار کرد بیامرزه که باعث شد خلاصه با سلام و صلوات کاپیتان تیم ملی رو بیرون ببرند و بشوندش روی نیمکت ذخیره ها. البته تازه از اون موقع بود که عدالت تقسيم شد و تعداد نفرات دو تیم مساوی شد و هر دو تيم با یازده بازیکن به بازی ادامه دادند! نمیدونم تيم ايران کجا خوبی کرده بود که توی نیمه اول دایی مصدوم شد. شانس بیاریم این مصدومیتش یه کمی دیگه ادامه داشته باشه قطعا توی جام جهانی 2006 آلمان هستیم.

۱۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

45% شبيه خدمي. فقط يه كم جوون تر

فكر كنم الان ديگه برگشتين تهران:) اومدم يه عيد مباركي مشدي بهتون بگم. آقا سال خوب و پر موفقيتي داشته باشين......فعلا

اي ول در مورد دائي گل گفتي خدا رو شكر تو بازي با كره هم گويا نيست

1001rozaneh

تو اتوبان قم تهران ماشين پليس رو ببصورت مقوايي گذاشتند كه مردم فكر كنند پليس واقعيع ولي انقدر گول زنندس كه آدم دفعه اول باورش ميشه!با مصدوميت علي دايي دل ملتي شاد شد!فكر كنم قرار مدار بود كه آبرومندانه بره بيرون جلوي زنش خيط نشه...بالاخره يه جورايي ما كه نميتونيم بيايم شمال بايد دلمون خنك بشه يا نه!خوب شد ديگه....چه سال خوبيه!!

mahshid

ba in hame sholooghi va baroon dar shomal hamoon behtar adam nare mosaferat

سلام كيوان...عيدت مبارك و سال خوبي برات آرزو ميكنم....آفرين كه آموزشهاي مفيد درباره رانندگي به مردم و جوونا ( مثل من) ميدي !! :))) من كه تهران بودم و دو سه وزي رفتم هواخووووري...خوب بودي..كمي از باسن مبارك آسمون رو فهميدم اونجا .....راستي فوتبال خيلي كيف داد !! :))

این يک زن است

وآه ‌وآه ‌وآه ‌وآه ‌وآه.
ميبينم که شما هم به علی دايی گير داديد. خوب ميکنيد ديگه داره بيشتر از فاميليش برای تيم "دايی گری" ميکنی.

سلام كيوان جان هنوز مطلبتو نخوندم اومدم بهت بگم اين مقاله رو بخون و چون مي دونم تو سايتش نمي ري همين جا برات كپيش كردم.مطلبش در مورد چهل سال بعد در چنين روزي و وبلاگ نويسان الان اون موقع چيكار مي كنن
چهل سال بعد در چنين روزی
.: دوهزارو چهارمين جلسه‌ی وبلاگ‌نويسان ايرانی در پالتاك، به علت تقارن با ايام نوروز تعطيل شد، يعنی به آجيل‌خوری گذشت و اين‌ها. نصير خالديان، نوه‌ی بزرگ مرحوم ناصر خالديان در اين‌باره گفت كه از بس‌كه برای دوستان مرحوم پدربزرگ ای‌ميل زدم انگشتانم ورم كرد. وی كه با دو دست گچ‌گرفته پشت رايانه نشسته بود، در حالی‌كه با نوك دماغش تايپ می‌كرد در پاسخ به اعتراض هوادارانش در مورد كامنت نگذاشتن افزود طبق وصيت جد بزرگوارش در هيچ وبلاگی با عنوان ن.ن.ت.خ (نوه‌ی نقطه ته خط) كامنت نمی‌گذارد.

.: علی‌رضا تمدن، نوه‌ی كوچك علی‌رضا تمدن كه به خاطر بزرگ‌داشت نام و خاطره‌ی پدربزرگ او را علی نام نهاده‌اند، اكنون كه صاحب هاست گرديده‌اند و نام وبلاگشان را هم به "بر خاندان ما چه گذشت" تغيير داده‌اند در مصاحبه‌ی مطبوعاتی با خودش به مناسبت چهل‌ويكمين سالگرد وبلاگ پدربزرگ گفت از اين به بعد در جلسات پالتاك رئيس‌بازی در نمی‌آورم ادمين نمی‌شوم، می روم يك‌گوشه می‌نشينم و همين‌جوری بر و بر دوستان رو نگاه می‌كنم. در ضمن به شدت از نصير خالديان حمايت كرد بی‌خود و بی‌جهت!

.: سيد پارسا شكراللهی (قدم نورسيده مبارك!) فرزند ارشد خوابگرد بزرگ، به مناسبت چهل‌امين سال تولد خودش، در وبلاگ خودش! برای پدرش كامنت تبريكی گذاشت. وی كه از منتقدين عمده‌ی فرهنگ عامه به شمار می‌رود خطاب به خانواده‌ی علی تمدن گفت كه: هرچه پدرم به پدر شما گفت افاقه‌ای نكرد، من تكرار می‌كنم بلكه بگيريد. می و نمی در اول كلمه سرهم نوشته نمی‌شود. سر جد من بيائيد نيم‌فاصله را رعايت كنيد، های جمع را هم همين‌طور. گفتنی‌ست كه غلط‌‌نامه‌های خاندان معظم خوابگرد از رقم چهل‌هزار نيز افزون است. وی در پايان استفاده از نرم‌افزار TrayLayo‌را توصيه كرد و با لحن تقريبا عاميانه‌ای افزود: آخه يك Shift-Space ناقابل كه اين‌همه جينگولك بازی نداره!

.: خبرچين چهل‌ساله شد، همين! اين در حالی‌ست كه مجيد زهری بزرگ‌خاندان زهری و از بنيان‌گذاران عمده‌ی خبرچين در روزهايی كه از آرامش نسبی فضای وبلاگستان سخن می‌گفت بر اثر شليك يك Spam (نامردا!) به رحمت ايزدی پيوست. به همين مناسبت، جهت آمرزش مجازی روح اين عزير بزرگوار، مجلس ختمی در شب چهاشنبه‌سوری در پالتاك برگزار می‌گردد. از سخنان گهربار آن پير فرزانه اين‌كه: اين حكومت بايد وربيفته، حتی اگه شده با چهارشنبه‌سوری! خدايش بيامرزاد...

.: وب سايت باعظمت دات‌كام (امير عظمتی سابق) به مناسبت 60 ميليونيم‌اين (چی‌ گفتم!) لينك اين وب‌سايت جشنی باشكوه برپا كرد. وی كه در حال حاضر يك‌جورايی ثروتمندترين مرد دنياست، اعلام كرد در سال آتی قصد دارد گوگل را بخرد و موتورش را بدهد اصغرمكانيك طوری دستكاری كند كه ده نتيجه‌ی اول هر جستجو به وب‌سايت وی ختم شود. هم‌چنين افزود در سال آينده، ارسال لينك به درب خانه‌ها از طريق پيك‌موتوری آغاز می‌شود. وی هم‌چنين افزود: فاز می‌ده آخاله! از نكات جالب اين‌كه باعظمت دات‌كام در 5 سال گذشته بيشترين درآمد را از طريق آگهی‌های متنی، غير متنی، ای‌ميلی، حاشيه‌ای و غيره داشته و گوگل به رتبه‌ی دوم نزول كرده است. وی حدود 15 سال پيش مايكروسافت را خريد و آن را به لينك‌دونی تبديل كرد! گفتنی‌ست كه از 60 ميليون لينك اين وب‌سايت، 59 ميليون‌تاش تبليغات می‌باشد!

.: خبرگزاری سورنا اعلام كرد كه يك بمب گوگلی به‌جامانده از جنگ اول وبلاگ‌نويسان ايرانی و موسسه‌ی نشنال جئوگرافيك كشف شده است. اين بمب كه در منتهی‌اليه سمت راست موتور گوگل جاسازی شده است، تاكنون چندين بار عمل كرده است كه آخرين آن‌ها جراحی گونه و بينی هم‌زمان بوده. علی تمدن در اين‌باره گفت كه طرح اين بمب از لگوفيش بود و پدربزرگ من، اما لگوفيش كه ديگر برای خودش نهنگی شده ماشالله! اظهار كرد كه عمرا اگه زير بار برم جون تو! اين بمب كه به خاطر مناقشات ايران و اعراب بر سر Arabian Gulf ساخته شد، بعدها به دليل ادعاهای امارات به فراموشی سپرده شد. در پرونده‌ی جديد كه در 40 سال گذشته در ديوان لاهه تحت بررسی قرار داشته ادعا شده ايران بخش كوچكی از جزاير سه‌گانه‌ی متعلق به امارات! بوده كه بر اثر زلزله‌ی بم جدا شده و بی‌خود و بی‌جهت اعلام استقلال كرده! (اَ... ) هم‌چنين در اين ادعانامه آمده كه شعار " Arabian Gulf خر است" مهم‌ترين توهين به انديشه خلاق اعراب و اساسی‌ترين چالش فكری انديشمندان عرب در اين سال‌ها بوده است.

.: حسين درخشان كه از فرط استعمال واژه‌ی خودم به الوهيت رسيده و بعضی‌ها او را خدای وبلاگستان می‌نامند، گفت كه من ... بخورم كه همچين ادعايی بكنم! وی كه هفتاد سال سن دارد تابه‌حال خيلی از وبلاگ‌نويسان ايرانی را با دو دست خود كفن كرده است تو بميری! وی هفته‌ی آينده قصد دارد پس از چهل و اندی سال دوری از وطن و در صورت طلبيدن امام رضا (ع) به دوبی برود تا درباره‌ی نقش وبلاگ در طول‌عمرش و اهميت واژه‌هايی چون پنجره و كافه صحبت كند. از كارهای بزرگ وی می‌توان به نوشتن بيش از 20 هزار نامه به گوگل برای فعال‌كردن راست به چپ‌نويسی در بلاگر اشاره كرد. اطرافيان نزديك وی می‌گويند او حتی به عزرائيل هم پيشنهاد وبلاگ‌نويسی داده است، آره!

.: با انفجار يك ترقه‌ی زپرتی به وزن يك تن در شب چهارشنبه‌سوری، وب‌سايت بزرگ علمی، فرهنگی، هنری، خانوادگی، تبليغاتی، اجتماعی، سياسی، انتقادی، ورزشی و غيره‌ی آچار فرانسه بالكل هك (Hack) شد و رفت پی‌كارش! به همين دليل جهت تعميرات درست و حسابی به زادگاهش اردبيل فرستاده شد تا بلكم آدم شه!

.: بعد از چهل‌سال، بازماندگان شرتو هم‌چنان به دنبال اين هستند كه گوگل برای نوروز لوگويی داشته باشد تا بلكه روح آن اديب فرزانه به آرامش ابدی دست يابد. وی كه آخرين نوشته‌اش درباره‌ی همين طرح بود، در حالی‌كه جوان بود، ناكام هم بود و تازه، خدابيامرز هم بود و در همين حال بود تا از دنيا برفت (خدايش رحمت كناد!). اما امير فهيمی كه اكنون دوران كهن‌سالی را می‌‌گذراند گفت كه با نوه‌ی يكی از مسوولين گوگل صحبت كرده و برای امسال نمی‌شود، چون ديگر دير شده. شايد برای سال بعد بشه!

.: نويسنده‌ی! وبلاگ پابرهنه‌ی برخط، در نهايت فقر و تنگ‌دستی و در حالی‌كه از همان اوائل با ...ن برهنه وبلاگ می‌نوشت مُرد. در مجلس ختمی‌ كه به همين مناسبت هيچ‌گاه برگزار نشد، بازماندگان وی از انتهای وجود فغان برآورده و وی را فحش بی‌شمار دادندی كه: چرا پول بی‌زبون رو دادی هاست خريدی كه ما حالا گرسنه بمونيم، ای تو اون روح پرفتوحت... از وصايای وی كه در سال‌های پايانی عمر دچار اسكيزوفرنی ويندوزی شده بود: ورزش نكنيد، چون با تكون خوردن Bad Sector می‌گيريد!

تحشيه: از كليه‌ی (با قلب فرق داره) بزرگوارانی كه نوشته‌های فوق‌الذكر رو توهين به خودشون تلقی می‌كنند، پوزش فراوان می‌خواهم و از دوستانی كه نامشان از قلم افتاد هم، انشاالله دفعات بعد استاد می‌شن. براتون 40 سال كه چه عرض كنم، 400 سال موفقيت، سربلندی و آسايش در كنار خانواده‌ی محترمتون رو از خداوند منان آرزو دارم.
سايت منبع
http://www.moniri.com
اگه اونجا بخوني جالب تره چون لينك تمام اين وبلاگ هايي كه در موردشون نوشته هم توش هست
موفق باشي من بشينم ببينم شما چي نوشتي

البته من هم عيد امسال شمال بودم درسته كه همش باران مي باريد ولي انصافا از تهران ماندن و برنامه هاي تلويزيون تماشا كردن بهتر بود .... در مورد علي دايي من هم باهات موافقم چون تنها كاري كه بلد نيست دويدون دنبال توپ است همان 18 قدم مي ايستد تا كسي يه توپ به او بدهد و او هم به بدترين وجه ممكن راهي دروازه كند با تك روي هاي خاص خودش

اىشالا حتما مي ريم جام جهاني. سالی شیرین و پر بار لبریز از شادمانی و سرشار از زیبایی ها رو برات آرزومندم. امید که سبزه ی 7 سین دلت همیشه سبز باشه و نسیم بهاری لبخند رو واست به ارمغان بیاره. سال نو مبارک

baharak

ساله نو مبارك.ظاهرا اين دوستتون وبلاگ نداره اينجا پستش رو نوشته...
آقامن از هر كس ميپرسم از علي دائي خوشش نميياد.گند ميزنه به بازي.من كه فوتبالي نيستم ميدونم ...پس چرا باز تو بازيه؟
البته گوشه شيطون كر .چشم حسود كور فعلا بازي نميكنه.
بر عكس شمال امسال جنوب غوغا كرد.هوا عالي.خنك...واقعا بهاري بود.اصلا جنوب هميشه هواش خوب و افتابي دلنشين داره.بر عكس شمال كه با اون هوايه ابري دلگيرش...اينجا همش بهاره.هوايه خنك و افتابي دلنشين. با باد بهاري و گلهايه قشنگ....جايه همه خالي.

مرسي دوست عزيز بابت همدرديتون...موفق باشيد..

hesam

سلام
بازم چرت و پرت نوشتي

Viagra
Cialis
adipex
adipex
adipex
phentermine
vicodin
vicodin
hydrocodone
hydrocodone

http://phentermine.rxonlinecenter.net/
http://vicodin.rxonlinecenter.net/
http://www.rxonlinecenter.net/tussionex.html

http://www.rxonlinecenter.net/viagra.html
http://www.rxonlinecenter.net/cialis.html

Tussionex
phentermine

http://adipex.rxonlinecenter.net/
http://hydrocodone.rxonlinecenter.net/
http://vicodin-hydrocodone.rxonlinecenter.net/

ارسال نظر