« موتاسيون وبلاگی! | Main | عيد و عشق و بارسلون! »

کاپوچینویی که دیگه سرد شده!

من هم مثل پرستو عصر جمعه‌ای که گذشت وقتی بعد از مدتها با بر و بچه‌های کاپوچینو توی کافه 78 دور یه میز جمع شدیم، دقیقاً همون حس و حالی رو داشتم که پرستو و احسان و سینا هم در رابطه‌اش نوشته‌اند. دلم واسه همه بچه‌ها تنگ شده بود. توی اون غروب جمعه و توی اون کافه شلوغ و پر سروصدا و پر از دود و دَم، جای خالی دو سه نفر بد جوری توی چشم میزد. جاشون خالی بود ولی اسم و یادشون مثل ارواح سرگردون دور و بَرِ میزمون همش داشت بال‌بال میزد! حتی بنا به توصیه‌ای که از اونور اقیانوس کرده بودند بجاشون خیار سکنجبین هم خوردیم. اِی روزگار نامراد!

دوست ندارم مثل احسان باور کنم کاپوچینو هم دیگه نوستالژی ما شده. بلکه هنوز هم منتظرم وقتی ایمیلم رو چک می‌کنم، نامه دبیراجرایی رو ببینم که با توپ و تَشر، یه ضرب‌العجل مشخص کرده تا مطالب‌مون رو هرچه زودتر بذاریم تو ادیتور مجله. فکر کنم خیلی‌ها هم هستند که مثل من هنوز کاپوچینو رو دوست دارند و شنبه به شنبه منتظرند که مجله آپدیت بشه. ولی نمیدونم چرا یه حس ناشناخته‌ای بهم میگه همه اون چیزایی رو که خیلی بهشون علاقه داشتم زودتر از حد معمول هم از دستشون دادم. خُب من هم کاپوچينو رو خيلي دوست داشتم.

چه بدشُگون بود این یازده سپتامبر که وقتی جلد روی مجله شد، زمان رو هم واسه کاپوچینو متوقف کرد و اينقدر سردش کرد تا از دهن انداختش! کاشکی باز هم کاپوچینویی بود تا توی این روزهای شلوغ پلوغ آخر سال مثل سالهای پیش برای ویژه نامه عید و رسيدن سال جديد، هی جلسه میذاشتیم و هی ميزديم تو سر و کله هم تا خلاصه قبل از اينکه توپ سال در بره و سال تحويل بشه، کاپوچینو ویژه نوروز آماده بشه و خستگی یک ساله از تن‌ و بدن‌مون در بره. جداً، ایکاش بود. یادش بخیر!

Comments (14)

منم دلم تنگ شده براي يه جرعه كاپوچينوي داغ!

كاشكي حداقل ميشد يه جرعه با اون كاپوچينو، آخر سال همدم شد. منم كلي دلم براش تنگ شده

اما وضع من فرق ميكنه...چون دكتر همه نوع كاپوچينو رو واسه من ممنوع كرده كيوان !!! ...نگاه كن هميشه اين حس لعنتي توستالژي با ماست !

رحيل:

وقتي بعد از شماره 100 شكل مجله رو تغيير داديد گفتم خوب شد تا200 خواهد رفت.هنوز هم هر شنبه اول سايت مجله رو باز ميكنم به اميد آپديت شدن.لااقل توي همين كامنتدوني به من بگو جطوري ميتونم سي دي 100 شماره رو گير بيارم.

saeid:

تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم

سلام
من هنوز منتظر اون cd که قرار بود 100 تا شمارهء اول مجله توش باشه هستم...
یادت که هست؟...

rahil:

حالا كه بحث رو خودتون شروع كردين دلم ميخواست بلد بودم و تمام اونهايي رو كه يه موقع كاپوچينو رو ميخوندن خبر كنم و بهشون بگم بياين يه درخواست كوچولو بنويسيم وهمه امضاش كنيم ومثل اون بمبا كه شما بلدين بتركونيد، ما هم ميل باكس بچه هاي مجله رو بتركونيم و بهشون بگيم ماهنوز منتظريم .
منتظر برشهاي كوتاه صنم دولتشاهي--منتظرطنزهاي سامان سيف اللهي--منتظريادداشتهاي آن بي جنبه كاپو خور
منتظر سينماي جهان شيده بهمنيار كه با اسكار شروع شد و حالا هم ميشه تولدشو دوباره با اسكار جشن گرفت
منتظر سينماي ايران و نقدهاي كامل وخوب سياوش سرمد، رضا مسلمي، خسرنقيبي و واين آخريهاهم حميدرضا
منتظر گزاشهاي قشنگ پرستو دوكوهكي از مسائل اجتماعي روز--منتظر كاريكاتورهاي زيباي حميدرضا
منتظر تك نگاريها به خصوص تك نگاريهاي فرشيد سلطاني و صالح تسبيحي
منتظر تحليل هاي سياسي احسان ابطحي و يا مسعود سفيري
منتظر ادبيات و موسيقي و تئاتر وسينما و ورزش و......
ودر واقع منتظر مجله كاپوچينو وهمه كساني كه با اين مجله همكاري كردند،
مجله اي كه اگر چاپ ميشد به نظر من ديگر نه كسي "چلچراغ" نسبتا زرد را ميخواند ونه كسي سراغ "هفت" تقريبا سخت ميرفت و بسيار موفقتر از" گزارش جوان" ديروز و "همشهري جوان" امروز مي بود؛ چرا كه با كادري حرفه اي اما جوانش خط سيري متعادل داشت و روي مرز بين عام گرايي و نخبه گرايي حركت ميكرد.
به اميد شروع دوباره كاپوچينو

من هميشه گفتم بازهم مي گم كاپوچينو اعتبار وبلاگ نويسها بود تريبون وبلاگ نويسها بود كاپوچينو مال همه است

Amir:

Agha man ye zarre iq paeenam ta alan nafahmide boodam shoma keyvane cappuccino hasti,vali alan ke fahmidam yadam oomad ke negaresh hamune... vali mikhastam begam man ke nafahmide boodam chi shodo chera ye dafe dige cappuccino naioomad biroon,ta modatha miraftam check mikardam ta dige az oon 11 khaste shodam! age mitoonid dobare raash bendazid, jozve website haee bood ke man 1saate kollesho mikhoondam bas ke moshtaagh boodam. [agha ye chize birabt,man alan daram az London saat 3:15 sobh (nesfe shab) be radio payam goosh mikonam,ye sedaye khoroose ke hey tekraresh mikonan, agha dahane maro ... karde invaghte shab! yade oon matlabe oon aghahe he daad bidaad mikone oftadam, godftam begam hala darket mikonam...] maam nazar nemidim, nazar nemidim, vaghtiam midim mardoone midimaaa (nazar agha jaan, eeeee!)

خواستي يه سر به من بزن . با خاطر تو تموم مطلبهاشو عوض كردم و كلا سبك نوشتنمو تغيير دادم و مي شه گفت هنوز آكه . ديگه از دست پرشين بلاگ و سرعت پايينش زله شده بودم اين شد كه اينجا رو با يه نوع جديد از نوشتن شروع كردم . كيوان دوست دارم تو اولين خوانندم باشي

امیدوارم... شاد باشی.. ویتامین

كيوان! من هيچ خبر نداشتم تو هم نوشتن بلدي و هم حرف حساب نوشتن. كلي از اينكه جملات عاقلانه سر هم كردي تعجب كردم. هردم از اين باغ بري مي رسد!:)

من مگر اينكه ايران نيام و مگر اينكه "دستم" به تو نرسه.

اون روز ديدمتون. جا نبود، پشت بار نشسته بودم و داشتم اون ابرهاي سنگيني كه روي سر همتون بود تماشا ميكردم. خنده هاي سردتون جرات جلو اومدن رو بهم نميداد.

Great site! Keep it running!

casinos

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2