شنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۸۳

دلمون خوش بود خير سرمون مثلاً داريم كار فرهنگی انجام ميديم ( عوضی چرا شيشكی ميبندی مگه دروغ ميگم؟! اون شيشكی رو بكش به سيبيل بابات كه پُرپشت‌تر‌ شه! ) روزهايی كه مطالب و نوشته‌ها زير 18 سال و كمر به پايين ميشه و حول و حوش گرانيگاه و نقاط حادثه‌خيز بدن انسان می‌چرخه و وارد مباحث ث.ك.ث و مطالبی كه سالهاست توی خطوط بشدت قرمز فرهنگی چمباتمه زده ميشه، جماعت چه استقبالی می‌كنند. پير و جوون. مرد و زن. مجرد و متاهل. دختر و پسر با شوق و ذوق مطلب رو می‌خونند، برام ايميل ميزنند، آف‌لاين ميذارند، لينك ميدند، توی قسمت نظر‌خواهی‌ نظرات‌شون رو می‌نويسند، خلاصه گردوخاكی ميشه كه بيا و ببين. ولی امان از روزهايی كه مطلب يه ذره علمی و گردن به بالا بشه. جماعت نظر كه نميدند هيچی فكر كنم توی دلشون فحشی هم نثارمون می‌كنند. انگار اصلاً به من نيومده كه مطلب جدی بنويسم. همون رويه قبلی رو ادامه بدم موفق‌ترم. اونجوری هفته‌ای دو سه بار با خيال راحت فحش خواهر مادر نثار ديگرون می‌كنم، هم خودم راحت‌ترم و هم شماها بيشتر خوشتون مياد و اونوقت قطعاً دعای خيرتون بدرقه راهم خواهم شد!

واقعاً راسته ( نترسيد منظورم از " راسته " يعنی اينكه " درسته، حقيقت داره " يه موقع سوءتفاهم نشه! ) كه ميگن سخنی كه از دل برآيد لاجراً بر دل نشيند. سخنانی كه از دل دربياد و مربوط به ناف و همون دوروبرا باشه به حس آدمها نزديكتر و قابل لمس‌تره تا نظريه، يه لندهوری به اسم مازلو كه نه معلومه ننه‌اش كيه و نه باباش؟! اصولاً اين از خصلت آدميزاده كه چيزهای عينی و لمسی رو بيشتر باور داره تا چيزهای ماوراء‌ايی و ذهنی رو. البته يه سريها هستند كه اصلاً حرف حاليشون نيست و خيلی چموش‌اند. اينها حتی وقتی چيز قابل لمسی رو هم می‌بينند باز قبولش ندارند، ديگه وای بحال چيزهای نامريی. البته برای اينكه اينها هم آدم و سربراه بشن راههايی وجود داره. يكی از روشها اينه كه برای " اثباتِ‌ وجود " بايد مدرك و اَدِله رو بكنی تو چشمها‌ی اين عزيزان تا اونجوری با سه حس بينايی و چشايی و لامسه‌شون پی به عظمت وجود ببرند. البته استفاده از اين روش قطعاً باعث بروز مشكلی خواهد شد و اونهم اينه كه در اين روش، فرد 85% از حسهای بويايی و شنوايی خودش رو از دست ميده ولی خب من اين قول رو بهتون ميدم كه 100% " حس ششم‌ " اين فرد بطور چشمگيری قوی بشه!

۱۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

براي اثبات وجود، اين مطلبتون كاملاَ راسته!

چرا بايد اينجوري باشه
سايتها و وبلاگهايي كه دورور اين موضوعات مي پردازند و سواد آنچناني هم ندارند و بدون هيچ زحمتي مخاطبان زيادي دارن اما سايتها و وبلاگهايي كه براي نوشتن هزينه مي كنن و وقت مي ذارن آنچنان استقبالي ازشون نمي شه !
اين بر مي گرده به فرهنگ مردم و بسته بودن جامعه تا چند وقت پيش كه همش دنبال يه روزنه اي هستن تو يه خورده نفس بكشن .

اقا ما این پست سر و صدا های مشکوک ... رو کذاشتم تو وبلاگم ... البته با حفظ حقوق شما ...
اگه راضی نیستید بگید که زود ورش دارم ...

من متوجه اين پستت اصلا نشدم كه چي مي خواستي بگي.
بعدشم اينه كه چرا نوشته هات انقدر پرخاشجويانه س. يعني انگار يقه آدم رو مي گيره ميگه آره همينه كه تو ميگي. نه آقا جان ما بچه پر رو تر از اين حرفاييم. خيلي مونده هنوز...!!!!
*****************************************
k1: پژمان جان معمولاً نگاه من به مسايل يك نگاه انتقاد‌آميز هستش. شكرخدا آدمهايی كه بخواهن از يه چيز بَه‌بَه و چَه‌چَه كنند زيادند بنابراين سعی‌ام اين بود كه از اين زاويه به مسايل نگاه كنم وگرنه قصدم نه به كرسی نشوندن حرفهای خودم بوده و نه اينكه بخواهم جايی از تو رو به دست بگيرم!

زياد اثبات مهم نيست ثبوت كلا با حس طرفه و چيزي مثل خدا هم بهتره درك بشه تا اثبات ..اون قضيه زير شكم هم خوب خودت سايز مغز و شكم رو مقايسه كن ما هم كسر هاي بزركتر از واحديم عزيز همه ما

آخه اون مطلب مازلو رو من اصلا نفهميدم چون خيلي مديريتي بود كه منم سر در نمي آرم ! ولي ايني كه گفتي حقيقته ... تازه بلاگ شما كه خوبه . بعضي بلاگا كلا جز چرت و پرتاي عاشقانه چيزي نمي نويسن اونوقت همون روز اولي 100 تا بيننده دارن!! مطالب شما هميشه خوندنيه ...

خيلي باحاليي :))))))))))))

من همينجا بيطرفيه خودمو اعلام ميدارم و قاطعا اعلام ميدارم كه با هر نطريه اي كه از طرف آقا كيوان اعلام بشه و گفته بشه رو قبول دارم بي رو دروايستي:)

Marjaneh

اوه اوه اوه !!! :))))))) خيلي باحاليييي

ستاره

اگه می نویسی که مخاطب جمع کنی لاجرم باید چیزی بنویسی که باب طبع مردم باشه و اونها رو راضی نگه داره . اگه واسه این می نویسی که دلت راضی بشه که هر طوری که می خوای می تونی بنویسی و دیاری هم حق نداره واگه گفت هم مهم نخواهد بود اما اگه کار فرهنگی می کنی برادی کیوان این ره که تو می روی به ترکستان است در هر صورت از نوشته هات ممنونم و امیدوارم موفق باشی حرف منم بدل نگیر

من به اين كارها كاري ندارم. مرد حسابي يا اين لينك من را اصلاح مي كني يا مي آم پدرت را در مي آرم. اگه به گوش خر هم خونده بودم تا حالا لينك منو درست كرده بود. اصلا معلوم هست تو چه مرگته!!
*****************************************
k1: اگه لینک شما تا حالا هم توی این صفحه بودش صرفاً بخاطر این بود که فکر نمیکردم اینقدر آدم با فهم و کمال و باخانواده ای باشید! بهمین دلیل بخاطر اینکه میدونم اگه بیشتر از این بهتون رو بدم قطعاً به کفنتون میرینید و اونوقت مشکل پدر گرامیتون!!! بیشتر خواهد شد لینکتون رو به کلی برداشتم. پونه جان داشتن یه ذره جنبه بد چیزی نیست.

سلام
ميدوني...تنوع چيز بدي نيست...
ولي تو ببلاگ شما تقريبا يه روند داره طي ميشه كه هر كسي كه مياد و مطالبت رو ميخونه توقع داره آپديت بعدي هم تو همون مايه ها باشه و طرف باهاش حال كنه و به زبون آدميزادي و خودموني باشه.
ولي وقتي يهو يه متن با قضيه’ مازلو و اينا مينويسي خوب از اين روند خارج شدي (هر چند اين مسير ساخته’ ذهن خود ماهاست و تصويري كه اكثرا دارن از كيوان و ببلاگش كاملا شخصيه). اين تغيير مسير باعث خيلي اتفاقا ميشه كه خوب خودت بهتر در موردش حرف زدي...
به هر حال ما هميشه ببلاگت رو ميخونيم و دلمون ميخواد هميشه ببلاگت سر حال و سر پا باشه...
خوش باشي كيوان جان...

ارسال نظر