گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
ضمن احترام به تمامی انديشمندان، دانشمندان، پژوهشگران، محققين و اساتيد برجسته قرن كه در حال حاضر از خوانندگان اين وبلاگ میباشند! خواستم به اطلاع برسانم كه به نظر اينجانب خيلی از نظريهها و تئوريهايی كه توسط دانشمندان و محققين قبلی ارائه شده، آبدوغخياری و غيرقابل باور و اجراست. كاملاً واضح و مبرهنه كه طرف، اين نظريهاش رو موقعی ارائه كرده كه شكمش سير بوده و در حاليكه 21 انگشت دست و پاش رو دراز كرده و يه وری لَم داده و آروغهای بعد از غذاش رو هم زده بوده و در حاليكه داشت با انگشت اشارهاش لای دندوناش رو تميز ميكرد، نظريهاش رو بيان داشته كه اين نظرات به درد همون دوران پادشاه وزوزك میخوره ولـی در عوض، بعضی از گفتهها و نظرات بقدری دقيق و زيبا و واضح بيان شده كه كاملاً مشخصه محقق، همه سوراخ سنبهها و زوايا و پَستی بلنديها رو ديده و پس از سالها بررسی، نظريهاش رو گفته. اينها از اون حرفهای بندِتنبونی و از روی باد معده و فراخی باسن نيست. اينها تفكراتيه كه جداً ميتونه جامعهای رو متحول و دگرگون كنه.
و اما يكی از همين نظريههای بسيار جالب " نظريه مازلو " ست. قطعاً تمام كسانی كه در زمينه مديريت مطالعه دارند با اين نظريه آشنا هستند. بخونيدش خيلی جالبه، حتماً خوشتون مياد.
آبراهام مازلو، روانشناس آمريكايی (1970-1908 ) در " نظريه انگيزش انسان " نيازهای انسان رو به پنج دسته تفسيم كرده كه به اين شرح است:
1- نيازهای فيزيولوژيكی
2- نيازهای ايمنی و تأمين
3- نيازهای اجتماعی
4- نيازهای مربوط به مقام و احترام
5- نيازهای مربوط به خودشناسی ( شناخت شخصيت و خوديابی )
به اعتقاد مازلو طبقهای كه دارای بيشترين نيروی انگيزشی میباشد، همانی است كه در طبقه اولِ نيازها قرار گرفته، و آن چيزی نيست جزء نيازهای فيزيولوژيكی كه گرسنگی، تشنگی، نيازهای جنسی و مادی در اين گروه میباشد. نيازهای فيزيولوژيكی از اولين و اساسیترين نيازهای انسانی است. مازلو عقيده دارد تا زمانيكه نيازهای فيزيولوژيكی فرد تأمين نشده باشد، چندان بدنبال ساير نيازها نمیرود و انگيزه چندانی برای تأمين ديگر نيازهايش ندارد. پس از تأمين نيازهای اوليه فيزيكی و زيستی، انگيزه او برای برطرف شدن ديگر نيازها بتدريج افزايش ميابد و آنگاه مايل است نسبت به تأمين نيازهای بعدی خود فكر كند. بر اساس اين نظريه در جوامع و كشورهايی كه از نظر رفاه مادی و آزاديهای اجتماعی در سطح بالايی قرار دارند انگيزه برای برطرف نمودن نيازهای اوليه ( همان نيازهای فيزيولوژيكی ) خيلی كم است و تمامی انگيزهها مربوط به برطرف نمودن نيازهای سطوح بالای طبقهبندی ( خودشناسی ) است.
فكر كنم با اين تعريف، دلايل عدم پيشرفت جامعه ما تا حدود زيادی مشخص ميشه. بدون رودربايستی فكر كنم اكثر ما توی همون طبقه اول كه سطحیترين طبقه نيازها رو پوشش ميده عينهو خر تو گل مونديم! تموم دغدغه روزانه و شبانهمون شده، حل نيازهای جسمی و جنسی كه خودمون بهتر از هر كس ديگهای ميدونيم هم در حل مشكل جسمی وامونديم و هم در حل مشكل جنسی. به نظر من همينی كه توی طبقه اول هم راهمون دادند با ارفاق و پارتی بازی بوده و خواستند يه جورايی اين تعريف، دامنه تمام انسانها رو دربربگيره وگرنه ...
بهرحال وقتی تموم دغدغه زندگیمون فقط رفع نيازهای اوليه باشه و امنيت و احترام، واژههای لوكس و فانتزی و دست نيافتنی بشه كه هيچ نقشی تو اجتماع و زندگیمون بازی نمیكنه اوضاع و احوالمون همينی ميشه كه جملگی بهش واقفيم. با توجه به " نظريه مازلو " كه از جمله اساسیترين و بنيادترين اصول مديريتی است و همچنين با تكيه بر جمله بزرگانِ دين كه " آدم گرسنه ايمان هم نداره " و همچنين " اصول تجربی " ثابت شده كه بايد پلهها رو يكیيكی طی كرد، فكر نمیكنيد در اين وانفسا صحبت از خودشناسی و شخصيتشناسی به مثابه بزرگترين توهين و فحش خواهر مادر به ديگران و جوامع پيشرفته باشه؟!
ما از خيلي چيزاي ديگم فاصله گرفتيم
ما زندگي همش دغدغه برطرف كردن نيازهاي جديد و غير منتظره هستش كه انتظارش رو نمي كشيم !
ايراني هام به خاطر نگاه يه خورده قديمي ، هيچوقت درست نمي شن
كاش زودتر اينا رو نوشته بودي! آخه 2-3 هفته پيش سر امتحان رفتار سازماني يكي از سوالامون همين نظريه مازلو بود كه اگه تقلب نكرده بودم نميتونستم بنويسمش ؛)
شاد باشي جوون
کتک نزنی ها، من با نظریه اش موافقم
حالا يه چيز جالب تر بگم كه بري خودت رو بكشي كيوان
تو نظريه هاي بعدي كه بعد ماسلو اومده عملا نظريه اين آقا درست نيست و كلي مشكل داره. البته واسه جوامع پيشرفته بنابراين ببين ما ديگه چقدر عقبيم كه فعلا بايد بچسبيم به نظريه ماسلو و اجراشم بكنيم بعدش تازه بفهميم كه نه اينم به ظاهر درسته و خيلي جاها جواب نميده
اين چرت و پرتا رو ول كن از حمله ايران به امريكا بگو
راستي خدمت آقا پژمان هم ارادت داريم ما رو كه مي شناسيد قربان؟
سلام
آيا از اين نظريه پرداز كتابي به فارسي ترجمه شده است
خوبه.كه با زبان خاص خودت نظرات مازلو را طرح مي كني.نياز هاي فيزيولوژيك مان كه خوردن و خوابيدن و جنسي است را برايمان تقويت ميكنند .هي ميگن بخور متنوع بخور ازين بخور از اون بخور اينجوري بخواب اونجا بخواب اينجوري ث.كث كن اونجوري با مزه تره و خلاصه نميذارن به سطوح بعدي نياز ها اصلا فكر كنيم وگرنه ما هم شكوفا مي شديم بحث قناعت و.... را كنار گذاشته ايم.
ولي مازلو خوب به ما كمك ميكنه.وقتي ميگه يه دزد وقتي گرسنه باشه كه نياز سطح اوله نميتونه به امنيت كه نياز سطح دومه فكر كنه.پس اگر كسي گرسنه بود و دزدي كرد قطع كردن دستش اشتباهه.هه هه
وقتي كسي روزه بگيره و به خودش گرسنگي و تشنگي دهد نياز سوم كه ث.كث باشه نميتونه تركتازي كنه چون سلسله مراتب نياز ها ميگه اول شكم بعد......
قاله خيلي جالبي بود ولي نظريه ERG از آقاي آلدرفر هم بخونيد تا متوجه بشيد كه دانشمندان بعدي به اين نظريه هم ايرادهايي گرفتن و زياد هم ايرادهاشون بي جا و بي منطق نبوده . پس زياد هم از خودتون نا اميد نشين. قربون آقا
مشکل ما این است که هر که هر چه گفت دربست می پذیریم مخصوصا اگر اسم و رسم دار باشد مانند مازلو!
نظره مازلو فقط نظر وی است و بر گرفته از تفکر وی در جامعه ای که می زیسته و سایر عوامل...
اما بنده معتقدم نیاز ها دو نوع است طبیعی و فطری یا مادی و معنوی (پست و متعالی)که اولیه و ثانویه هم ندارد وتقدم و تاخری بر آن مترتب نیست بلکه همزمان است و گاه یکی بر دیگری پیشی می گیرد : چه بسا ادمهای گرسنه ای که ایمانی استوار داشتند و جه بسا افراد متمول و سیر از همه جا بی خبر ودر همان مرحله حیوانی(تامین نیازها ی اولیه ) مانده و در جا زده.
بستگی به اراده و انتخاب دارد : ماندن و یا رفتن و گذر از مرحله ای به به مراحل بالاتر بدون هیچ قید و بند .
پذیرش نظریه مازلو یعنی بندی به پای بشریت و ماندن در اولین پله .چون نیازهای اولیه او سیر یناپذیرند و مهمتر اینکه چسبناک
سلام.
می خواستم از نظریه ی مازلو توی وبلاگم بنویسم. ای سایت رو با مطالبش پیدا کردم.
واقعیت زندگی همهینه . باید نیاز های اولیه تامین بشه تا آدمی توان فکر کرددن به نظرگاههای متعالی تری رو داشته باشه.
اشو هم می گه : انسانی که بطور طبیعی به نیازهای جسمانی یا روانی خود پاسخ می گوید دیر یا زود آن نیاز ها در نظرش امری عادی و طبیعی جلوه می کند و بنابراین او با آسودگی خاطر از اینگونه نیازها در می گذرد و به سمت درک و رفع آرزوها و تمناهای متعالی تر فراروی می کند اما انسانی که امکان رفع طبیعی نیازهای خود را ندارد همواره در دام اندیشه ها و تخیلات گرفتار است و نتیجتا هیچگاه نمی تواند روح و روان خود را از دغدغه ی این نیازهای پیش پا افتاده رهایی بخشد.
سلام بر همگی دوستان.دنبال کتابی از آبراهام مازلو بنام انگیزش وشخصیت میگردم اگه کمکم کنید متشکرم
سلام بر همگی دوستان.دنبال کتابی از آبراهام مازلو بنام انگیزش وشخصیت میگردم اگه کمکم کنید متشکرم.اگه این کتاب مطالعه نکردین حتما مطالعه کنید واقعا جالب مشکل اینجاست واقعن کمیاب
درايران نظرات به مرگ بگوبه تب راضي ميشم شده هرقدرهم يه شيرپاك خورده بعدازقروني بيادوبگه اين اونه سرش به بادميره
روان شناسي كهسهله هرچي بگي حالت جامياد.
در ايران، به طريقه محترمانه زور چپاني، از آخر به اول نيازها طبقه بندي ميشه! كه اونم به خاطر هوش و فراست زياد ايرونيهاست.