دوشنبه، ۵ بهمن ۱۳۸۳

مشهد نگو، بگو کویت! هتل هما نگو، بگو فندق الطیران! تموم شهر، هتل، تاکسی، حرم، رستوران، کافی شاپ، خیابون، بیابون و ... پر از عرب شده. من هم که نسبت به این موجودات نازنین، حســـاس! نمیدونم چه حسیه که مادرزاد نسبت بهشون لطف داشته و از تَه تَه دل دوست شون دارم، بنابراین این روزها حسابی دارم از این دیدن اخوین و اخوینه! حرص میخورم. کاشف بعمل اومد که پنداری این مردم خوب و همسایه های دوست داشتنی بین عید قربان تا عید غدیر تعطیل هستند ( اونها مگه کار هم می کنند؟! ) بنابراین معمولاً همیشه این موقع سال بیش از زمانهای دیگه تشریف میارند مشهد. همین امروز یه تقویم سال 1384 خریدم و بین این دو عید رو علامت زدم تا خدای ناکرده یه موقع سال دیگه هم همین موقع نیام مشهد!

دو روز ما از تهرون اومدیم بیرون تموم سیستم شهر، تِرمال شده. شنیدم برفی اومده برفستون جوری که میشه وسط میدون توپخونه کبک گرفت! اون موقع که میدون تجریش باد میومد، دَم خونه ما داشت گوله گوله برف میامد حالا که دیگه همه جای تهرون برف اومده احتمالا اونجا دیگه اسکیموها سکنی گزیدند! فردا شب که برسم تهرون ( البته با این برف و طوفان اگه برسم! ) باید سورتمه کرایه کنم تا برم خونه مون. عجب بدبختی گیر کردیم ها. ( ببخشید هر چی گشتم نفهمیدم کلیدهای نیم فاصله کجاست )

این یکی دو روزه یه کمی گشتیم. حرم رفتیم، شاندیز رفتیم، شیشلیک خوردیم، طرقبه رفتیم، شیشلیک خوردیم، شیشلیک خوردیم، شیشلیک خوردیم، توس رفتیم، شیشلیک خوردیم البته همه اینکارها رو سالها و دفعات قبل هم انجام داده بودیم ولی امسال بخاطر مسافران مقیم خارج که همراه مون بودند و سالها بود مشهد نیومده بودند اجباراً دوباره انجام دادیم. توی همه این گشت و گذار، حال و هوای حَرمی که دیشب دَمدَمای اذان مغرب رفتیم یه چیز دیگه ای بود. یه حس خاص و دوست داشتنی که ... بگذریم.

امروز قرار بود یک بنده خدای مشهدی که وبلاگ داره رو ببینم. البته لطف کرده بود و شماره تلفن محل کارش رو برام آفلاین گذاشته بود ولی هر چی تماس گرفتم بوق مشکوک میزد. از اون بوقهایی که نه معلومه بوق آزاده و نه مشخصه بوق اشغاله و آدم همین جوری حیرون میمونه که باید با شنیدن ممتد چنین بوقی چه خاکی به سرش بریزه. خلاصه هر چی تماس گرفتم دیدم فایده ای نداره بنابراین دیگه خسته و نامید شدم و پاشدم رفتم استخر سونای هتل و یکی دو ساعتی اون تو، خستکی از تن به در کردم ( میخواستم این تیکه استخر رفتنم رو هر جوری شده، به سمع و نظرتون برسونم و چُسی اومده باشم وگرنه توی استخر هیچ اتفاق خاصی نیوفتاد که قابل ذکر باشه! )

خب اینجوری خوب شد و از فردا که ما برگردیم تهرون، باسن مون زیاد نمیسوزه. پریشب از اینجا میشد اورکات رو باز کرد ولی بعد از مطلب قبلی که من نوشتم، به حول و قوه الهی مثل اینکه از توی مشهد هم اورکات رو فیلتر کردند! وقتی ما نمی تونیم از تهران ببینیم، کَس دیگه ای هم حق نداره ببینه. خدا وکیلی اینجوری باید چشم زدهاااا. اگه شهر دیگه ای هم هست که هنوز از اونجا میشه وارد اورکات شد، یه ندا بدین تا من دو سه روزی بیام اونجا. یقین بدونید از فرداش اونجا هم فیلتر میذارند. تا اینجای کار که پا قدمم بد نبوده!

خب دیگه پاشم برم بخوابم که فردا با رانندگی اون مایکل شوماخر کلی بدبختی درپیش رو داریم. دعا کنید حداقل تا جمعه بعدازظهر برسیم تهرون. پس، التماس دعا!


۱۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

درود
عرب را ز شير شتر خوردن سوسمار
به جاي رسيده است كار
كه تاج كياني كند آرزو
تفو بر اين چرخ گردون تفو....

راستي يك خبر خوب!! قراره به سلامتي ياهومسنجر هم فيلتر شه!!!

خوش باشيد.

زيارت قبول كيوان كوچولو.التماس دعا دوست.خدا را شكر كه تونستي شانديز و طرقبه و طوس و نيشابور و وكيل آباد را ببيني.ايشالله به سلامت ازين سفر با وطن باز ميگردي و آدم برفي درست ميكني.اين چندمين سفر تان كه هم سياحتي بود و هم زيارتي(هم فال و هم تماشا)آخرين مباد.سفر بعدي ايشالله اصفهان

ميگم حسابي طلبيده شده بودي ها! يه چن تا از اين عربها رو ميزدي زمين( قرباني ميكردي) تا هم يه ثوابي برده باشي و هم التماس نميكردي كه دعات كنيم، همينجوري همه دعات ميكردن!!!

هي تو بنويس هي دل مارو آب كن !!!

به سلامتی انشالله برگردی
از سوغاتی که خبری نیست
جاتون خالی بود دیروز عجب برف کولاکی بود

سلام
موافقم ما هم كه تابستون مشهد بوديم از هتل بگير تا بقيه جاهايي كه شما گفتي همش عرب مي ديدم
پنداري ما اشتباهاومده بوديم

سلام .. زيارت قبول

آري اقا جان .. اينجا ( كويت ) 4 روز تعطيل رسمي بود براي عيد.. به عبارتي امروز تازه برگشتيم سر كار

سلام ... البته هر كي گزارش هواي اينجا رو برات گفته درست گفته ولي يه كم پيازداغش رو زياد كرده ، شايدم خودت زيادش كردي! ما كه خونه مون تو بدترين نقطه بارش برف بود فقط يه روز بود بعدش همه چي به حالت عادي برگشت! نگران نباش ... بازم التماس دعا و سفر بي خطر ...

اين چندروزه منم مشهد بودم. تعداد عربها نسبت به تابستون خيلي خيلي كم شده

هميشه به مسافرت.. خوش بگذره !

ارسال نظر