سه شنبه، ۲۲ دي ۱۳۸۳

نظراتی كه دوستان لطف كردند و هر كدوم‌شون در رابطه با خوندن يا نخوندن فوق‌ليسانس دادند رو ‌خوندم. جالبه كه اكثراً مخالف ادامه تحصيل هستند. ميدونم كه دلايل بسياری باعث شده اين طرز تفكر كه عمدتاً تو سر همونايی هم هست كه دانشگاه رفتن و مدركی دارند، بيفته. حتماً دوستان برای اين گفته‌هاشون كه " ای بابا، درس چيه؟! همينی هم كه خونديم زياديه. كاشكی اصلاً درس نمی‌خونديم " پشتونه قوی و دلايل محكمه پسندی دارند ولی من اينجوری به مسايل نگاه نمی‌كنم. با توجه به تمام ‌اهميت و ‌ارزشی كه درس و تحصيل در اين مهد تمدن نداره! ولی من به شخصه ادامه تحصيل رو دوست دارم و هيچ وقت از اينكه درس خوندم و از همون بچه‌گی‌ دنبال كسب و كار نرفتم، ناراحت نيستم. اساس و پايه زندگی‌مون، ديد و تفكر و مهم‌تر از همه واقعيت اجتماع ِ فعلی چون بطور صددرصد مادی و مالی شده، بنابراين تمام تلاش و انگيزه‌ و انديشه آدم هم به همون سمت و سو، سوق پيدا می‌كنه. بنابراين من اين حق رو به تمام دوستانی كه بجای حل مسئله صورت مسئله رو پاك كردند ميدم كه غم‌نان نگذارد كمی هم جور ديگری بنگرند!

البته لازم به تذكره از خيل عظيم نظردهنده ها كه متفق‌القول و با تشريك مساعی و با سعی و كوشش فراوان ريدند به تموم انگيزه‌های بنده، سه چهار نفری از دوستان كه نظرشون در رابطه با خوندن درس مثبت بوده رو دورادور می‌شناسم. يكی‌شون خانم محترميه كه در حال حاضر دانشجوی دكتراست و احتمالاً امروز فردا شيرينی مدرك‌شون رو می‌خوريم. دو نفر ديگه هم خانم‌های دانشجويی هستند كه در مقطع فوق‌ليسانس تحصيل می‌كنند. اتفاقاً يكی از همين خانمها داره دقيقاً همون رشته‌ای رو می‌‌خونه كه من خيلی دوست دارم يعنی مديريت IT ( الهی كوفتت بشه! ) حالا نمی‌خواد راه بيفتين و برين كامنت‌ها رو چك كنيد تا افراد مورد نظر رو پيدا كنيد چون افراد مشوق، جملگی صاحب دارند. صاحب‌هايی كه خدا وكيلی اگه هيبت و جَبَروت‌شون رو ببينيد تموم كُرك و پرتون خزون ميكنه، پس حواس‌تون رو جمع كنيد!

بهرحال قطعاً اين خارش و اين تكون‌تكون‌های دَم آزمون، دو سه سال ديگه ادامه داره. اميدوارم كه تو همين زمان انگيزه لازم برای مرتفع نمودن خارش ايجاد بشه چون كك‌ها هم آدم‌اَند ديگه، وقتی ببيند بخاری از من بلند نميشه، جُل و پلاس‌شون رو جمع می‌كنند و می‌رند دنبال يه تن و بدن ديگه‌ای كه دو زار گيريشون بياد!

پی‌نوشت:
و اما، تو چند روز اخير خواننده يا دوستی خوش‌ذوق لطف كرده و يكی دوباری وبلاگ بنده رو اَلكی ‌اَلكی پينگ نموده. من بغير از زمانی كه مطلب جديدی می‌نويسم معمولاً اوقاتی هم كه چند تا لينك تو لينكدونيم ميذارم، وبلاگم رو پينگ می‌كنم و غیر از اون کاری باهاش ندارم و بخاطر جلب و جذب خواننده پینگ بیخودی نمیکنم. بنابراين ممنون از اون عزيزی كه بنا به لطفش! تو اين چند روز هی زرت و زرت وبلاگِ حقير اينجانب رو پينگ كرده و دوزار آبروی ما رو تو اين دنيای مجازی به بادِ فنا داده. رفيق جان، اگر اجازه پينگ نمودن وبلاگ رو به خودم بدی خيلی ممنونت ميشم و خيلی نوكرتم!

۱۰ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

گفته بودم منم دچار همون كك و مكام؟!!؟؟؟؟؟؟

سلام. بالاخره مي دي پس؟ ( منظورم امتحان ارشده بي ادب ). موفق باشي. كي پينگت كرده؟ مگه شهر هرته كه رفيق ما رو پينگ مي كنين، آي نا مسلمونا...

مارينا

سنجده كجاش بود ؟؟؟؟

تو اين زمان 2 يا 3 سالي كه ميخواي با كك ها ادامه حال! در تنبان بدهي! ميتوني اون مدرك كوفتي رو بگيري و خيالت راحت بشه. اون كك ها هم كجا برن از اون جا بهتر؟

فرهاد

خيلي نامردي چون منم با درس خوندن موافق بودم اما انگار چشماي تو فقط تو خانم يابي خوب كار مي كنه

بابا جان منم نگفتم كه درس بده يا من از درس خواندن خودم پشيمان و بيزارم . گفتم تو اين مملكت درس خوندن حتي به درد اون ككهاي بدبختي كه از بي جا و مكاني رفتن توي تنبان تو هم نميخوره . اگه ميتوني برو يه جاي ديگه بخون اگه نه اينجا هم نميخواد بيخودي خودتو علاف دانشگاه كني ...خودت چهار تا كتاب بگيري اطلاعاتتو به روز كني صد برابر بهتر از خوندن اراجيف توي دانشگاست كه اينقدر بيربط و مزخرفه گاهي كه حتي حوصله خوندنشو هم نداري . اونايي هم كه دارن مقطع فوق يا دكترا ميخونن اينجا و نمرات بالا ميگيرن شك نكن كه فقط بچه درس خونن همين !!! حاضرم شرفمو ( كه ندارم ) گرو بزارم واسه اين . ! در ضمن ايندفه ميخواي تبليغ كني خوب واسه چهار تا آدم بي صاحاب تبليغ كن ثواب داره به خدا !!!:))

درس خوندن به شرط فهميدن بهترين چيزه ممكنست...

سلام آقا کیوان.
من تو این آپدیت جدیدم یه کمی از نوشته های شما استفاده کردم.
میخواستم بگم که قانون کپی رایت رو رعایت کرده باشم
:)
شاد باشی و پایدار
تا همیشه
تا ابد.

به روح رسول الله اگه من پينگ كرده باشم!!!

اتفاقا من اصلا از لحاظ غم نان نبود كه غر زدم بلكه به خاطر شرايط سخت درس خوندن تو اين روزگار بود ... قبول شدن الآن ديگه انقدر دنگ و فنگ و سختي داره كه بايد كار و زندگيت رو بذاري كنار كه آيا ...؟!!

ارسال نظر