چهارشنبه، ۴ آذر ۱۳۸۳

تا كجا من اومدم؟!
چطوری برگردم؟!
چه درازه سايه‌ام
چه كبوده پاهام
من كجا خوابم برد؟
يه چيزی دستم بود! كجا از دستم رفت؟
من می‌خوام برگردم به كودكی
قول می‌دم كه از خونه، پامو بيرون نذارم
سايه‌مو دنبال نكنم
تلخ تلخم
مثل يه خاركِ سبز
سردمه و می‌دونم هيچ زمانی ديگه خرما نمی‌شم
چه غربيم روِی اين خوشهء سرخ
من‌می‌خوام برگردم به كودكی
نمی‌شه! كفش برگشت برامون كوچيكه
پابرهنه نمی‌شه برگردم؟
پل برگشت توان وزن ما رو نداره! برگشتن ممكن نيست.
برای گذشتن از نا ممكن، كیو بايد ببينيم؟!
رويا رو
رويا رو كجا زيارت بكنم؟!
در عالم خواب
خواب به چشمام نمياد
بشمار، تا سی بشمار ... يك و دو
يك و دو
سه و چهار.

۶ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

چه حس جالبي داره اين نوشته.

وعده’ ما: دژكوه (وقتي كه خوب شدم)

شعر قشنگي بود... در ضمن شما نياز به دعوت نداريد... خوشحال مي شم ببينمتون

سردمه مث يه قايق يخ كرده رو درياچه يخ يخ كردم . :(

خيلي وقتا ، بيشترمون دلمون مي خواد برگرديم ... به خيلي عقبتر ... ولي نمي شه ... فقط حسرتش باقي مونده ... منم خيلي دلم مي خواد ... اگه كفشش رو يا پلش رو پيدا كردي به منم خبر بده ...

اخه قربون شكل ماهت ميخواي برگردي جه كار كني ؟بچه بوي هم ديديمت!

ارسال نظر