شنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۳

خب ديگه يك هفته بخور بخواب هم تموم شد و دوباره روز از نو و روزی از نو! يك‌شنبه هفته قبل همزمان با اعلام عيد فطر، ما هم شال و كلاه كرديم و راهی دبی شديم. اين چند روزه مهمون غزال و فريد، دوستان عزيز و بسيار خوب‌مون بوديم. زن و شوهری دوست‌داشتنی كه انصافاً خيلی شرمنده‌مون كردند و توی اين چند روز خيلی بهشون زحمت داديم. اميدوارم يه روزی بتونم زحمات‌شون رو جبران كنم.

بدون مقدمه، اگر نخواهيم با غرور و تعصب به نژاد و مليت ايران و ايرانی نگاه كنيم و باز هم به تمدن 2500 ساله و قوانين داريوش و نگرش كوروش و حموم رفتن مادها و ستونهای تخت‌جمشيد و سی‌وسه پل و بيستون و چه ‌ميدونم هگمتانه‌مون ننازيم، بايد اعتراف كنيم حالا ديگه حتی از همسايگان اعراب‌مون هم خيلی عقب‌تريم. در داشتن تاريخ و تمدن و هويت ايرانی هيچ شك و شبهه‌ای نيست. در اينكه روزی اينجا مركز تمدن بوده هيچ حرفی نيست. در اينكه تمام موزه‌های دنيا پر از آثار باستانی دومتری و دو سانتی ايرانی است هيچ بحثی نيست. در اينكه .... ولی آيا همه اينا تكيه بر گذشته نيست؟ اجداد و نياكان ما هر كه بودند و هر افتخاری كسب كردند، گذاشتند و گذشتند حالا ماييم و اين كلاف سر در گم. ماييم و اين زندگی كه برای همه‌مون داره به سختی ميگذره. ماييم و اين همه مشكل واسه چهار صباح زندگی. ماييم و يه مشت آدم مُسنی كه همه زندگی‌شون شده يادآوری خاطرات كاباره و ديسكو رفتن‌ها‌شون يا يه نسل جوون گريزون و فراری از همه چيز و همه كس.

البته ميدونم خيلی‌هاتون وقتی اين مطلب رو بخونيد دوباره احساسات قومی ملی ميهنی‌تون ورقلمبيده ميشه و حتماً خودتون رو مقيد ميدونيد كه دوباره به من يادآوری‌ كنيد، ما كی بوديم و چی بوديم و در تقويم تاريخ و تمدن چه‌ها كه نكرديم. والله بخدا من هم همه اينها رو ميدونم و اتفاقاً چون ميدونم چی بوديم و كی بوديم الان يه جاييم داره مثل سير و سركه می‌جوشه و ميسوزه! وگرنه من، نه جو گير شدم و چهارتا بنز و بی‌ام‌و و دو تا مركز خريد اعراب چشمم رو كور كرده و نه گذشته و پيشينه اين مرز و بوم رو فراموش كردم. به نظر من اعراب بواسط تنبلی و تن‌پروری و يا هر چيزی كه بشه اسمش رو گذاشت اون همت و غيرت و باور رو برای ساختن مملكت‌شون نداشتند. تاريخ، تمدن، سواد، تعصب و خيلی‌ چيزها رو نداشتند ولی مهمتر از همه اينكه خودشون اين " نداشته‌ها " رو می‌شناختند و قبول داشتند كه چيزی برای ارائه و عرض‌اندام ندارند بنابراين زمينه و بستر رو برای حضور ديگران _ بيگانه، خارجی، مستشار _ فراهم كردند و الان رسيدند به جايی كه هم خودشون خوب زندگی می‌كنند و در رفاه نسبی هستند و هم دوبی رو به امن‌ترين شهر دنيا و چهار شهر مهم دنيا از لحاظ جذب توريست تبديل كردند. شايد ما ايرانيها خيلی چيزها داشته باشيم ولی تا زمانيكه مديريت استفاده از منابع وجود نداشته باشه ول معطل‌ايم.

وقتی می‌بينی دوبی كه بغير از گرما و حرارت و شن و كوير هیچ چيزی نداره و حداكثر زمان مناسب برای زندگی توی اين شهر، حداكثر سه ماهه ولی بواسطه مديريت درست، شده يكی از بزرگترين مراكز توريست و بيزينس دنيا و تمامی ماركها و مدلهای معتبر جهانی اونجا شعبه داره ولی ما همه منابع و شرايط رو داريم الا مديران شايسته و بايسته يه جوری به اونها حسوديت ميشه كه انگار اونها مال يه سياره ديگه هستند. وقتی امكانات و رفاه اونها كه چسبيده به كشور خودمون هستند و گذشتگان يه كمی همت می‌كردند اون كشور الان مال خودِ خودمون بود، رو با مملكت خودمون مقايسه می‌كنيم انگار كه توی تموم سوراخ سنبه‌های بدن‌مون كاری هندی همراه با فلفل سياه بنگلادشی ريخته شده.

وقتی می‌بينی اون عزيزان اُشترسوار! بدون تعارف و رودربايستی و شرم و حيا اسم خليج فارس رو به خليج‌عربی تغيير دادند و تنب‌های كوچك و بزرگ رو هم بعنوان كادوی تولد به همديگه پيش‌كش می‌كنند و اگه يه كمی به روی مبارك‌شون بخنديم احتمالاً ميگن بوشهر و خوزستان هم ارثيه باباشونه، الان دارند اينجوری تَرك‌تازی می‌كنند و ماها رو ديگه اصلاً نمی‌بينند و حساب نمی‌كنند، آی ميسوزی. آی ميسوزی. آی ميسوزی كه بيا و تماشا كن!

۲۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

منم دقيقا وقتي اولين بار رفتم دوبي همين حسو داشتم!

منم چند سال پيش اونجا همين حسو داشتم. متاسفانه صد در صد حق با شماست.

من هميشه حالم ازين عربا بهم ميخورده ...حتي اگه بهم انگ نژاد پرستي هم بزنن نميتونم نفرتم رو از عربا نشون ندم ! بعد حالا فكرشو بكن . ! اينهمه پول از بغل همين ايران خودمون سرازير ميشه تو دوبي ! چرا چون همون عربا مغزشون بهتر از ماها با اينهمه ادعا كار ميكنه !!! آخ حرص خوردم وقتي خليج فارس تونستن تغيير بدن به خليج عربي :( آره واقعا وقتي اين پستتو خوندم سوختم ...واسه همينم صدام در اومد:)
*****************************************
k1: بهرحال اينها جزيی از واقعيات شرايط فعلی است. البته اونها هنوز نتونستند اسم خليج‌فارس رو عوض كنند ولی دارند تمام سعی و تلاش‌شون رو می‌كنند كه اينكار عملی بشه

من كاري به اين حرفا ندارم.. سوغاتي آوردي يا نه ؟!
*****************************************
k1: تو مگه اخبار رو دنبال نمی‌كنی؟! مگه نمی‌دونی شيخ زايد به رحمت ايزدی پيوسته و همه جا تعطيل بوده؟!

احساسات قومي ملي ميهني يه طرف قبول واقعيت يه طرف ديگه . من كه دبي نرفتم اما تعريفشو زياد شنيدم و قبول دارم كه ما ديگه از همين همسايه هاي عرب هم عقبيم. واي به حالمون

شلنگ تخته

آقا مملک ایران نفت داره - منابع غنی هم داره پس باید آرامش و ثبات نداشته باشه. انرژی و منابع معدنی باید مفت بره تو جیب ممالک غربی و این عرب های ...که منابع ما رو ندارند فعلا آرامش رو دارند ولی تا دلت بخواد شعور ندارند. انشالله که بلای کویت سر اینها بیاد که بفهمند هر جی دارند از سر ایران و ایرانی و خلیج " فارس " دارند.

سلام . داشتم نوشته ات رو ميخوندم و همينجوري به علامت تصديق سرمو پايين و بالا ميكردم . تا تموم شد و اومدم نظر بدم .ديدم همه با هم همفكريم. پس چيزي اضافه نميكنم . شاد و موفق باشي

سلام. بله. اون مملكت كه خودش اونجوري نشد. خواستند كه بشه و شد. البته جنس قلابي هم زياد داره كه بيشتر توسط ايرانيها برده ميشه اونجا. خدا كنه بخواهند و اينجا هم مثل اونجا بشه.

Negar

آي ميسوزي آي ميسوزي آي ميسوزي وقتي يه اسپانيش (امريكاي جنوبي) بي سر و پا كه تا ديروز نون شب نداشته بخوره و به دزدي و آدم كشي سر ميكرده و نه معلومه مادرش كيه نه پدرش خودش رو از تو بهتر ميدونه و بهت طعنه ميزنه! آي ميسوزي وقتي يه ترك كه تا ديروز از مسافرهاي ايراني دزدي ميكرده و هيچي نداشته تو رو با عرب ها يكي ميبينه و طعنه ميزنه كه آره ديگه كشور تو كه مثل تركيه نيست!!!
آره بدجوري ميسوزي وقتي فكرش رو ميكني كه اين آخوندهاي بيشرف ما رو به چه روزي رسوندن كه دنيا به ما اينجوري نگاه ميكنه! بدجوري همه بدنت ميسوزه بد جوري!!!

سلام ... نمي گم اشتباه مي كني ولي شما كه فارنهايت رو ديدي ديگه نبايد اين حرف رو بزني ... من هيچوقت دلم نمي خواد ما هم مثل عربا به اينجاها برسيم ... در ضمن الآن اونقدر ها هم ما عقب نيستيم ، چون ظاهرا همه جهان چهار چشمي چشم دوختن به ما و ترس برشون داشته كه اي واااي مثل اينكه ما از دستشون در رفتيم!!

منهم كه بار اول رفتم دبي دچار همين احساسها شدم. عينا همينطور. چه جالب و غم انگيز.

با هيچ كدوم از حرفهاتون مخالف نيستم. به جز اينكه ايرانيها فقط دبي رو ميبيند و ميگند " عربها " .. در حاليكه اين فقط دبي هست كه تونسته كشورش رو از مقياسهاي كشورهاي در حال توسعه كمي جلوتر ببره. سوريه -سعوديه- مصر و... كه از بزرگترين كشورهاي عربي هستند تمومشون دست به گريبان تمام مشكلات سو’ و بدزد و بخور كشور خودمون هستند

آرزوي اينكه يه روزم غزال و فريد بيان خونه ي شما چتر بندازن خيلي آقا منشانه س!...به هر حال چيزي كه تو اين يكي دو ساله از دوبي ياد گرفتم اين بود كه در حال حاضر به علت نزديكي به ايران و موقعيت خوب زندگي كه تووش هست بهترين جاست براي ادامه ي زندگي

اشكال ما اينه كه از تجربي ديگران هيچ .قت استفاده نمي كنم راهي كه رفتن حتما به خيلي چيزا بر خوردن الانم اگه عكس ها 10 سال قبل و الان دوبي رو بياي كنار هم بذاري من چندتاشو دارم كلا زيرو رو شده ... اگه كسي بخواد خدمت كنه فرقي نمي كنه عرب باشه يهود باشه ايراني با ريش و سيبيل باشه هدفش رظايت مردمشه ، ديروز با يه عاقله مردي حرف شد گفت يه جامعه شناس انگليسي رمز سلطه دولت به مردم در ايران رو گشنه نگه داشتنه مردمه!

آقا اينكه فرهنگ و اصالت و كلي يادمانهاي تاريخي! داريم شك نيست ولي يه چيز ديگه هم داريم كه يكي از دلايل پيشرفت نكردنمونه و اومن اينه تا دلت بخواد قُمپوز داريم و به همين خاطر هميشه چون همه دنيا در مقابل ملت ما، پشم محسوب ميشن، واسه همين تا وقتي اينجوري فكر كنيم، هيچ وقت پيشرفت نخواهيم كرد.

حرف سر چیه؟ واقعا باید به این ملخ دوستان چی گفت؟ طلسمی شده اینجا خانه مان ...اما جدا جز دوبی کدومشون که به اینجا رسیدن؟

غلط كردن با هفت جدو آبادشون و به گور پدر مادراشون تف انداختن اگه ميخوان اسم خليج فارس رو عوض كنن مگه شهر هرته
يه مشت عرب كثيف سوسمار خور ديگه واسه ماها دم در آوردن
خدا باعث و بانيشو لعنت كنه
من كه الان از شدت عصبانيت هيچي رو نميبينم

والله الان ديگه دارم به همون تمدن و کوفت و زهر مار 2500 سال پیشمون هم مشکوک میشم.....واقعاً نیاکان ما تو ایران بودن؟!!!کیوان...چه خودکشی عظیمی کرد این ملت ایران.........

ميثاق

به تاريخ و فرهنگ كاري ندارم. ولي بجاي اينكه به اين "يك مشت اعراب اشترسوار كثيف سوسمارخور كه حالا واسه ما دم درآوردن" از اين نسبتها بديم بايد بشينيم فكر كنيم ببينيم چطوري اونها دستي دستي مملكت رو جز به جز بلعيدن. شايد بهتر باشه ما هم بريم يك دو سه تا سوسمار پيدا كنيم بخوريم بلكه زورمون زياد شه!. نه ؟

مگه با موزه هامون اينكارو نكردن.مگه با اون همه يادگار تاريخ و عتيقه جات همين كارو نكرديم. نشستيم فحش داديم چشم واز كرديم ديديم همش رفته تو لوور!.

تا اونجايي كه ما ديديم...اينجا خيلي هم شهر هرته!

نبايد بسوزيم چون لياقتشو دارن.

بابا ايول...اومدي و يه ندا هم به ما ندادي ديگه...دست مريزاد

ارسال نظر