شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۳

خريد كردن، يكی از معضلاتی كه من هميشه باهاش دست به يقه هستم! البته با اصل "خريد" مشكلی ندارم و از بد حادثه خيلی هم بهش علاقمندم بلكه مشكل از اونجايی شروع ميشه كه قراره پام رو بذارم تو مغازه و با فروشنده رودرو شم، اونوقته كه ديگه از هر چی خريده بيزار ميشم. هفته قبل برای خريد گوشی موبايل رفته بودم خيابون جمهوری. خدا پدر مادر و باعث و بانی اين اينترنت رو بيامرزه كه حداقل بواسطه اون، آدم ميتونه يه سری اطلاعات از چيزی كه می‌خواد بخره رو پيدا كنه وگرنه اگر چيزی ندونی و بدون اطلاع بخواهی بری تو مغازه، اين فروشنده‌های خوش اخلاق! آدم رو سر و ته جر ميدند. سوال اول كه به دوم ميرسه همچين اَخم و تَخم می‌كنند و سگ ميشند كه انگار ازشون خواستی جلوت استرپتيز كنند و تموم مردونگی‌شون رفته زير سوال و يا بهشون بی‌شرمانه‌ترين پيشنهادات رو دادی! البته ريخت و قيافه اكثرشون در همون بدو ورود به شكلی هست كه تخم نمی‌كنی سوال زيادی بپرسی و انگاری ارث باباشون رو خوردی و ازت طلبكارند. يه جور هم عاقل اندر سفيه بهت نگاه می‌كنند كه انگار طرف نيوتن و كاشف قانون جاذبه بوده و تو ديوانه و مجنونی بيش نيستی. شيطون ميگه، آدم چيزش رو دربياره بگيره دستش و همچين تمام قد بشاشه به هيكل آقا، و تموم در و ديوار مغازه رو نجس كنه.

نمی‌دونم اين برخورد فروشنده‌های ايرانی ( اكثرشون بد اخلاق‌اند. فروشنده‌های صنف لوازم خانگی و صوتی تصويری و تلفن و موبايل كه ديگه انگار تخم دو زرده كردند! ) بواسطه شكم‌سيری‌شونه يا واقعاً فرهنگ و طرز برخورد با مشتری رو نمی‌دونند؟! مثل اينكه اونا اصلاً توجيه نيستند كارشون چيه و چيكار بايد بكنند و چرا تو مغازه وايستادند. توقع دارند يه سری مشتری كرولال ِ فارغ‌التحصل از موسسه باغچه‌بان، بيان تو مغازه و به صرف اينكه آقا گفت اين جنس خوبه، تراول‌چك‌ها رو جيرينگی بشمارند و بذارند رو ميز و جنس رو بردارند و زودتر شَرشون رو كم و گورشون رو گم كنند و برند پی كارشون. تو زمونه‌ای كه بواسطه آموزش صحيح و اصولی! همه‌مون زرنگ و شالاتان و خوشبختانه‌ دزد شديم و هيچكس فكر كس ديگه‌ای نيست و همه دنبال منافع خودشون هستند و دودره كردن و درمالی و تا دسته فرو كردن توی ماتحت خريدار محترم، جزيی از رسم و رسوم كاسبی شده، چه جوری بايد به حرف طرف اعتماد كرد و بدون داشتن اطلاعات كافی يه جنس، ولواينكه قيمتش پنج تومن هم كه باشه خريد؟! می‌خواهی يه تلويزيون 700 هزارتومنی بخری ولی جرات نمی‌كنی دو تا سوال از فروشنده بپرسی، دريغ هم از يك برگ كاتالوگ كه حداقل بتونی مشخصات تلويزيون رو از تو اون بخونی.

تو دنيای كنونی و با توجه به شرايط حاكم در بازارهای جهانی، همه جای دنيا حق رو به مشتری ميدن. نه تنها حق كه حاضرند خيلی چيزهای ديگه هم به مشتری بدن تا اون از مغازه‌شون خريد كنه ولی متاسفانه ما هم بايد پول بدیم، هم قيافه تخمی و اخلاق گُه فروشنده رو تحمل كنیم و هم هيچ وقت از صحيح و سالم بودن جنس خريداری شده مطمئن نباشيم.

۱۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

منم با اين حرفت موافقم از سيريشونه چون براشون فرقي نمي كنه من بخرم يا شما بالاخره اين روزا يكي مي ياد مي خره

marjaneh

:))))))) خيلي خنديدم از مدل نوشتنتون ياد وبلاگ شيوا (فرياد بي صدا) افتادم ولي واقعا راست ميگيد موافقم

مخالفم! فروشنده ها، همشون گوگولي و نانازين!!! شايد مشتريها طرز برخورد با فروشنده ها رو بلد نيستن. يادت باشه شرايط حاكم در بازارهاي جهاني هيچ ربطي به كشور ما نداره. هر موقع اين اجناس، همشون از راهي بجز قاچاق و چتر بازي و اين حرفا واردشد، شايد بشه كمي اميدوار بود.

يه ضرب المثل فكر كنم چيني مي گه
اگه بلد نيستي لبخند بزني
مغازه نزن
راستي اخرش چه گوشي خريدي شما؟

هم شکم سیری هم بی ادبی که همه گیره تو ایران و تو این صنف ! فیلم روز هشتم رو دیدی ؟

حق بده خوب به اونا ! يه سري از مشتريها هم بيش از حد سيريش و اعصاب خرد كنن !

اههههههه، پس این فراگیره!؟؟ بابا من تابستون رفتم یه مغازه لوازم تحریری یه چند تا مداد نوکی با نوک بخرم چون اینجا کم هست و جنس خوب گیر نمیاد. خلاصه از یارو یه 10 تا بسته نوک و 4 تا مداد نوکی خریدم.

یارو چنان بد رفتار میکرد که داشتم شاخ در میاوردم. انگار نه انگار که کلی جنس ازش خریدی. حالا نمیخوای تحویل بگیری به درک، دیگه چرا چپ چپ به آدم نگاه میکنی!!

در ضمن نیلو جان من مستقیم رفتم تو مغازه و چونه هم نزدم چون دقیقن میدونستم چه مدل مدادی میخوام!!

آي گفتي... اين قدر بعضياشون بد اخلاقن كه آدم پشيمون ميشه از خريد كردن... خدا نكنه كه يه كمم اطلاعات درباره كالايي كه نياز داري بخواي... ديگه واويلا...

1 2 3 تست مي کنيم!

Naashenas

in shoeoreshono neshon mide ke moteasefane 99 darsad az foroshandegane irani azash bahrei nabordan

man yadam miyad iran ke bodam hamishe bahashon moshkel dashtam

pish omade bod baraye barkhorde khoobe ye foroshande hatta jenso geroon tar ham kharidamo kheili ham razi bodam

be har hal in dardy nist ke az jameie irane ma be in saadegia dava beshe

movafagh bashi

bye

majid

اقا بالاخره چيزتون و در اورديد يا اونها چيزشون رو با فروش يك گوشي موبايل به
رخ شما كشيدن؟

Come see me if you dare! Check me out on the w ebca m!


hmm..this is quite interesting

ارسال نظر