شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۳

بيست‌ودو سه روز از ماه رمضون گذشت. خيلی‌ها روزه گرفتند و خيلی‌ها هم نگرفتند. اونايی كه نگرفتند اين نگرفتن‌شون يا بواسطه اين بوده كه بنا به دلايلی نتونستند و يا اصلاً از ريشه و بن اعتقادی به اين قضيه ندارند. من هم تا همين چند سال پيش روزه نمی‌گرفتم، به اصل و اساس‌اش اعتقاد داشتم ولی حال و حوصله گرفتنش رو نداشتم وقتی روزه می‌گرفتم گرسنه‌ام ميشد! و هميشه هم يه جورايی خودم رو توجيه می‌كردم. ماه رمضون‌ها فقط خوشحاليم از اين بود كه دَم افطاری بشينم پای سفره و گوش به رَبنا و اذان بدم و بعدش همراه با اونايی كه روزه گرفته‌اند و صد البته زودتر و بيشتر از اونا، اولش يه چايی و بعدش ديگه هر چی دم دستم اومد بخورم. خرما، زولبيا، تخم‌مرغ عسلی، كره و پنير، مربا، حليم، آش رشته و ...

يه كمی كه گذشت چون به اصل روزه اعتقاد داشتم يه جورايی وجدان درد گرفته بودم. دم افطاری دو لپی می‌خوردم ولی ته دلم ناراحت بودم. خودم هم دوست داشتم تا ته و توی كار رو دربيارم بهمين خاطر از چند تا دكتری كه تو دوست و فاميل و دوروبرم بودند و اتفاقاً گرايشات مذهبی قوی هم نداشتند در رابطه با روزه و اثراتش بر بدن سوال كردم و چيزی كه برام جالب بود اينكه، همه‌شون متفق‌القول گفتند كه با رعايت يه سری مسايل، گرفتن روزه در اين يك ماه نه تنها برای بدن مضر نيست بلكه مفيد هم هست. هيچ وقت فكر نمی‌كردم با اين شدت و تاكيد بگن كه روزه برای بدن مفيده. چند تا مسئله‌ای رو كه فكر می‌كردم با گرفتن روزه، بدن دچار دردسر ميشه و هميشه با اونها خودم رو توجيه ميكردم رو گفتم ولی با دليل و مدرك گفتن اينا هيچ كدوم برای يه آدمی با شرايط خيلی از ماها نميتونه باعث دردسر بشه. وقتی همه بافته‌ها رو رشته و پنبه ديدم تصميم گرفتم تا جايی كه ممكنه ماه رومضونها روزه‌ بگيرم و همون جور كه گفتم از ديد من گرفتن يا نگرفتن روزه، مثل خوندن يا نخوندن نماز، يه چيز كاملاً شخصی شخصی شخصیه.

تا چند روز ديگه ماه رمضون هم مثل خيلی چيزها و خيلی روزهای ديگه كه خُب كم نبودند تو تقويم و فرهنگ و رسم و رسوم ما، تموم ميشه و دوباره ما می‌مونيم و همون صبحونه نهار شام و خورد و خوراك چند گانه و چند باره. هجوم وحشيانه و تاتار وار به ميوه و غذا و چهار چنگولی افتادن روی سفره! اين چند روز هم تموم ميشه ولی كاش ردپا و اثری ازش تو جامعه باقی بموند. تو جامعه پيش‌كش‌مون، كاشكی ميتونست ذره‌ای خراش به روح و روان، سفت و سخت و غير انعطاف‌مون بده. درصد بسيار بسيار بالايی از ماهايی كه به اصطلاح روزه گرفتيم فقط يك ماه نخورديم، همين و بس و اين راحت‌ترين كار ممكن اين روزها بوده. نخوردن! بواقع فلسفه‌ كار، اينی نبوده كه ما چهار صباح نخوريم؟! قطعاً هدف چيز ديگه‌ای بوده ولی كدوم‌مون به اون هدف رسيديم؟! رسيدن كه هيچی، اصلاً تونستيم ذره‌ای بهش نزديك بشيم. به مملكت و دولت و جناح‌های سياسی كاری ندارم چون عبادت و اعتقاد يه چيز كاملاً درونی و شخصی و فرقی نميكنه اونايی كه در راس قدرت هستند چی فكر می‌كنند. بر و بچ هم كه اصلاً اعتقادی به روزه و اين حرفها ندارند كه موضع‌شون كاملاً روشنه، می‌مونه مايی كه اعتقاد به همچين روزهايی داريم. يك ماه نخورديم و يه جورايی رياضت كشيديم، بخودمون سخت گرفتيم، قار و قور شكم رو شنيديم، كسل شديم، عصبی شديم، دل درد شديم، گرسنه و تشنه شديم ولی روزه گرفتيم. چرا؟! فردا كه ماه رمضون تموم بشه، اين سختی و رياضت يك ماهه چقدر روی اعمال و رفتار بعدی‌مون تاثير ميذاره؟ اين نخوردن و نديدن و نشنيدن چقدر تو ديد و بينش‌مون، فردای بعد از عيد فطر تاثير گذاره؟! چند درصد؟ فردا كه ماه رمضون تموم بشه چقدر تونستيم به اون اهداف انسانی نزديكتر شده باشيم؟ فكر نمی‌كنيد از فردا دوباره همون جفتك‌های قبلی رو ميزنيم و همون جور گرگ باقی می‌مونيم، گاز می‌گيريم، ميدريم و پاره می‌كنيم؟!

۱۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

اگه حداقل واسه روزه گرفتن- كه كاملاً هم شخصيه- كمي به فلسفه اش فكر ميكرديم، شايد رو رفتارمون واسه هميشه، تأثير خوبي ميذاشت.

با سلام .من هم تو عمرم هر روز سختم نبود روزه گرفتم و از اينكه يه چند سالي را كاملا روزه گرفتم احساس خوبي پيدا كردم.مطلب بسيار جالبي بود.روزه گرفتن به دليل اون مقاومت در برابر گرسنگي و تشنگيش خيلي جاذبه داره.به خصوص براي كساني كه دوست دارند قدرت پايداري خودشون را اندازه گيري كنند و با خودشان رو راست باشند.اون درد وجداني كه فرموديد واقعا جالبه.من هم گاهي با ديدن بعضي آدما دچار وجدان درد ميشم.اينكه گرفتن روزه ما را دچار عجب ميكنه و فكر ميكنيم فقط روزه داشتن كافي بود ه مشكل بزرگيه.درسته بايد خوشحال باشيم كه يكي از كساني بوديم كه موفق به روزه داري شديم ولي اينكه فكر كنيم كافي بوده درست نيست.ولي امكان نداره بر ما آدما بي تاثير باشه و همون آدم باقي مانده باشيم.در نظم بخشيدن به بدن هم اثر عجيب و جالبي داره.افطاري دلچسب نوش جون تون(بخشيدن از كيسه خليفه)

سلام ... نه تنها روزه گرفتن ، به فلسفه هر چيزي فكر كنيم به نتيجه اي مي رسيم كه الآن نمي دونيم يا باورش نداريم ... آره ، فرداي عيد فطر اكثرمون همونيم كه قبل از ماه رمضون بوديم ...

سلام استاد!
توضيح هم واسه الكتورال ميديم!ولي اول شما مارو قانع كن اونا عكس بود يا نقاشي!!

خوب ببین یه چیزی تا اونجایی که ما دیدیم توی این ماه مبارک و قشنگ ملت تا افطار صبر میکنن و بعد افطار چند برابر اونی که حالت عادی میخوردن میخورن(ترازو وسیله خوبیه) خلاصه اینکه راههای رسیدن به خدا زیادن و راههای خیلی بهتری هم هست!

ولي فكر نكنم بي تاثير هم باشه.. اوني كه روزه ميگيره.. با اوني كه نميگيره.. يه فرقي داره...

انشالله خدا سلامتي بده هيچي توي اين دنيا مثل خوردن و خوابيدن حال نمي ده تا وقتي كه سالم و سلامت باشي و دردي نداشته باشي كار اوس كريمم بي حكمت نيست اگه چيزي گفته و آفريده حتما يه دليل و حكمتي داشته

Negar

چه زود گذشت! ما كه هيچي نميفهميم اينجا:)) فروشگاه ايراني بريم يه كني زولبيا باميه بخريم تا دير نشده!:))
نماز و روزه هاتون قبول باشه:)

Negar

كني = كمي ! شرمنده!

سلام

بیست...

ارسال نظر