گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
موريانه تمام پيكرم را خورد و تو باور نكردی. دستان تكيده و ملتمسام را ديدی و باور نداشتی كه پينههای نشسته بر دست و چروكهای يَله داده بر پيشانی، نشان از سالهای به يغما رفته میدهد. آهسته گفتم و با بغض فرو خورده ولی باور نكردی. عاشقیست و هزار حرف نگفته. عاشقونههایم را شنيدی ولی دريغ كه های و هوی و رقص و پايكوبی شبانۀ همسايه ديوار به ديوار، زمزمههايم را نيز برايت بیمعنا ساخت.
چشمهايت، چشمهايت ...
چشمهايت كه هر آنچه كرد آن بیمعرفت كرد. نگاهی كه چون رگههای تازيانه، يادگاريی از شبهای بیتو بودن بر تمام وجودم، حك كرده و اكنون سالها كه نه، قرنهاست بیاجازه بر تار و پودم سكنی گزيده. چشمهايم را ديدی و از قول و قرارمان هيچ بياد نياوردی. عاشقیست و هزار حرف نگفته. عاشقیست و هزار درد بیدرمان. قرارمان اين بود كه دارو باشی نه داروغه! مرحم باشی نه نيشتر. سايبون باشی در ساحل تفت ديده تنهايیام ...
هــــه، سايبون! آنجا كه میبايد نشان از آشنايی میدادی و واسطه میشدی تا نسوزاند هُرم گرما، خود خورشيد شدی و آتش زدی بر هر آنچه كه سالها نشانده بوديم در آن سرزمين و لذت بوسه بر جوونههايش را بر دلمان گذاشتی و چه راحت سوزاندی من و مزرعه و جوونه و خرمن برداشت نشده را. گلهای نيست، عاشقیست و هزار درد بیدرمان. و آنجا كه بايد دَم فرو میبستی و چشم بر هم میگذاشتی و بینشانی میبخشيدی، نشان از من دادی و چتر شدی و افسوس ِ لطافت باران را بر تن و آن رگههای تازيانهايی كه آفتاب تموز و كوير بیكسی را به اميد رسيدن به طعم باران پشت سر گذاشته بود، باقی گذاشتی و لبهای بازمانده از عطش را ..... بگذريم. گلهای نيست، عاشقیست و هزار درد بیدرمان! عاشقیست و هزار حرف نگفته، كه مهر سكوت بر لب زدن از قواعد اين بازيست.
و اكنون سالها كه نه، قرنهاست منتظريم. من و آن رگههای تشنه از عطش، سالهاست كه چشمها را بسته و پیات را از سراب میگيريم. به اميدی دلخوش بوديم.... و ايكاش قاصدك را هيچگاه نديده بوديم تا باز هم به اميد واهیای شبهای بی ستاره را رَج بزنيم. قاصدك را ديديم و هر آنچه را كه برايش گفته بودی برايمان بازگفت، تمام و كمال، بی كم و كاست! گلهای نيست. ما سالهاست كه به اين هجر و سكوت خو گرفتهايم ولی بدان وقتی تو نيستی نه هستهای ما چونان كه بايدند و نه بايدها. خوش باش! خوش باش، كه اين كوير هنوز هم با سراب، سيراب میشود. وقتی قرار نيست بيايی چه فرقی میكند چقدر دير شده باشد!
خوش باش!
من كه بي تجربه ام و بيشتر بايد ياد بگيرم...بهتره سكوت رو انتخاب كنم
خيلي قشنگ بود
ديگه عادت كرديم كه رگه هاي تشنه از عطش را با ديدن سراب، به اميد بارور شدن، سيراب نماييم.
ولي اين عطش ، هيچ وقت مثل گذشته ها اهميت ندارد...
"وقتی قرار نيست بيايی چه فرقی میكند چقدر دير شده باشد! "
"وقتی قرار نيست بيايی چه فرقی میكند چقدر دير شده باشد! "
به توان N...
دوباره تو احساساتت قلمبه شد؟!
چرا باز پینگ کردی ؟ چیز جدید نوشتی که. بعدشم اسم ما این بغل نیست ؟؟ چرا ؟؟
ما که خوشيم. :)
ديكشنري آنلاين و مترجم هوشمند E.B.L ~~~
شما نيز مي توانيد با فروش بستهء EBL در كنار كار يا تحصيل به درآمد كافي و مناسبي دست پيدا كنيد. ( تا 52 هزار دلار به ازاي 30 دلار سرمايه گذاري)
سلام بازم زدي اون كانال :دي
والا من نفهميدم منظور شما كدوم قاصدك و از اين حرفا بود. حالا بگذريم. شما كه مياي يواشكي به ما لينك ميدي نبايد بياي يه تقه بزني به در ما بگي ياالله! ما بدونيم كي مياد خونه ما كي ميره... حالا از شوخي گذشته. در مورد اون موبايل كه تو پست قبلي نوشته بودي من هنوز نخوندم كه ملت چي نوشتن ولي آقامون كه مي خواست گوشي بگيره بهش گفته بودن سوني اريكسون با كلاس تره ولي نوكيا كاراييش و آنتن دهيش بهتره. سامسونگ هم كه ديگه همه جا پر شده. من خودم اين مدلهاي تاشوي سامسونگ رو مي پسندم ولي اين نوكيا از همشون بهتره جانم. حالا جون من رضايت بده يكيشو بگير. آدم هر چي بيشتر وسواس نشون بده بيشتر ضرر ميكنه ها.. حالا از ما گفتن بود....
كجا گويم كه با اين درد جانسوز / طبيبم قصد جان ناتوان كرد...
هميشه كه نمي شه فرار كرد و انتظار كشيد شايد تمام تازيانه ها ياداور لحظه هاي خوب بد زندگين