گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
هر چی خواستم از پنجاهوهفتمين داربی تيمهای پرسپوليس و استقلال با دوازده دوربين كامل! ننويسم، نشد كه نشد. چند روز از بازی گذشته و خيلیها در اين رابطه نوشتند ولی نكات جالب اين بازی اينقدر زياد بود كه حالا حالاها ميشه در رابطهاش گفت و شنيد. بيست و دو نفر، بله فقط بيست و دو بازيكن قرمز و آبی حدود هشتاد هزار جمعيت در استاديوم و ميليونها بيننده پای تلويزيون رو به هيج جاشون حساب نكرده و يه بار ديگه شاهد يك بازی گند و كسل و بیروح و بدون برنامه از سوی ستارگان ميليونی دو تيم بوديم. ستارگانی كه اين دفعه بعضیهاشون به چشم خواهری خيلی ناز و بلا شده بودند و وقتی تو زمين با اون موهای دم اسبی و تلهای خوشگلشون اينور اونور ميدويدند، آدم ناخواسته يه جوريش ميشد!
بازی چرت و مزخرف دو تيم يه طرف و گزارش تراژدیوار و اعصاب خردكن خيابانی كه انگاری رو اعصاب و روان آدم، بالماسكه ميرفت هم يه طرف. بازيكنهای دو تيم كه تا روز قبل از مسابقه همشون دست در گردن هم تو روزنامههای مختلف ورزشی عكس انداخته بودند و همگی متفقالقول دَم از رفاقت و لوطیگری و قيصر بازی و داشفرمونگری ميدادند با سوت داور همچين با مشت و لگد به جون هم افتاده بودند كه انگاری طرف مقابل، صبح ناشتايی چيز باباشون رو خورده و مادرزاد و ژنتيكی دشمن خونی همديگه هستند. آقای خيابونی! هم كه انگار پول گرفته بود تا رپرتاژ آگهی پخش كنه. بارها و بارها از بر و بچ زحمتكش شبكه سه و مديريت و دستاندركاران تلويزيون و مجموعه آزادی تشكر كرد. به كرات 12 دوربين كامل! رو به رخمون كشيد و بابت اونا كلی منت سرمون گذاشت. كسی ندونه فكر ميكنه دوربينها ارثيه باباش بوده و جزء مايملك شخصیشونه و ايشون لطف كرده و اونارو از خونهشون آورده استاديوم. حدود 32 دقيقه در رابطه با اسكوربورد تازه افتتاح شده و تقدير و تشكر از مسئولان و مسببين اين امر مهم، 28 دقيقه در رابطه با چمن خوشگل و سرسبز و تشكر از آقای آذری مديريت مجموعه آزادی 14 دقيقه از هوای مطبوع و اينكه سرانجام اسم تيم قرمزپوش، پرسپوليس يا پيروزی و 53 دقيقه هم از مهر و محبت و عطوفت و پاكدامنی و نجابت و جونمردی تماشاچيان گفت و عين نود دقيقه رو هی زر مفت زد و ريد به اعصاب و روان جميع بينندگان تلويزيونی. ايشون زمانی از فهم و شعور بالای تماشاچيان صحبت ميكرد كه دقيقاً چند دقيقه قبلش شعار زيبا و با مسماء " توپ، تانك، فشفشه، داور ما [ ... ] كشه " از سوی تماشاچيان دو تيم در ورزشگاه طنينانداز شده بود و عصر جمعهای در حاليكه ثواب زيادی هم داشت ذكر خيری از خواهر مادر داور آلمانی هم بجا آورده شد كه جا داره همين جا از مهماننوازی تماشاچيان عزيز كه باعث شدند داور احساس تنهايی نكنه و تمامی خانواده خودش رو توی يه كشور غريب در كنار خودش حس بكنه، تقدير و تشكر بشه!
ايكاش اين آقای گزارشگر بیكلاس كه حسين رضازاده به بهترين نحوه ممكن در مسابقات المپيك آتن موقعی كه خواست حلقه زيتونش رو بگيره جلوی ميليونها بيننده تلويزيونی بطور تمام قد و سفارشی، ريد به قد و بالاش و شاخه زيتونش رو بهش نداد و حسابی قهوهايش كرد، يه ماشين حساب ورميداشت و 90 دقيقه زمان بازی رو ضربدر حدود 20 ميليون آدمی كه عصر جمعه جلوی تلويزيون نشسته بودند و بازی رو نگاه ميكردند و لاجراً بايد گلواژههای آقا رو میشنيدند ميكرد تا متوجه بشه ايشون چيزی حدود 30.000.000 نفر/ساعت رو عصر جمعه به فاك دادند رفت پی كارش!
و اما به نظر من گل سرسبد و بهترين صحنه بازی زمانی بود كه داور به قلعهنوعی تذكر داد زياد حرف نزنه و تو داوری و جريان بازی دخالتی نداشته باشه كه امير خان هم به زيبايی هر چه تمامتر گوشهای از سواد و تحصيلات مربيان وطنی رو به رخ داور آلمانی كشيد تا طرف گوشی بياد دستش و بدونه با كيا طرفه! ايشون در بگو مگويی كه با داور داشتند فرمودند: باشه باباOK ! وقتی ديدند داور ول كن ماجرا نيست، مجدداً بيانات فرمودند و گفتند: I Speak و با همين تك جملهای كه نه فعل درست حسابی داشت و نه فاعل و مفعول مشخصی، گويا كلی حرف و راز نگفته رو به داور منتقل نمودند و در يك حركت ضربتی داور رو كيش و مات و مسخ نمودند. فقط چند لحظه تمركز كنيد و بريد تو بحر جمله! در ادبيات نوين و كلاسيك دنيا، كم حرفی نيست، اين " باشه بابا I Speak. OK " !!!
كيوان جان اين نوشته يكي از خنده دارترين چيزهايي بوده كه ازت خوندم!. دمت گرم...
لاجراً نه.......لاجرم
يادت رفت بگي امير خان وقتي اين جمله گهر بار رو صادر ميكرد به كله مباركش اشاره ميفرمود . بنده خدا احتمالا ميخواسته يه چيزي بگه تو مايه هاي اينكه ميفهمم چي ميگي.
اي تو اون فوتبال و مخلفاتش !
هيچ وقت بازي بين پرسپوليس و استقلال جالب نبوده و نيست فقط به خاطر بيش از حد بها دادن به اين بازي و آوردن داور خارجي و ... اين بازي حساس شده .... به نظر من اگر دو بار اين بازي را در شهرستان و بدون تماشاچي برگزار كنند هم بازيكنان حساب كار دستشان مي آيد هم طرفدارهاي دو تيم
سلام حيف كه فوتبال دوست ندارم تازه نقد بازي هم بكنم و نقد داوريو اينا. شاد و پايدار باشي