دوشنبه، ۲۰ مهر ۱۳۸۳

پنج‌شنبه شب با اهل و عيال و عده‌ای از دوستان رفتيم سينما فرهنگ و فيلم فارنهايت 11/9 رو ديديم. برام خيلی جالب شده، نمی‌دونم چرا فيلمهايی رو كه اينهمه ازشون تعريف و تمجيد می‌شنوم و كلی دكتر مهندس اونارو نقد و بررسی و تفسير و تحليل می‌كنند و تو جشنواره‌های مختلف انواع و اقسام جايزه‌ها رو می‌برند رو وقتی می‌بينم اصلاً خوشم نمياد! پنداری تو زمينه فيلم و سينما از لحاظ سليقه دارم برخلاف جهت آب شنا می‌كنم و مذاقم با بقيه فرق داره و با منتقدان و كارشناسان سينما در تضاد و تعارضم! اين فيلم هم از همون فيلم‌هايی بود كه در رابطه‌اش كلی بَه‌بَه و چه‌چه شنيده بودم ولی به نظرم اصلاً چنگی به دل نزد. مايكل مور با زيركی يه سری صحنه‌ها و تصاوير مستند مختلف رو چسبونده بهم و يه نما و تصوير كلی از بوش و آمريكا ارائه كرده. به نظر من بوش يه ديوونه احمقه كه با سياست و تصميم‌گيريهای غلط و نابخردانه‌اش تموم دنيا رو عرصه تاخت و تاز كرده و يه جورايی ريده به آرامش و صلح جهانی و امنيت و آسايش همه رو سلب كرده، در اين هيچ شكی نيست ولی اينی كه بخواهيم يه بعدی به قضيه نگاه كنيم و با يه سری تصاوير سر هم شده، چهره و تفكر يه فرد و يه دولت رو نشون بديم اين ديگه آخر رندی و زرنگيه!

سانس اكران فيلم هر شب از ساعت 10 تا 12 هستش. تو جمعی كه پنج‌شنبه رفتيم سينما دو سه تا از دوستان به شدت هنردوست بنده هم بودند كه فكر كنم آخرين فيلمی كه ديده بودند صمد به مدرسه ميرود، بود! اون شب چون تنبلی رو كنار گذاشته و از تجريش تا دم سينما فرهنگ پياده رفته بوديم و چون فيلم هم زبون اصلی بود و مجموع سواد اين دوستان گرامی، سيكل نظام قديمه بنابراين مجبور بودند هی مثل شتر‌مرغ گردن بكشن و ترجمه‌ها رو كه بصورت زيرنويس بودش، بخونند. مجموع اين عوامل باعث شد، اونا هم دست و پاشون و هم چشم و چالشون خسته بشه و ناخواسته بر روی صندليهای بشدت‌ راحت سينما بخواب فرو برند. هنوز 10 دقيقه از فيلم نگذشته بود كه چنان خروپفی راه‌ انداختن كه پنداری خرس اومده تو سالن! اولش گفتم ولش كن بذار بخوابند ولی وقتی نگاه چپ‌چپ دور و بريها رو ديدم پيش خودم گفتم خاك تو سر من با اين دوست و رفيقهای هنرمند و هنردوستم! ما رو باش با كيا اومديم سيزده‌بدر. مردم رفيق دارند ما هم رفيق داريم! از دو روز قبل بايد از كار و زندگيت بزنی و بری براشون بليط بگيری، پولش هم بخوره تو سرشون چون اونا كه عادت ندارند پولش رو بدند، انگار كه اصلاً از بچه‌گی مامانشون برای شلواراشون جيب ندوخته! با ماشين بری دنبالشون و با بدبختی از ترافيك و شلوغی شب‌های پنج‌شنبه تهران‌ كه خر صاحبش رو نمی‌شناسه گذر كنی و با بدبختی برسی به سينما و اونوقت 10 دقيقه از فيلم نگذشته ببينی همراهان عينهو اصحاب كهف بخواب فرو رفتند و خرناسه می‌كشند ..... جداً ای خاك عالم تو اون فرق سرتون كه تو اون تاريكی سينما هم آبرو واسم نذاشتين و يه كاری كردين وقتی فيلم تموم شد و چراغها روشن، بواسط داشتن چنين دوستان انديشمند و هنروری ديگه روم نميشد از در سينما بيام بيرون. حالا جالبه همين گرو پُررو بعد از ديدن يعنی بهتر بگم، اصلاً نديدن فيلم، تا ساعت دو نصفه شب هم نشسته بودن و داشتن فيلم رو نقد و بررسی ميكردن!

۱۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

خوب شد كه من جزو اصحاب كهف نيستم. ولي جداَ زير نويس سفيد رنگ اونم رو قسمتهايي از فيلم كه زمينه هم سفيد بود ،واقعاَ خوندنش كار حضرت فيل بود.
*****************************************
k1: تنها راحش اينه كه شما زبان انگليسی بدونيد كه نياز به خوندن زير‌نويس نداشته باشيد!!!

Negar

:)) :)) اين نقد و بررسيش خيلي باحال بود:))
*****************************************
k1: و ممنون از لطف و نظر شما

اين باحالترين نقدي بود كه از سينمارفتن خونده بودم:)
*****************************************
k1: ممنون از لطف شما!

setare

سلام...معمولا در اين جور مواقع ميگن سگ صاحبش رو نميشناسه
*****************************************
k1: ميدونستم می‌خواستم شماها رو امتحان كنم!

خوب اگه منم برم فيلم دوبله نشده يحتمل يا بايد گردن بكشم زير نويس رو بخونم يا بشم مثل رفقاي هنردوست جنابعالي... ولي از شوخي گذشته خيلي خنديدم به خصوص به نقد و بررسيها

خوشحالم كه اقاي مور شما را هم خر نكردند!
*****************************************
k1: والله با من كه كاری نداشت ولی از شما زياد تعريف ميكرد و همش سراغتون رو می‌گرفت.

من اين فيلم رو چندين بار ديدم . البته مخافت با بوش كه بنظرم وظيفه انساني است امروزها ! اما شايد فيلم رو در ايران سانسور كردن ؟ ؟؟. ميدوني دوست عزيز اين فيلم مستند هست و از لحاظ هنر سينما بنظر من اصلا قابل ارزش گذاري نيست !
قبول دارم كه كمي پروپوگاندا ( فارسيش يادم نمياد :-( ببخش ! ) بر عليه جورج بوش هست ولي بيشتر مردم غير سياسي و ابله امريكا شايد اين بار بيدار شدن ! . بنظر من فيلم براي رسوندن پيامش كاملا و 110 % موفق بوده . من اين فيلم رو هم در لندن و هم در نيويورك تماشا كردم و براي اولين بار ديدم كه پس از تماشاي فيلم مردم تشويق كردند و دست زدن . در هر دو. كشور برام جالب بود .

راستي عجب دوستان با كزه اي داري ! :-) كلي خنديدم الته كمي هم دلم برات سوخت . من بودم همه رو مجبور ميكردم آخر شب خواب آلود پياده برن خونه ..امكان نداشت به هيچ قيمتي برسونم شون خونه ! درس خوبي براشون ميشد

mybe next time :-)

akhavi

رفيق اين روزها زياد دايي جان ناپلئون تماشا ميكني؟

سلام ... من اين فيلم رو نديدم ... نمي تونم بگم كه باهات موافقم يا نه ... ولي در اين مورد باهات موافقم كه اون آدمهايي كه سر فيلم همه ش چرت مي زنن تا چه حد حرص آدم رو در مي آرن !!!

bienvenue

ارسال نظر