دوشنبه، ۶ مهر ۱۳۸۳

مزرعه پدری رو ديدم. فيلم خوبی بود. فيلمی كه سوای بحث فنی و تكنيكی‌اش دوباره حال و هوای جبهه و جنگ رو برای خيلی از ماهايی كه ديگه كم‌كم داشت يادمون ميرفت، يه همچين روزهايی هم داشتيم، زنده ميكنه. مزرعه پدری تو همون حال و هوای خاص سينما ملاقلی‌پوری بود كه ظاهراً بنا به دلايلی، ديگه قصد ساختن فيلم سينمايی رو نداره. فيلم دوباره خاطرات دهه شصت رو تو اذهان زنده ميكنه و اين ميتونه حركت خوبی باشه. به نظر من بايد فيلم‌های خوب جنگی ساخته بشه تا هيچ وقت جنگ و مردان جنگ فراموش نشن. شايد خيلی از بر و بچ‌ 18-19 ساله كنونی هيچ شناختی از اون روزها نداشته باشند و جنگ و آدمهاش رو نديده باشند و تنها تصوری موهوم از اون روزها و اون آدمها تو ذهنشون باقی مونده باشه. همه ما از جنگ نفرت داريم، بيزاريم ولی اين دليل نميشه كه يادمون بره كه چند سال قبل، جنگ چه به حال و روز اين مردم و اين سرزمين آورد. جنگی ناخواسته و تحميلی كه اگر نبودند عده‌ای جوون مخلص و مخلص و مخلص، الان ديگه همه‌مون بايد تو تهران عربی ‌صحبت می‌كرديم!

ماها نبايد اون كسانی رو كه از همه چيزشون گذشتند، زن و بچه، پدر و مادر، دوست و رفيق، عشق و يار و رفتند تا از اين گربه خموش محافظت كنند رو فراموش كنيم. اگر ما هنوز با توجه به موقعيت جغرافيايی خاصی كه داريم و در عين اينكه چسبيده به كشورهای عربی هستيم ولی هنوز ايران و ايرانی باقی مونديم، بواسطه همون آدمها بوده. مصر و تونسی كه اون سر دنيا هستند، چون نداشتند يه سری آدمی كه خون و نژاد و خاك براشون مهم باشه، شدند بزرگترين كشورهای عربی ولی ما سالهاست كه در جوار كشورهای عرب هستيم و ايرانی باقی مونديم و اين يعنی ارزش. ماها خيلی مديون اون آدمها هستيم. آدمهايی كه با يه نيت و هدف ديگه رفتند حالا اگه در غياب اونا يه سريها سوء‌استفاده كردن و هزار و يك امتياز گرفتند اين بی‌انصافی محضه كه بخواهيم همه اينا رو به پای اونا بنويسيم. آدمهايی كه سالهاست ديگه ساكت شدند. آروم شدند. گوشه گرفتند. آدمهايی كه خلوتشون رو يا با ويلچرشون سر ميكنند و يا رفتند لای جمعيت و خودشون رو گم و گور كردن. آدمهايی كه رفتن و ديگه برنگشتن و سالهاست يه پلاك حلبی تيكه شده، خاطره اونها رو برای يه مادر چشم انتظار زنده نگه داشته!

۱۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

بعضي وقتا ديدن يه همچين فيلمهايي يا ديدن آدمايي كه روي ويلچير نشستن ميتونه يه تلنگر كوچيك باشه به ذهني كه متأسفانه بدجوري فراموشكاره

ما هم اگر يادمون بره ... دنيا يادش نمي ره

روحشون شاد باد...........

ميدوني راست ميگي كيوان.. تا قبل از اينكه كتاب ارميا رضااميرخاني رو بخونيم زياد ديد مثبتي نسبت به جبهه و جنگ نداشتم ولي الان كلي نگاهم عوض شده وخوشحالم..

اینکه الان شما در تهرانيد و فارسی صحبت می کنيد نه عربی مطمئن باشيد که ربطی به این موضوع ندارد.
همين الان از خود آبادان بگيري تا حتي اهوازش پر عربه. هر عجمی اونجا اكنون عربی رو کم کمش می فهمه و فقط درصد کمی از ساکنين اصلی آن شهر های مرزی بعد از جنگ به شهر و ديار اصلی خود بر گشته اند و شهر ها پر از عرب هايی شده که تا قبل از جنگ معلوم نبود در کجا سکونت داشتند!
پس زياد دست آورد دست آورد نکنيد و الکی شلوغش نکنيد. اگر واقعا می خواهيد از آن عده که مخلصانه به جبهه جنگ رفتند تشکر
کنيد راه ديگری را در پيش بگيريد. نه اینکه " اگر ما هنوز با توجه به موقعيت جغرافيايی خاصی كه داريم و در عين اينكه چسبيده به كشورهای عربی هستيم ولی هنوز ايران و ايرانی باقی مونديم، بواسطه همون آدمها بوده " - سری به شهر های مرزی بزنيد بعد داد از ایرانی ماندن سر دهيد.
*****************************************
k1: مشكل و بحث من فارسی يا عربی حرف زدن نيست. بلكه به نظر من بايد ياد و نام اون عزيزان رو كه بخاطر هدف و اعتقادشون به جبهه رفته و جنگيدن و شهيد شدند رو گرامی داشت. من الكی شلوغش نكردم حالا يا شما متوجه نوشته من نشديد و يا اينكه دوست داريد هر چيزی من مينويسم باهاش مخالفت كنيد!
و اگر من بخوام از اون جوونهای مخلص كه رفتند تا من و شما باقی بمونيم، تشكر كنم كجا و چه جوری بايد تشكر كنم؟!

خودم

20

ميثاق

راست ميگي. احترامشون هميشه واجبه.

بهاره

كاملاً باهات موافقم. در ضمن اگه در حال حاضر در آبادان و اهواز مردم عربي صحبت مي كنند اين مسئله قبل از جنگ هم بوده و دليلش هم موقعيت جغرافيايي و ارتباطي اونها با كشورهاي همسايه است كه به راحتي با اونها در ارتباط هستند و اصولاً شهرهاي مرزي هر كشوري با شهر هاي ديگر آن بسيار تفاوت دارد. مهم اين است كه كل كشور عربي صحبت نمي كند و امروز ما مجبور نيستيم به جاي ريال,دينار خرج كنيم. اين مايه افتخار است.
به نظرم اين كمال بي معرفتي است كه اگه هر كدوم از ماها ناراحتي, گرفتاري , مشكلات و احياناً نارضايتي داريم سر اين عده خرد كنيم. بابا چه كسي بدش مي اومد اون زمان مثل ما تو اطاق گرم بنشينند و مدرسه برود. در كنار پدر و مادر و عزيزانشون باشند. نه اونها يك قدم كه نه دهها قدم از ما جلوتر هستند. چه بخواهيم قبول كنيم و چه نخواهيم.
كسي كه سرپناهش در خرمشهر روي سر زن و بچه اش نريخته, كسي كه آوارگي مردم آبادان را نديده چطور مي تواند عمق اين فداكاري ها را احساس كند.
تروبخدا بياييد اين سياست لعنتي را از ارزشها و باورهايمان جدا كنيم و همه چيز را با رنگ سياست آلوده نسازيم.

اگر نمی دانيد بدانيد که تا قبل از جنگ ساکنين اصلی آبادان و خرمشهر همان
شهر های مرزی که شما نام می بريد
ایرانی بودند و فارسی زبان. و اکنون هيچ از آن آبادان و خرمشهر نمانده است حتي اهواز.
من خودم يکی از همان جنگ زده هاهستم و پدرم يکی از همان جانبازان جنگ. پس خواهشا هميشه آنطور که خيال می کنيد به قضيه نگاه نکنيد. جنگ آن کاری را که می خواست با آن شهر های مرزی کند
کرد و اگر اکنون جنگی در کار نيست چيزی از آن شهر ها نمانده است براي جنگ.
اگر شما نديده اید که خانه پدری تان را مشتی عرب تصرف کرده اند من ديده ام .
اگر شما رنج و بيماری زجر پدر را نديده اید من ديده ام. و این را پدرم ديد که اگر ما جنگ را شروع نکرديم می توانستيم تمام کننده اش باشيم. اما نبوديم و نکرديم. حرفم این است برای قدر دانی از این آدم ها که واقعا هم در خواستی برای این کار ندارند خواهشا فقط سفسطه نکنيد. مثلا این:

" اگر ما هنوز با توجه به موقعيت جغرافيايی خاصی كه داريم و در عين اينكه چسبيده به كشورهای عربی هستيم ولی هنوز ايران و ايرانی باقی مونديم..... ماها خيلی مديون اون آدمها هستيم"

آن منطقه که قرار بود عرب نشين شود شد. لازم نيست از هر آنچه که در آن علمی نداريد هم بنويسيد.
این را هم بدانيد که نام این حرف ها ساز مخالف نيست. همان نقدی است که
خود شما داد پذيري اش را سر داده اید.
*****************************************
k1: دقيقاً متوجه منظور شما نشدم.... حرف من اينه كه بايد به مردان جنگ احترام گذاشت. آيا اونا تصميم گرفتن كه جنگ ادامه داشته باشه؟ نه. اونا تصميم گيرنده نبودند ولي با رشادت و شهامت تا روز آخر واستادن و از مملكت و آرمانشون دفاع كردن.
تا جايكه من ميدونم استان خوزستان چه قبل جنگ و چه بعد از آن عرب زبان بود بعيد ميدونم اين ارتباطي به جنگ و يافته‌های علمی من داشته باشه؟!

من اصلا فكر نمي كردم شما اين طور فكر كنيد. خيلي برام جالبه!!
واقعا شناخت آدمها خيلي كار مشكليه. مگه نه؟؟
*****************************************
k1: مگه من چه جوري فكر می‌كنم؟!

من

"و این را پدرم ديد که اگر ما جنگ را شروع نکرديم می توانستيم تمام کننده اش باشيم. اما نبوديم و نکرديم. "

در مورد این چی داری بگی؟
*****************************************
k1: ما شروع كننده جنگ نبوديم. يه كشور به ما حمله كرد و ما بايد از سرزمين‌مون دفاع می‌كرديم. همه اونها كه رفتن و از كشور و ملت‌شون دفاع كردن آدمهای مخلص و قابل احترامی بودن چون از خيلی چيزاشون گذشتن و رفتن. به نظر شما آيا اون مردانی كه وسط ميدون جنگ بودند در زمينه ادامه يا خاتمه جنگ صاحب‌نظر و يا تصميم‌گيرنده بودند؟! مهم اينه كه ما تا لحظه آخر پای وطن و كشور و ملت و دين‌مون واستاديم.

این يک زن است

" تا جايكه من ميدونم استان خوزستان چه قبل جنگ و چه بعد از آن عرب زبان بود " :))اگر يافته های شما همين است بسيار خوب پس شما درست می فرمائيد.

bita

مرسي

تو درست ميگي

negar

خيلي خيلي برام قشنگ بود چون فكر مي كردم اون آدمها حداقل براي يك قشري كاملا فراموش شده اند

ارسال نظر