پنجشنبه، ۲۶ شهريور ۱۳۸۳

همون جوری كه حدس ميزدم نوشته قبلی ( عاطفه بی‌عاطفه! ) به مذاق يه سری از خانم‌ها خوش نيومد و تو اين يكی دو روزه انتقادهای تند و تيزی ازم كردند و مستقيم و غير مستقيم حالم رو گرفتند! بهرحال اين يكی از مزايای وبلاگستانِ كه آدم، هم نقاط ضعف و قوتش رو می‌شناسه و هم يه جورايی جنبه فحش‌خوریش بالا ميره! بهرحال قبل از نوشتن هر چيز ديگه‌ای، خواستم از همه اونايی كه نوشته قبلی‌ باعث آزردگی خاطر‌شان شد معذرت خواهی كنم. نمی‌دونم شايد هم من نتونستم اونی كه فكر می‌كنم و بهش اعتقاد دارم رو درست بيان كنم، شايد هم كلاً در اين رابطه اختلاف نظر باشه. بهرحال بد نديدم كه در راستای مطلب قبل و نظرات شما عزيزان، جوابی داده باشم تا شايد به يه جمع‌بندی درستی برسيم.

احتمالاً خيلی از شماهايی كه منو نديديد و شناختی ازم نداريد با خوندن مطلب قبلی فكر كرديد كه كيوان يك غول بی‌شاخ و دم و دراكولايی خون‌آشام است كه هيچ رحم و مروتی ندارد. با اجنه همنشين و خوراكش دل و قلوه اعدام شدگان و برای رفع عطش‌ پياله‌های پر از خون مصلوبين را می‌نوشد. از كشتن و مرگ لذت ميبرد و جايگاهش خرابه‌های تاريك و دوستان دوران طفوليت‌اش جغدها و عنكبوتها بوده است. شنيدن ضجه و ناله ديگران برايش چونان موسيقی زيبا، آرام‌بخش و ايده و مرامش اين است كه همه را اعدام كنند ولو برای دزديدن يك نخودچی!
...
" اين يك زن است "... حق داريد كه اينقدر وحشيانه تفكر كنيد...
" امشاسپندان " ... و من چقدر متاسفم برای تفكر منحط و پوسيده شما ...
" مهرنوش " ... تعجب ‌می‌كنم كه يك انسان چطور ميتونه مانند شما فكر كنه...
و ....

شايد براتون اصلاً مهم نباشه فقط جهت اطلاع عرض كنم كه نظر اعدام، نظر منی كه تا حالا نتونستم و جرات اين رو نداشتم كه سر بريدن يه مرغ يا يه گوسفند رو ببينم. حالا اگه ميام و ميگم جامعه بايد از وجود يه سری آدمها پاك بشه بخاطر اينه كه اون ايده‌ال‌‌هايی كه تو ذهن و روان ماست با حقيقتی كه تو جامعه است، خيلی فرق داره. پس بياييم يه كمی كلاه‌مون رو بذاريم بالاتر و واقعی‌تر فكر كنيم، اون چيزی رو كه الان تو فرهنگ و جامعه ماست رو ببينيم نه اونی رو كه دوست داريم تو جامعه حاكم باشه.

سركار خانم " بهاره " ايراد گرفتن كه اگر عمل اعدام درست بوده پس چرا هنوز هم قتل و غارت و تجاوز ادامه داره؟! ببينم، از كجا معلوم و چه تضمينی وجود داره كه اگر اعدام نكنند، آمار بزهكاری در سال بعد چند برابر الان نشه؟! آيا در برخی از ايالتهای آمريكا كه قانون اعدام وجود نداره، قتل و غارت از بين رفته يا هنوز هم نسبت به ايالتهای ديگه بالاترين آمار بزهكاری تو همون ايالتهاست؟!

" اين يك زن است " نوشته: مشكل از همين جا شروع ميشود برايتان اهميتی ندارد چه سالم بود چه ديوانه. می‌دانيد در هيچ جای دنيا كسی را به جرم ديوانگی اعدام نمی‌كنند، حتی دهشتناك‌ترين قاتل دنيا اگر ديوانگی‌اش ثابت شود نمی‌توان او را اعدام كرد.
و من هيچ چيز اضافه‌ای نميگم، فقط تو جواب اين دوست عزيز قسمتی از نوشته قبلی رو كه حدس ميزنم احتمالاً ايشون اين قسمت رو نديده، مجدداً می‌نويسم.
به نظر من اگر عاطفه مشكل روحی روانی داشته كه البته بعيد ميدونم ( چون تو برخی منابع ذكر شده قبلاً خانواده و پدربزرگش هم بخاطر داشتن فساد اخلاقيش از اون شكايت كرده بودند ) كه اعدامش صد در صد اشتباه بوده. در اون صورت عاطفه بيمار بوده و بايد بيماری‌اش درمان ميشده نه اينكه بجای حل مسئله با طناب دار صورت مسئله رو پاك می‌كردند.

" مريم گلی " گفته: ... يعنی اگه يه آدمی زيبا و لوند بود بايد اعدام بشه؟! ...
نمی‌دونم يعنی واقعاً من اينقدر بد نوشته‌ام كه سركار خانم مريم گلی اينجوری استنباط كرده كه هر كسی خوشگله بايد اعدامش كنند و يا اينكه بواسطه، ناجور ديدن و ناجور برداشت كردن شما، كلام من اينقدر تلخ و گزنده به نطر ميرسه. باز هم بی‌هيچ پاسخ اضافه‌ای، فقط قسمتی از متن قبلی رو تو جواب مريم خانم كپی پست می‌كنم. ايكاش كمی بدون غرض و بدون داشتن تفكر چسبيده به جنسيت مطلب رو می‌خونديد.
اون خانومهايی كه منكر اعدام عاطفه و امثال عاطفه‌ها هستند يه لحظه چشم‌هاشون رو ببندند و يه عاطفه خوشگل و تو دل برو رو بيارند تو آپارتمان و مجتمع زندگی خودشون، آيا تحمل چنين انسانی رو دارند؟! آيا ميتونند هر روزه از كنار عشوه‌های خطرناك و نگاه پر از شهوت عاطفه كه هر لحظه تن و بدن پسر و شوهر و پايه‌های زندگی‌شون رو می‌لرزونه به سادگی بگذرند؟! آيا اونجايی كه پای زندگی خودشون وسطه باز هم ميگن اعدام بايد از بين بره يا اونجور مواقع خودشون با دستهای خودشون چشمهای عاطفه رو از كاسه درميارند و لنگش رو از وسط جر ميدن؟!

گفتيم كه اگه عاطفه بيمار بوده كه اعدامش كاملاً غير منطقی و غير انسانی و از بی‌رحمانه‌ترين كارهاست ولی اگه عاطفه با عقل سالم خود دست به چنين كارهايی زده چی؟! خوشحال ميشم جواب اين سوالی رو كه همه خانمها خوندن و هيچ كدوم‌شون هم بهش جواب ندادن رو بدونم. آيا از اينكه زن هرجايی و فاحشه‌ای در آپارتمان شما زندگی كنه ولو اينكه همسر و فرزندان شما بسيار نجيب و سربه‌زير و نمونه‌‌ای كاملی از يك جنتلمن هم كه باشند، آيا وجودش شما رو آزار نميده؟! آيا هر روز در حاليكه بهش لبخند ميزنيد و احوالپرسی می‌كنيد، بيخيال از كنارش رد ميشين؟! يه كم اون فضا رو تصور كنيد و بعد جواب بدين! خانم مريم گلی كه شفای جامعه بيمار رو " خودشناسی " دونستيد، شما چند درصد آدمهای اجتماع رو سراغ دارين كه با داشتن سواد بالا و تحصيلات دانشگاهی و خانواده‌ای مرفه با خودشناسی و خودسازی به شناخت كاملی از خودشون و ديگران رسيده باشند؟! چند درصد آدمها رو ميشناسین كه اصلاً بدونند " خود " واقعی‌شون چيه و كجا بايد دنبالش بگردن؟! فراموش نكن كه داريم در رابطه با تمام اجتماع صحبت می‌كنيم. اجتماعی به بزرگی ايران، يه كمی فكر كن، حالا بگو چند درصد؟!

بياييم يه كمی تو خلوت خودمون، كلاه‌مون رو قاضی كنيم و ببينيم اولين و مهم‌ترين عاملی كه باعث شده من و تو دزدی نكنيم و جايی كه می‌تونستيم با شخص ديگه‌ای ارتباط جنسی داشته باشيم، ولی نداشتيم اون عامل بازدارنده واقعاً ارزشهای وجودی و باورها و اعتقادات‌مون بوده يا ترس از عواقب و آبروريزی و مجازاتهای دنيوی اون؟! اگر از عاطفه مثال زدم چون يكی از معضلات اجتماعِ وگرنه اصلاً و ابداً بحث جنسيتی تو ذهنم نبوده و نيست. اگر اعدامی هست بايد برای خلافكار باشه، چه مرد و چه زن هيچ فرقی نداره. و اما شما خانم‌های محترم چطور همه اين سطور رو ديديد ولی اونجايی كه صد درصد حق رو به شما دادم و نوشتم اگر قراره كاری كنيم، بياييم برای عاطفه‌هايی انجام بديم كه جرات ندارند تا سر كوچه برن و آدامس بخرند، رو نديديد؟!

و اما بنا به گفته و نظر برخی از شما دوستان، بنده كه دارای تفكرات منحط و پوسيده‌ای بوده و كلاً از آدميت و انسانيت بدورم. پس با اين نگاه تكليف من مشخص شده. حالا می‌خواستم از شما ذهن‌ها و وجدانهای هميشه بيدار سوال كنم، فكر كنيد از عاطفه و پرونده‌اش هم گذشتيم با اين دو نفری كه توی پاكدشت ورامين 29 نفر رو كه عمدتاً پسر بچه‌های 8 تا 12 ساله بودند رو به بيابون برده و بهشون تجاوز كرده و بعد به بيرحمانه‌ترين شكل ممكن با سنگ و چوب و آهن می‌كشتند، چيكار بايد كنيم؟! با تفكر و ديدگاه كاملاً دموكرات شما جايگاه اين دو نفر كجاست؟! لطفاً قبل از جواب دادن يه نگاهی بصورت پسر يا برادر 8-9 ساله خودتون بندازيد و معصوميت نگاهش رو ببينيد و بعد با عرض پوزش، تصور كنيد يه آدم 30 ساله به اون تجاوز كرده و در آخر اون رو به فجيع‌ترين شكل ممكن كشته و تو بيابونهای ورامين انداختش تو كانال فاضلاب، حالا اگه شما باشين چه حكمی ميدين؟!

۲۷ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
خودم

حرف حساب جواب نداره.

به نظر من مشكل از جايي ديگه است. چطور وقتي چند ماه پيش قاتليني كه در كرمان دست به قتل ميزدن و حكم اعدام براشون صادر نشد همه جار زدن كه اينا حقشون اعدام بوده ولي اين بار كه طرف رو اعدام كردن باز جار ميزنن كه چرا اعدام كردين. راستي مشكل اصلي از كجاست؟ فكر نميكنين كه به جاي اين همه مخالفت كردن با هر چيزي كه در اون زمان با روحيات و خاقيات ما همخوني نداره، كمي بايد واقع گرايانه و درست فكر كرد؟
لطفاً 5 دقيقه زمان بذارين و به اين آدرس برين و سعي كنيد كه براي يك لحظه هم كه شده، حال و روز اون بچه ها رو جلوي چشاتون بيارين
http://iraninstitute.com/iran/1383/830624/casual.htm

مریم گلی

من که نگفتم تو غول بی شاخ و دمی : دی ... تو کامنت قبلی گفتم که این نظر منه حالا ممکنه اشتباه هم باشه . اینطور که تو نوشتی اگه یک زنی خوشگل و لوند باشه و بیاد تو زندگی ما ممکنه مردها رو از راه به در کنه در نتیجه آدم بدیه یعنی باید باهاش مقابله کرد . من اصلا در مورد جنسیت حرف نزدم مثالی هم که تو کامنتت آوردم در مورد زن شوهر دار یا مرد زن دار بود. حرف من اینه که نمی شه آدمهارو به خاطر روابطشون مجرم شناخت. گیرم که عاطفه با 4 نفر هم رابطه داشت .گیرم مرد زن دار هم بود .گیرم عاطفه هم شوهر داشت. نظر من اینه که تا وقتی رابطه با رضایت طرفین هست نمی شه کسی رو مجرم شناخت . جرم جایی معنا پیدا می کنه که یه رابطه به زور باشه . من جایی نگفتم که نباید اعدام کرد . فکر می کنم یه سری چیزا حیطه شخصی آدمه و نمی شه توش نفوذ کرد. بله خوب وقتی کسی قتل کرده یا کاری کرده که زندگی بقیه رو به خطر انداخته حتما باید مجازات بشه اما اینکه آدم حتی اگه خونه فساد هم درست کرده باشه (به شرط اینکه مثلا نیاد دخترا رو بدزده بهشون تجاوز کنه و مجبورشون کنه اونجا کار کنن) مجرم نیست . تو تمام دنیا اینهمه زنها هستن که این کارو به عنوان شغلشون انتخاب کردن. کسی هم اعدامشون نمی کنه. در مورد خودشناسی هم درصد آدمها خیلی کمه. لازم نیست که تو کامل خودت رو بشناسی اما فکر کردن در موردش هم ضرری نداره. نمی دونم شاید عقیده من اشتباه باشه اما من معتقدم که این رشد رو نمی شه از بالا به آدمها اماله کرد. با زور و فشار نمی شه . فکر می کنم باید از تک تک آدمها شروع بشه و به بالا برسه ... این بود انشای من در مورد عاطفه!

جامعه ای که فاحشه ندارد انگار چیزی کم دارد

اصولا از جنجال گريزانم.كيوان جان...تا بوده دنيا هميشه بحث بوده.كناره بگيري كن از اين خاله زنك بازيها...

يك: يه چيزي رو همه مون بارها و بارها ديديم و هر روز هم مي بينيم. روسپي هايي كه كنار خيابون منتظر مي ايستن تا يكي رد بشه و بهشون پيشنهاد بده و مي دوني كه خيلي مردها اين كار رو مي كنن. پس مي بيني كه مردها با ميل و اراده ي خودشون به يه روسپي رو مي آرن نه اون طور كه تو گفتي با عشوه و لوندي روسپي توي يك مجتمع. فكر نمي كنم روسپي ها ( به طور عمومي) زندگي كسي رو نشونه برن. اون ها به دلايل مختلف كه عمده ترينش هم تامين زندگيشونه با هر مردي كه بهشون پول بده رابطه برقرار مي كنن. شايد اگه مشتري ثابت هم پيدا كنن به اون رابطه ادامه بدن اما نه اون مرد، زن روسپي رو براي زندگي مي خواد و نه اون روسپي فكر مي كنه يه روزي اين مرد باهاش ازدواج مي كنه. اما چيزي كه وجود داره اينه كه اون مرد با علم به احتمال از هم پاشيده شدن زندگيش در صورت اطلاع همسرش اين كار رو مي كنه و اون روسپي براي تامين زندگيش. در ضمن اگه خوب نگاه كني اين مردها هستن كه به محض اطلاع يا شك به وجود رابطه ي همسرشون با يه مرد ديگه دست به كار مي شن و همسرشون و مرد مربوطه رو مي كشن. تا حالا چندتا زن رو ديدي كه متوجه رابطه ي همسرشون با يه زن ديگه شدن و نه تنها كاري نكردن كه فقط نشستن و غصه خوردن و نهايتش قهر و دعوا كردن و آخر سر هم برگشتن سر خونه زندگيشون يا اين كه از همسرشون جدا شدن؟ مساله اينه كه تو توي همچين رابطه اي مرد رو به كلي كنار گذاشتي. يه چيز ديگه هم كه مي خواستم بگم اينه كه تو رو خدا تو هم مثل صداوسيما براي مثال هات از آمريكا استفاده نكن. توي دنيا اين همه كشور وجود داره كه مجازات اعدام توشون به اجرا در نمي آد اما امنيتشون خيلي بيشتر از همه ي كشورهاي ديگه ست. در مورد عاطفه نوشتي: ( چون تو برخی منابع ذكر شده قبلاً خانواده و پدربزرگش هم بخاطر داشتن فساد اخلاقيش از اون شكايت كرده بودند ) كيوان جان خوبه اين سوال ها رو براي خودت جواب بدي. آيا تو با همه ي معيارهاي اخلاقي پدربزرگت موافقي؟ آيا هر كاري كه تو انجام مي دي مورد تاييد پدربزرگته؟ آيا همه ي پدريزرگ ها مثل پدربزرگ تو فكر مي كنن؟ و حالا فكر كن تو يه دختر بودي و باز اين سوال ها رو از خودت بپرس. ببين توي كشور ما حتي با مساله ي داشتن دوست پسر هم يه جور برخورد نمي شه چه برسه به اين كه بگن فلاني رابطه ي جنسي داشته. ماجراي اون مردي كه توي شهرري دخترش رو به اين خاطر كه دوبار طلاق گرفته، لباس و آرايشش مورد تاييد باباهه نبوده و حالا مي خواسته مستقل زندگي كنه رو شنيدي؟ كه به راحتي چاقو برمي داره و دخترش رو مي كشه و هيچ اتفاقي هم نمي افته. مي بيني كه نمي شه راضي نبودن خونواده ي يه شخص از رفتارهاي اون رو ملاكي براي تاييد حكم اعدامش دونست.
دو: ببين مجازات اعدام توي ايران چه طيف گسترده اي رو در برمي گيره. چه طور مي شه براي دختري كه زنا كرده همون حكمي رو اجرا كرد كه براي مردي كه به زن ها تجاوز كرده، اون ها رو كشته و جسدشون رو از بين برده؟ يا مردي كه به بچه هاي كوچيك تجاوز كرده و بعد اون ها رو به قتل رسونده يا آدمي كه پول مي گيره و آدم مي كشه يا هزاران مورد ديگه...
سه: با نظرات مريم گلي كاملا موافقم.

رايج ترين استدلال در مورد مجازات اعدام اينه: اگر براي خودتون اتفاق بيفته چي؟ جواب اينه: ما نبايد به خودمون فکر کنيم. ما بايد به اين فکر کنيم که اعدام قتلي هست که يک جامعه به صورت دسته جمعي و عليه يک شخص انجام مي ده. قتل در هر صورت قتله. يک فاحشه يا از روي فقر فاحشه مي شه يا از روي بيماري . اگر همسايه من باشه ، من دست و دلم نمي لرزه! اگر شوهر يا پسر من سراغ اون برن گناه از اون نيست، گناه از ضعف و بيماري اونهاست. من ممکنه شوهرم رو به اين دليل رها کنم، ولي هرگز آرزوي مرگ اون زن رو ندارم! مقصر جامعه اي هست که بستر فحشا رو آماده مي کنه، نه اون يک نفر، اون که خودش هم قربانيه.
در مورد اون قاتل هم اين تويي که داري احساسي فکر مي کني.به جمله خودت فکر کن: لطفاً قبل از جواب دادن يه نگاهي بصورت پسر يا برادر 8-9 ساله خودتون بندازيد و معصوميت نگاهش رو ببينيد...
قاتل 22 کودک ديوانه است و بايد بره تيمارستان. نه اين که اعدام بشه! مقصر جامعه اي هست که به فکر درمان بيمارهاي روانيش نيست و به جاش اونها رو اعدام مي کنه. مقصر اونهايي هستن که عقده هاي رواني رو ايجاد مي کنند و به اسم دين و...هزار کوفت و زهرمار ديگه بسطش مي دن. کاش قبل ار دار زدن آدمها به فکر اين بوديم که چه کنيم که به اينجا نرسن! جامعه اروپا مجازات اعدام نداره و يک دهم جامعه ما جرم و جنايت توش اتفاق نمي افته. اينجا حتي نمي شه اين مسئله رو طرح کرد، چون همه استدلال مي کنند که : اگه براي خودتون....

این ليلی خانوم خیلی نظرشون جالبه!
عزیز من بحث اعدام بحث جون انسانهاست. درسته که با حرفهای ما چیزی عوض نمی شه ولی به آگاهی خودمون که کمک می شه.
این با خاله زنک بازی خیلی خیلی فرق داره. شما انگار معنای خاله زنک بازی رو نمی دونید چیه! یا کلا حالتون خیلی خوبه!!!!

محمد ج

كيوان جان سلام
دوست نداشتم كه موضوع رو ادامه بدي
چون هر چي براي بعضي ها آيه وحديث بياري باز هم حرف خودشونو ميزنن

من به شخصه از مرگ يه آدم حتي گناهكار مخالفم.
ولي بايد عدالت هم اجرا بشه.
اين كه يباييم يه طرفه به قاضي بريم كاملا ناشي از ضعف قوه استدلالمونه

من به فرد خاصي اشاره نميكنم چون در جريان موضوع عاطفه به صورت كامل نبودم
نظرمو راجع به كل قضيه ميگم
اينو هم قبول دارم كه با اعدام تمام فاحشه ها هم قضيه تمام نميشه
حالا اين نشد يكي ديگه فقر اونقدر هست كه موضوع ناتمام بمونه
البته فقر باعث روسپيگري نميشه.
هستند زناني كه با چند تا بچه سر گشنه به زمين ميزارن ولي شرافتشونو نمي فروشن.

قضيه به همين جا ختم ميشه؟؟!!!
گناه زن وبچه مردي كه دنبال هوس خودشه چي ميشه(مي دونم كه ديگه اين به اون فاحشه محترم ؟!!ربطي نداره اون آقا هم در هر صورتي به امورات كمر به پايين خودش ميرسه)
ممكنه بگن كه گناه فاحشگي مرگ نيست!!!
اينو ازتون مي پرسم كه آيا مي دونين چند وقت پيش يه بابا رو به جرم" استعمال مشروب"؟!؟!؟! اعدام كردن(البته بار چندمي بود كه دستگير شده بود)پس براي اون ديگه بايد شورش ميكرديم

اصلا نمي خوام راجع به قوانين كشور و دستورات اسلام بحث كنم.
حرف من يه چيز ديگه ست .
من ميگم كه يه كسي كه يه بزه رو انجام داده بايد به سزاي اعمالش برسه
چه اينكه دزد باشه يا فاحشه(تا اون جايي كه من ميدونم فاحشگي جرمه.)
قانون بايد برا همه باشه نه برا افرادي باشه و....
1 مثال ميارم فقط خواهش ميكنم كه چشاتونو ببنديد و عاقلانه فكر كنين نه احساسي...
خانمي كه بيرون مياد (حالا هر جوري)...
... و بهش تجاوز ميكنن.
اون زن بيچاره كه تمام هستي شو از نظر جامعه ما از دست داده ؟!!عاقبتش چي ميشه.
نه وجدانن!!؟؟؟
حالا اگه متجاوز از اطرافيان ما باشه ميگيم كه خب ببخشن.
اما اگه يكي به يكي از نزديكان ما تجاوز كرد بازم اين حرفو قبول داريم...
شايد اين مساله با موضوع زياد در ارتباط نباشه ولي بالاخره اين هم يه جرم مثل موضوع مورد بحثه
به فرض اون آقا يكبار محكوم شد و دوباره و سه باره و.... باز هم اين كارو كرد.
آيا بايد باز هم اندازه وكيفيت مجازات اون تغيير نكنه؟؟؟!!

يه موضوع ديگه كه خيلي منو درباره اين موضوع يه جوري ميكرد اين بود كه مي گفتن كه تمام مشتريان اين خانم نامزدو دوست پسرش بودن.... پس واقعا يه اسپندي بايد براش با اين وسعت كاري براش دود كنيم....
آخه كسي كه اين حرفو ميزنه لا اقل يه سر سوزن شعور برا مخاطبش فرض كنه...

شايد حق عاطفه مرگ نبود. ولي اون گناهكار بود و "بايد"به سزاي اعمالش(مطابق قانون وشرع با توجه به كيفيت بزه )ميرسيد
...............

(بازم ميگم اين فقط نظر من بود شايد بعضي ها موافق وبعضي ديگر مخالف حرف من باشن)

كيوان جان: من به نظرخواهي مطلب قبليت لينك دادم. اگر خواستي بگو كه برش دارم....

محمد جان اين كه مي گيد " چون هر چي براي بعضي ها آيه وحديث بياري باز هم حرف خودشونو ميزنن" خب اين دقيقا همون كاريه كه خودتون هم داريد مي كنيد. بعد هم شما مي گيد" البته فقر باعث روسپيگري نمي شه" مي خوام بدونم مطابق كدوم آمار داريد اين حرف رو مي زنيد؟ مي شه بگيد به نظر شما چه چيز باعث روسپيگري مي شه؟ و اين قسمت نوشته هاتون رو يه بار ديگه بخونيد:
" يه موضوع ديگه كه خيلي منو درباره اين موضوع يه جوري ميكرد اين بود كه مي گفتن كه تمام مشتريان اين خانم نامزدو دوست پسرش بودن.... پس واقعا يه اسپندي بايد براش با اين وسعت كاري براش دود كنيم...." سوال من اينه كه فكر مي كنيد چنددرصد آقايون قبل از ازدواج ( و بعضي ها بعد از ازدواج) با بيش از يك دختر رابطه ي جنسي دارن؟ آيا همه ي اون مردا رو هم گرفتن و اعدام كردن؟

در ضمن از سال ها پيش اين مجازات ها به روش هاي مختلف اجرا مي شدن. به نظر شما تا چه حد اين مجازات ها ريشه هاي فساد! رو از بين بردن؟ كدوم يكي از اين مجازات ها باعث استحكام بنيان خونواده ها شدن؟ اصلا مجازات رو براي چي به كار مي برن؟ كه ريشه ي جرم از بين بره يا شخصي كه مرتكبش شده بميره يا اين كه فقط دل من و توي رنج كشيده خنك بشه؟!

1- بگزاريد همين سؤال را از خود شما بپرسم. اگر يک مرد خوش تيپ و اهل حال و
به لفظ آميانه "زن باز" در محل زندگی شما سرو کله اش پيدا شد شما چه کار می کنيد
بله خيلی راحت ميشه ميتوان مجسم کرد که شما چه کار خواهيد کرد.
چون با همان فلسفه کافر همه را به کيش خود پندارد به نوعي اعتراف کرديد .
تصور تان را در پست قبلی خوانديم. اما بدانيد که غيرت آقايان خانمان برانداز تر
از حسادت خانم هاست که اصولا این هم از همان خشونت مردانه سر چشمه ميگيرد.


2- اما اینجا اکنون محل بحث این چيز ها نيست بحث اعدام دختری بی گناه بود که
با مجازاتی به نام اعدام برای هميشه زبانش برای اثبات بيگناهيش بسته شد.
من هنوز هم که هنوزه می گويم اگر با لغو به کل مجازات اعدام جان تنها يک نفر بيگناه گوش کنيد تنها يک نفر بيگناه نجات يابد چرا که نه.
اگر فکر ميکنيد کشتن دو جوان روانی با
خون پاک بيست و دو کودک برابری می کند حرفی نيست. اگر من مادر يکی از آن کودکان بودم به چنين تساوی خفت باری رای نمی دادم.


هنوز هم می گويم به واقع شما گزينه ديگر برای جوری ديگر فکر كردن نداريد و همه چيز را در دايره منطق کوچک خود می بينيد و حلاجی می کنيد.

كيوان جان.سايه فكر ميكنم خيلي حرف براي گفتن داشته باشه.باهاش تماس بگير تا اينجا ما رو مورد عنايت قرار ندن!

مریم گلی

قرارنیست که اینجا دعوا کنیم. ما به کسی بی احترامی نکردیم . فقط نظر خودمون رو دادیم و نظر خواهی واسه همینه دیگه ؟ . این رو به محمد می گم چون فکر کردم من مخاطبشم. اینکه گفتی بعضی ها حرف خودشونو می زنن نظر من هر چی هم که باشه ممکنه فرقی نکنه (منظورم تو جامعه است) . حداقل کاری که من می تونم بکنم اینه که سعی کنم تعصب رو از خودم دور کنم. منطقی تر فکر کنم و از هر چیزی که به این مسئله کمک کنه استقبال کنم. حداقلش اینه که خودم آدم بهتری بشم . شاید بعد ها یه بچه بهتری تربیت کنم. به قوانین اسلامی کار ندارم اما فکر نکنم بقیه جاهای دنیا فاحشگی جرم باشه . من نمی گم فاحشگی از دید من کار خوبیه یا اینکه یکی با ده نفر دوست و نامزد باشه کار درستی کرده . برای خودم این رو نمی پسندم اما به خودم این حق رو هم نمی دم که کسی رو به خاطر داشتن روابط متعدد مشروع و نامشروع مجازات کنم. مگه اینکه اون رابطه با زور باشه مثل همون تجاوز که برات مثال زدم و خودت هم بهش اشاره کردی.
بعدش هم لیلی جون بحث و حرف خاله زنکی فکر کنم یه کمی با هم فرق داشته باشه . من اگه اینجا با کیوان بحث می کنم واسه اینه که به عنوان یه شخص محترمی که می شه باهاش بحث کرد مورد قبولمونه. تعصب خاصی هم روی حرفهام ندارم. دلم می خواد که با هم به یک نتیجه بهتر برسیم. حداقلش اینه که ما که این شانس رو در زندگیمون داشتیم که زندگی راحت تری نسبت به خیلی ها داشته باشیم از این فرصتمون برای بهتر شدن استفاده کنیم. کیوان هم اگر از این حرفها ناراحت می شه خیلی راحت می تونه نظرات ما رو پا کنه یا خیلی محترمانه بگه که اینجا نظر نذاریم . ما هم با روی باز قبول می کنیم :) . وبلاگ خودشه دیگه

مجازات كردن كسي كه نميداند چه ميكند،نشانه توحش است .

امام پرگلك !!!

bita

متاسفم .با اين نظرات بي منطق , مغرضانه و متعصبانه , ابروي هر چي زن ميبرين.

عاطفه , بی عاطفه . این مطلب نکات جالبی داره . هم دارای نکات مثبت و هم منفی . وبه نظر میاد بد نباشه جدای از مسئله عاطفه و بطور کلی در خصوص اعدام , کیوان مطلب تازه ای رو بنویسه ودیگران در خصوص اون بحث کنند و نظراتشون رو بگن . به عنوان مقدمه خدمتتون عارضم که بطور کلی به عنوان یک انسان دوست ندارم انسان دیگه ای رو به هر دلیل و از روی عمد بکشن و کلا با اعدام مخالفم . ولی کیوان نکته خوبی رو بهش اشاره کرد و اون اینکه توی این قضیه همش نباید حقیقت گرا بود و باید کمی هم واقع بینانه به این قضیه نگاه کرد . باید اون نقطه ای رو که در اون هستیم رو دید و واقعیت جامعه رو هم دونست . توی این جامعه وقتی با افراد اون صحبت میکنی بیشتر اونا از اینکه ایرانی هستند احساس غرور و افتخار نمیکنن و اگه امکانش بود شاید خیلیاشون اگه میتونستن از این مملکت میرفتن . خیلیاشون ایران رو کشور بی فرهنگ و با انواع و اقسام مشکلات می دونن . کشوری که به سرعت جرم و جنایت و فساد داره در اون رشد میکنه . حالا توی این جامعه لجام گسیخته چه باید کرد . جرم رو چه جوری باید تعریف کرد . مجازات رو چطور ؟ نباید احساسی با این قضیه برخورد بشه . این قضیه به عبارتی هم روجامعه خیلی اثر داره هم خودش یک بازخوردی از واقعیت جامعه میتونه باشه . ما عاطفه رو نمیشناسیم اطلاعات خیلی کمی از اون داریم . پس راجع به شخص عاطفه نمیتونیم نظر دقیق و درستی بدیم .
جناب بودا رهبر بدون کتاب و به عبارتی خدای مردم آسیای جنوب شرقی کلا یک جمله بیشتر نداره و میگه اون کاری رو که انجام میدی اگه به خودت و یا دیگران ضرر نمی رسونه درسته , انجامش بده ( همون چیزی که تو اسلام ما هم اومده , زرتشت هم گفته ) . من مخالف مجازات و شلاق و اعدام و این جور چیزا برای جرم نوشیدن شرابی هستم که فقط با اون به خودم و خودم کار دارم , هستم ولی وقتی شراب خوردم و رفتم تو خیابون و افتادم تو جون زن و بچه مردم و اروده ( Arvadeh) کشیدم اونوقت قضیه فرق میکنه . باید مجازات بشم . بد جوری هم مجازات بشم . حالا چه جوری مجازات بشم اینش مهمه . باید نتیجه مجازات چیزی باشه که دیگه اون جرم تکرار نشه .
ما باید عاطفه و اون دو تا جوونی که 29 تا بجه رو بعد از تجاوز کشتند و امثال این افراد رو باید بطور کامل بشناسیم و بررسی کنیم و ببینیم اونا جرا مرتکب این جرائم شدن و بعد بیایم و براشون مجازات تعیین کنیم . من تو این قضیه به جز اونا خودمون رو هم مقصر میدونم و به نوعی همه میتونند توی بوجود اومدن این جرم مقصر باشن . ( اگه دلتون خواست تو وبلاگ نقصه کور Fen.persianblog.com مطلبی در این خصوص برای خوندن هست )
به هر حال باید از قضیه عاطفه و نظایر اون درس گرفت و کاری کرد که دیگه اون اتفاقها نیفته. یکی از دوستان گفته بود که نباید برای حل مسئله صورت مسئله رو پاک کرد . ولی آیا اعدام عاطفه ( با فرض شناخت خودش و جرمش ) پاک کردن صورت مسئله است . من راجع به عاطفه نمی تونم نظر دقیقی بدم . چون نمی دونم اون کیه و از کجا اومده و چه جوری و در چه شرایطی زندگی کرده . ولی اگه مجرم بودنش ( به معنای واقعی کلمه) محرز شده باشه و جرمی اینگونه مرتکب شده باشه ( اونهم دانسته , اونهم از روی هوی و هوس و زیاده خواهی , اونهم با علم به اینکه بیمار روانی نیست ...... و هر چیزی که بتونه مجرم بودنش رو محرز کنه ) باید اعدام بشه . اگه همچین کسی تو حبس باشه مثل یک ویروس بقیه رو هم آلوده میکنه و هزاران عاطفه دیکه متولد میشن . اگه تو جامعه هم باشه که گسترش ویروسیش خیلی بیشتره و تازه باعث میشه که بنیان بعضی از خانواده های سست بنیان رو از هم بپاشونه .
در آخر باز هم تکرار میکنم که اول باید عاطفه رو شناخت بعد جرمش رو شناخت و بعد نشست و قضاوت کرد . مثل عاطفه ( چه تو خانمها و چه تو آقایون ) تو این جامعه زیاد هستن .از اون بالا بگیر بیا تا این پایین .
خیلیاشون کارای بد تر از اون دارن میکنن ولی نه اعدام میشن نه حبس میرن نه بالای چشمشون ابروست . عاطفه جزو بدبختا و شاید هم بد شانساشون بود که گیر افتاد . به هر حال باید ازاین گونه مسائل درس بگیریم و کاری کنیم که دیگه تکرار نشن و توی این قضایا اگه میخواهیم مجازات کنیم همه اونایی که مقصرند رو مجازات کنیم و الا به صرف اعدام عاطفه دردی دوا نخواهد شد .

من كه همون دفعه قبل گفتم كه باهات موافقم ... حرفاتم همه حرف حسابه...

خيلي جالبه! آدم اينجا با نظراتي مواجه مي شه كه مي فهمه بعضيا انگار هنوز اصلا مفهوم چيزايي مثل جرم ، جنايت ، مجازات ، عدالت و از همه جالبتر منطق رو نمي دونن!!

داش كيوان حسابي گرد خاك كرديا ايول بازم اينجوري گريز بزن خيلي عاليه من چون تازه اومدم فعلا حرفي ندارم بچه ها خيلي چيزا رو گفتن

محمد ج

persian womanعزيز
نمي دونم چرا از حرفام اين چنين برداشتي كردي
به نظر من مردي كه با اين خانم بود هم بايد مجازات ميشد
من تو نوشته هام گفتم مجازات بايد برا همه وبا عدالت كامل باشه.
اين كه فلاني با نامزد يا دوستش رابطه داشته هم به من ربطي نداره (به هيچ كس ديگه هم ربطي نداره!!)چون هر دوشون با رضايت قلبي كاري رو انجام دادن.نه دختره فاحشه است ونه پسره...
دوست عزيزم لطفا بيايم واقع بين باشيم

اين نظر من بود شايد از نظر شما كاملا مطرود باشه.

ولي نظر شما ولو اين كه با نظر من در تضاد باشه براي من قابل احترامه.

براي همه دوستان!!
از اين بحثا برا كل كل و رو كم كني نبود فقط نظراتمونو گفتيم.
مهم اينه كه ...
نظرات خود را انتقال داديم
كاش كه همون طور براي خودمون ارزش قايليم برا ديگران هم اين حق رو در نظر بگيريم!!!!

همه تون موفق باشيد.

NARGES

من از شبکهء ماهواره ايه voa news
شنيدم كه پدره عاطفه از مقاماتِ غذايي خواستار مجازاتِ اعدام براي دخترش شد و عاطفه 16 سال بيشتر نداشت و بواسطهء برقراري رابطه نامشروع با 4 مرد به اين سرنوشت محکوم شد.........
شخصا نسبت به نوشتهء تو و ديدگاهِ شخصي اي كه تو نسبت به اين مسئله ابراز كردي نظره خاصي ندارم , جز اينکه فقط حس ميكنم يه خورده نسبت به خانوما کم لطفي کردي که اميدوارم توو نوشته هاي بعديت شاهدِ ادامهء اين روند نباشيم.
موفق باشي...

NARGES

اشتباه در تايپ!
مقاماتِ قضایی ! موردِ نظر بوده :->

محمد جان فكر نمي كنم هيچ كدوم از ماهايي كه اين جا نظر داديم قصد كل كل داشته باشيم. هر كدوم از ما واقعيت رو يه جور مي بينيم. هركدوم از زاويه اي بهش نگاه مي كنيم كه ممكنه 180 درجه با زاويه ي ديد اون يكي متفاوت باشه. تقصير هيج كدوم هم نيست. عوامل خيلي زيادي توي اين طرز ديد دخيلن. پس وقتي نظرمون رو راجع به موضوعي مي گيم نبايد انتظار داشته باشيم همه همون نظر رو داشته باشن. من يه نكته از حرف هاي شما رو مي گيرم و باهاش مخالفت مي كنم شما هم همين طور. اونقدر مي گيم و مي گيم كه بالاخره يه جايي به توافق مي رسيم يا اين كه ديدگاهمون تعديل مي شه يا شايد هم هر كدوم روي حرف خودمون مي مونيم اما حرف هاي همديگه رو هم شنيديم. فكر هم نمي كنم كه مخالفت با نظر ديگران به معناي بي احترامي به اون ها باشه. به هر حال داريم اين جا تمرين مي كنيم كه همه جور عقيده اي رو بخونيم و بشنويم. براي شما هم آرزوي موفقيت مي كنم.

دو حالت داره:
1-زني به قصد به هم زدن زندگي ديگران با شوهر هاي آنها رابطه برقرار كند.حالا بر فرض اينكه آقايون كنترل بند تونبونشون رو ندارن ميشه اين خانوم رو اول توجيه كرد.اگه تكرار كرد محاكمه و مجازات كرد نه اعدام !!!
2-اين خانوم بنا به فقر فرهنگي و مالي رو به اين كار اورده باشه و واقعا خودش هم ندونه كه داره چيكار ميكنه.كه خوب اون بالا هم گفتم.تنبيه كسي كه نميدان چه ميكند نشانه توحش است.اينو بايد شرايطي براش مهيا كنن(دولت و جامعه) كه مجبور به اين كار نباشه يا اگه مريضه روحي هست مداوا بشه نه اعدام.
پ.ن:اگه بنا بر اين است كه نصف بيشتر خانوم ها بايد اعدام بشن به خاطر ث.كث در زمان تجرد.
در آخر اينكه من فقط در يك مورد با مجازات اعدام موافقم و اونم اينكه كسي از قصد آدم ديگري رو بكشه.به نظر من چون ديگه عمر رفته رو به مقتول نميشه به هيچ عنوان برگردوند پس شخص خاطي بايد اعدام بشه.حبس ابد و اينا هم بي معنيه.دنده اش نرم.ميخواست آدم نكشد.

جنده بايد اعدام بشه !

ارسال نظر