سه شنبه، ۲۴ شهريور ۱۳۸۳

يكی دو هفته‌ایه كه بحث خيلی از سايتها و روزنامه‌ها و محافل دوستانه، مربوط شده به اعدام دختری بنام عاطفه كه از قرار معلوم تو شهرستان نكا بدليل داشتن روابط جنسی و فساد اخلاقی اعدام شده. بعضی‌ها‌سن عاطفه رو 16 و برخی 22 ذكر كرده‌اند. يه سريها گفتند كه اون مشكل روحی روانی داشته و كارهايی كه می‌كرده ناخواسته و از اون سوء استفاده شده و يه سريها عقل اون رو سالم‌تر از هر فرد سالمی دونستند و تموم اعمالی رو كه انجام داده با نيت قبلی و در كمال صحت عقل و سلامت روح و روان دونستند. بهرحال طبق يه قانون نانوشته كه سالها تو مملكت ما رايج بوده، جزئيات اينجور مسايل هيچ وقتی به درستی مشخص نميشه و حرف و حديث هميشه تو اين موارد زياد بوده. از قرار معلوم عاطفه اعدام شده، حالا يا مشكل اخلاقی داشته و يا سالم بوده و با پای خودش به اين منجلاب كشيده شده. بعد از اين قضيه واكنش آدمهای دوروبرم جالب بوده. به نظرم همشون دارند احساسی و غير منطقی فكر می‌كنند!

خيلی از كسانی كه باهاشون تو اين رابطه صحبت كردم، بدون داشتن اطلاع دقيق از اصل ماجرا، متفق‌القول ( البته بيشتر خانمها ) اعدام عاطفه رو تحت هر شرايطی محكوم و دور از روابط انسانی دونستند. اين دوستان نظرشون اينه كه اصلاً پديده اعدام بايد از جامعه حذف و دولت بايد ريشه‌يابی كنه كه چرا امثال عاطفه هرجايی ميشن. به نظر من اگر عاطفه مشكل روحی روانی داشته كه البته بعيد ميدونم ( چون تو برخی منابع ذكر شده قبلاً خانواده و پدربزرگش هم بخاطر داشتن فساد اخلاقيش از اون شكايت كرده بودند ) كه اعدامش صد در صد اشتباه بوده. در اون صورت عاطفه بيمار بوده و بايد بيماری‌اش درمان ميشده نه اينكه بجای حل مسئله با طناب دار صورت مسئله رو پاك می‌كردند. و اما اگر عاطفه مشكل روحی روانی نداشته و صرفاً بخاطر هوی و هوس با چندين و چند مرد متاهل و مجرد ارتباط داشته، جوريكه بارها و بارها ازش شكايت شده و بسياری از زندگيها رو از هم گسيخته و بگونه‌ای تموم شهر و محله‌رو به گند كشيده باشه، براستی حقش چی ميتونسته باشه؟!

ببنيد من قاضی و وكيل و جرم‌شناس نيستم، اصلاً گور پدر مملكت و تمامی قوانين مدنی‌اش، من هم دلخوشی از اين قوانين ندارم ولی ما داريم تو مملكتی زندگی می‌كنيم كه چه دلمون بخواد و چه دلمون نخواد، اسلام و قوانين اسلامی بر جامعه حاكمه بنابراين تا موقعی كه تو اين مملكتيم، احترام به قوانين واجب و لازمه. حالا اصلاً فكر كنيد مملكت اسلامی هم نيست. يه مملكت بی‌دين و ايمونه، آيا بايد هر كی هر كاری كرد آزاد باشه و يا نهايتاً به حبس ابد محكوم بشه؟! من فكر می‌كنم تموم ماهايی كه ندای آزادی و دموكراسی و منع اعدام رو سر داديم و همه‌مون شديم كوفی عنان و صليب سرخ جهانی رو به گردن‌مون آويزون كرديم، تو يه شرايط كاملاً ريلكس نشستيم و در حاليكه رو كاناپه لم داديم و يه دستمون فنجون قهوه و يه دستمون باقلاوای يزده و داريم به سمفونی شماره 9 بتهون گوش میديم، اين حرفها رو ميزنيم.

اون خانومهايی كه منكر اعدام عاطفه و امثال عاطفه‌ها هستند يه لحظه چشم‌هاشون رو ببندند و يه عاطفه خوشگل و تو دل برو رو بيارند تو آپارتمان و مجتمع زندگی خودشون، آيا تحمل چنين انسانی رو دارند؟! آيا ميتونند هر روزه از كنار عشوه‌های خطرناك و نگاه پر از شهوت عاطفه كه هر لحظه تن و بدن پسر و شوهر و پايه‌های زندگی‌شون رو می‌لرزونه به سادگی بگذرند؟! آيا اونجايی كه پای زندگی خودشون وسطه باز هم ميگن اعدام بايد از بين بره يا اونجور مواقع خودشون با دستهای خودشون چشمهای عاطفه رو از كاسه درميارند و لنگش رو از وسط جر ميدن؟!

به نظر من بجای اينكه نگران عاطفه باشيم. بجای اينكه وقتی انگشت يه دزد در ناكجاآباد قطع ميشه تموم روزنامه‌ها اون رو انعكاس منفی بدن و تو لفافه اين عمل رو قبيح بشمارند. بجای اينكه با ذره‌بين بگرديم و ببينيم اونجاهايی كه قانون بدرستی اجرا شده، جبهه‌گيری كرده و عكس‌العمل نشون بديم، بياييم دلمون برای تموم عاطفه‌هايی بسوزه كه بواسطه شرايط بسيار بد محيط، جرات نمی‌كنند تا سر كوچه برن و يه دونه آدامس بخرند. بياييم دلمون برای اونايی بسوزه كه دارند با آبرو زندگی ميكنند و با سيلی صورتشون رو سرخ نگه داشتند و هيچ وقت به خودشون اين اجازه رو ندادند كه حتی يه دونه نون لواش رو بدون اجازه بردارند.

خانم‌های عزيز و مهربون كه تو تموم لحظات و جريانات زندگی‌تون، احساسی تصميم ميگيريد، كدوم از شماها تا حالا در بهترين و باكلاس‌ترين خيابون پايتخت، كه مثلاً فرض كنيم تجريش، ونك يا شهرك غرب باشه، تاحالا تونسته 500-600 متر قدم بزنه و انواع و اقسام متلك‌ها و حرفهای آنچنانی و نگاه‌های خريدارانه رو نشنيده و نديده باشه؟! آيا تا حالا شده كه شما ساعت 6 بعدازظهر كه هوا كاملاً روشن روشنه و به ظاهر امنيت برقراره در حاليكه بنز الگانس پليس در كنار خيابون پاركِ و ماموران مسلح به جمعيت زل زدند و چشم‌غره ميرن و كسی هم جرات نداره دست از پا خطا كنه، حدفاصل ميدون شهرداری تا پل تجريش رو، تو پياده‌رو با آسودگی قدم بزنيد و تو اين مسير 200 متری حس نكنيد تن و بدن‌تون توسط ديگران داره لمس ميشه و اگه چيزی به طرف نگید دستش رو تا مچ به امانت تو باسن شما جا ميذاره؟! اينا حقيقت جامعه است. اينا همون واقعياتی كه آدم دوست نداره بببينه و بشنوه ولی هست. ما داريم تو اين جامعه و با اين آدمها زندگی می‌كنيم. از تجريش و شهرك غرب براتون مثال زدم كه جزء بهترين مناطق تهرانه. ديگه خودتون ببينيد بقيه جاها چه خبره؟! هيچ كدوم از شماها نمی‌تونيد با اعصاب آروم و راحت ده متر تو خيابون راه بريد، شماها تو زندگی‌تون حق قدم‌زدن هم نداريد اونوقت وقتی تو خونه با دامن كوتاه و ركابی نشستين فكر می‌كنيد مريخ رو فتح كردين و دَم از آزادی و منع اعدام ميزنيد!

به نظر من، ما بايد اين حق رو به جامعه و قانون بديم كه اگر كسی چندين بار دزدی كرد و شرايط ذكر شده شامل حالش بود، انگشتانش قطع بشه، مچ‌اش قطع بشه حتی كتفش قطع بشه. اگر كسی چندين بار زنا كرد و تو ادامه كار مصر بود، اعدام بشه. شايد همه ماها تو شرايط دزدی، سرقت و زنا قرار گرفته باشيم ولی بخاطر عواقبی كه می‌دونستيم از انجامش صرف‌نظر كرديم وگرنه همه ما از لقمه حاضر آماده و جنس حرومی، چه مالی و چه ناموسی! خوشمون مياد، هيچ چيز مزه حرومی رو نداره. پس خودمون هم خوب ميدونيم كه اگه ولمون كنند و يه كم به رومون بخندند همچين به كفن‌مون ميرينيم كه بوش تموم قبرستون رو پُر ميكنه!

۳۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
setare

سلام ... طبق معمول حكيم را بخوابانيد جريانش رو كه مي دونيد.. ولي كلا خدا را شكر همه چيزمون به هم مياد
*****************************************
k1: ما را با جريان حكيم كاری نيست!

عسل

سلام من می خواستم بگم شما خیلی خوب همه زوایای این
موضوع رو دیدید و حرفاتون هم خیلی سنجیده بود.من
واقعا تا به حال به موضوع عاطفه این طوری فکر نکرده بودم.موفق باشید.
تا بعد
*****************************************
k1: ممنون از لطف شما.

حرف حسابي زدي. دربست قبول

با من يكي كه حرفي نزدي!!!
*****************************************
k1: نه بابا تو با خيال راحت به كارت برس! كسی با تو كاری نداره.

ميثاق

ممکنه وقت نوشتن این یادداشت رو کاناپه و مبل لم داده باشم، ولی اصلا باهات موافق نیستم. من در هر شرایطی اعدام مخالفم، ولی با مجازات نه!. فکر نمیکنم اعدام یک نفر بخاطر هر کار خلاف قانونی که ممکنه کرده باشه، هیچ تاثیری به حال جامعه و مردمش داشته باشه، جز اینکه اولا صورت مسئله بدون هیچ توضیحی پاک میشه و دوما مردم متوجه میشن که صرف کار بد و خلاف عرف و قانون نکردن دلیل بر «بد بودن» و «مکروه بودن» اون عمل نیست، بلکه داداش، اگه فلان رو بکنی اعدام میشی!. پس اگه میخوای اعدام نشی بهتره اون کارو نکنی!.

اگر کسی درک صحیحی از عملش نداشت و خودش رو به عنوان یک آدم قبول نداشته باشه و با این فرض خودش رو راضی کنه که به هر کاری بنا به اقتضای شرایط روی بیاره، آدم بکشه، زنا کنه، تجاوز و دزدی کنه، به نوعی بیماره!. اگر با داشتن تحصیلات، تربیت خوب و توجیه منطقی متوجه شد که زنا چرا از لحاظ جامعه و قانون مدنی خلاف به حساب میاد، هرگز دست به اون کار نمی‌زنه. میخوام بگم آدمها با اینکه بیشتر از همه چیز به فکر خودشون هستن، اگه بدونن که آدم‌کشی نه بخاطر مسئله اعدام و عاقبت کار، و بلکه بخاطر نفس احترام به وجود دیگری و حمایت از قانون کار خلافیه، حتی به هنگام گرسنگی شديد هم آدم نمیکشن، به وقت نیاز زنا نمیکنن. بوی شعار میده، ولی درستش اینه. مجازات اگر به سود فرد در جهت فهم قبح عملی نباشه، به هیچ دردی نمیخوره. اصولا ادمها وقتی اعدام میشن گویا راحت تر متوجه میشن!.

یک داستان کوتاه بگم. چند وقت پیش تو دانشگاه ایالت پنسیلوانیا، بهترین روانشناسهای دنیا جمع شدن و آزمایشی رو ترتیب دادن بدین صورت که حدود ١٠٠٠ نفر از مردم رو در سالنی جمع کردن. این سالن یک اطاق بزرگ بود با کلی صندلی که جلوی هر صندلی ٥ تا دکمه بود. هرکدوم از این ٥ تا دکمه به ترتیب به ١٠، ٢٠، ٦٠، ٨٠ و ١٢٠ ولت برق وصل بود. روانشناسها مردم رو با اطاقی که درست بغل این سالن بود هدایت کردن. فردی در اون اطاق بغل نشسته بود که "تمام" دکمه‌های روبروی صندلی‌های در سالن قبلی بهش وصل شده بود. مردم باهاش حرف زدن، آشنا شدن و حتی بعضیها جریان برق رو حس کردن.

بعد از همه اینها، مردم دوباره به سالن اول هدایت شدن و پشت میزها و جلوی دکمه‌ها قرار گرفتن. داستان به این صورت شروع شد که روانشناسها شروع کردن از اعمال اون فرد در اطاق بغلی برای مردم گفتن. از کارهای کوچیک شروع کردن تا به جنایات بزرگی رسیدن و از مردم خواستن هرطوری که فکر میکنن، با فشار دادن دکمه، ولتاژ درست رو اون ادم وصل کنن و اون رو به مجازات برسونن. چیزهای زیادی گفتن. از تجاوز به بچه‌ها، از کشتن آدمها، از جنایات فجیعی حرف زدن و بعد از ٥ دقیقه از شروع آزمایش، صداهای فریاد اون فرد و حتي بوي سوختگي گوشت به گوش شرکت کنندگان رسید. که ضجه میزد، التماس میکرد و از بچه‌هاش میگفت و و با گريه و زاري میخواست از مردم که رحم کنن و اون رو ببخشن.

آزمایش نزدیک به یک ساعت ادامه داشت!. روانشناسها پیش بینی کرده بودن که از این ١٠٠٠ نفر فقط ٤ نفر هستن که ممکنه اون دکمه ١٢٠ ولتی رو فشار بدن و برق رو به اون فرد وصل کنن. فکر میکنی دکمه چندبار فشار داده شده بود ؟؟! حدس زن....

نزدیک به ٦٠٠ بار!.
*****************************************
k1: ميثاق جان ممنون از حوصله‌ای كه بخرج دادی.... فكر می‌كنم شرايط و مواردی كه به آن اشاره كردی فقط و فقط در يك محيط كاملاً ايزوله و استاندارد حاكم باشه. اگر انسان خودش و جايگاه‌اش رو بشناسه كه ديگه دست به دزدی و سرقت و زنا نميزنه. به چند درصد افراد جامعه ميشه با آموزش و فرهنگ سازی آموخت كه به وقت گرسنگي نبايد دزدی كرد و به وقت نياز نبايد زنا كرد؟! اونی كه تو ميگی درسته ولی نياز به زمان داره و اونهم نه 1 سال و نه 2 سال و نه 10 سال بلكه 100 سال 200 سال! واقعيت جامعه حاكم با اون چيزی كه من و تو، تو ذهن‌مونه خيلی فرق داره. كما اينكه بهر حال تو در آمريكا با شرايط و تفكرات خاص اونجا زندگی ميكنی و انطباق معيارهای اونجا با اينجا كمی مشكل و نا همخون هستش. جواب تست روانشناسی هم فكر می‌كنم يه جورايی در تصديق حرفهای من بوده و انسانها شايد ذاتاً به مجازات فرد خاطی اعتقاد داشته باشند ولو اينكه اعدام باشه .... بهرحال ممنون از جوابی كه دادی.

"به نظر من، ما بايد اين حق رو به جامعه و قانون بديم كه اگر كسی چندين بار دزدی كرد و شرايط ذكر شده شامل حالش بود، انگشتانش قطع بشه، مچ‌اش قطع بشه حتی كتفش قطع بشه !!!!! "
حق داريد که اینقدر وحشيانه تفکر کنيد.
در کشوری که گزينه ای ديگر وجود ندارد برای آدمی خيلی چيز ها به نادرست بديهی می شوند.
*****************************************
k1: و پيشنهاد شما چيه؟! نهايتاً حبس ابد برای كسی كه آدمی رو به عمد كشته؟! آيا تا حالا جسد مثله شده يكی از عزيزانتون رو كف اطاق ديديد؟! آيا تا حالا شخصی با يه چاقو يكی از عزيزانتون رو تيكه و پاره كرده يا فقط از اين موارد يه چيزهايی تو روزنامه خوندين؟

bita

حق مطلبو ادا كردي وهيچ حرفي جز تشكر بسيار زياد ازت, ندارم.

سامو عليكم . متني كه نوشتي به نظرم خيلي چزته ... يعني با هم جور در نميان ... خودت يه بار سري بخون ... اين نظر منه و خيلي هم محترمه ... حيف كه ديگه از اين به بعد نميام نت چون بلاگمو چند روز پيش بستم .. وگرنه باز ميومدم و اشكالاتو بهت ميگفتم.. زت زياد

بهاره

اگر اجراي قانون براي همه بود خب باز مي شد تا حدي اين مسئله را منطقي تلقي كرد. ولي همه ما شاهد هستيم كه عدالت براي همه اجرا نمي شده. وقتي حتي به اين دختر اجازه گرفتن وكيل را نمي دهند!!.. حتي يك جاني هم در تمام دنيا حق دفاع از خودشو داره. ولي اون چي؟
در ضمن پس از اينهمه سال اعدام و سنگسار آيا باز هم از ميزان فحشا, فساد, زنا, تجاوز و دزدي كم شده؟ نه كه نشده... پس اعدام ها چه فايده اي داشته؟
اصلاَ ما انسانها به چه حقي به خودمون اين اجازه را مي دهيم كه در مورد زندگي انسان ديگه به اين راحتي صحبت كنيم و حق زندگي رو از اون بگيريم. مگه اون قاضي, اون دادگاه معصوم بوده. اگه دو سال يا ده سال ديگه خلاف اين مسئله در مورد اين دختر ثابت بشه, اون موقع چي بايد گفت كه زندگي يك فرد بيگناه گرفته شده. نه عزيز ماها هيچ كدام عقده دامن كوتاه و ركابي پوشيدن را نداريم و از شكم سيري هم صحبت نمي كنيم . دفاع از آزادي و منع اعدام درك و فهم بالايي مي خواهد كه تو ايران خيلي چيزها مانع رسيدن به اون مي شه.
در ضمن مردي كه حداقل بويي از وجدان و ايمان را برده باشه نبايد در برابر اين مسائل از خود بي خود بشود. چطوره كه فقط مردهاي ايراني اين مشكل را دارند! درست مثل اينكه بگوييم روي زمين در خيابان جواهري گرانبها ديدم, خب نمي تونم جلوي خودم را بگيرم پس بايد به اون دست درازي كنم!!! چون درخشان و تحريك كننده است. تمرين خودداري كمي بين ما ايرانيها لازم است.
در ضمن اين كمال بي انصافي است كه از لفط "تمام" در آنجا كه گفتي "خانم ها در تمام لحظات زندگي شان احساسي تصميم مي گيرند", يك بي انصافي محض است. اصلاً بكار بردن لغتي كه نشان دهنده و معناي محض داشته باشد در هيچ كجا صحيح نيست و معرضانه است. بعنوان يك زن مي توانم بگم اگه من نمي تونم توي خيابون به راحتي راه بروم 70% بخاطر وجود مردهايي است كه خودخواهانه در پي همه چيز هستند و كنترل خود را ندارند و براي توجيه حركتشون هم زنهايي مثل عاطفه را بهانه مي كنند.
بهرحال, تا بروي اين معضل كار فرهنگي نشود, ريشه يابي نشود و ريشه از بنيان خشك نشود. و تنها دلمان با پاك كردن صورت مسئله و زدن ساقه خوش باشد و درصدد تاييد آن برآييم, هيچ مشكلي حل نمي شود. اون ريشه هنوز در خاك است و با توجه به جو مساعد زمين دوباره رشد كرده و اين بار نه يك عاطفه بلكه صدها عاطفه از اون ريشه سر در مي آورند و رشد مي كنند.
موفق باشي.

آيا شما به همين راحتی فرزند و خواهر و برادر خود را در برابر این "يا" ها می گذاريد .. "يا ديوانه بود يا در صحت سلامت به اعمال این کار ها می پرداخت."
مشکل از همين جا شروع می شود برايتان اهميتی ندارد چه سالم بود چه ديوانه.

می دانيد در هيچ جای دنيا کسی را به جرم ديوانگی اعدام نمی کنند. حتي دهشتناک ترين قاتل دنيا اگر ديوانگی اش ثابت شود نمی توان او را اعدام کرد .
می دانيد برای شما خيلی آسان است که در مورد مرگ يا زندگی صحبت کنيد و زود قضاوت کنيد.این مرا تعجب زده نمی کند. ميدانيد چرا؟ چون چشم هايمان عادت کرده این جمله از استالين است"که مرگ يک انسان ترژادی بزرگی و فراموش نشدنی است اما مرگ ميليون ها انسان رقمی بيش نيست."
بگذريم که مجال این گونه سخنان نيست. آيا تا به حال شنيده ايد که متهم هايي بعد از
سالها زندانی ثابت شد که بی گناه بوده اند.
داستان آن مردانی را شنيده اید که ساليان گمان می رفت که قاتلند اما به سپاس
پيشرفت علم کشف جرم -مثلا استفاده از د.ن.ا افراد- از بند خلاص شدند و سرشان بالای دار نرفت. آيا این احتمال را نمي دهيد که شايد خيل عظيمی اینگونه سرشان به بالای در رفته باشد؟

شايد برای شما نجات اندک شماری مهم نباشد. اما من می گويم نجات بيگناهانی
از مرگ خيلی بيشتر اهميت دارد تا کشتن گناهکاری.
اگر شما با فلسفه اینکه خون خون را می شويد زندگی می کنيد بفرماييد پس این زندگی گوارای وجودتان. اما يادتان باشد که این فلسفه درونی شايد روزی گريبان خود شما رو هم گرفت.

و من چقدر متاسفم براي تفكر پوسيده و منحط شما....عجيب متاسفم براي استدلال هاي بي عمق شما...براي روح سبعيتي كه در نهاد شماست....براي تفكر (صورب مساله را پاك كردن) شما....خودتان در چنين شرايطي باشيد باز اينگونه نسخه مي پيچيد؟؟!....باز اينگونه تز ارائه مي دهيد؟اين همه سال صورت مساله را پاك كردن چه حاصلي داشت جز افزايش جرم و يزه...؟و لطفا كلماتي همچون همه و هيچ زا با احتياط بكار بريد اقاي بزرگوار!حق نداريد همه زنان را احساساتي خطاب كنيد....و اينطور عاقل اندر سقيه سخن گوييد..باز هم بي نهايت برايتان متاسفم.

مریم گلی

من با اون تیکه خانومهایی که منکر .... مشکل دارم ... یعنی اگه یه آدمی زیبا و لوند بود باید اعدام بشه ؟ ..مگه زنها سگ نگهبانن که بخوان مواظب بند تنبون آقاها باشن؟.. اون زندگی که پایش با عشوه بلنگه که زندگی نیست . اگه آدم راحت نتونه تو خیابون راه بره از دست مزاحمت و متلک چاره کار اینه که همه مردا رو اعدام کنن ؟ یا با یه درجه تخفیف اخته کنن ؟ پس این همه صحبت که در مورد خودشناسی و خودسازی میشه یعنی کشک؟ ...آره می دونم که با 1 سال و 10 سال این مشکل حل نمی شه اما اگر این یک ذره تلاش هم نشه که کم کم نژاد انسان تبدیل به حیوان می شه .

خوب عزيز من يك چيزي هم به نام تناسب مجازات و جرم هست...من يكي با اعدام مخالف نيستم...ولي اين چه دليليه چون بايد جلوي امثال عاطفه رو گرفت پس بايد اعدامشون بكنيم...مجازات بايد با جرم متناسب باشه...از اين گذشته اگر سن عاطفه 16 باشه كه ديگه بدتره!!!
تكليف بريدن دست با همون اصل تناسب مجازات و جرم هم كه مشخصه!!!

تعجب مي كنم كه يك انسان چطور ميتونه مانند شما فكر كنه... چند وقت پيش از طرف محل كار من نمايشگاهي در يكي از پاسازهاي جنوب شهر تهران برگذار شد. يك پسر نوجوان نگهبان آن مجتمع تجاري بود. شبي يكي از حاج آقا هاي صاحب يك دكان در آن مجتمع،جوان نگهبان را به دكانش دعوت كرد، به او مشروب داد و مستش كرد، بعد هم به او تجاوز كرد... توي اين ماجرا چه كسي را دستگير كرده باشند خوبه؟ پسر نگهبان را به جرم ترويج فساد!!! راستي، مي گم خوبه شما بريد اروپا زندگي كنيد و به دولت پيشنهاد بديد هر نختري رو كه جلب توجه كرد دستگير كنند تا بنياد خانواده مستحكم تر بشه...

محمد ج

خب ظاهرآ این مطلب بسی باعث کل مزمن شده!!!
بهر حال نظر همه دوستان محترمه.

به نظر من (البته در چند وچون قضیه نیستم که این هم آخر اطلاع رسانی است .چون اخبار ضدونقیضی شنیدم)
اعدام یک گناهکار حق جامعه است .
به شرطی که اثبان بشه که گناهکاره.
این که مردباشه یا زن هم فرقی نداره

اما یه نوشته هم خیلی قلقلکم داد
"اگه یه آدمی زیبا و لوند بود باید اعدام بشه ؟ .."
ببینید هیچکدوم ازما (چه زن وچه مرد)از زیبایی وآراستگی بدمون نمیاد ولی این که بخوایم از حدش بگذریم یه بحث دیگه ایست.
من به شخصه با آرایش مخالف نیستم ولی بعضی هاواقعا شورشو در آوردن.
نمی دونم والا
این که یه خانوم یه من رژ و شش من ریمل و... به خودش می مالونه از روی حس زیبایی دوستیه یا.....

به نظر من زنها سگ نگهبان نیستند که بخوان مواظب بند تنبون آقایون باشن؟
ولی حق دارن که لااقل در مورد شوهر خود حساس باشند.
درسته که زندگیی که بخواد سر یه عشوه بلرزه زندگی نیست.
ولی می تونیم جلوی این کارو بگیریم....

در آخر هم چیزی رو که برای خودمون نمی پسندیم برا دیگران هم نپسندیم.

(قصد" توهین" به کسی یا" کل "انداختن رو نداشتم.
این فقط نظر من بود. همین!!! )

ببخشيدها. همون خانومها دارن دعا ميكنن براي آمينش. اگر خانوماي بدون كرمي بودن مطمئن باشين هيچ نظري درباره حكم نميدادن. البته من اصلا نميدونم جريان چيه و شايدم واقعا مثل خيلي چيزهاي ديگه بازم سليقه اي حكمي داده شده و دستوري صادر شده. اعدام داريم وضعمون اينه. نباشه كه ديگه يكهفته هم كسي توي شهر سالم نميمونه...

مریم گلی

به محمد : حالا اگه یه آدمی هم شورشو در آورد و به قول شما شش من ریمل مالید به خودش حالا با هر حسی که داشته باشه این کار جرم نیست ... حتی اگه دلبری هم کرد باز هم جرم نکرده ...حتی از اون هم بالاتر اگر با رضایت طرف با کسی هم رابطه داشته باشه باز هم جرم نکرده (این نظر منه) حالا اگه طرفش یه مرد زن داره یا چه می دونم به کسی تعهد داره مشکل خود مرده هست وگرنه زنه که جرم نکرده ..این رابطه تایید شده نیست که با یه طرف زن دار یا شوهر دار در گیر بشی اما اگر هم شدی و طرفت هم خودش اینو خواسته دیگه اعدام واسه چی ؟ مثل این همه آدم تو دنیا که با اختیار خودشون با هم رابطه دارن ...اون چیزی که جرمه اینه که تو بر خلاف میل طرف اونو وادار به رابطه بکنی مصداق بارزش هم تجاوزه ...

سلام كيوان جان... بايد مطلبتو بخونم بعد بيام نظر بدم ... اين كامنت فقط عرض ادب بود و اينكه بگم نمردم زنده ام:)

اگه اشد مجازات براي كسي مثل اون يارو مشهديه ( اسمش يادم نيست ) كه حدود 10 تا زن رو كشته بود اعدام باشه و براي كسي كه هيچ قتل نفسي انجام نداده اعدام باشه . پس هيچگونه عدالتي اجرا نشده . اگه توبيخها اينطوري فله اي پيش بره از كجا معلوم كه چند سال اينده براي راه رفتن با مرد/زن نا محرم هم اعدام در نظر نگيرند ؟ يا براي خنده بلند كردن توي خيابان شلاق در نظر نگيرند ؟!؟!
با قسمتي از حرفهاتون موافقم .اما من هر چقدر هم كه از دست زن ديگه اي عصباني بشم كه فرضا مرد منو داره دست و دلش رو ميلرزونه هيچوقت ارزو يا درخواست مرگش رو نميكنم .
البته اين نظر منه جداي از احساس گرايي.

سلام ... از معدود موارديه كه من با همه حرفهات موافقم!!! جالبه ، حالا كه همه باهات مخالفن من موافقم!! من فكر مي كنم اونايي كه باهات مخالفن و حرفهات رو محكوم كردن به اين خاطره كه تا حالا خدا رو شكر براي هيچ كدومشون پيش نيومده ، اگه يه روز پيش اومد هيچ كدومشون حاضر نيستن كه از حق قصاص بگذرن!!

سلام لينک تو رو گذاشتم اگه دوست داشتی تو هم لينک منو بذار خوشحال ميشم
وبلاگی که داری خیلی جالبه
خوشم اومد
همشو خوندم
بازم بنویس
موفق باشی
عنوان وبلاگ من : بچه سرتق

و هيچ كداممان فراموش نكنيم كه فلسفه مجازات اصلاح است نه اعدام...

من باهات خيلي موافقم :) اتفاقا ميخواستم در موردش بنويسم نظر من اينه كه هر كسي اول بايد قانون هر كشوري رو بدونه و طبق قانون اونجا عمل كنه نميخواد بفرماييد بيرون بابا طرف زده آدم كشته ميان بنر درست ميكنن به حكم اعدامش اعتراض ميكنن يعني كه چي حق يكي ديگه رو زده ضايع كرده يكيو از زندگي محروم كرده يه خوانواده رو ريخته به هم چند تا بچه رو يتيم كرده خوب بايد اعدام بشه حالا دليل نميشه هر كسي كسيو اذيت كرد اون يكي بزنه بكشتش بعد يه عده بيان ازش دفاع كنن مثا همين كبري خوب زده كشته ديگه بايد مجازات بشه
بعضي جرما اثرش تو جامعه خيلي زياده و مثل قتل هم نيست كه بشه مقابله به مثل كرد مثلا همين عاطفه اگه واقعا از روي هوي و هوس زندگيه مردم رو به هم ريخته باشه اونايي كه به حكمش اعتراض دارن چيو پيشنهاد ميكنن؟؟

يه جورايي باهات موافقم كيوان... اين قضيه اعدام گاهي وقتا لازمه... يعني هرجوري فكر كني مي بيني مرگ كمترين مجازات براي مجرمه... اما به شرطي كه يه سيستم قضايي درست و درمون به قضيه رسيدگي كنه.. وگرنه مي شه مثل الان كه...

Nasim

man ye massale baram ja nemeyoufte! man kari nadarma ke aya haghe in fard edam boode ya na, ke age bekhaym dar morede oon bahs konim hala hala ha bayad beshinim o benevisim va inja ham fourm nist ! faghat man nemifahmam chera az beine motoasefane hezaran zan va dokhtare irani ke hala be har dalili daste be "a'male monafiye efat" mizanan ( ke baz aslan nemikham dar morede inke kareshoon doroste ya ghalat sohbat konam!), ghore be name Atefe oftad?! yani faghat to sathe iran Atefe mortakebe "zenaye gheire mohsene" shode? va agar mojazate kasi ke zena mikone marge va edam taklife aghayoune mohtarame irani chi mishe? aya edam be onvane mojazat baraye "a'male monafiye efat" faghat makhsoose khanoomhast? aya be hamoon andaze ke atefe layeghe mojazate marg bood aghayouni ke tan be iin kar dade boodan mostahagh naboodan? aya in "amal" faghat baraye khanomha "monafiye Efat" hast?! khodaeesh bara man ja nemeeyoufte!!!

1- كاملاً ريلكس نشستن
2- رو كاناپه لم دادن
3- يه دستمون فنجون قهوه به دست گرفتن
4- باقلاوای يزدي خوردن!
5- و از همه بدتر به سمفونی شماره 9 بتهون گوش دادن!!
استدلال های شما برای کوتاه فکری و سطحی نگری. ماشالا شما چقدر منطقی هستيد.

"اون خانومهايی كه منكر اعدام عاطفه و امثال عاطفه‌ها هستند يه لحظه چشم‌هاشون رو ببندند . " خوب بستيم! "يه عاطفه خوشگل و تو دل برو رو بيارند تو آپارتمان و مجتمع زندگی تون" چه خوب.
آيا تحمل چنين انسانی رو داريد؟ واقعا در مورد خانم ها چه فکر کرديد. اینقدر ... ! يعنی تو ساختمان شما يه پسر خوشگل بياد قراره کاری بکنيد؟ نکنه جريان همان کافر همه را به کيش خود پندارد است.
"آيا اونجايی كه پای زندگی خودشون وسطه باز هم ميگن اعدام بايد از بين بره يا اونجور مواقع خودشون با دستهای خودشون چشمهای عاطفه رو از كاسه درميارند و لنگش رو از وسط جر ميدن؟! " واقعا از زن در مخيله تان چه ساخته اید؟ تا آنجا که ما ميدانيم این آوازه غيرت مردان شرقی است که تا چوبی لايه چرخشان می رود شروع كه به قول شما جر دادن می کنند.
آنقدر نقد به مطلبتان می رود که قابل شمردن نيست.
از این به بعد کمی بيشتر تامل کنيد در نگارش. مخصوصا آن هنگام که در مورد خانم ها می نويسيد.

ميثاق

يكي از بچه ها حرف خيلي جالبي زده بود!. به عنوان فرض كن برادرت:
به 50 تا دختر تجاوز كرد. به دليل مشكل از خونه فرار كرد در بچگي، معتاد و آواره شد. وضعيت خيلي بدي داشت.

بعد پيداش كرديد. يك كم به زندگيش سر و سامون گرفت. آدم بهتري شد. كار ميكرد، حتي قصد ازدواج داشت.

پليس گرفتش چون جرمش سنگين بود. تجاوز و اعتياد و سابقه خيلي بدي داشت. راي به اعدامش دادن!.

اعدامش نكنيم ؟؟
اعدامش بكنيم ؟!

اگه بكنيم خيلي بي رحم شديم. برادرمون عوض شده بود. آدم شده بود. حالا جووني يك اشتباهي كرد. آخه چرا ؟

اگه نكنيم، خيلي خيلي نامرديم!. خيلي...

اينكه اعدام عاطفه به حق بود يا نه , ميدونم بحثيه كه اينطوري نتيجه نميده , من در ابتدا به عنوان يه بيطرف بگم كه اگه اكثر خانمها با اعدام مخالف هستن به خاطر اين بوده كه عاطفه از جنس خودشونه و اينو ناحقي ميدونن , پس چرا در مورد خفاش شب كه اعدام شد هيچ كدوم از اين خانمهايي كه با اعدام و مجازات مخالفت ميكنن اون موقع هيچ حرفي نزدند و خيلي هم خوشحال بودن ؟؟
درسته كه من هم تا حدودي با اين مسئله مخالفم و ميگم اگه قرار باشه عاطفه به جرم رواج فساد مجازات بشه پس بايد تك تك مردايي كه به عاطفه وامثال عاطفه ميدون دادن هم مجازات بشن , اما اينطور كه به نظر مياد بيشتر خانمها در تلاش اين هستن كه با محكوم كردن اين مسئله حق هايي كه هر روز داره ازشون گرفته ميشه رو زنده كنن , شايد تا وقتي يه خانم نباشيد هيچ وقت نتونين بفهمين كه وقتي كسي مزاحمتون ميشه چه حس نفرتي به آدم دست ميده !
اما من هم به عنوان يه زن در اين جامعه كه مثل خيلي از شما خانمها در معرض همه اين مزاحمتها و متلكهاي كثيف بارها و بارها قرار گرفتم , ميگم كه سعي كنين اين افكار پوچ فمنيستي كه معلوم نيست حرف آخرشون چيه رو دور بندازين تا بتونين منطقي تر نسبت به قضايا برخورد كنين !!!!
در ضمن بسیار از این حرف شما خوشم اومد که اگه یه همچین دختری توی آپارتمان خودمون بود هم باز اینطور حق رو بهش میدادیم و سعی میکردیم مشکل اون دختر رو ریشه یابی کنیم و . . .
اما در مقابل هم با این حرف مخالفم که گفتید خانمها احساسي تصمیم میگیرن ! یه مقدار منصفانه تر برخورد کنیم شاید بهتر باشه !
ممنون :)

1-خب اون ان جي اويي كه من كار مي كنم چند وقت پيش دختري رو اورده بودن بخش مدد كاري . فاحشه اي 15 ساله كه پدرش در ازاي مواد به دوستانش مي فروختش . بي نهايت زيبا و لوند . احتمالا او هم روزي به چوبه ي دار سپرده خواهد شد و شما هم نفسي به راحتي كه آخيش يك فتنه ي ديگر كم شد .
2-من با اعدام مخالفم . حتي با اعدام خفاش شب . چون با اعدام چيزي حل نميشه كه اگر قرار بود بشه ما بعد از اون جريان هزاران مورد قتل و تجاوز نمي ديديم . ( كتاب راه رفت روي ريل رو خوندي ؟ فريدون تنكابني نوشته و يه نوشته راجع به اعدام داره كه حتما توصيه مي كنم ) در ضمن لازمه بگم كه من قتل و جنايت رو تو روزنامه ها نخوندم و از وقتي كه به دنيا اومدم باهاش درگير بودم . تو خانواده اي بزرگ شدم كه نزديكترين هاشو به خاطر هواداري از از يك سازمان و خواندن يك روزنامه تيرباران كردند . با اين حال محاله روزي خواهان اعدام قاتلينشون شوم . اعدام يعني قتل قانوني و پنبه ايست كه جامعه در گوش خود مي تپاند تا نداي وجدانش را نشنود .
3-من خوشحالم يه آقاي بي نهايت قانون مدار مثل شما مي بينم كه به قوانين جامعه اش و به عرف اش احترام مي گذارد . لابد اين آقا لب به مشروبات الكلي نمي زند و استقرفرالله با خانم نا محرم هم دست نمي دهد . آخر اين كار ها در جامعه ي اسلامي خلاف قانون است. درسته ؟
4-راجع به اون متلك و اين حرف ها هم جدا منظورتو نفهميدم . اون آدمها ها قربانيان همين فرهنگن و همين نگاه بسته به زن شبيه همين كه شما داريد كه زنها جونور هاي احساستي هستند و سوژه هاي جنسي جهت اغفال مردان . شما بحث تئوريك مي كنيد و اونها به عمل در ميآورند .
5-خب اين ناموس پرستي و حلال و حرامي كه به ان اعتقاد داريد قابل تقديره و صد البته انقدر شهامت داريد كه خواهان قطع دست و كتف كساني شويد كه ميليارد ميليارد مي دزدند و مي برند و به جايي بر نمي خورد . يا اينكه حتي جرات بردن اسمشان هم نداريد و زورتان به آفتابه دزد ها مي رسد ؟
6-گر حكم شود كه مست گيرند
در شهر هرآنكه هست گيرند

aida

جناب سعيد حنايي هم چندين نفر رو به قتل رسوند تا جامعه رو پاك كنه و براي يك قشري تبديل به يك قهرمان شد اگر مي بينيد خانم ها بيشتر به اين حكم اعتراض دارند تنها به اين دليله كه خانمها مي بينند در اينجور جرمها تنها يك طرف ديده و مورد مجازات قرار ميگيره. به نظرم خطاب كردن اين خانم و امثال ايشون بعنوان بيگناهان پاك و معصوم اشتباهه اما اين قبيل جرمها معمولا طرف دومي هم داره كه نا ديده گرفته ميشه به نظرتون اگر خانمي هم پيدا ميشد و همه مردهاي خياباني رو براي تطهير جامعه به قتل ميرسوند باز هم به آنصورت جرمش ناديده گرفته ميشد؟ يك مقدار قدرت نمايي مردانه در اين شيوه عملكردها به چشم مي خوره . بنظرم بايد خيلي كار فرهنگي انجام داد و نگاهها رو از هر جهت كمي متعادل كرد

Mitra

k1عزیز برادر یه چیزی هم هست که ما بهش میگیم خطا .
شما که هیچ خا لم ندادهاید و هیچ چیزی هم به دست نگرفته اید بفرمایید اگر بعد از اینکه به خودمون حق گرفتن چیزی به نام زندگی را از کف گناهکار دادیم و حقش را کف دستش گذاشتیم فهمیدیم اشتباه کردیم چه باید کرد ؟ جانش را با پست سفارشی پس می فرستیم یا با ایمیل تا سریعتر به دستش برسد؟
با وصفی که شما کردید در بلاد کفر الان وا مصیبتا است چون هیچ کس را تقریبن به خاطر گناهش نمی کشند .
زندگی که با غمزه زنی فرو میریزد بهتر که فرو ریزد و مردی که به عشوه ای از راه به در میشود بهتر که بشود .دقت کنیم کمی به هم دیگر نسبت انسانیت بدهیم و راهت چ.ن گوسپند سر هم دیگر را حداقل به خاطر هم نوعی نبریم.
با مهر

ارسال نظر