« 80 دقیقه استرس! | Main | عاطفه بی‌عاطفه! »

مدیریت در سال 1430

سر کلاس درس " مدیریت منابع انسانی " نشستم و دارم به اراجیفی که بارها و بارها شنیدم، اینبار از یه استاد دیگه که خیلی هم تاکید داره این موارد اصول و زیر بنای کاره، گوش میدم. حوصله‌ام سر رفته. ساعت دیواری بالای وایت برد عینهو آینه دق جلوی چشممِ و انگاری که عقربه‌هاش رو بهم گره زدن، لامذهب تکون نمی‌خوره. سر و کله‌ام میخاره. تو تموم طول کلاس با نوک ناخن یا فرق سرم رو می‌خارونم و یا توی گوش‌ام رو پاک می‌کنم. یه وقتهایی هم که کسی حواسش نیست، بدم نمیاد دستم رو بکنم تو دماغم تا بر حس کنجکاویم غلبه کنم!

تو همین حال و هوا هستم که دوباره عرعر این مرتیکه تموم تار و پود و بافته‌های ذهنم رو به یغما میبره." اصول علمی مدیریت " و " روابط و منابع انسانی ". همین جوری یه ریز داره لغات قلمبه سُلمبه بلغور میکنه و نمودار میکشه و از تو فایلهای پاور پوینتش تابعه و فلوچارت به خوردمون میده. طاقت نمیارم و بهش میگم ببخشید استاد، این چیزایی که شما دارین میگین رو، ماها همش رو بلدیم. یه کمی واقعی‌تر و ملموس‌تر صحبت کنید، بهتر نیست؟! میگه، یعنی چی؟! میگم، اینا همش مسایل تئوری و آکادمیکِ که اون یارو که دویست سال پیش گفته، شکمش سیر بوده و با توجه به شرایط خاص اون روزها گفته، الان که همه‌مون زیر باد کولریم و رو صندلی مبله لم دادیم معنی " روابط انسانی " دقیقاً همونیه که تيلور و گيلبرت گفتن ولی فردا تو شرکت و کارخونه این تئوریها جواب نمیده! میگه، جواب میده عزیزم! میگم، شما غیر از استاد دانشگاه بودن کار اجرایی هم کردین؟! یه کمی فکر میکنه و مِن مِن میکنه و میگه، ای، همچین بفهمی نفهمی. می‌پرسم، از این چیزهایی که سالها درسش رو خوندین و تونستین دکتراش رو بگیرین و 20 سال هم هست که تو دانشگاه تدریسش میکنین، چقدرش رو تونستین تو محیطهای عملی پیاده و اجرا کنین؟! میگه، حدوداً 30% ! گفتم، زرشک ( البته اینو به استاد نگفتم ولی اون پوزخندی که زدم و نیشی که تا بنا گوش باز شد، اندازه یه باغ زرشک معنا داشت ) گفتم، دکتر شما که اوستای این کارین و سالها، هم سوادش رو داشتین و هم تجربه‌اش رو، تنها تونستین به 30%اش عمل کنین که همچین هم معلوم نیست اون 30% که گفتین راست باشه، فکر نمی‌کنید به من جوون و بی‌تجربه که برسه خیلی جون بکنم و مسایل رو راست و ریست کنم، فقط بتونم 5%اش رو اجرا کنم؟! یه ذره فکر میکنه و میگه، آره همینطوره! بهش ميگم، پس اگه اجازه بدین کلاس رو تعطیل کنیم و جُل و پلاسمون رو جمع کنیم و بریم پي کارمون! ميگه، ماها باید برای سال 1430 برنامه ریزی کنیم، 50 سال دیگه!!! گفتم، ببخشید استاد،مثل اینکه شما نمیدونین تو این مملکت چه خبره؟ لطفاً بفرمایید درستون رو ادامه بدین.

خیلی از موارد و مسایلی که داره تو دانشگاه‌ها تدریس میشه اصلاً قابل استفاده در محیطهای کاری نیست. فرقی هم نداره مسایل علمی و فنی باشه یا مدیریتی. وقتی وارد کار میشی و آستین بالا میزنی و می‌خواهی اون فرضیات یادگرفته رو منتطبق با مسایل عملی کنی، می‌بینی اینا اصلاً با هم همخونی نداره. مثل کت و شلوار یه آدم 100 کیلویی که قراره تن یه بچه بره، همه چیزش آویزونه. متاسفانه سالهاست که همین اراجیف داره بخوردمون داده میشه. اراجیفی که نه به درد دنیامون میخوره و نه به درد آخرتمون.

تو مملکتی که مبنای حقوق ( در سال 83 ) 000/106 تومن تعیین و حقوق دریافتی بسیاری هم، دور و بر همین رقم باشه، یعنی به ازای هر روز کاری 3500 تومن دریافتی و اونوقت قیمت یه کیلو گوشت گوساله 5000 تومن باشه، چه جوری میتونی کارگرها رو جمع کنی و براشون از روابط و منایع انسانی حرف بزنی؟! اگه بهشون بگی طبق اصول و علم مدیریت، شما کارگرها ارزشمندترین سرمایه کارخونه هستین، حق دارن اون آچر و چکش رو تا دسته بکنند تو کونت و اونقدر بزنندت که خون بالا بیاری یا نه؟!

این روزها خیلی‌ها با سیلی صورتشون رو سرخ نگه داشتن و برای داشتن یه وعده غذای گرم شرمنده زن و بچه‌اشون هستن. یارو نون نداره بخوره، اونوقت آقای دکتر داره برای سال 1430 برنامه ریزی میکنه!

Comments (19)

خوب شد تو حداقل روشو داشتي حرفتو بزني

حرف حساب جواب نداره...


سلام دوسته من وبلاگ جالبي داريد مطالبت هم خيلي جالب و خوندني..اميد وارم بهتر و جالب تر از اين هم بشه
بهم سر بزن خوشحال مي شم....راستي شما با تبادل لينک موافقد.؟منتظرتونم...يا حق

Negar:

نميدونم چي بگم! درباره مشكلات ايران زياد روم نميشه حرف بزنم! آخه اين سر ديگه دنيا نشستم!...:(

يه جورايي به قول خودت، طرف ُ دراز كردي رفت ولي نه تا اون حدي كه حقش بود

بهتون پيشنهاد مي كنم فيلم فقروفحشاي ده نمكي رو ببينيد....ببينيد كه بعضيهاشون به خاطر 1000 تومن حاضرن چه كارايي بكنن.......

سلام مطلبتون رو درباره مديريت منابع انساني خوندم حرف دل من بود در ضمن من خيلي دوست دارم بيشتر در زمينه مديريت مطلب بخونم اگه ممكنه در اين زمينه كتاب معرفي كنيد.متشكرم

بابا تو اين مملكت رهبر براي 20 سال آينده برنامه ريخته و براي خوش چشم انداز 20 ساله داره!!! چه انتظاري از استاد دانشگاه داري؟

تست ميكنيم!

سلام ... مي بينم كه بعضي كلاسا خيلي خوش مي گذره ! مفيده! گوش كن!!!

آن پايين تر ها...سمفوني ناله ها و ضجه ها بدجور تاب را از من ميگيرد...

bita:

حق دارن و با چشم خودم ديدم.

متاسفانه اينها حقيقت جامعه است.اميدوارم يه روز بيايد كه مردم از هر قشري بفهمند كه اگر امروز رو درست تجربه كنند ،ديگه هيچوقت ديروزي نخواهند داشت كه آزارشون بده،حالا فكر كردن براي آينده پيشكش.و كاش كه اين فقط يه اميدواري باقي نمونه.

متاسفانه اينها حقيقت جامعه است.اميدوارم يه روز بيايد كه مردم از هر قشري بفهمند كه اگر امروز رو درست تجربه كنند ،ديگه هيچوقت ديروزي نخواهند داشت كه آزارشون بده،حالا فكر كردن براي آينده پيشكش.و كاش كه اين فقط يه اميدواري باقي نمونه.

setare:

سلام اینکه برخی مباحث نطری در ایران مشکل پیدا می کند مشکل استاد نیست. به هر حال فردی که وارد کاری می شود باید حد اقل تئوری ها را بداند.. اگر اینجا کاربرد ندارد بی زحمت استین بالا بزنید و یک تحقتق یا مقاله ی هر چند خلاصه و محدود تهیه کنید. فکر می کنم این کار از اطلاق الفاظی مثل مرتیکه و عرعر به یک استاد و حرف زدنش بهتر باشد

ارژنگ:

موضوع یک موضوع کاملا تکراریه ، از بس گفتیم بد بختیم لابد حوصله استاده سر رفته خواسته تنوع داشته باشه . . . .در ضمن امروزمون که خیلی بیریخته بذار به فردا دلخوش باشیم

noora:

حرفات کاملا درسته... اما حداقل نسل ما نباید فله ای کار کنه! باید قبول کرد اونهایی هم که دستشون به دهنشون میرسه هیأتی و بی برنامه کار میکنن!

farghaneh:

سلام من دارم همين رشته رو تو هند ميخونم.اونقدر دلم پر كه نگو!داشتم دنبال يه مقاله ميگشتم كه به نوشته ات بر خوردم! از چرندي يه بيش از حد مباحث اين رشته اونقدر بيزارم كه ميخوام ولش كنم!نميدونم كلاس تو چند ساعته؟يا اصلا اين درس چند واحد داره ؟ولي يه چيزي بگم باور نكردني!!!من روزهاي دوشنبه بايد6 ساعت سر كلاس فقط يكي از شاخه هاي مديريت منابع انساني بشينم و به يه سري اراجيف اونم بابه انگليسي با لهجه هندي گوش بدم!!!!!وقتي ميگم يكي از شاخه ها ,منظورم اينه كه بقيه يه به اصطلاح شاخه ها و موارد آموزشي(جفنگيات ) باز به اصطلاح مرتبط رو بايد در بقيه يه روزهاي هفته روزي 7 ساعت تحمل كنم!!!!!برو يه نون بخور صد تا خيرات كن,من مثلا دانشجوي كارشناسي ارشد هستم!!!خدا واقعا ما جهان سومي ها رو فراموش كرده.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2