« درازولوژی! | Main | يه خواهش! »

سربازهای جمعه از نگاه يك بيننده عام!

شب جمعه اين هفته جزء معدود دفعاتی بود كه تونستيم با خيال راحت و بدون سر و صدا و های و هوی و دادن فحش خواهر مادر و گرفتن لِنگ و پاچه و يقه اينو و اون و داد و بيداد سر جماعت كه هی سر صف اينجاست و تو كجا ميری و از اينجور بگير و ببندها، مثل يه آدم متشخص و چونان يك شهروند متمدن درجه يك شهرنشين، به سينما بريم! فكر كنم تو تهران سينما عصر جديد، تنها سينمايی باشه كه امكان رزرو تلفنی و اينترنتی داره. صبح پنج‌شنبه بصورت تلفنی " سربازهای جمعه " رو برای ساعت 9 شب رزرو كردم و خيلی هم راحت و استثناً بدون اينكه اشتباهی پيش بياد! تونستم سر ساعت 5/8 بليط‌ها رو بگيرم. يه كار خيلی ساده و پيش‌پا افتاده كه معمولاً هميشه يه جای كارش می‌لنگه.

سربازهای جمعه 22‌دومين و به نوعی متفاوت‌‌ترين اثر كيميايه. والله فكر كنم اين كيميايی بنده خدا، خودش هم مونده كه برای اين جماعت نمك‌نشناس چی بسازه! اگه تايتانيك رو هم ساخته بود و 7-8 تا اسكار گرفته بود باز منتقدانش دست از سر پر موش برنداشته و پنداری هميشه خدا بايد پشت سر استاد حرف و حديث باشه. من كه خودم شخصاً از سربازهای جمعه خوشم اومد. اين فيلم شايد نمونه‌ای از آثار قبلی كيميايی، البته بصورت به روز و آپديت شده‌اش باشه ولی هر چی كه هست، من هم فيلمهای قبل از انقلاب كيميايی رو دوست داشتم و هم فيلمهای متاسفانه بعد از انقلابش رو! حالا درسته كه كفشهای ور كشيده به پوتين، چاقو به چماق و كلاه مخملی‌ها به سربازها تبديل شده و اينبار طبق وعده استاد از چاقو و تيزی خبری نيست ولی رَوَند زندگی همه ما آدمها هم همين جوری بوده. ما همون آدمهايی هستيم كه يه روز يه برگ جلو و يه برگ پشتمون بود و تو جنگل داشتيم همديگر رو می‌خورديم و می‌دَريديم، الان هم داريم همون كارها رو می‌كنيم منتها يه كمی باكلاس‌تر و با شخصيت‌تر شديم. ديگه از جنگل اومديم تو شهر و اجباراً كون برهنه وسط جماعت نمی‌چرخيم، هر چند همچين بدمون هم نمياد دوباره مثل قبل همونجوری تو جنگل باشيم و عورت‌مون رو با برگ بپوشونيم ولی ديگه رومون نميشه وگرنه همه‌مون شناگرهای خيلی ماهری هستيم كه فقط آب واسه شيرجه پيدا نمی‌كنيم!

يكی از چيزهای خوبی كه معمولاً ميشه تو كارهای كيميايی ديد، اينه كه ميتونه از بازيگرهای فيلمش بخوبی بازی بگيره. البته اينبار بازی عناصر ذكور فيلم چنگی به دل نميزنه و همه همونی بودند كه هستند. ولی بيژن امكانيان تو يه نقش منفی و غير معمولش بخوبی تونسته از پس يه بَدمن بر بياد ولی اون چشم ‌آبی‌های فيلم هيچ شق‌القمری نكردند و يه بازی خيلی معمولی انجام دادند. اما بازی بسيار زيبای مريلا زارعی كه حضور خيلی كمی تو جريان فيلم داره، نشون داد كه نقش بزرگ و كوچيك اصلاً معنا نداره بلكه اين بازيگر فيلمه كه ميتونه بزرگ يا كوچيك باشه! به نظر من بازی انديشه فولادوند كه پنداری بخاطر روابط حسنه‌ای كه با با پولاد كيميایی ( پسر كيميايی ) داشته، تونسته تو اين فيلم و در نقش نقره بازی كنه نيز قابل تحسينه. فولادوند نقش يه دختر از هم گسسته ماليخوليايی كه اين روزها نمونه‌ اينگونه دخترها هم به وفور در جامعه ديده ميشه رو بازی می‌كنه و فكر می‌كنم بخوبی تونست از پس نقشش هم بربياد.

و اما پايان فيلم به شكليه كه آدم بايد يه سيگار گوشه لبش و يه فنجون قهوه دستش و ژست روشنفكرها رو بخودش بگيره و برداشت شخصی خودش رو با چوب و چماق بخورد همراهانش كه به اتفاق به ديدن فيلم رفته‌اند، بده! چون قطعاً هر كدوم يه برداشتی داشتند. پايان فيلم بگونه‌ای است كه " هر كسی از ظن خود شد يار منه! " پس زياد تو اظهار نظر و عقيده خودتون ابرام و پافشاری نكنيد چون ممكنه كارتون بيخ پيدا كنه!

Comments (11)

سينما فرهنگم از وقتي تعميرات كرده سيستمش عوض شده و امكان اينترنتيشو خبر ندارم اما فكر كنم اونم چنين چيزي رو داشته باشه اما هنوز فيلم رو نديدم نمي دونم چي بگم اما هميشه يه كسايي هستن كه فقط ايراد مي گيرن فكر كنم از حسودي و بي
عرضگيشون باشه
*****************************************
k1: سينما فرهنگ هم سينماي بسيار خوبيه ولي امكان تهيه بليط بصورت تلفني رو نداره بلكه براي رزرو بايد حضوراً مراجعه كنيد

صحنه هايي رو ازفيلم ديدم به نظر خوب ميومد. واسه اينم كه دعوامون نشه ظن تو چي شكليه؟؟؟؟
*****************************************
k1: بعضي چيزها رو نميشه تو جمع نشون داد. چون خيلي بهت علاقه دارم وقتی تنهايي ديدمت ظنم رو نشونت ميدم فقط يه موقع نترسيهاااا

من فيلم رو نديدم و به خاطر بدگويي كسايي كه فيلم رو ديده بودند خيال نداشتم برم و فيلم رو ببينم ولي با اين نقد شما كمي راغب شدم ببينم اين آقاي كيميايي اين دفعه چه چيزي رو كرده
*****************************************
k1: من فقط پيشنهاد كردم حالا نري ببيني و بدت بياد بخواهي داد و بيداد راه بندازي. همونجوري كه گفتم همگان از چيز آقاي كيميايي خوششون نمياد. ديگه خود داني!

من با آخر فيلم بيشتر موافقم.سيگار و قهوه و...اما ژست آنهم از نوع روشنفكري اصولا با من سازگاري ندارد...
*****************************************
k1: اصولاً بعضی‌ چيزها آخرش بهتره... و حتماً شما يه بيننده عام هستيد!

می دونی کیوان با توجه به شناخت کمی که ازت دارم ولی از یه چیزیت خوشم میاد اونم اینه که با وجود نیشی که زبونت داره ولی همیشه اون طنز کارته که باعث میشه آدم تا آخر متن را بخونه.هرچند که گاهی اوقات احساس میکنم دیگه داری غرغرو میشی.
*****************************************
k1: حالا شانس آوردم فقط از همين يه چيز خوشت اومده!!! والله اينجا نون و پنير خيرات نمی‌كنند. يقين بدونيد هر چه هست غرغرهاي روزانه است همين و ولاغير!

دوتا فيلم رودوست دارم برم يكي اينو يكي هم شمعي در باد ... اگر وقت كنم مي رم..
*****************************************
k1: جداً كه اين كامنتهای شما آدم رو به تفكر وا ميداره!

مگه دفعه قبل سینما مولن روژ بلیط بد گیرت امدو
سینمای بدی بود؟
*****************************************
k1: بابا من که چیزی نگفتم. شام هم که مهمون من بودی. نوش جونت!

مصاحبه اي كه با حسين چند روز قبل از مسابقه شد در اتاقي بود كه موكت داشت.گزارشگر از او پرسيد كه راضي هستند از اردو هاي تيم؟و او كه ميدانست بيشتر از اين حرف زدن برايش كارساز ميشود تنها گفت شكر.بد نيست!اينها چه انتظاري دارند از خودشان؟خيال برشان داشته است كه ما قهرمان المپيك ميشويم.!وقتي كه هنوز خانومي را قنداق ميكنند و جلوي ديگر ورزشكاران به داخل زمين ميفرستند.وقتي امكاناتشان تنها منتي است كه بر سر ميگذارند...تنها خدا ميداند كه چه ميگذرد در كله هاي پوشاليشان...!

(كيوان جان.اين كامنت را پاي آخرين مطلبت در كاپوچينو بگذار.بي زحمت.من نتوانستم اين كار را انجام دهم.در ضمن.دستت طلا.خيلي عالي بود!)
*****************************************
k1: ممنون از لطف و نظر شما. من اینکارو کردم و نظر شما رو به قسمت نظرخواهی کاپوچینو منتقل کردم.

اين تيكه آخري متنت باحال بود!! در سطح تيم ملي!

Viagra
Cialis
adipex
adipex
adipex
phentermine
vicodin
vicodin
hydrocodone
hydrocodone

http://phentermine.rxonlinecenter.net/
http://vicodin.rxonlinecenter.net/
http://www.rxonlinecenter.net/tussionex.html

http://www.rxonlinecenter.net/viagra.html
http://www.rxonlinecenter.net/cialis.html

Tussionex
phentermine

http://adipex.rxonlinecenter.net/
http://hydrocodone.rxonlinecenter.net/
http://vicodin-hydrocodone.rxonlinecenter.net/

Merck & Co. Hit with $253 Million Verdict in First Vioxx Lawsuit to go to Trial

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2