« يادش گرامی | Main | قسمتی از يك نوشته! »

خسته‌ام

خسته‌ام. جسمم، روحم، تنم. همه اون چیزایی که یه جورایی خودشون رو به من چسبوندن، بی‌واسطه یا باواسطه، خسته‌اند. همه اون چیزایی که به من ارتباط دارند و از پوست و خون من هستند، خسته‌اند. نه فقط من، که همه دور و بری‌هام خسته‌اند. خودم خسته‌ام. زنم خسته است. رفیقام خسته‌اند. داداشا و مامانم خسته‌اند. این سرایداره ساختمون خسته است. راننده تاکسی خسته است. مدیرعامل شرکت خسته است. اون دختره که امروز تو خیابون داشت با نگاش منو می‌خورد خسته است. بقال و چَقال و نونوا و همه و همه خسته‌اند. نمی‌دونم چه مرگمون شده؟! نمی‌دونم چرا همه خسته‌ایم؟! نمی‌دونم آه و نفرین کی یقه‌مون رو گرفته که همه‌مون اینجوری غَمبَرک زديم و يه گوشه‌ايی نشستيم؟! نمیدونم ماها باید تاوان کدوم اشتباه رو پس بدیم؟! اینا رو نمیدونم، برای هیچ کدومشون هم جوابی ندارم فقط میدونم خسته‌ام. از این تکرار بیهوده، از این گم شدنهای پی‌در‌پی، از این همه هیاهوی بی‌واژه خسته‌ام. از این غرغرها و غرولندهای زیر لب خسته‌ام. از این سرکوب شدن و سرکوب کردنها خسته‌ام. از این تک سرفه‌ها، از این آلرژی بی‌موقع، از این ته ریشی که وقتی درمیاد تموم صورت رو به خارش میندازه، از این گرما، کلافه‌ام، خسته‌ام.

از اینکه می‌بینم تو گرمای مرداد زنها مجبورند خودشون رو بقچه پیچ کنند و لای خروارها لباس بپیچونند، خسته‌ام. تصور اون همه لباس رو سر و کله، روح و جسمم رو خسته‌تر از همیشه میکنه. از اینکه این همه گاو و گوسفند تو شهر، وِلَند و هیچ سازمانی به اونا رسیدگی نمیکنه خسته‌ام. از دیدن اون بچه‌های بیگناه که همیشه جلوی " پاشا " هستند و دارند فال و آدامس می‌فروشند، خسته‌ام. ای گه به گور باعث و بانی این همه خسته‌گی. ای گه به گور بابای اونایی که باز بخوان معلم اخلاق شَن و بیان کامنت بذارن چرا فحش میدی. ای گه به گور بابای هر چی خسته‌گی که انگار سالهاست رفته لای اون زنجیر نردبونی پیچ در پیچ DNA و حالا حالاها هم قصد نداره از تو ژن‌مون بیاد بیرون. ای گه به گور هر چی تقسیم میتوز میوزه. ای گه به گور بابای اونایی که جلوی چهارتا خارجی، عینک آفتابی میزنند و قُمپوز در میکنند و از تاریخ و تمدن ایرانی تعریف و تمجید می کنند و اونوقت یواشکی زیر سایه درختهای گردو، ستونهای تخت جمشید رو معامله میکنند. ای گه به گور بابای اونایی که بخاطر پول، ننه باباشون رو هم می‌فروشند.

خسته‌ام... اینا کجا بودن؟ این همه معتاد رو میگم! این رفیق من که ورزشکار و آدم حسابی بود، ننه بابا پولدار، این دیگه چرا؟! اون دختره که اینقدر راحت داره حشیش میکشه و معلومه حسابی اينکاره است، که تازه فقط 16 سالشه! ای گه به گور بابای هر چی خسته‌گی که وقتی شب بخونه برمیگردی انگار از صبح تا حالا کوه کندی و خروار خروار خاک جابجا کردی. ای گه به گور بابای این تفکرات نصفه شبی که خواب رو ازمون گرفته.نه من، که همه خسته‌اند. این ستار دیگه چه مرگشه؟! این دیگه چرا اینجوری زنجموره میکنه؟! این دیگه چی کم داره؟!

نگو دیره من از این فاصله‌ها بد جوری گریه‌ام میگیره...نگو دیره من از این بی خودیها بدجوری گریه‌ام میگیره

......................
............
..........
ای خاک عالم تو سرمون که برای نوشتن یه مطلب باید هفتاد دفعه بنویسیم و پاکش کنیم و سه نقطه بذاریم و هی ادیتش کنیم تا یه موقع خدای ناکرده چیزی از دستمون در نره، کسی اونا رو بخونه و فکر کنه ما خریم، ما نفهمیم، ما دیوونه‌ایم. چه میدونم یه فکر اینجوری بخواد پیش خودش بکنه. ای گه به گور بابای همه اونایی که میخوان اینجوری فکر کنند.

ایکاش میشد همه اون چیزهایی رو که الان دارند مثل کِرم تو مغزم وول میخورند، رو اینجا بنویسم. ایکاش میشد اینقدر جلوی همه چیز سد نسازیم. ایکاش میشد اینقدر احساسات رو سرکوب نکنیم. البته خُب، خوبیش اینه که دیگه عادت کردیم! الان دیگه سالهاست که به این قضیه عادت کردیم، که کسانه دیگه‌ای باید جامون فکر کنند، تصمیم بگیرند، حرف بزنند، حتی اونا باید جای ما زندگی کنند. ماها حقی نداریم. اگه هستیم بخاطر وجود اوناست. دیگه عادت کردیم. به همه " نداریها " عادت کردیم. به همه " داشته‌های بی‌قمار باخته شده،" عادت کرديم. بخاطر همینه که خیلی وقته حناق بیخ گلومون رو گرفته و نمی‌تونیم کوچکترین حرفی بزنیم، چون خودمون هم باورمون شده، اگه هستیم بخاطر چیز دیگه‌ و کَس ديگه‌ای هستیم وگرنه خودمون که بخودی خود ....

خسته‌ام. دلم سکوت میخواد. دلم نور فانوس میخواد. دلم برای صدای جیرجیرکهای دم غروب، تنگ شده. دلم بارون میخواد.

Comments (24)

عادت كه خوب نيست...بايد جلوشونو گرفت...حالا كه ديگه چشمهاي همه باز شده و مي بينن چه بلايي داره سرشون مياد...چرا عادت؟؟ پا شين!! منم ميام!

عمو قصه گو. همه اونقدر خسته ايم که نه تلاشي براي از بين بردن خستگي مي کنيم و نه حاضريم سرمون رو بذاريم و به يه خواب ابدي بريم.
من هم خسته ام ، از اين نگاهها، از اين برخوردها ، از اين اميدواري بيهوده به اينکه يه نفر از يه کره ديگه ميآد و اين خستگي رو از بين ميبره.
پس به همون حرکت حلزون وار خودمون ادامه ميدهيم تا در صد هزار سال آينده شايد به جايي برسيم.

از بارون گفتي عزبز، دقت كردي كه وقتي هم بارون مياد مردم چتري بالاي سرشون ميگيرن كه طراوت بارون رو حس نكنن، كه خيس نشن و تازگي رو حس نكنن. همه اينها به خاطر اينه كه عادت كرديم، به خستگي و به خود سانسوري تا جايي كه حتي بارون رو هم از پشت شيشه دوست داريم .

خسته ايم بخاطر اينكه دچار روزمرگي شديم... عزيز دل برادر ديگه بعد 25 سال ديگه خستگي بايد برات عادت شده باشه... يه نفس عميق بكش... يه فحش خواهر مادر قشنگ هم تو همون نفس به باعث و بانيش بده... بعد اگه تونستي يه كم بدو... يه كم حالت خوب مي شه... اگر هم نشد خوب ديگه از دست من كمكي برنمياد.. . بايد بري خارج عمل كني:)

وقتي تو كه اينجا رو اينهمه دوست داري اينجوري حرف بزني واي بحال كسي كه از همه چيز بدش مياد و يه لحظه هم نميخواد اينجا بمونه...

من از "خسته شدن" و از " از خستگي گفتن " هم خسته ام !!!

كيوان عزيز.. همه خستگي ما ناشي از اون كه خودمون هر روز به اين خستگي دامن ميزنيم وهيچ تلاشي براي بهبود حال و روزمون نمي كنيم...! من اگر برخيزم. تو اگر برخيزي.. همه بر مي خيزن..

aMir:

خستگي را مي شود ديد . لازم نيست بلند بشوي و بروي بيرون و چشم در چشمان ديگران بيندازي تا اين را بفهمي . كافي است صداها را گوش دهي . عمق خشتگيشان را با چشم ببيني و با خود بگويي كه رسالت ما بيش از اين نبود ؟ كه پر بشويم از ملال و از ملال و از استيصال ... خسته ايم . بايد فكري كنيم . براي تك تكمان .

bita:

harfe dele 99% admaroo mizani. khosh be halet ke in ghad tavanaii!!!

سلام ..... همه خسته ايم ... پاراگراف آخر منو ياد فيلم اعتراض انداخت كه با يه تيغ ژيلت ميخواست پيشونيشو بشكافه.....و بره به جنگ كرماي مغزش .... سمت ما هم بيا

كيوان جان ... منم خسته شدم همه دارم مي ميرم ... از روز سه شنبه چه خبر رضا بهم زنگ زد گفت كيوان هنوز نيمده آخر فالوده خورديد يا نه؟

يكي به شوخي مي گفت : ميگن تو كه دختر خوشگلي و دختر خانومي تو ديگه چرا فاحشه شدي . خب دختر خوشگل و خانوم مشتري داره ديگه ! اينم تز اون اقا بود كه اينو تعريف مي كرد ... لعنت به اين زمانه كه تو بايد واسش غصه بخوري

mohsen:

" دلم سکوت میخواد. دلم نور فانوس میخواد. دلم برای صدای جیرجیرکهای دم غروب، تنگ شده. دلم بارون میخواد."
Come to Perth in Western Australia. We lots of have all these.

محسن:

"خسته‌ام. دلم سکوت میخواد. دلم نور فانوس میخواد. دلم برای صدای جیرجیرکهای دم غروب، تنگ شده. دلم بارون میخواد.
" Come to Perth in Western Australia.
You will find all these. www.immi.gov.au

من هم خسته ام. از بچگي خسته بودم. حتي اوقات خوش بچگي رو هم نداشته ام. اما مي رم جلو انقدر كه بالا بيارم. گم بشم. خفه بشم. بتركم. قلبم بشكنه. لودگي كنم. در بغل زن روسپي بخندم. در زن غوطه ور بشم و بعدش هم بميرم شايد كه راحت شديم.
البته با اين وضع بهشت و جهنمي كه ساختن اون دنيا هم مثل اينكه آب خوش از گلومون پايين نميره پس به قول قديمهاي خودم بشاش توش.
به اين نتيجه رسيدم كه بايد گتره اي رفت جلو!!!

چه جالب ! يكي دو پست قبليم از خستگي بود.. اما بايد به اتفاقات ريزه ميزه ي خوشحال كننده ي زندگي دلخوش بود حداقل گول زنك خوبيه!

نگار:

بپرس از اونا که رفتن اونا هم یک جورایی خسته اند خسته غربت خسته بی کسی راهی نیست یا یاید موندو خسته بیداد بود یا باید رفت و خسته دلتنگیهای غربت شد.
روح آدمهایی از نوع تو وخيلیهای دیگه جایی اروم نداره
اینو یادت باشه و اینقدر دلتنگیهاتو مرور نکن به گور بابای همه هم که درود فرستادی دمت گرم

قكر ميكردم فقط خودم خسته ام ..

شفق:

من از بيهوده بودن مي ترسم من از تكرار خود هراسانم از گذر سريع ثانيه ها دلخورم .

leila:

k1 jaan ,movaffagh baashi fekre khallaghi daari,man ham kish boodam 2hafte pish bargashtam,neveshtehaato ke khoondam hamechi baraam tadaaee shod.

side effects are common with most antidepressants - please talk to your doctor regarding the antidepressant most suited to you.

vioxx lawsuits - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/
vioxx attorneys - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-attorneys.jsp
vioxx law firms - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-law-firms.jsp
vioxx faq - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-faq.jsp
vioxx recall - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-recall.jsp
vioxx herat attack - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-heart-attack.jsp
vioxx stroke - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-stroke.jsp
vioxx death - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-death.jsp
vioxx lawyers - http://www.arthritisdruglawyers.com/vioxx/vioxx-lawyers.jsp
arthritis drug lawyers- http://www.arthritisdruglawyers.com
arthritis drug attorneys - http://www.arthritisdruglawyers.com
vioxx - http://www.arthritisdruglawyers.com
celebrex - http://www.arthritisdruglawyers.com
bextra - http://www.arthritisdruglawyers.com

wrinkle cream
botox alternative
anti wrinkle creams
wrinkle reducer
antiaging skin care cream lotion
antiaging skin care
anti wrinkle cream
anti-aging moisturizer

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2