پنجشنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۸۳

این یکی دو روزه یعنی دقیقاً از بعد از بازی با چین سراغ هر کی که میری میخواد پاچه شلوارت رو بگیره و از وسط عینهو خربزه جرت بده. همه سگ شدن. تخم نمی‌کنی چهار کلوم با کسی حرف بزنی. از سوپور سر کوچه گرفته تا دندونپزشک و متخصص زنان زایمان و مدیرعامل شرکت. مَردم خیلی حال و حوصله و اعصاب درست و حسابی داشتند، تیم ملی هم اینجوری باخت، ديگه شد قوز بالا قوز. آخه میدونید، اینجوری باختن کون آدم رو میسوزونه. میسوزونه، بد هم میسوزونه. جداً که بدون داشتن تعصب اَلکی و قلمبه شدن عِرق ملی، امسال دیگه حقمون بود قهرمان ملتهای آسیا بشیم. حیف! حیف از این همه احساسات خوب و قشنگ. حیف از این همه شور و علاقه. حیف از این همه اشک و گریه.

و اما بعد از پايان بازی، قطعاً داور لبنانی و تمام خاندانش عاقبت به خیر شدند! اونا همه گناهانشون بخشیده و آمرزیده شد. پاکِ پاک. انگاری که همین الان دوباره از ننه‌شون متولد شدند و مطمئن باشید که دیگه اونا توی اون دنیا بدون سئوال و جواب راهی بهشت برين خواهند شد. از انکر و منکر هیچ خبری نیست! طلال نمیدونم چی‌چی، بدونه که تو این چند روز، جماعت ایرانی اینقدر به خودش و میون لِنگ و پاچه خواهر مادرش چیزهای خوب خوب حواله کردن که قطعاً تموم گناهانشون بخشیده شده. ای تُف به روت مرتیکه جاکش. حیف از اون همه کمکهای نقدی و غیر نقدی و تسلیحاتی و دفاعی که به کشورت شد! ...... الو الو، صدا میاد؟! ........ آهان، فهمیدم!.... هیچی، بگذریم!

به نظر من هیچ چیزی مثل ورزش نمی تونه اقشار مختلف جامعه رو اینقدر بهم نزدیک کنه. تو این یکی دو تا بازی شاهد بودیم که همه و همه اینبار بدون در نظر گرفتن پُست و مقام و پول و منال، چه جوری از اون شخصیت ثانوی و کذایی که به اجبار برای خودشون ساخته بودند در اومده و بدون دو دو تا کردن، با هر حمله ایران به دروازه حریف داد میزدن و خوشحالی میکردن و با هر گلی که ایران میخورد اشک تو چشاشون جمع میشد و زیر لب فحش و ناسزایی میگفتن. فقط تو یه همچین زمانهایی می‌بینیم اونایی که مادرزاد از دماغ فیل افتادن و حاضر نیستن حتی توی قصر ورسای، یه فالوده با ژاک شیراک بخورند، چه جوری بچه میشن و با هر شوتی، خوشحال و گریون میشن.

باختیم! باز هم مثل همیشه خیلی عوامل تو این باختن دخیل بود، خب به همه اونا کاری ندارم. فقط می‌خواستم بگم امشب، شب جمعه است. شب دعا و راز و نیاز. شب اموات و ارواح و رفته‌گان و اسیران خاک. شب دخیل بستن و نذری دادن. بیایید، همه مون پاشیم بریم یه امامزاده. بریم یه امامزاده تا هم برای رفته‌گان داور لبنانی فاتحه‌ای بخونیم و هم، دخیلی ببندیم و متوسل بشيم تا شاید کاپیتان تیم ملی جناب آقای علی دایی، رضایت بده و از تیم ملی خداحافظی کنه!

۱۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

نه ديگه گير دادن به علي دايي نداشتيما....من نمي دونم چرا همش حس مي كنم از وقتي اينجا مي نويسي نوشته هات با بلاگ اسكاي فرق كرده..البته فقط حس مي كنما

elaheh

واقعا حيف اون همه كمك نقدي و غير نقدي وجنسي و غير جنسي (!!)كه به اين لبناني ها كرديم! كوفتشون بشه!!اگر ديگه يه دو نه شهاب 3 بهشون داديم نامرديم!!!

آقاي علي دايي كم مونده كه بازوبند كاپيتانيو ، رو پيرهنش بدوزه. جاكش انگار سند تيم ملي رو به نام زدن واسش تازه گفته بعد از جام جهاني 2006 از فوتبال خداحافظي ميكنه. تصور كن اين سركرده مافياي فوتبال ايران بعدش احتمالاَ تا زماني كه زنده است ميخواد سرمربي تيم ملي هم باشه!!!

سلام دوست عزيز... فكر كنم سرمه جون باهات صحبت كرده... من توايميل شمارمو مي دم كه بهم زنگ بزني ... مرسي باي

واقعا غيور تر از ايراني ها كي رو پيدا ميكني ..يارو داور اومده اين قد بد داوري كرده ولي بعد بازي ايراني ها همه رو نديد گرفتن راه افتادن دنبال شوهر دادن خواهر و مادر و عمه و خانم و چيزاي ديگه داور

زياد مهم نيست..! بي خيال..

والله سرمه خانم نمي‌دونم چرا شما اينجوری حس می‌کنيد؟! شايد هم واقعا شکل نوشته‌هام عوض شده باشه!
الهه خانم و آقا رضا خواهش می‌کنم مودب باشيد. اينجا که اومدين نه از شهاب مهاب حرف بزنيد و نه فحش کشدار بدين. فهميدين؟!
آخ جون خلاصه یکی هم پیدا شد به ما شماره بده. بقیه خانومها یاد بگیرند!!!
چی میگی زولبیا؟! قراره کی عروس بشه و کی رو میخوان شوهر بدن؟! تو به چیز داور چیکار داری؟!
و مرسی از سارا بابت سخن اندیشمندانه اش: زیاد مهم نیست..! بیخیال..

كيوان خان سرمه راست مي گه ... از وقتي اينجا اومدي يه نمه راحت تر مي نويسي

سلام دوسته من وبلاگ جالبي داريد مطالبت هم خيلي جالب و خوندني..اميد وارم بهتر و جالب تر از اين هم بشه
بهم سر بزن خوشحال مي شم....راستي شما با تبادل لينک موافقد.؟منتظرتونم...يا حق

باب جان كيوان . چقدر فوتبالي مينويسي . جدي مي گم حالم داره كمكم خراب ميشه .چي درسته كه فوت بال درست باشه . اي بابا .

حالم از هر چي بازي رده بندي بهم ميخوره ! آخه سوم شدن به چه درد ميخوره ؟! آق دايي هم بالاخره گل زدن فرمودند !!! من موندم اگه مالديو نبود چه جوري اين بشر ميخواست ركورد گلهاي ملي دنيا رو بشكنه ؟!!!!!!!

سلام.تبريك با تاخير :)

ارسال نظر