گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
اون موقع که جوون بودیم و حس و حال و طراوت و وقت و زمانی داشتیم، بجای انجام یه سری کارها، رفتیم سراغ یه سری کارهای دیگه و اونارو انجام دادیم! حالا که بزرگتر شدیم و چیزمون به سنگ خورده و فهمیدیم که باید یه سری کارها رو تو عنفوان جوونی انجام می دادیم ولی ندادیم و حالا قصد انجامش رو داریم، دیگه نه از اون شور و حال و طراوت چیزی مونده و نه دیگه اون حس و حال یادگیری و آموزش رو داریم. دیگه نه قدرت و حال اینو داریم که اون کارهای نکرده رو انجام بدیم و نه توان اینو داریم که اون کارهای کرده رو دوباره انجام بدیم و تجدید خاطره نماییم....... اااااااااااااای جوونی کجایی که یادت بخیر؟!
از شما چه پنهون، چند وقته که گیوهها رو وَر کشیدم و آقا دایی رو هَم کشیدم و با سلام و صلوات تصمیم گرفتم، خیر سرم زبان بخونم. یعنی یکی از همون کارهای نکرده در دوران جوونی. به لطف دوستان، معلم خوبی بهم معرفی شد و دو سه هفتهای هم هست که کار رو شروع کردم. روز اول که معلمه ازم پرسید چقدر زبان بلد هستی؟ با صداقت و صراحت و کمال پررویی گفتم، هیچی سوادم در حد اکابره. خانم معلم قبول نکرد و گفت: نه بابا مگه میشه؟! بهر حال شما درس خوندی، دانشگاه رفتی، خیر سرت مهندسی، حتماً زبانت خوبه! گفتم، همه اینا رو که شما گفتی، من هستم و انجام دادم ولی والله بخدا زبانم در حد I am a windowe ولی معلمه قبول نکرد که نکرد. وقتی چند بار اصرار کردم و دیدم خانم معلم از موضع خودش پایین نمیاد گفتم، ولش کن، زیاد هم که اصرار کنم فکر میکنه خودم رو چس کردم و دارم شکسته نفسی می کنم. یه کمی که بگذره و چهار کلوم که باهاش حرف بزنم خودش میفهمه با چه نابغه ای طرفه! گذشت زمان همه چیز رو مشخص می کنه.
وقتی تو جلسه اول اسم و مشخصاتم رو به انگلسی پرسید و دید من همینجوری مات و مبهوت زل زدم بهش و دارم عینهو گاو مش حسن نگاهش میکنم، اولش دو سه باری جملهاش رو تکرار کرد، فکر میکرد دارم باهاش شوخی میکنم ولی وقتی جمله رو ترجمه کرد و به فارسی گفت چی پرسیده، من خیلی ریلکس و خیلی پررو به فارسی جوابش رو دادم و بهش گفتم، اسمم کیوان و سنم فلان و تحصیلاتم بیساره، فکر کنم از همونجا فهمید که با چه گاوی طرفه! البته اولش اصلاً فکر نمیکرد زبان فارسی من اینقدر خوب و سلیس و بینقص باشه و بتونم به همه سوالاتی که اون میپرسه به فارسی جواب بدم! دو سه بار هم که سوم شخص مفرد رو با DO سوالی کردم و گذشته GO رو GOed گفتم، دیگه کم کم فهمید قصد شوخی ندارم و کلاً آدم جدی هستم و همه اون چیزهایی رو که اولش بهش گفته بودم کاملاً درست بوده.
تو یکی از جلسات وقتی پرسید جداً جواب این سوال رو هم نمیدونی؟! من باز هم خجل و شرمنده سرم رو به پایین افکندم و در همون حال که داشتم گلهای قرمز قالی رو میشماردم گفتم، ببین خانم معلم جان، شما فکر کن شاگردت هلن کلره! یه شاگرده کور و کر و لال. یه شاگرد کند ذهن و عقب افتاده. منگول. معلول ذهنی و جسمی. فکر کن اصلاً اومدی دیوونه خونه. اومدی توانبخشی و قراره درس بدی! اگه میتونی به چنین شاگردی درس بدی، بسم الله وگرنه توقع زیادی از چنین شاگردی آب در هاون کوبیدنه! با این سوالاتت هم، هی منو شرمنده نکن. بنده خدا قبول کرد و فکر کنم دیگه هم به این باور و اعتقاد رسیده که با یه عقب افتاده ذهنی سر و کار داره و این شاگردش با همه شاگرداش تفاوت داره.
دیشب داشتم فکر میکردم کاش یکی پیدا میشد یه آمپولی، چیزی میزد به باسن مبارکم و یهویی عینهو بلبل میتونستم انگلیسی صحبت کنم. بلبل که هیچی، با این هوش و ذکاوت و تمرین و ممارست و فراخی باسنم، مطمئنام خودم که صد سال دیگه هم نمی تونم انگلیسی صحبت کنم هیچ، اون معلم بیچاره فلکزده هم بعد از یه مدتی سر و کله زدن با من، هم انگلیسی صحبت کردن یادش میره هم دیگه نمی تونه فارسی حرف بزنه!
ای برادر، ما خیلی وقت پیش در آرزوی کشف همچین آمپولی بودیم...منتها بعدا کاشف به عمل اومد که باسن مبارک ما توانایی تحمل اینکونه آمپولها را نداره!.
این حرفها که از سنت گذشته و استعداد نداری و اینها رو همه رو بریز دور چون چرته ...انگلیسی رو هم راحت می تونی یاد بگیری ... می دونی شاید بد نباشه که با نوار هم کار کنی یعنی گوش بدی .مهم نیست که حتما حواست به نوار باشد همین که تو گوشت حرف بزنه یا بخونه خیلی کمک می کنه ...امتحانش ضرری نداره
همون فراخي باسن! رو كه حل كني، يه روز مي بيني مثل بلبل داري انگليسي حرف مي زني...
اگه از دست من كمكي ساخته اس حتمآ بگيا....از دست شما واسه من يه كاري ساخته اس حتمآ كارت دارم!!
اصولا كسي مي تواند ياد بگير كه وحشت زده باشه اگر ياد نگيرم چه بده.هيجان متعادل ميتواند به يادگيري كمك كند اگر هيچ نترسي كه آره بلد نيتم و عيب هم نيس يا كاملا بترسي كه واقعا باعث شرمندگيست كه ياد نميگيرم يا بلد نيستم هر دو خطر ناكه.شوخي را بذار كنار و هر چي بلدي راست و درست به استاد زبانت بگو و بعد هم انتظار نداشته باش مث يه بچه كلاس اول درست دهد.حق را به او بده كه تعجب كند وقتي ميگكي از زبان هيچ نمي دونم .چون اگر بلد نباشي و تا اينجا رسيده باشي جاي بسي تعجبه.
سلام منو به معلم زبانت برسون و بهش بگو تحملت كنه و باهات كنار بياد تا به شاگردي كردن عادت كني.بهش بگو چاره اي نيست يه مدت بچگي كردن را كنار گذاشتم و حالا مشق نوشتن و تكليف پس دادن برام مشكل شده. شما صبوري بفرماييد و تعجب كردن ها را پنهان كني و تنبيه كني و نترسي و از تشويق خود داري كني خوب خوب خوب ميشم.اگر نتوانست تعليمت دهد من برايت معلم بهتر تري سراغ دارم
سلام.. اصلا خودت رو ناراحت نكني ها.. ميگن ز گهواره تا گور دانش بجوي...موفق باشي رفيق
salam
webloge ghashangi dary
man ham too weblogam sher minevisam
behem sar bezan,khoshal misham
i go to bed by bus ! :D
خيلي دير شده برای تبريك دات كام شدن؟ ولي تبريك. يه روزي ما دوستاي قديمي بوديم...حالا هم هستيم اما بدون نگاه كردن به هم ديگه! اون وقتها توكا در برفلاگ بلاگ اسكاي بودم
سلام. سبك طنز نوشته هاتون خيلي شيرين و جالبه. ماجراي زبان خوندنتون هم كه...
hehe!!mahi ro har vaght az ab begiri tazast! no worries!! age ye angizeye ghavi dashte bashi "farakhiye bassan" ham kari az dastesh bar nemeeyaad ... ;)! intori ke az neveshtehat bar meeyad, az ketab zeeyad mikhooni! mitooni az alaghat bara saree-tar yad gereftane enlish estefade koni! avalash sakhte! chon kheili az loghat ro motovajeh nemishi va gheire momkene ke betooni maniye har kalameyee ro ke nemifahmi azz dic dar biari vali yekam ke bekhooni yad migiri ke ba tavajoh be maniye jomle maniye oon kalama ro befahmi va faydeye in kar ineke karborde loghat ro alave bar manishoon yad migiri!! in tajrobeye shakhsiye mane vali shayad bara to ham mofid vaghe she! :)
good luck with ur studies
و اما ممنون از همه شما دوستان كه با حرفهاي محبت آميزتان انگيزه دوباره براي خوندن تو وجودم ايجاد كردين!
همينجور كه شايد خيلي هاتون هم درگير اين مسئله باشيد " فراخي باسن " مشكل لاينحلي است كه سعي دارم بر اون غلبه كنم!
سرمه تو با من چيكار داري؟! راستشو بگو ناقلا؟!
ممنون از مادربزرگ گرامي بهشت!!! كه هميشه و همه جا در حال نصيحت كردن خلق الله است. ظاهرا خداوند وظيفه ارشاد و راهنمايي جماعت در هنگام غيبت را بر عهده ايشان گذاشته است!
باران جان ببخشيد من اصلا يادم نيست كي و كجا با شما دوست بودم. اگه مشكل نگاه كردنه خب بيا يكبار ديگه نگاهت كنم!
ممنون نسيم خانم. مرسي بابت راهنمايتون.
اگه اون معلم بنده خدا زبانش يادش بره از كمالات همنشين بودن با توئه ولي بايد اينم بدونه كه كلي چيزهاي ديگه عايدش ميشه. از جمله حاضر جوابي و سلیسي و روان صحبت كردن زبان فارسي است.