گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
هفته قبل نمونه عينی اينكه قديمیها میگن " انگار كون آسمون پاره شده " رو با چشمهای لوچ خودمون ديديم و به اين نكته ايمان آورديم كه تو اين دنيای وانفسا نه فقط آدمی بلكه باسن مبارك تموم آفريدهها و خلايق ميتونه پاره بشه. بعد از اينكه فهميديم در اين مسير پر چالش ماها تنها نيستيم و تمامی اِنس و جن و نبات و حيوون و آسمون و زمين هم همدرد و همقدم ما هستند بسی خوشحال و خرسند گشتيم!
اصولاً تو بعضی موارد همينكه آدم بفهمه، ديگرون هم حس و حال آدم رو درك میكنند و میتونند بفهمند، آدم تو اون شرايط چه دردی رو متحمل ميشه، كفايت میكنه. يعنی داشتن يه حس مشترك و نگاه به مسايل پيرامون از يك دريچه. حالا همين مورد پاره شدن باسن هم از همون موارد بسيار مهمه! همه اونايی كه دچار اين عارضه اسفناك شدند حالا ديگه ميتونند با آسمون يه ارتباط حسی قشنگ برقرار كنند و روح و باسنشون رو آسمونی كنند!
امسال لطف خداوندگار متعال نصيب ما بندگان مفلس و تهیدست شد و يه هفتهای آب و هوا تهران، شمالی شمالی شد. چند روزی صبح كه از خواب بيدار میشديم پنداری تو رامسر و محمودآباد هستيم. ظاهراً خدا ديده، جاده چالوس كه بسته است، جاده هراز هم اينقدر شلوغه كه خر صاحبش رو نمیشناسه، پس گفته بذار به اين طريق يه حال اساسی به جماعت بديم و يه هفتهای هوا رو چنون عاشقونه كرده بود كه آدم ديگه دوست نداشت بره سر كار.
تو يكی از همون روزهای عاشقونه هفته قبل به يكی از دوستام گفتم: "ای خاك تو سر ماها كه اينقدر درگير كارهای الكی و يه قرون دو زار شديم كه آرزوی قدم زدن تو يه همچين هوايی رو هم بايد با خودمون بگور ببريم." همين صحبت من باعث شد كه ايشون ( البته اسم اين رفيقم مهرداد و عينهو يه غول بیشاخ و دمه. اورانگوتان رو ببين، مهرداد رو ببين. اينو گفتم كه سوء تفاهم پيش نياد و يه موقع فكر نكنيد خدای ناكرده پای دافی وسطه! ) به رگ غيرتش بر بخوره و يهويی احساساتش ور قلمبيده بشه و بگه: "جون خودم راست ميگی كيوان، پاشو بزنيم بيرون." منهم كه اينجور مواقع خر وامونده به هُشام. وزش يه نسيم، روح لطيف ما رو تلنگوری زد و باعث شد بيخيال درس و استاد بشيم و خيلی شيك و راحت سرمون رو انداختيم پايين و در حاليكه استاد داشت پای تخته گلو و يه جای ديگه خودش رو پاره میكرد و نمودار و چارت میكشيد اين هوا!!! از كلاس زديم بيرون. يه كمی پيادهروی كرديم، جداً كه هوا عالی بود، بعدش هم رفتيم يه كافیشاپ نشستيم و كلی گپ زديم.
بعيد ميدونم تا سالها، خاطره چنين قدم زدنها و گپهای دوستانه ناگهانی از ياد آدم بره. يه جاهايی بايد بزنی زير هر چی كاسه كوزه و مقررات و دستك دنبكه. يه جاهايی بايد بگی گور بابای درس و مشق و با اجازه شما، هر چی استاده! يه جاهايی بايد بیسواد بشی و بری بشينی تو اكابر. يه جاهايی بايد قيد استاد رو بزنی و بری بشينی پای صحبت ملا. يه جاهايی بايد كت و شلوار رو درآورد و با پيژامه رفت مهمونی! والله بخدا وقتی روح و روان آدم خسته باشه هر كاری هم كه بكنی دو دو تا چهار تا نميشه.
فكر كنم اون "ای خاك تو سر ماها كه اينقدر درگير كارهای الكی و يه قرون دوزار شديم ....." رو سر و كله خيلیهامون پاشيده شده و همين عامله كه باعث شده رنگ موهامون عوض بشه و فكر كنيم ديگه پير شديم. يه جاهايی اگه قانون شكنی كنيم و بگيم "گور بابای ..." خيلی از مشكلات حل ميشه. يه جاهايی ده دقيقه پياده روی خيلی از مشكلات و فشارهای عصبی رو كم میكنه. حتماً هم كه نبايد هر روز هر روز با جنس مخالف بريم كافه شاپ. وقتی هوس كردی و دلت خواست برو تو، دل دل نكن آخرش يه چيزی ميشه ديگه. آره، يه كمی هم تو طول روز واسه دل خودمون يه سری كارها رو انجام بديم بد نيست!
سلام.مگر نگفتيد لولو برده و هر روز نمي نويسيد؟ بابا مثل دولتمردان نباشيد يا نكند معتاد شديد؟ اين يك. دوم اينكه بي زحمت به اسافل اعضا زياد گير نديد.نه به جهت خدشه دار شدن لطافت روح ملت بلكه به خاطر احتمال فيلتر و باقي قضايا. شاد باشيد
دودره باز كلاس رو هم دودر ميكني؟
من كه مردم از بس به اين ملت گفتم بابا يه كمي هم به فكر خودت باش..بي خيال كار و زندگي يه كمي تفريحي به كسي ضرر نميزنه...!خوش باشي رفيق
بابا اي ول
خب الهی شکر که به بهانه ..... آسمون شما یک کافی شاپی زدید روح آدم نفس میکشه وقتی یکهویی میزنه زیر همه چی کار قرار مدار و از هیچچی نمیترسه پای همه چی وای میسته تا سلولهای روحش نفسی تازه کنند دفعه دیگه ما هم بازی
سلام.
ما هم زده به سرمون داريم جمعه دسته جمعي ميريم تنگه واشي...كسي ميخواد بياد بگه...
بابا ول كنين اين دامن استاد رو ... هي خودمونو ميكشيم واسه دو نمره...هي قسم و آيه ميخوريم كه آي ي ي ي مشروط ميشم و استاد نمره بده , آخرش كه چي؟ ...
(حالا كه يه سه واحدي رو به دليل عدم پاچه خاري استاد افتادم ميفهمم ... :) ) .
شاد باشي و پايدار
تا هميشه
تا ابد...
شما يه كم تشريف بيارين ونكوور لطفآ!!
سلام کیوان خان .... می بینم که سایت باز شده من فقط دیر اومدم تبریک حالا می شه بهت لینک داد ... خیلی مبارکه
كيوان خان خونه ي جديد مبااااارك ...
به قول رضا مارمولك در روش رو ياد گرفتي !!
تو چرا كلاستو انقدر بردي بالا دير دير مي آپي؟:دي
salam, sari miram sare asle matlab, mikhastam age movafeghat bashi ba ham tabadole link ya logo konim,montazere javabet hastam, chakeram, bye
بايد كمي صبر كرد.
حق با توست. بعضي وقتا كارهاي ناگهاني كلي حس ميده. حس طراوتي كه جز با كمي ذوق بدست نمياد. خوب باشي